رئیس دانشکده الهیات دانشکدگان فارابی دانشگاه تهران:

با درهم‌ریختگیِ «مصادیق واقعی نخبه» در کشور روبه‌رو هستیم

آنچه امروز برخی به‌عنوان اعتراض در کف خیابان نمایش می‌دهند، اعتراض نیست و چنین کسانی بی‌شک نخبه نیستند. نخبگان باید اعتراض درست را در مقام عمل به نمایش بگذارند، معنا کنند و مصداق‌های آن را معین کنند.

«متأسفانه در دو دهه اخیر نهاد خانواده و آموزش و پرورش در کشور ما قافیه را به تلفن همراه و شبکه‌های اجتماعی باخته‌اند و در تربیت و نیز معرفی نخبگان واقعی چندان موفق نبوده‌اند. کنشگری نخبگان در مواقع اعتراض به مسائل سیاسی، فرهنگی و اجتماعی اگر مبتنی بر عقلانیت، تسلط بر عواطف و احساسات شخصی و آگاهی باشد» می‌توان به‌سوی جامعه‌ای صالح و سالم حرکت کرد.

«فکرت، رسانه اندیشه و آگاهی» در ادامه پرونده‌ی «نخبه و اعتراض» با حجت‌الاسلام دکتر محمدعلی عبداللهی، رئیس دانشکده الهیات دانشکدگان فارابی دانشگاه تهران به تبیین ابعاد کنشگری نخبگانی در جامعه پرداخت. استاد عبداللهی بر این باور است که مفاهیمی چون «نخبه» مفاهیم فرهنگی‌اند و نمی‌توان تعریفی حقیقی از آن‌ها به‌دست داد. به همین دلیل گاهی مورد سوء برداشت و سوء استفاده قرار می‌گیرند. در حالی که نخبه کسی است که اثر دانش و تخصص او در حیات جمعی بشر ظهور و بروز دارد. نوشتار زیر محصول این گفت‌وگوست که تقدیم مخاطبان محترم «فکرت» می‌شود.

 

* از نگاه شما، نخبه چه تعریف و مختصات دارد؟ آیا به صرف علم‌آموزی و مثلاً حضور در مقاطع بالای دانشگاهی یک نفر نخبه میشود؟!

پیش از هر چیز باید توجه داشت که مفهوم «نخبه» از مفاهیم مبهم و چندوجهی است. با این حال می‌توان توصیفی از آن به‌دست داد. به باور من، این مفهوم بر کسی اطلاق می‌شود که به‌دلیل ویژگی‌هایی که دارد برگزیده و برجسته است. به او در یک قلمرو تخصصی اشاره می‌شود ضمن آنکه مرجعیت دارد و سخن او مسموع و اثرگذار است.

روشن است مفاهیمی چون «نخبه» از مفاهیم فرهنگی‌اند که نمی‌توان تعریفی حقیقی از آن‌ها به‌دست داد. به همین دلیل گاهی مورد سوء‌برداشت و سوء‌استفاده قرار می‌گیرند. به‌جای تعریف منطقی و حقیقی در این موارد مفهوم را باید به ویژگی‌ها یا کاربردش تعریف کرد. بر این اساس می‌توان ویژگی‌های زیر را برجسته‌ترین ویژگی‌های نخبه دانست.

نخستین ویژگی، دانش و تخصص است؛ نخبه کسی است که در قلمرویی از قلمروهای این جهانی بشر، دانش کافی و تخصص لازم دارد. طبق این ویژگی، نخبگی محدود به قلمرو علم و دانش نیست؛ بلکه قلمرو فن‌آوری، تکنیک و فرهنگ به‌معنای عام همچون ورزش و هنر را نیز شامل می‌شود.

دوم اینکه نخبه دارای مرجعیت و حجّیت در قلمرو تخصصی خود است؛ دانش او در حوزه تخصصی‌اش به‌لحاظ کمی و کیفی به‌گونه‌ای است که می‌تواند مرجع و حجت باشد؛ یعنی دیگران به سخن او یا رفتار او مراجعه و از آن پیروی می‌کنند.

و سوم؛ تأثیرگذاری در عمل است. نخبه کسی است که اثر دانش و تخصص او در حیات جمعی بشر ظهور و بروز دارد.

اگر این ویژگی‌ها و شاخصه‌ها را مهم‌ترین ویژگی‌های نخبگی بدانیم باید تأکید کرد که صرف دانش و یا برخورداری از مدرک تحصیلی در حوزه و دانشگاه، مقوّم نخبگی نیست.

* طبق همین ویژگی‌هایی که حضرت عالی یاد کردید، خانواده، نظام آموزشی و فرهنگی کشور چه نقشی در نخبه‌پروری و معرفی نخبگان جامعه دارند؟

طبیعی است که نخبگی امری اکتسابی است نه ذاتی. برای کسب نخبگی با ویژگی‌های پیش‌گفته نیاز به فراهم‌بودن شرایط و نبودن موانع است. در جوامعی چون جامعه ایران نهاد خانواده نقشی اساسی در تربیت نخبه دارد. پایه‌های اصلی نخبگی در خانواده و نهاد تعلیم و تربیت یعنی آموزش و پرورش شکل می‌گیرد. وقتی یک جوان به سنّ رفتن دانشگاه می‌رسد، برخی بن‌مایه‌ها و عادت‌های فرهنگی و اخلاقی را باید کسب کرده باشد تا بتواند تبدیل به نخبه و برگزیده جامعه شود.

متأسفانه در دو دهه اخیر نهاد خانواده و نهاد آموزش و پرورش در کشور ما قافیه را به تلفن همراه و شبکه‌های اجتماعی باخته‌اند. بهتر است بگوییم تا حدودی این دو نهاد دچار نوعی رهاشدگی‌اند.

نهادهای سه‌گانه خانواده، آموزش و پرورش و دانشگاه و حوزه در تربیت و نیز معرفی نخبگان واقعی چندان موفق نبوده‌اند. در سطح خانواده و آموزش و پرورش وضع و حال روشن است و در دانشگاه نیز البته ضعف‌هایی وجود دارد؛ به دیگر سخن ما با نوعی درهم‌ریختگی در مصادیق واقعی نخبه مواجهیم. مراکز فرهنگی چون صداوسیما نیز بیشتر چهره‌های کاذب (سلبریتی) می‌سازند و معرفی می‌کنند تا نخبه.

هر اعتراضی باید مبتنی بر علم و آگاهی باشد، چنین ابزاری باید بتواند جماعت نخبه را از سیطره جبر بیرونی و درونی نجات دهد. جبر درونی همان عواطف و احساسات است و جبر بیرونی در روزگار ما رسانه و شبکه‌های اجتماعی است.

* از نگاه شما، مدل اعتراضی نخبگان با توجه به قضایای اخیر کشور چگونه باید باشد که در نهایت نفع آن به جامعه رسیده و زمینه‌ساز اصلاح نقاط ضعف در نظام حکمرانی کشور شود؟

برای پاسخ دقیق و درست باید به چند نکته توجه کنیم:

اول اینکه شخص نخبه به‌دلیل ویژگی‌هایی که دارد، برای افراد دیگر جامعه الگو است. بنابر این گفتار و رفتار او در دیگران بسیار مؤثر است.

دوم؛ هر پدیده‌ی اجتماعی از جمله اعتراض؛ آداب و اخلاق مخصوصی دارد. انتظار جامعه از نخبگان این است که بیش از گروه‌های دیگر جامعه این آداب را رعایت کنند. این انتظارها به‌جا و روا است.

سوم؛ می‌دانیم که انتقاد و اعتراض از و ضرورت‌های یک جامعه سالم به‌شمار می‌رود، چرا که انتقاد و اعتراض مانند رودی جاری است که از تعفن و آلودگی جامعه جلوگیری می‌کند البته اگر درست و به‌جا صورت گیرد.

چهارم اینکه اعتراض اجتماعی که از یک نخبه ناشی می‌شود باید دارای ویژگی‌هایی باشد که نخستین آن عقلانیت است؛ نخبه چون عقل خود را در نظر و عمل به کار می‌برد، گفتار و رفتار او عاقلانه و مبتنی بر عقل است.

همچنین تسلط بر عواطف و احساسات شخصی در میان بسیار مهم است؛ شخص نخبه باید نگاهی کلی و کلان داشته باشد به‌گونه‌ای که بتواند حوادث و رویدادها را از منظری بالاتر تحلیل کند و در سیطره عواطف و احساسات شخصی خود گرفتار نباشد.

و آخر اینکه هر اعتراضی باید مبتنی بر علم و آگاهی باشد، چنین ابزاری باید بتواند جماعت نخبه را از سیطره جبر بیرونی و درونی نجات دهد. جبر درونی همان عواطف و احساسات است و جبر بیرونی در روزگار ما رسانه و شبکه‌های اجتماعی است.

 * به نظر شما نخبگان حوزوی و دانشگاهی چگونه میتوانند بسترساز تحولات مطلوب در کشور بوده و دیگر اقشار جامعه را بهسمت اهداف مورد نظر، راهبری نمایند؟!

همان گونه که بیان کرده‌ام، نهاد حوزه و دانشگاه در حقیقت متولیان اصلی نخبه‌پروری‌اند. این دو نهاد به‌صورت هوشمند و سامان‌یافته متأسفانه نخبه نمی‌پرورانند؛ اما نخبه‌ها در حوزه و دانشگاه وجود دارند و زیست حوزوی و دانشگاهی دارند. نخبگان می‌توانند کارهای زیر را انجام دهند:

اولاً؛ در باب محاسن و مزایای اعتراض باید جامعه را آگاه کنند.

ثانیاً؛ باید آداب اعتراض را به جامعه تعلیم دهند.

ثالثاً؛ قلمروهای اعتراض را دقیق از یکدیگر تفکیک کنند.

در حوادث اخیر نخبگان و نهادهای به‌اصطلاح نخبه‌پرور کارنامه قابل قبولی ندارند، بلکه مردود هستند، زیرا بعضی سخن گفته‌اند به‌وقت سکوت، و سکوت کردند به‌وقت گفتن.

به‌قول شیخ اجل سعدی «دو چیز سیره عقل است؛ دم فروبستن به‌وقت گفتن و گفتن به‌وقت خاموشی». نخبگان نباید در شرایط کنونی ساکت باشند. الان وقت سخن گفتن مبتنی بر عقلانیت است. متأسفانه عده‌ای هم که سخن گفتند، نابهنگام و نادرست گفتند.

اگر امروز برخی به‌عنوان اعتراض در کف خیابان نمایش می‌دهند، اعتراض نیست و چنین کسانی بی‌شک نخبه نیستند. نخبگان باید اعتراض درست را در مقام عمل به نمایش بگذارند، معنا کنند و مصداق‌های آن را معین کنند.

* با سپاس از حضرت عالی که وقت ارزشمندتان را در اختیار سایت تحلیلی فکرت گذاشتید.

لینک کوتاه مطلب : http://fekrat.net/?p=12535