امتیازهای اقتصادی، هدف استعمار (۱)

روس و انگلیس بعد از جنگ اول ایران و روس یک رقابت و مسابقه نفس‌گیر در کسب امتیازهای اقتصادی و سیاسی در کشور ما ایجاد کرده بودند. در واقع امتیازهای اقتصادی را مدنظر قرار داده بودند.

بیست و چهارم اردیبهشت‌ماه سالروز تحریم تنباکو توسط مرجع بزرگ شیعیان، میرزا حسن شیرازی را گرامی می‌داریم. ما از عصری صحبت می‌کنیم که استعمار بیشترین هجمه سیاسی و اقتصادی خودش را در ایران اسلامی وارد کرده بود.

استعمار روس و انگلیس بعد از جنگ‌های ایران و روس تمام تلاش خودشان را بر این گذاشته بودند که بیشترین نفوذ و بیشترین بهره‌کشی را از کشور ایران ایجاد کنند. روس و انگلیس بعد از جنگ اول ایران و روس یک رقابت و مسابقه نفس‌گیر در کسب امتیازهای اقتصادی و سیاسی در کشور ما ایجاد کرده بودند. در واقع امتیازهای اقتصادی را مدنظر قرار داده بودند.

نظام سرمایه‌داری تقریباً در ابتدای کار بود و نیاز به بازارهای سرمایه و مصرف داشت؛ ایران هم به عنوان یک کشور پر جمعیت و غنی به عنوان کشوری نیازمند به مواد اولیه مورد طمع اینطور کشورها بود. از طرف دیگر به عنوان یک بازار مصرف بزرگ برای آن‌ها اهمیت داشت و تلاش می‌کردند که وضعیت اقتصادی ایران را به سمت یک کشور مصرف‌گرا مبتنی بر لیبرالیسم اقتصادی و مصرف بالا پیش ببرند، تا بتوانند کالاها و اجناس خودشان را در کشور ما توزیع کنند و سود کلانی ببرند.

این رقابت بین روس و انگلیس در ایران شروع شد. دولت ایران هم شعار نه شرقی، نه غربی نداشت. عمدتاً شعاری که در زمان قاجار مطرح بود یک اقدامی به نام موازنه مثبت بود. سعی می‌کردند این رقابتی که در بین چندکشور استعمارگر، که در آن زمان روس و انگلیس بود، وجود داشت میدان عمل و یک مسیری را برای خودشان ایجاد کنند.

گاه امتیازاتی به روس و گاه امتیازاتی به انگلیس می‌دادند و از این رقابت سعی می‌کردند که میدان عمل خودشان را گسترده‌تر کنند. روس را از انگلیس می‌ترساندند و انگلیس را از روس. البته این بخش به زیرکی شاهان قاجار برمی‌گردد. هر چند، وقتی از زاویه دیگر به این موضوع نگاه می‌کنیم مجبور بودند که امتیازاتی را به روس بدهند و در مقابل امتیازاتی را به انگلیس بدهند و همین موضوع باعث شد که در دوره قاجار امتیازات متعددی به کشورهای روس و انگلیس داده شود. اما این موضوع که تلاش می‌کردند انگلیس را از روس بترسانند و روس را از انگلیس، یک نوع زیرکی بود که شاهان قاجار در پیش گرفته بودند. در زمان احمدشاه وقتی که تعدادی از شاهزاده‌های قاجاری برای انجام مذاکراتی در مورد اینکه انگلیسی‌ها چه می‌خواهند و چه تصمیمی راجع به ایران دارند، به انگلیس می‌روند.

بعد از اینکه به سختی سعی می‌کنند قرار ملاقاتی را با وزارت خارجه شرقی داشته باشند، این ملاقات انجام نمی‌شود و پیغامی را که به شاهزادگان قاجار می‌دهند این بوده: «ما با خاندانی که ۱۵۰ سال ما را در لبه جنگ با روس‌ها قرارداد نمی‌خواهیم کار کنیم.»

این نقطه مثبت سیاست قاجارها بود. اما بخش دیگر این است که مجبور بودند امتیازهای سیاست و میدان نفوذ روس و انگلیس را در کشور ایجاد کنند. خوب بُعد منفی، این قضیه بود. در دوره نهضت تنباکو مصادف با ۱۸۸۹ و ۱۸۹۰ میلادی که می‌شود ۱۳۰۸ و ۱۳۰۹ هجری قمری، در این تاریخ و از زمانی که قرارداد بسته شده تا زمان صدور فتوای تحریم تنباکو، اتفاقاتی افتاد.

در این دوره انگلیسی‌ها چند سال قبل از امتیاز تنباکو یک رکودی در روابط سیاسی و نفوذشان در ایران اتفاق افتاده بود (یعنی ۱۵ سال بعد از لغو امتیاز رویتر). رویتر یک امتیاز سنگین در دولت ایران کسب کرده بود. استعمارگران می‌گفتند در تاریخ سابقه نداشته است که دولت چنین امتیازی را به ما (دولت استعمارگر) بدهد.

همه منابع زیرزمینی و روزمینی کشور ما در اختیار یک کمپانی انگلیسی قرار گرفت. این قرارداد و امتیاز وقتی به دستور ملاعلی کنی لغو شد، یک عقب‌نشینی برایشان اتفاق افتاد. در عرصه نفوذ و در روابط آن‌ها با ایران، تقریباً ۱۳- ۱۴ سال  از روس‌ها عقب افتاده بودند. یکی، دو سال قبل از تحریم تنباکو بود که دوباره با زیرکی و مهارت برخی سفیرهای خودشان در ایران توانستند میدان عمل خودشان رابازسازی کنند و نفوذشان را گسترش بدهند.

در این دوره یعنی ۱۸۸۸ میلادی، ما شاهد حضور «هنری دراموند ولف» سفیر انگلیس در ایران هستیم که مشهور به پدر امپریالیسم است. این فرد یک سیاستمدار کارکشته و بسیار زیرک در امر سیاسی و اقتصادی بود. قبل از ایران سفیر انگلیس در قاهره بود. او در اینجا امتیاز انحصار پنبه را ایجاد کرده بود و توانسته بود از دولت مصر بگیرد.

او با کوله‌باری از تجربیات موفق به ایران آمده بود و یک برنامه مفصل و منسجمی را در ایران به اجرا گذاشت. یکی از کارهای مهمی که ولف انجام داد، تدارک اولین سفر اروپایی ناصرالدین شاه بود که مقدمات آن را فراهم کرد و ناصرالدین شاه را به اروپا برد. طی این دوره توانست امتیازهایی از جمله: امتیاز تأسیس کمپانی رژی (یعنی انحصار خرید و فروش توتون و تنباکو در ایران و در خارج از ایران) را از ناصرالدین‌شاه بگیرد. تالبوت یک سرمایه‌دار بزرگ و از رفقای ولف بود که توانست این امتیازات را از ناصرالدین شاه بگیرد.

این سفرها باب مراودات بین ایران و اروپا، و در واقع بستر امتیازهای استعماری را به وجود آورد. کار دیگری که ولف انجام داد گره‌زدن چند امتیاز به‌هم بود. یعنی امتیاز بانک شاهنشاهی، امتیاز کشتیرانی، امتیاز رژی، امتیاز جنگل و امتیاز دارسی را به هم گره زده بود؛ به نحوی که وقتی دولت ایران یک امتیاز را می‌داد، مجبور بود به خاطر آثار و تبعات این امتیاز یک امتیاز دیگری را هم بدهد. البته در این بین، «امتیاز بانک»، امتیاز مادر بود. چون بانک بود که باید این سرمایه‌ها را به چرخش در می‌آورد.

او سرمایه‌داران ایرانی و سرمایه‌داران انگلیسی و اروپایی را جلب و با آن فعالیتی که می‌خواست انجام بشود تضریب می‌کرد. لذا یک شبکه‌ای از قراردادها و امتیازها را ولف ایجاد کرد.

اقدام دیگری که ولف انجام داد، این بود که سیاست لیبرالیسم اقتصادی را در ایران به وجود آورد. ناصرالدین شاه را به اعلام آزادی اقتصادی برای سرمایه‌داران ایرانی واداشت. وقتی سرمایه‌داران ایرانی آزادی‌عمل پیدا می‌کردند و می‌توانستند وارد سرمایه‌گذاری اقتصادی کلان در ایران بشوند، این می‌توانست بستری را برای حضور سرمایه‌داران اروپایی به وجود بیاورد.

این‎ها پوششی برای حضور اروپایی‌ها در ایران می‌شدند. چون اگر این سرمایه‌داران ایرانی وارد عمل نمی‌شدند قاعدتاً یک حساسیتی به وجود می‌آمد. وقتی سرمایه‌داران ایرانی در عرصه اقتصاد مشغول به فعالیت شدند، این پوششی برای سرمایه‌داران اروپایی شد و آن‌ها می‌توانستند این فعالیت‌شان را به صورت گسترده انجام دهند. لذا می‌گوییم این فرد به عنوان پدر امپریالیسم آمد این فعالیت‌ها را در ایران انجام داد. یکی از امتیاز‌هایی را که توانست از دولت ایران کسب کند، امتیاز انحصار خرید و فروش توتون و تنباکو در ایران و خارج از ایران بود.

برای مطالعه بخش دوم این گفتگو اینجا کلیک کنید.

………………..

پایان / ۱۰۲

لینک کوتاه مطلب : http://fekrat.net/?p=1013