آسیب‌‌شناسی رویکرد تبلیغاتی در فعالیت‌‌های فرهنگی پس از انقلاب

کدام عامل باعث گردیده است که جبهه فرهنگی انقلاب از دستیابی به اهداف حداکثری فعالیت‌‌های فرهنگی‌‌اش باز ماند؟

«فکرت، رسانه اندیشه و آگاهی»؛‌ فرهنگ از مهمترین ارکان هویت‌بخش حیات یک جامعه اسلامی به شمار می‌‌رود آن‌سان که تعیین مرگ‌وزندگی یک جامعه دینی و سقوط و عروج آن در اتحاد یا انقطاع از هویت فرهنگی معنا می‌‌شود. امام خمینی در کسوت رهبر بزرگترین انقلاب فرهنگی جهان معاصر در باب اهمیت شایان فرهنگ می‌‌گوید: فرهنگ است که مبدأ همه خوشبختی‌‌ها و بدبختی‌‌های یک ملت می‌‌باشد. (صحیفه نور، ج۳، ص۳۰۶) اگر فرهنگ درست شود یک مملکت اصلاح می‌‌شود. (همان، ج۱، ۳۹۰) رأس همه اصلاحات، اصلاح فرهنگ است.

آیت‌‌الله خامنه‌‌ای به‌عنوان زعیم و دیده‌‌بان خبیر و بصیر و شخصیتی آگاه و صاحب‌‌نظر در عرصه فرهنگ و ارزش‌‌های دینی در خصوص جایگاه حیات‌‌بخش این رکن و پایه مهم در جامعه دینی و اسلامی، سخنانی به غایت مهم و راه‌گشا دارند که اهمیت فوق‌العاده اصل فرهنگ را در اندیشه راهبردی و استراتژیک ایشان نمایان می‌‌سازد. آیت‌الله خامنه‌‌ای فرهنگ را بسان روح در کالبد اجتماع و ستون فقرات حیات یک ملت و به‌مثابه هوا می‌‌انگارد. و ملیت یک ملت و قوام آن و منشأ عمده تحولات جامعه اسلامی را در گرو فرهنگ می‌‌پندارد. (فرهنگ در منظر مقام معظم رهبری، ص۸۷-۹۴) در یک کلام، از نظرگاه ایشان همه راه‌ها به فرهنگ منتهی می‌‌شود بدین روی باید برای فرهنگ کار کرد.(همان، ص۸۹)

تعریف فرهنگ

خاستگاه لغوی فرهنگ ریشه‌‌ای باستانی در ادبیات هخامنشی و اوستایی دارد. فرهنگ از دو جزء فرا و هنگ ترکیب یافته است. فرا به معنای بالا و بیرون و هنگ نیز اشتقاق یافته از ریشه اوستایی ثنگ است که در معنای کشیدن به کار گرفته شده است. و ازاین ترکیب چنین معنایی به دست داده‌اند:

بیرون کشیدن یا بالا کشیدن استعدادها و لیاقت‌های ذاتی و نهفته در نهاد فرد و جامعه است. (فاطمه جان احمدی، تاریخ فرهنگ و تمدن اسلامی، ص۳۵) 

در ارائه تعریف اصطلاحی باید یادآور شد؛ تعریف‌های متنوع از فرهنگ به‌گونه‌ای است که تجمیع آن در تعریفی واحد ناممکن نموده است. برخی برای فرهنگ ۱۶۴ تعریف عده‌‌ای نیز ۲۵۰ و ۳۰۰ و ۴۰۰ تعریف متفاوت گرد آورده‌اند.(همان)

علامه جعفری پراکندگی در تعریف فرهنگ، معلول عدم در نظر گرفتن هویت اصلی انسان که در مرز طبیعت و ماوراء طبیعت تکوین یافته دانسته است.(جعفری، فرهنگ پیرو، فرهنگ پیشرو، ص۹) او در تعریفی که از فرهنگ به دست داده چنین می‌‌گوید:

فرهنگ عبارت است از کیفیت یا شیوه بایسته و شایسته برای آن دسته از فعالیت‌های حیات مادی و معنوی انسان‌ها که مستند به طرز تعقل سلیم و احساسات تصعید شده آنان در حیات معقول تکاملی باشد.(همان، ص۱۰)

علامه در این تعریف کوشیده تا معنایی از فرهنگ پیشرو ارائه کند. ضمن پذیرفتن عناصری که علامه جعفری در تعریف فرهنگ قید داشته‌اند تعریفی دیگر از فرهنگ روشن‌تر مقصود این نوشتار از اصطلاح فرهنگ بیان می‌دارد:

فرهنگ نظام ثابت و ریشه‌دار عمل و رفتار و اندیشیدن یک یا چند قوم است و اگر فرهنگ داشتن و بی‌فرهنگ بودن را به شخص نسبت دهند مراد این است که آن شخص در فکر و عمل از قواعد و نظمی پیروی می‌کند یا بی‌‌نظم و بی‌‌مبالات به ادب و قاعده و قانون است.(داوری اردکانی، فرهنگ، خرد و آزادی، ص۲۴۵)

آیت‌الله خامنه‌‌ای در تعریف فرهنگ که به نوعی یک نقشه راه نیز به شمار می‌‌رود چنین می‌‌گوید: مراد ما از فرهنگ همان ذهنیت‌هاست یعنی آن ذهنیت‌‌های حاکم بر وجود انسان که رفتارهای او را به سمتی هدایت می‌کند_ تسریع یا کند می‌‌کند_ این حداقل نیمی از عوامل تعیین‌کننده و پیش‌برنده و جهت‌دهنده به همه رفتارها است.(فرهنگ در منظر مقام معظم رهبری، ص۸۶)

مقصود از فرهنگ در این نوشتار عمل و رفتار و اندیشیدنی است که از نظام ثابت مکتب اسلام برخاسته است نظام رفتاری که برخوردار از هویت و تعینی دینی با شاخصه‌‌های ارزش‌مدرانه اسلامی است. فعالیت‌‌های فرهنگی نیز به آن دست از کوشش‌‌هایی گفته می‌‌شود که در پی نهادینه‌سازی چنین نظم و ساختاری از رفتارهای دینی در سطوح مختلف جامعه است.

کاستی‌‌های تبلیغات فرهنگی

در این نوشتار برآنیم به بررسی انتقادی رویکرد غالب و عمده فعالیت‌‌های فرهنگی پس از انقلاب که دچار کاستی‌‌های مبنایی و اساسی است بپردازیم. غیر اثربخش‌بودن هزینه‌‌ها و سرمایه‌‌گذاری فرهنگی از جمله معضلاتی است که دامن‌‌گیر فعالیت‌‌های فرهنگی و تربیتی جامعه دینی ما گردیده است. ما به ازاء آنچه از کوشش‌های فرهنگی در سطح جامعه دیده می‌‌شود آن چیزی نیست که باید متناسب با آن به دست آید، این در حالی‌است که تکا‍پوی فعالیت‌های فرهنگی در جامعه ما با کوشش‌‌های فراوانی در بخش‌‌های گوناگون دولتی و غیردولتی در حال انجام است. کدام عامل باعث گردیده است که جبهه فرهنگی انقلاب از دستیابی به اهداف حداکثری فعالیت‌‌های فرهنگی‌‌اش باز ماند؟

۱-کمیت‌گرایی

آنچه امروز از فعالیت‌‌های فرهنگی در جامه دینی ما دیده می‌‌شود پیش از آن که جنبه زیربنایی، اصولی و مبنایی داشته باشد دارای هویتی روبنایی و کمیت‌‌گرایانه است که لاجرم در قالبی تبلیغاتی با همه محاسن و معایبش، قدرتمند اما فاقد اثربخشی‌‌های مکفی و لازم ظاهر می‌‌شود. هزینه بالا و سود کم با یک ناستواری ممتد و البته ناپیدا که بر حسب سرشتش و ذاتش همه چیز را در عین‌حال که متلاطم و بی قرار است، آرام و بی‌‌خطر نشان می‌‌دهد و ناگفته پیدا است که دوام چنین روند ثابتی می‌‌تواند مهلک و خطرآفرین باشد و اگر مبنای تشخیص واقعیت امروز و فردای فرهنگی از نگاه کم‌سوی آن ارزیابی شود نتیجه آن بی‌‌گمان فاجعه‌‌بارتر نیز می‌‌گردد. فی‌الواقع آنچه امروز بر فعالیت‌‌های فرهنگی می‌‌گذرد نباید به همه واقعیت‌های فرهنگی تعمیم داد چه اینکه با تبلیغات فرهنگی نمی‌‌شود واقعیت حال فرهنگی را عمیقاً درک کرد خصوصاً اگر قرار بر آن باشد، کارگزاران حکومتی و مدیران دولتی از آن گزارش تهیه کنند آن‌گاه در بدترین حالت نیز حال عمومی فرهنگ عالی خواهد بود و در بحرانی‌‌ترین وضعیت قرمز که بیشتر علائم حیاتی از کار افتاده باشد نیز گزارش‌‌ها همه چیز را بر وفق مراد نشان می‌دهند آن‌سان که از هر سو باد موافق خوش و خرامان می‌‌وزد.

پر روشن است که چنین رویکرد عقیمی ایجاب می‌‌کند در فرایند فعلی فعالیت‌‌های فرهنگی فوراً تجدید نظر گردد. راه گریز و برون‌رفت از این بحران غیر اثربخشی فعالیت‌‌های فرهنگی‌‌‌‌، تنها خروج از چنبره کمیت‌‌گرایی در قلمرو فعالیت‌‌های فرهنگی و روان‌ساختن آن در مسیر کیفیت‌‌گرایی است که در ادامه بیش از این از آن سخن خواهیم گفت. البته تاکید می‌‌گردد به نظر نگارنده این ذهنیت حاکم بر مسئولان فرهنگی، معلول مبنایی است که از آن سخن رفت در صورت تغییر این مبنا قطعاً شاهد رویکرد مناسب‌‌تری نیز در عرصه عمل و اجرای درست و کامل فعالیت‌‌های فرهنگی خواهیم بود.

۲- عدم تاثیر پایدار

کاستی دیگری که در تبلیغات فرهنگی وجود دارد عدم تغییر اصولی در ذهنیت‌‌های عمومی جامعه در حفظ و استقرار نظام‌‌های ارزشی در برابر فرهنگ‌‌های مهاجم است. شایان ذکر است که تبلیغات فرهنگی صرفاً احساسات فرهنگی را بازتولید می‌‌کند اما به دلیل ناپایداری و نااستواری در گستره ذائقه‌‌ها و گرایش‌‌های دائمی در نظام‌‌های رفتاری، ناگزیر سطحی و زودگذر و خارج از نقطه‌‌های کانونی و مرکزی تولید و حفظ نظام ارزشی عمل می‌‌کند.

۳- بیرونی بودن

آسیب دیگری که با اتکاء صرف به تبلیغات در فعالیت‌های فرهنگی، جبهه انقلاب را با مشکلات متعددی درگیر می‌‌کند جنبه بیرونی‌بودن است. زیرا زمانی فعالیت‌‌های فرهنگی به عینیت می‌‌رسد که از درون یک جامعه بجوشد و به صورت وجدانی و حضوری با روح جامعه متحد شود که راهکار آن برقراری تعامل نزدیک و رودررو و حضور در متن جاری زندگی آحاد جامعه است آن‌چنان‌که پیش از انقلاب با این راهبرد درونی و باطنی بزرگترین انقلاب قرن به‌گونه‌‌ای شگفت‌‌انگیز ظهور کرد. حال آن‌که اثربخشی تبلیغات فرهنگی صرفاً یک‌طرفه و کوتاه و با فاصله و مقطعی و صرفاً صورتی از واقعیت فرهنگی را نمایش می‌‌دهد بی‌‌آن‌که آن را تا اعماق روح جامعه نفوذ دهد و پدیدآورنده ذائقه فرهنگی و سازنده گرایش پایدار ارزشی باشد.

۴- تک ساحتی بودن

تبلیغات فرهنگی به موجب محدودیتی که دارد همه ساحت‌‌های فرهنگ را در بر نمی‌‌گیرد لذا تمرکز مطلق بر آن، همه نیازهای عمیق و گسترده جبهه انقلاب را برآورده نمی‌‌سازد و چنین انتظاری نیز از آن روا نیست. حال اگر فرهنگ را مجموعه‌‌ای از بینش‌‌ها، منش‌‌ها و کنش‌‌ها انگاشتیم به وضوح خواهیم یافت که قلمرو فعالیت تبلیغات فرهنگی، نازل‌‌ترین سطح از این مجموعه که حوزه کنش‌‌ها است در بر می‌‌گیرد. از آن سو اگر سایر فعالیت‌‌های فرهنگی که لازم می‌‌نماید به صورت پیشینی در سطح بینش و منش یا گرایش، مطابق با اهمیتی که این ساحت‌‌های وجودی فرهنگ دارد به درستی عمل نکنند تبلیغات فرهنگی در حد یک جُنگ و شوی تبلیغاتی، ظاهر می‌‌شود. مع‌الاسف واقعیت ماجرای فعالیت‌‌های فرهنگی امروز، حاکی از آن است که فعالیت‌‌های مراکز فرهنگی در حوزه بینش و گرایش، بیش از حد راکد، خاموش و منفعل و ناکارآمد و خارج از متن و در حاشیه عمل می‌‌کنند. باید اضافه کرد اگر فعالیت‌‌های فرهنگی به‌طور مشخص نقطه آغازش در صورت حرکت همه‌جانبه فعالیت‌‌های فرهنگی به ترتیب سطوح و ساحت‌‌هایی که آمد از بینش تا کنش، منظم انجام نگیرد تبلیغات فرهنگی هر آنچه ساخته است با یک موج اجتماعی از دست می‌‌دهد زیرا تبلیغات فرهنگی در ساختار سه‌گانه بینش، منش و کنش یک واقعیت عرضی و تبعی است که اثربخشی آن در زیر سایه بینش‌‌ها  و گرایش‌‌ها، کامل می‌‌شود. 

جمع‌بندی

بنابر آن‌چه آمد روشن می‌‌شود تبلیغات فرهنگی صرفاً یک حرکت روبنایی است که در صورت تکمیل سایر فعالیت‌‌های فرهنگی در گستره زیربناهای اثرگذاری چون بینش و گرایش، رفتاری نتیجه‌‌بخش خواهد بود در غیر این صورت گزارش و آمار کمیت‌‌های تبلیغاتی با واقعیت کیفیت‌‌های فرهنگی کاملاً نامتوازن، ناخوانا و فاصله معناداری از هم خواهند داشت.

 بنابراین شایسته نیست در عرصه فرهنگ جهت رسیدن به اهداف آرمانی، همه جبهه فرهنگی را در رویکرد تبلیغاتی آن محدود ساخت چرا که در جنگ فرهنگی اکتفا کردن و دل بستن و حساب کردن روی کنش‌‌ها و واکنش‌‌های صرفاً تبلیغاتی و شعاری و غفلت‌ورزی از رویکردهای عمیق و خطیر کیفیت‌‌گرایی و مبناگرایی فرهنگی، سرانجام نتایج خسارت‌بار و جبران‌ناپذیری روی دست انقلاب خواهد گذاشت. با بررسی تعریف رهبر انقلاب از فرهنگ و نقش آن در ذهنیت‌‌های حاکم بر رفتارهای انسانی و شناخت رویکرد غالب تبلیغاتی در فعالیت‌‌های فرهنگی به روشنی عدم انطباق سیاست‌‌گذاری‌‌های عمده فرهنگی و فعالیت‌‌های غالب مرتبط با آن با نگاه راهبردی رهبر انقلاب در حوزه فرهنگ کاملاً آشکار می‌‌گردد.

* سید محمد تقی موسوی کراماتی، نویسنده و پژوهشگر

لینک کوتاه مطلب : http://fekrat.net/?p=9531