به بهانه تحولات اوکراین؛

اوکراین و خلاء قوام السلطنه

شاید اگر امروز کشور اوکراین از شخص با تدبیر و وطن پرستی چون احمد قوام بهره می‌برد و به وعده‌های دروغین غرب دلخوش نمی‌کرد، می‌توانست با یک سیاست مدبّرانه و کیاستی و بدون جنگ و درگیری روسیه را وادار به عقب‌نشینی از خاک کشور خود کند.

یاسین سرمیلی«فکرت، رسانه اندیشه و آگاهی»؛ در فوریه سال ۲۰۱۳ اعتراضات عمومی به دولت ویکتور یانوکوویچ که حامی سیاست‌های روسیه بود، آغاز شد و در نهایت به سقوط دولت و روی کار آمدن دولتی غرب‌گرا منتج شد. مردم اوکراین که ذاتاً خود را متعلق به غرب و اروپا می‌دانند، از این پیروزی خوشحال و سرمست بودند تا اینکه عده‌ای از روس‌تباران اوکراین که در شرق این کشور ساکن بودند علیه دولت جدید دست به اعتراض زده و با حمایت روسیه خواستار جدایی از اوکراین شدند. این اعتراضات گسترده شد و جدایی‌طلبان موفق شدند ساختمان‌های دولتی دو شهر شرقی اوکراین یعنی دونتسک و لوهانسک را به تصرف خود دربیاورند و نیروهای نظامی اوکراین را منکوب و از این مناطق خارج کنند. از آن زمان تا به امروز دولت اوکراین، جدایی‌طلبان را یک گروهک تروریستی می‌داند و از سال ۲۰۱۴ با این گروه شبه‌نظامی که توسط روسیه پشتیبانی مالی و نظامی می‌شود، در جنگ و درگیری به سر می‌برد. روسیه نیز به صورت نیابتی با دولت جدید اوکراین که خود را حامی سیاست‌های غرب و اتحادیه اروپا نشان داده وارد جنگ و منازعه شده است.

اخیراً که دولت اوکراین درخواست عضویت در ناتو را داشته، روسیه این درخواست را زنگ خطری جدی برای منافع خود قلمداد کرده است. ناتو یا سازمان پیمان آتلانتیک شمالی در سال ۱۹۴۹ توسط آمریکا با هدف مقابله با تهدیدات شوروی سابق پایه‌گذاری شد. ناتو در ابتدا دوازده عضو داشت و تا امروز اعضای آن به سی کشور افزایش پیدا کرده است. اصلی‌ترین بند پیمان ناتو ماده پنجم‌ آن است که بر اساس این ماده کشورهای عضو ناتو توافق کردند که حمله نظامی علیه یک یا چند کشور عضو ناتو را به عنوان حمله به تمامی کشورها تلقی کنند و همگی به مقابله با کشور متجاوز قیام کنند.

روسیه همین مسئله را بهانه اصلی خود برای حمله به اوکراین عنوان می‌کند. دولت اوکراین نیز دو هفته قبل از حملات روسیه و هنگامی که تحرکات ارتش روسیه در مرز شرقی این کشور افزایش یافته بود اعلام کرد که اگر پس گرفتن درخواست عضویت در ناتو به جلوگیری از وقوع جنگ کمک می‌کند، کی‌یف حاضر است با روسیه در این مورد مذاکره کند. اما روس‌ها که سودای تجزیه اوکراین و تبدیل آن به کشورهای کوچک تحت سلطه خود را دارد ادعای اوکراین را نپذیرفته و در بامداد ۲۴ فوریه ۲۰۲۲ اوکراین را مورد حمله نظامی قرار داد.

دیر هنگامی نیست که همگان اوکراین را به عنوان سومین قدرت هسته‌ای جهان می‌دانستند اما در سال ۱۹۹۴ طی تفاهم‌نامه بوداپست و با ضمانت آمریکا و روسیه بمب‌های اتمی خود را کنار گذاشت و حالا مورد حمله شدید موشکی روسیه قرار دارد و آمریکا و اتحادیه اروپا به تحریم اولیه و محکومیت بسنده کرده‌اند و به همراه ناتو اوکراین و مردم بی‌سلاحش را در برابر روسیه تا بن‌دندان مسلح تنها گذاشته‌اند.

در پی این حادثه شاخص‌های اقتصادی نظیر نفت و طلا به شدت افزایش داشته اما در مقابل بورس و ارزش پول ملی روسیه در سراشیبی نزول است. در این میان احتمال بحران قریب‌الوقوع تأمین گندم جهانیان را نگران کرده چرا که روسیه و اوکراین به تنهایی یک سوم صادرات جهانی گندم را به خود اختصاص داده‌اند.

با مشاهده جنگ اوکراین، تاریخ به ما یادآوری می‌کند که قریب به هفتاد سال پیش روسیه قرار بود طرح تجزیه اوکراین را برای ایران اجرا کند.

در اواخر دهه ۱۳۲۰ خورشیدی ایران یکی از ضعیف‌ترین دوره‌های تاریخی خود را تجربه می‌کرد و در چنین شرایطی استالین برای جدایی آذربایجان و تجزیه ایران دندان تیز کرده بود. مواجهه با شوروی، دومین قدرت جهان و سردمدار بلوک شرق برای ایران آشفتۀ آن روزها کاری بس محال و سخت به نظر می‌آمد. در پایان جنگ جهانی دوم شوروی برخلاف عهدی که با دولت ایران داشت، نیروهای خود را از ایران خارج نکرد و در عوض از دو جنبش جدایی‌طلب در شمال غرب یعنی کمونیست‌های آذربایجان به رهبری جعفر پیشه‌وری و کردستان به فرماندهی قاضی محمد مهابادی حمایت کرد که منجر به تشکیل حکومت دموکرات در آذربایجان شرقی و جمهوری مهاباد در آذربایجان غربی شد. تأسیس این دو حکومت خودخوانده تمامیت ارضی ایران را به خطر انداخت. استالین به دنبالِ گرفتن امتیاز نفت شمال بود و همچنین از دولت ایران خواست تا فرقه‌های دموکرات و جمهوری مهاباد را به رسمیت شناخته و به آنها امتیاز خودمختاری اعطا کند. اما هر دوی این خواسته‌ها با مخالفت شدید دولت وقت ایران روبرو شد.

در این راستا ایران به سازمان ملل شکایت کرد و پرونده شکایت خود را به این سازمان ارجاع داد.

محمدرضا پهلوی، احمد قوام را در کسوت وزیر امور خارجه مأمور کرد تا به دنبال شکایت ایران از شوروی در سازمان ملل باشد. اما قوام با اتخاذ یک سیاست هوشمندانه پرونده شکایت ایران در سازمان ملل را پس گرفت و مستقیم راهی شوروی شد تا با دولت این کشور و شخص استالین مذاکره کند.

قوام در مسکو به روس‌ها تأکید کرد بر سر غائله آذربایجان کوتاه نخواهد آمد و خبری از اعطای امتیاز خودمختاری نیست اما در مقابل، موضوع واگذاری امتیاز نفت شمال را به خروج نیروهای شوروی از ایران گره زد. قوام یادآور شد که واگذاری امتیاز مستلزم تصویب مجلس است اما عنوان نکرد که مجلس وقت در انتهای دوره خود است و زمانی برای تصویب چنین تصمیم مهمی وجود ندارد. روس‌ها در ابتدا با پیشنهادات قوام مخالفت کردند اما قوام در ادامه اقداماتی انجام داد تا موافقت استالین را جلب کند. با وجود اینکه شاه و قوام دشمنان قسم‌خورده چپ‌ها بودند، سه وزیر توده‌ای را وارد کابینه خود کرد و همچنین ترتیب بازداشت تعدادی از افراد سرشناسی که مخالف شوروی بودند را اتخاذ کرد. همزمان با مذاکرات طولانی با نمایندگان فرقه دموکرات و جمهوری مهاباد به وقت‌کُشی پرداخت. همزمان با تلاش‌های قوام برای جلب نظر روس‌ها برخی سیاستمداران دیگر نظیر دکتر حسین علاء در حال مذاکره و گفتگو با مقامات انگلیس و آمریکا بود تا آنها را برای حمایت عملی و جدی از ایران در برابر شوروی مجاب کند. علاء با سخنرانی‌های آتشین خود در سازمان ملل بحران آذربایجان را جهانی کرد. اقدامات ایران در سازمان ملل موفقیت‌آمیز بود و تمامی کشورها از ایران حمایت و شوروی را محکوم کردند. کار حتی از دادن هشدار فراتر رفت و غرب، شوروی را به تحریم و حتی حمله نظامی تهدید کرد.

از طرف دیگر اقدامات قوام و ناکامی فرقه دموکرات در جلب رضایت مردم محلی، باعث شد تا سرانجام شوروی عقب نشینی کند.

بعد از خروج روس ها و پس‌گیری آذربایجان، قوام وزیران توده‌ای را برکنار و در نطقی اعلام کرد به پیمان خود با روس‌ها همچنان وفادار است، اما اکثریت قاطع نمایندگان مجلس که طرفدار قوام بودند، با اعطای امتیاز نفت شمال مخالفت کردند و قوام هم به سفیر شوروی اعلام کرد که مملکت مشروطه است و حرف آخر را مجلس می‌زند. بدین ترتیب با این سیاست هوشمندانه دولت ایران و شخص احمد قوام‌السلطنه، بدون شلیک یک گلوله آذربایجان از چنگال استالین دیکتاتور بازپس گرفته شد.

شاید اگر امروز کشور اوکراین از شخص با تدبیر و وطن پرستی چون احمد قوام بهره می‌برد و به وعده‌های دروغین غرب دلخوش نمی‌کرد، می‌توانست با یک سیاست مدبّرانه و کیاستی و بدون جنگ و درگیری روسیه را وادار به عقب‌نشینی از خاک کشور خود کند.

* یاسین سرمیلی، پژوهشگر و نویسنده

 

بیشتر بخوانید:

لینک کوتاه مطلب : http://fekrat.net/?p=8055