بازنگاهی به انقلاب اسلامی پس از 43 سال؛

بررسی شاخصه های اسلامیت انقلاب اسلامی

اسلامیت انقلاب اسلامی به قوت خود باقی است و اگر کاستی‌هایی دیده می‌شود، ناظر به مجریان در مقام عمل بر اساس اجزای این سازه است که نشان از انقلابی نبودن ایشان دارد نه تغییر انقلاب اسلامی.

«فکرت، رسانه اندیشه و آگاهی»؛ انقلاب اسلامی ایران از جهات گوناگون مورد توجه اندیشمندان مسلمان و غیرمسلمان قرار گرفته و درباره آن کتاب، پایان نامه و مقالات فراوانی نگاشته شده است. در این مقاله به بررسی مسئله شاخصه‎های اسلامیت انقلابی اسلامی پرداخته شده است. برای به دست آوردن شاخصه‏‌های اسلامیت انقلاب اسلامی ابتدا با رجوع به کلمات امامین انقلاب اجزای سازنده ماهیت و سازه انقلاب اسلامی اصطیاد شده است که عبارتند از ۱.تشکیل حکومت اسلامی (در این حکومت رهبریت بر عهده ولی فقیه است و قانون این حکومت، دین اسلام است و قوای سه‌گانه در مقام کشف یا تفسیر قوانین و یا اجرا و قضاوت براساس آن هستند) ۲.استقلال‌طلبی از بیگانگان در حوزه سیاست، اقتصاد و فرهنگ(دینی و ملی) ۳. برقراری عدالت اجتماعی ۴. اخلاق و معنویت‌خواهی ۵. استکبارستیزی ۶. مردمی‌بودن (به معنای حفظ حقوق و کرامت و رأی و نظر مشروع مردم). سپس در ادامه براساس آیات قرآنی اسلامیت تک‌تک این اجزا بررسی و ثابت شده است که همه اجزای سازه انقلاب اسلامی، مطلوب شرع مقدس اسلام است. بعد از به دست آوردن اجزای ماهیت و سازه انقلاب اسلامی و اثبات اسلامیت آنها، شاخصه‎های اسلامیت انقلاب اسلامی هم روشن شد؛ زیرا اجزای یک ماهیت و سازه، ویژگی‎ها و شاخصه‎هایی هستند که با بودن آن‎ها ماهیت و سازه متشکل از این اجزا باقی خواهد بود و با نبود این اجزا، ماهیت و سازه‎ای در کار نخواهد بود؛ بر این اساس تمامی اجزای ماهیت و سازه انقلاب اسلامی بعد از اثبات اسلامیت آن‎ها، شاخصه‎های اسلامیت انقلاب اسلامی هستند. در این مقاله شاخصه‎های اسلامیت تحت سه عنوان ارائه شده است ۱. شاخصه مربوط به رهبر که عبارت است از حاکمیت و رهبریت فقیه عادل ۲. شاخصه مربوط به قانون که عبارت است از تنظیم قوانین بر اساس دین اسلام ۳. شاخصه مربوط به هدف که عبارت است از الف: استقلال‌طلبی سیاسی، اقتصادی، فرهنگی(دینی و ملی)، ب: برقراری عدالت اجتماعی با سه مؤلفه برقراری آزادی، برقراری تساوی در برابر قانون و برقراری تساوی در برخورداری از فرصت‌ها، امکانات و منابع عمومی، ج: اخلاق و معنویت‌خواهی، د: استکبارستیزی، ی: مردمی‌بودن به معنای توجه به خواست و رأی مشروع مردم و حفظ کرامت و حقوق آن‌ها. و از آنجا که تا به حال تغییری در شاخصه‎های ارائه شده رخ نداده است می‎توان به‌طور قطع گفت اسلامیت انقلاب اسلامی به قوت باقی است و اگر تغییر و خللی مشاهده می‎شود مربوط به مجریان و منتسبین به این سازه است که در مقام عمل قصور و یا تقصیر کرده و از حرکت در مسیر انقلاب اسلامی باز مانده‎اند.

مقدمه

انقلاب اسلامی ایران در سال ۵۷ به تعبیر امام راحل (رحمه الله علیه) انفجار نور بود. جهان در یک حرکتی که از کم شروع شد و هرروز رو به ازدیاد بود، به سمت فلسفه‌ها و تفکرات مادی می‌رفت، تفکراتی که غالباً ضدّ دین و معنویت بودند و مبانی فکری دنیای سیاست آن روز سیاست‌مداران را تأمین می‌کردند؛ لذا هر نقطه‌ای که در آن معنویت و دین بود مورد تهاجم فکری قرار می‌دادند. غایت طبیعی و قابل پیش‌بینی جهان با چنین حرکتی که هرروز شتاب بیشتری می‌گرفت، مرگ دین یا انزوای مطلق آن بود. همه محاسبات مادی نشان از چنین آینده‌ای می‌داد که ناگهان در یک‌گوشه‌ای از دنیا نوری شروع به جهیدن کرد و هرروز پرفروغ‌تر شد و در ۲۲ بهمن ۵۷ به حد انفجار رسید و نورش تمام دنیا را مبهوت خود کرد و نظامی اسلامی و بر پایه دین با اهداف الهی و دینی تشکیل شد؛ لکن این پدیده مانند هر پدیده دیگری می‎تواند در بستر زمان و به علل گوناگون دستخوش تغییر و تبدل واقع شود همان‌طور که انقلاب‏های متعددی در دنیا با شعارها و ایده‏های عالیه‏ای شروع شدند اما در بستر زمان دچار انحراف و تغییر و تبدل شدند؛ براین اساس ضروری است تا شاخصه‎های اسلامیت انقلاب اسلامی کشف شود تا ملاکی برای تشخیص تغییر ماهیت و یا عدم تغییر ماهیت انقلاب اسلامی داشته باشیم.

در آثار منتشر شده در باب انقلاب اسلامی، نوشته مستقلی با این عنوان در مورد شاخصه‎های اسلامیت انقلاب اسلامی یافت نشد، گر چه کتب و مقالات متعددی به‌طور مجزا به توضیح مبانی اسلامی برخی از اجزای سازه انقلاب اسلامی پرداخته شده است. در این مقاله سعی شده است به روش کتابخانه‎ای مجموعه‎ای جامع از شاخصه‎های اسلامیت انقلاب اسلامی ارائه شود تا ملاک و معیاری برای تشخیص بقای اسلامیت یا عدم بقای اسلامیت انقلاب اسلامی به دست داده باشد.

مفهوم‌شناسی شاخصه

«شاخصه» از واژگان عربی و مونثِ «شاخص» است[۱] که به زبان فارسی راه‌ یافته است و معانی متعددی برای آن ذکر شده است از قبیل؛ بلند برآمده از هر چیزی، مرتفع، تیر که از بالای نشان درگذرد، چشمی که واگشوده نهاده باشد، علامتی که در آفتاب برای تعیین و تشخیص وقت ظهر نصب می‌کنند و غیره.[۲] در اصطلاح برای شاخصه معانی متعددی ذکر شده است که در ذیل به دو نمونه اشاره می‌شود:

– جزئی‌ترین ویژگی و وجه منحصر به‌ فرد یک دست ‌ساخته که آن را از دست ‌ساخته‌های دیگر متمایز می‌کند.[۳] (اصطلاح باستان ‌شناسی)؛

– ویژگی‌ای که یک سامانه را از سامانۀ دیگر متمایز می‌کند.[۴](اصطلاح مهندسی مخابرات).

بنابراین شاخصه به معنای اصطلاحی با شاخصه در لغت به معنای علامت نزدیک است و دارای دو مؤلفه ذیل است:

  1. ویژگی یک شی‌ء است.
  2. این ویژگی به ‌گونه‌ای است که عامل تمییز و جداسازی آن شی‌ء از غیر خودش است.

در این مقاله مراد از شاخصه، همان اوصاف و ویژگی‌های ممیزۀ یک عنوان‌اند و آن را از عناوین دیگر جدا می‌سازند؛ بنابراین مراد از شاخصه‌های اسلامیت انقلاب اسلامی، ویژگی‌هایی است که نشان می‌دهند انقلاب اسلامی از اسلامیت برخوردار است.

مفهوم‌شناسی انقلاب

انقلاب هم از واژه‌هایی است که از زبان عربی به فارسی وارد شده است.[۵] در کتب لغت عربی[۶] برای انقلاب معانی‌ای از قبیل: انصراف، رجوع و بازگشت و برگرداندن، ذکرشده است. فرهنگ معین در تعریف انقلاب معانی متعددی ذکر کرده است از قبیل: دگرگون شدن، زیرورو شدن، قیام گروهی برای واژگون کردن یک حکومت، استفراغ، ناآرامی، بی‌قراری، هیجان، شورش و عصیان.[۷] می‌توان گفت معنا و وجه جامع معانیِ مذکور عبارت است از: تبدیل شدن یک شی‌ء از حالتی به حالت دیگر.

درباره چیستی معنای اصطلاحی انقلاب در یک کشور و حکومت، باید گفت انقلاب ازجمله مفاهیمی است که در چیستی آن بین اندیشمندان اختلافات زیادی وجود دارد و هر یک، تعریف خاصی از این واژه ارائه کرده‌اند؛[۸] بر همین اساس برخی از اندیشمندان، تعاریف متعدد در مورد انقلاب را در سه دسته جای داده‌اند ۱. تعریف بر اساس نیّات انقلابی‌ها ۲. تعریف بر اساس آثار و نتایج انقلاب ۳. تعریف براساس فرایند شکل‌گیری انقلاب.[۹] بر این اساس می‌توان تعاریف انقلاب را به دودسته ذیل تقسیم کرد:

  1. تعاریف عام:

مراد تعاریفی است که مربوط به مطلق انقلاب‌ها است و همه آن‌ها را شامل می‌شود اعم از اسلامی و غیر آن.

  1. تعریف خاص:

مراد تعاریفی است که مربوط به انقلاب اسلامی ایران است و شامل انقلاب‌های دیگر نمی‌شود. به‌‌عنوان نمونه جناب عمید زنجانی در تعریفی خاص نسبت به انقلاب اسلامی فرموده‌اند: «انقلاب اسلامی عبارت از دگرگونی بنیادی در ساختار کلی جامعه و نظام و سیاسی آن منطبق برجهان‌بینی و موازین و ارزش‌های اسلامی و نظام امامت و براساس آگاهی و ایمان مردم و حرکت پیشگام متقیان و صالحان و قیام قهرآمیز توده‌های مردم است».[۱۰]

انقلاب به معنای تغییر و دگرگونی در ساختار و نظام یک کشور است و این تغییر و دگرگونی می‌تواند منحصر به تغییر در حوزه هدف و یا تغییر در حوزه رهبر و یا تغییر در حوزه قانون باشد و می‌تواند منحصر به تغییر در یکی از حوزه‌های سه‌گانه نباشد؛ بلکه این تغییر مربوط به همه یا برخی از حوزه‌های سه‌گانه باشد. اختلاف انقلاب‌ها به لحاظ تعدد یا عدم تعدد حوزه‎های تغییر و چیستی حوزه‎های تغییر می‌تواند شاخصه تمایز انقلاب‌ها از یکدیگر باشد و حتی می‌تواند در مقام تعریف یک انقلاب بیانگر ماهیت و شاخصه‌های آن باشد.

***

شاخصه های اسلامیت انقلاب اسلامی

برای روشن شدن شاخصه‎های اسلامیت انقلاب اسلامی باید دو مسئله روشن شود. یک: چیستی ماهیت و سازه انقلاب اسلامی. دو: بررسی اسلامی‌بودن اجزای ماهیت و سازه انقلاب اسلامی. با روشن‌شدن اجزای ماهیت و سازه انقلاب اسلامی و اسلامی‌بودن این اجزا ما به درک شاخصه‎های اسلامیت انقلاب اسلامی رسیده‌ایم؛ زیرا بود و نبود این سازه اسلامی منوط به بود و نبود این اجزا است.

چیستی انقلاب اسلامی:

برای روشن‌شدن چیستی انقلاب اسلامی باید اجزای ماهیت و سازه انقلاب اسلامی شناخته شود و برای رسیدن به این هدف حداقل چهار راه وجود دارد که از قرار ذیل است:

– راه اول: بررسی سخنان رهبر انقلاب اسلامی (حضرت امام رحمه الله علیه)

در این روش به دنبال بیاناتی هستیم که به طور مستقیم و غیر مستقیم، اموری به‌عنوان اجزای سازنده و مقومات و مشخصات انقلاب اسلامی مطرح شده است.

– راه دوم: بررسی سخنان خواصِ از مبارزان که نقش اساسی در تحقق انقلاب داشته و صاحب‌ نظر و آشنای با انقلاب و مسائل مربوط به آن بودند (مانند مقام معظم رهبری حفظه الله و شهید بهشتی و شهید باهنر و شخصیت‌های برجسته دیگر).

– راه سوم: بررسی آنچه با انقلاب در جامعه رخ داد؛ یعنی بررسی شود که با تحقق انقلاب، چه اتفاقی در عرصه قوانین، حاکم و اهداف حکومت در جامعه اتفاق افتاد.

– راه چهارم: بررسی شعارهای عمومی مردمی

شعارهای عمومی مردمی در واقع بیانگر خواست‌های مشترک و مهم مردمی است که در تحقق این دگرگونی نقش ایفا کردند؛ بنابراین یکی از منابع کشف اجزای اصلی هر انقلابی، شعارهای عمومی مردمی است. مراد ما از شعارهای عمومی مردمی، هم شعارهای خودجوش مردمی است که مورد قبول دیگران هم واقع شده است و هم شعارهایی است که لیدرها مطرح کرده‌اند، اما مورد قبول عامه مردم واقع شده و همگی با جان و دل، این شعار‌ها را بیان می‌کردند.

ممکن است در هر انقلابی شعارهای متعدد و گوناگونی مطرح باشد لکن از آنجایی که طبیعتاً هر انقلابی دارای رهبر و ایدئولوژی و هدف است؛ لذا ما به دنبال شعارهای مطرح‌ شده در این سه حوزه هستیم (رهبری که می‌خواهند / قانون و مدل حکومتی که طالب آن هستند / هدف ایشان از رهبر، قانون و مدل حکومت مطلوبشان چیست) اگرچه ممکن است که در شعارها ولو به شکل گسترده شاهد برخی از ریز ارزش‌های خاص که در آن ظرف زمان اهمیت وافری پیداکرده بودند باشیم.

نتیجه استفاده از طرق چهارگانه، این است که انقلاب اسلامی یک ماهیت و سازه‎ای است که دارای اجزای متعدد است. در ذیل به ذکر و توضیح هر یک از این اجزاء می‌پردازیم.

جزء اول: تشکیل حکومت اسلامی

حکومت اغلب مترادف با دولت معنا و استعمال می‌شود؛ اما برخی بین این دو تفاوت‌هایی قائل شده و دولت را درواقع بازوی اجرایی و یکی از اجزای حکومت می‌دانند.[۱۱] یکی از اهداف قیام مردم ایران، تحقق حکومت اسلامی بوده است حضرت امام رحمه الله علیه در این‌باره می‌فرمایند:

«برادران محترم! در این نهضت مقدس که تشکیل حکومت اسلامى سرلوحه اهداف آن است … صبور باشید و گول تبلیغات انگل‌های سودطلب را نخورید.[۱۲] ملت ایران براى … رسیدن به حکومت اسلامى، نهضت مقدس اسلامى خود را آغاز کرده و به یارى خداى تعالى تا رسیدن به پیروزى ادامه خواهد داد.[۱۳]»

حکومت معمولاً از سه رکن ۱. قوه مجریه ۲. قوه قضائیه ۳. قوه مقننه. تشکیل شده است؛ اما در حکومت اسلامی یک رکن مهم دیگری تحت عنوان رهبر وجود دارد که مصداق آن در زمان غیبت امام معصوم علیه ‌السلام عبارت است از ولی فقیه. می‌توان گفت در حکومت اسلامی سه رکن رکین وجود دارد ۱. ولایت فقیه به‌ عنوان رهبر[۱۴] ۲. حاکم بودن قوانین اسلام[۱۵] ۳. قوای سه‌گانه برای کشف یا تفسیر قوانین و یا اجرا و قضاوت بر اساس آن.

جزء دوم: استقلال

یکی از معانی لغوی استقلال، خودمختار بودن است.[۱۶] این واژه وقتی در مورد یک کشور به کار می‌رود به معنای قطع ارتباط با دیگر کشورها و قطع تبادل درزمینه‎های گوناگون نیست؛ بلکه به معنای این است که این کشور، خودش برای سرنوشت خود تصمیم بگیرد و کشورهای بیگانه در آن دخالت نکنند. این واژه بیشتر ناظر به روابط خارجی حکومت‎ها است. به‌ طور کلی استقلال در مورد یک کشور دارای سه مؤلفه است ۱. سیاست ۲. فرهنگ ۳. اقتصاد. یکی از مهم‌ترین اهداف انقلاب اسلامی ایران عبارت است از استقلال‌طلبی. مردم ایران از وابستگی کشور به بیگانگان ناراضی بودند و حضرت امام (رحمه الله علیه) هم بارها بر مقوله استقلال تأکید و آن را از خواسته‌های اولیه خود در این قیام بیان کرده‌اند.[۱۷]

مراد از استقلال در ابعاد سه‌گانه مطرح ‌شده این است که یک جامعه – که بحث ما در مورد جامعه اسلامی است – از خود در این ابعاد سه‌گانه دارای یک هویت مشخص و معینی باشد و با این هویت در مقابل هویت‎های غیراسلامی بایستد به‌‌گونه‌ای که واقعاً وجود یک هویت مشخص و معینی در مقابل هویت‎های بیگانه در جامعه اسلامی لمس شود. هر کس به‌جامعه اسلامی که وارد شد ببیند و حس کند که در اینجا یک سیاست و فرهنگ و اقتصاد فعال و غیر منفعل در مقابل رقیب خود وجود دارد.[۱۸]

جزء سوم: عدالت اجتماعی

عدالت یکی دیگر از واژگان عربی است که به زبان فارسی راه یافته است. برخی از اهل لغت عدل را به معنای انصاف می‎دانند[۱۹]. یکی از معانی اصطلاحی رایج این واژه عبارت است از پرداخت کردن حق هرکسی به صاحب آن؛[۲۰] بنابراین مراد از عدالت اجتماعی این است که هرکسی در جامعه، به ‌حق خودش برسد و حکومت وظیفه دارد زمینه این مهم را فراهم کرده و خود حکومت هم به آن عمل کند. حضرت امام و مقام معظم رهبری حفظه الله عنصر عدالت‌خواهی را از اهداف انقلاب اسلامی[۲۱] و ارکان آن[۲۲] برشمرده‎اند.

عدالت از صفات فعلیه است؛ بنابراین انتزاع و برداشت این مفهوم حداقل متوقف بر سه امر است ۱. فاعل ۲. مفعول له ۳. حق و حقوق مفعول له. اگر فاعل کاری انجام دهد که باعث تضییع حق مفعول له شود، مفهوم ظلم انتزاع می‌شود؛ اما اگر کاری انجام دهد که درواقع اعطای حق مفعول له باشد، مفهوم عدالت و عدل انتزاع می‌شود. در بحث عدالت اجتماعی فاعل همان حکومتی است که زمام امر جامعه در دست اوست و مفعول له همان جامعه تحت مدیریت و سیطره حکومت است. زمانی یک حکومت می‌تواند متصف به عدالت شود و می‌توان مدعی شد در جامعه تحت تدبیر او عدالت حاکم است که حقوق جامعه انسانی را ادا کرده و از تضییع آن خودداری کند. با بررسی ابعاد حقوقی یک جامعه انسانی می‌توان مؤلفه‌های عدالت اجتماعی را به دست آورد.

جامعه انسانی به‌عنوان یک فرد واحد دارای حقوق ذیل است:

  1. آزادی.[۲۳]
  2. تساوی در برابر قانون.[۲۴]
  3. تساوی در برخورداری از فرصت ها، امکانات و منابع عمومی.[۲۵]

بنابراین عدالت اجتماعی به‌طورکلی دارای سه مؤلفه برقراری آزادی، برقراری تساوی در برابر قانون و برقراری تساوی در برخورداری از فرصت‌ها، امکانات و منابع عمومی است.

جزء چهارم: اخلاق‌خواهی (معنویت‌خواهی)

اخلاق‌خواهی یکی از اهداف عالیه انقلاب اسلامی و یکی از اجزای این سازه است. به نظر می‌رسد اخلاق و معنویت‌خواهی غیر از حاکمیت دین است؛ زیرا حاکمیت دین ناظر به منبع بودن آن برای جعل قوانین است و به صرف جعل قوانین بر اساس منابع دینی، فضای یک جامعه، فضای بندگی و پر از ارتباط اختیاری قلبی مردم با خداوند نخواهد شد وگذشت و ایثار و انفاق و رافت و مهربانی و تعاون و… به بار نخواهد آورد؛ برهمین اساس مردم علاوه بر اینکه خواستار حاکمیت و جعل قوانین بر اساس منابع دینی بودند به دنبال تحقق فضایی پر از ایثار و تعاون و عطر بندگی و… هم بودند.

حضرت امام در یک بیان طولانی ابتدا به تشریح اهداف میانی و نهایی انبیاء (علیهم السلام) پرداخته و رفاه مادی و نفی ظالم و مستکبران را اهداف میانی ایشان مطرح کرده و تربیت معنوی بشریت را به‌عنوان هدف اصلی ایشان مطرح می‎کنند و بیان می‎کنند که هدف ما از قیام باید مثل هدف انبیاء علیهم السلام باشد؛ یعنی رسیدن به رشد مادی و نفی مستکبران و ظالمان را برای تحقق اخلاق و معنویت بخواهیم.[۲۶]

از نگاه مقام معظم رهبری عنصر معنویت یکی از عناصر نظام و انقلاب اسلامی است ایشان دراین‌باره فرموده‌اند:

«مسئله یک پدیده‏ى عظیم و به‌تدریج توسعه‏یابنده و ریشه‏دواننده در یک بخش مهمى از دنیاست؛ تشکیل یک نظامى که معنویت، جزو بافت اصلى آن محسوب مى‏شود … نظامى که بر اساس تفکر و معرفت اسلامى بر سر کار بیاید، نظامى است که مسائل معنوى انسان، جزو عناصر اصلى‏ آن خواهد بود. خصوصیت این نظام، این نیست که به مسائل مادى توجه نخواهد کرد… بلکه معناى تشکیل چنین نظامى، این است که عنصر گمشده‏ى از میان بشر، یعنى عنصر «معنویت»- که تحت تأثیر پنجه‏ى قدرت‏مندِ قدرتمندان عالم است- به زندگى بشریت برمى‏گردد.[۲۷]

ایشان در سخن دیگری صراحتا عنصر معنویت را یکی از اجزای انقلاب معرفی کرده‌اند.[۲۸]

جزء پنجم: استکبارستیزی

استکبار در لغت از ریشه – ک ب ر – است. برخی این واژه را به معنای اظهار تکبر در مقام علم می‌دانند.[۲۹] در اصطلاح، مراد از استکبار، قدرت‌های جهانی با یک‌سری ویژگی‌هایی است از قبیل: دخالت در امور کشور‎ها، حضور ظالمانه در آن‎ها و تعیین سرنوشت ایشان. مقام معظم رهبری در توضیح معنای استکبار مصطلح فرموده‌اند:

«براى ما ملت ایران، در جریان انقلاب و پیش از انقلاب و بعد از آن تا این ساعت، استکبار معناى خاصى داشته و عبارت از قدرتهاى مسلّطى در جهان بوده است که در مسائل این کشور و در سرنوشت و کارهاى این ملت، حضورى ظالمانه و قدرت‏مندانه و قلدرانه را در پیش گرفتند. براى ما، معناى‏ استکبار، این بوده است.»[۳۰]

بنابراین استکبارستیزی عبارت است از عدم پذیرش و نفی قدرت‎ها و دولت‎هایی که به دنبال تعیین سرنوشت برای ملت‎های دیگر و دخالت در امور آن‌ها هستند. تفاوت استکبارستیزی با عنصر استقلال‌‌طلبی این است که در استقلال ‌طلبی مفهوم مبارزه و تقابل نهفته نیست؛ بلکه ناظر با خواست و آرمان یک ملت است؛ اما در استکبارستیزی عنصر تقابل و جبهه و موضع‌گیری نهفته است. مردم علاوه بر این که خواستار استقلال بودند، در مقابل قدرت‌هایی که در مقام نفی استقلال ایشان بر می‌آمدند موضوع و جبهه گرفته و درصدد تقابل با آن بر می‎آمدند.

حضرت امام(ره) ماهیت انقلاب و نهضت اسلامی ایران را، قیام مستضعف علیه مستکبر می‎دانستند[۳۱]و نهضت و قیام ایران را تا نفی کامل استکبار ادامه‌دار می‌دانستند.[۳۲] مقام معظم رهبری در بیانات متعددی به این مسئله پرداخته‏اند. ایشان ذات انقلاب را مقتضی استکبارستیزی دانسته[۳۳] و نفی نظام سلطه را پیام همیشگی و جاودان نظام اسلامی می‌دانند[۳۴] و آن را از اصلی‌ترین داعیه‎های این انقلاب معرفی کرده‌اند.[۳۵]

جزء ششم: مردمی بودن

مردم یکی از اجزای اصلی سازه انقلاب اسلامی‎اند به این معنا که تغییرات و دگرگونی‎ای که در ایران رخ داد و باعث شد ساختار حکومت عوض شده و تبدیل به حکومت اسلامی شود و یک سری اهداف اساسی دنبال گردد، همگی تکیه بر مردم داشته و قائم به تلاش و مجاهدت آن‌ها بوده است. این انقلاب با تمامی اجزایی که دارد برخاسته از قیام افراد نظامی نبوده تا به ‌عنوان کودتا شناخته شود و هم‌ چنین برخاسته از یک قشر خاص نبوده تا مختص به همان طیف یا گروه خاص گردد؛ بلکه برخاسته از متن و عموم مردم بوده است؛ لذا باید جایگاه مردم، خواست مشروع، کرامت و حق انتخاب و رای مردم حفظ شود.؛ بنابراین مراد از عنصر مردم در اینجا این است که جنس و هویت این جوشش کودتا یا منتسب به یک قشر خاص نیست بلکه جنس و هویت آن مردمی و همگانی بودن آن است؛ و چون جنس و هویت مردمی دارد باید به خواست مشروع مردم، رأی مردم، نیازهای مردم و… احترام گذاشت و ایشان را هیچ به شمار نیاورد، برای ایشان همان‌طور که در تحقق انقلاب نقش داشتند در اداره حکومت و نظام اسلامی هم نقش قائل شد و همیشه صلاح عموم مردم را مد نظر داشت.

مقام معظم رهبری مردم را جزء عناصر و اجزای اصلی این نظام دانسته و در مورد آن فرموده‌اند:

«امام در ساخت و مهندسىِ نظام جمهورى اسلامى، همه عناصر و اجزایى را که مى‏توانست این نظام را استوار و ماندگار کند، مورد ملاحظه قرار داد و با مهارتِ تمام این عناصر اصلى‏ را در درون این بناى شامخ و مستحکم کار گذاشت. این عناصر اصلى‏ عبارت است از … مردم …»[۳۶]

ایشان در بیان دیگری مردمی‌بودن را در قالب تعریفی از نوع تعریف به لوازم، چنین معنا کرده‌اند:

خط اصلى دوم، مردمى بودن است. مردمى بودن در نظام جمهورى اسلامى، یک شاخصه‏ى اصلى است؛ یعنى رأى مردم، هویت مردم، کرامت مردم، خواست مردم، ازجمله عناصر اصلى‏ در نظام جمهورى اسلامى و این بناى مستحکم است. رأى مردم تعیین‏کننده است.‏[۳۷]

  اجزای اصلی ماهیت انقلاب اسلامی اجزای زیرین اجزای اصلی ماهیت انقلاب اسلامی
 

 

جزء اول

 

 

تشکیل حکومت اسلامی

ولایت فقیه به عنوان رهبر
حاکمیت قوانین اسلام
قوای سه‌گانه برای کشف یا تفسیر قوانین و یا اجرا و قضاوت بر اساس آن
جزء دوم  

استقلال طلبی

استقلال سیاسی
استقلال فرهنگی
استقلال اقتصادی
 

 

جزء سوم

 

 

عدالت اجتماعی

بر قراری آزادی
برقراری تساوی در برابر قانون
برقراری تساوی در برخورداری از فرصت ما، امکانات و منابع عمومی
جزء چهارم اخلاق و معنویت خواهی ———————————-
جزء پنجم استکبار ستیزی ———————————-
جزء ششم مردمی بودن ———————————-

بنابراین می‌توان انقلاب اسلامی را این‌گونه تعریف کرد: انقلاب اسلامی عبارت است از تغییرات کلی در حوزه حاکم (رهبر)، قانون و اهداف، توسط توده‌های مردم که با نفی رژیم شاهنشاهی منجر به تشکیل حکومت اسلامی بر مبنای ولایت فقیه و حاکمیت دین اسلام شد و اهداف اساسی آن عبارت است از عدالت اجتماعی، حفظ استقلال کشور، استکبارستیزی و اخلاق و معنویت خواهی.

***

بررسی اسلامیت انقلاب اسلامی:

پس از روشن شدن اجزای ماهیت و سازه انقلاب اسلامی، نوبت بررسی اسلامی بودن تک‌تک اجزای این ماهیت است که در ذیل به بررسی جداگانه اسلامیت هر یک از این اجزا پرداخته می‎شود:

بررسی اسلامیت تشکیل حکومت اسلامی:

آیات متعددی در قرآن وجود دارد که به طور صریح و در برخی از موارد به صورت اشاره به مسئله لزوم تشکیل حکومت پرداخته است.[۳۸] در این نوشتار به ذکر یک آیه و تبیین نحوه دلالت آن اکتفا می‌شود:

خداوند متعال در سوره مبارکه نساء می‌فرماید «إِنَّا أَنْزَلْنا إِلَیْکَ الْکِتابَ بِالْحَقِّ لِتَحْکُمَ بَیْنَ النَّاسِ بِما أَراکَ اللَّهُ – بی‌شک کتاب قرآن را به حق به سوی تو فرستادیم تا اینکه در بین مردم براساس آنچه خداوند به تو نشان داده، حکم نمایی».[۳۹] در این آیه هدف از انزال قرآن، حکم و داوری بین مردم مطرح شده است و از آن‌جا که «الناس» لفظی عام است؛ لذا شامل همه مردم می‌شود؛ لکن در مقام فعلیت، تنها شامل مردمی می‌شود که بالفعل تحت حاکمیت و فرماندهی پیامبر صلی الله علیه و آله قرار دارند و از آنجا که «لتحکم» مطلق است؛ لذا شامل حکم و داوری در هر اختلافی که بین مردم رخ می‎دهد می‎شود؛ اعم از اختلافات دینی، سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و خانوادگی؛ بر این اساس روشن است که انجام این رسالت با این اطلاق و عمومی که دارد بدون تشکیل حکومت ولو به شکل بسیط ممکن نیست؛ لذا خواستن چنین رسالت و هدفی، خواستن مقدمات آن هم هست و چون تحقق این هدف مبتنی بر تشکیل حکومت است؛ لذا تشکیل حکومت هم مطلوب خداوند و امری ضروری است؛ بنابراین تشکیل حکومت اسلامی یک امر مطلوب اسلامی است. این آیه علاوه بر اثبات لزوم تشکیل حکومت بر این امر دلالت دارد که قانون این حکومت باید «بما اراک الله» باشد؛ یعنی قانون این حکومت باید متن وحی باشد که مصداق اتم آن خود قرآن کریم است. برای اثبات اسلامیت ولایت فقیه به عنوان رهبر در حکومت اسلامی می‌توان در ضمن چند بند این‌گونه استدلال کرد:

  • مردم در شئون مختلف سیاسی، اقتصادی، دینی، فرهنگی و خانوادگی، دچار اختلاف می‌شوند و خداوند متعال یکی از ادله نزول قرآن را این گونه بیان کردند که ما قرآن را نازل کردیم تا پیامبر صلی الله علیه و آله با تشکیل حکومت بین ایشان براساس متن وحی قضاوت و حکم نماید.[۴۰]
  • بعد از وفات نبی مکرم اسلام صلی الله علیه و آله و غیبت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف، این اختلافات موجود است و هر روز رو به توسعه و شدت است؛ لذا این اختلافات به‌عنوان یکی از علل نزول قرآن باقی است.
  • صرف وجود قرآن برای رفع این اختلافات کافی نبوده و نیست؛ لذا نیاز به حاکم و ادامه تشکیل حکومت اسلامی باقی است.
  • بهترین کسی که می تواند در رأس این حکومت قرار گیرد کسی است که هم متن وحی را خوب بشناسد و هم عادل باشد تا براساس شناخت متن وحی عمل نماید و مشمول این آیه نشود «مَنْ لَمْ یَحْکُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولَئِکَ هُمُ الْکَافِرُونَ– کسانی که بر اساس آنچه خدا نازل کرده حکم نکنند بی تردید کافر هستند»[۴۱].
  • به ولایت چنین کسی در عرف فقه مسلمین، ولایت فقیه گویند.

بنابراین ضرورت حکومت فقیهی عادل در رأس این حکومت یک امر اسلامی است.

بررسی اسلامیت استقلال‌خواهی:

تمامی آیات جهاد به روشنی دلالت بر مطلوب‌بودن استقلال سیاسی، دینی، فرهنگی و اقتصادی از بیگانگان دارد و در این جهت ذکر آیه نفی سبیل و عدم رکون به کفار کفایت می‎کند. خداوند در آیه ۱۴۱ نساء می‌فرماید «وَ لَنْ یَجْعَلَ اللَّهُ لِلْکافِرینَ عَلَى الْمُؤْمِنینَ سَبیلاً – و خدا تا ابد اجازه نداده که کافران کمترین تسلطى بر مؤمنان داشته باشند» علامه طباطبایی در توضیح این آیه فرموده‌اند: «معنایش این است که حکم، از امروز به نفع مؤمنین و علیه کافران است و تا ابد نیز چنین خواهد بود و هرگز به عکس نمى‏شود و این اعلامى است به منافقین که دیگر براى ابد از اینکه به هدف شوم خود برسند مأیوس باشند و به حکم این آیه در همه دوره‏ها بالآخره فتح و فیروزى از آن مؤمنین و علیه کافران خواهد بود».[۴۲] این آیه نشان می‌دهد که استقلال مومنین از کفار امری مطلوب نزد خداوند است؛ زیرا اگر کفار تسلط بر مومنین داشته باشند استقلال سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و دینی آنها از بین خواهد رفت. خداوند در آیه ۱۱۳ هود می فرماید «وَ لا تَرْکَنُوا إِلَى الَّذِینَ ظَلَمُوا – و بر ظالمان تکیه مکنید» آیت‌الله مکارم در توضیح آیه می‎فرمایند: «بدیهى است که در درجه اول نباید در ظلم‌ها و ستمگری‎هایشان شرکت جست و از آنها کمک گرفت، و در درجه بعد اتکاء بر آنها در آنچه مایه ضعف و ناتوانى جامعه اسلامى و از دست دادن استقلال و خودکفایى و تبدیل‌شدن به یک عضو وابسته و ناتوان مى‏گردد باید از میان برود که این‌گونه رکون‌ها جز شکست و ناکامى و ضعف جوامع اسلامى، نتیجه‏اى نخواهد داشت و اما اینکه: فى‌المثل مسلمانان با جوامع غیرمسلمان، روابط تجارى یا علمى بر اساس حفظ منافع مسلمین و استقلال و ثبات جوامع اسلامى داشته باشند، نه داخل در مفهوم رکون به ظالمین است و نه چیزى است که از نظر اسلام ممنوع بوده باشد و در عصر خود پیامبر صل الله علیه و آله و اعصار بعد همواره چنین ارتباطاتى وجود داشته است»؛[۴۳] بنابراین استقلال طلبی به معنایی که در جزء دوم سازه انقلاب اسلامی ذکر شد یک امر اسلامی و مطلوب خداوند متعال است.

بررسی اسلامیت برقراری عدالت اجتماعی:

قرآن کریم در موارد متعددی پیامبر اکرم صل الله علیه و آله و مردم را دعوت و امر به عدالت کرده است.[۴۴] یکی از آیاتی که به روشنی توجه قرآن به مسئله عدالت به شکل مطلق و مطلوبیت آن را بیان کرده است آیه ۲۵ سوره حدید است خداوند در این آیه فرموده است: «لَقَدْ أَرْسَلْنا رُسُلَنا بِالْبَیِّناتِ وَ أَنْزَلْنا مَعَهُمُ الْکِتابَ وَ الْمیزانَ لِیَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْط – همانا ما پیامبران خود را با دلایل روشن فرستادیم و با آنان کتاب و ترازو [ى تشخیص حق از باطل‏] نازل کردیم تا مردم به عدالت برخیزند» در این آیه خداوند متعال یکی از اهداف و علل ارسال رسولان به همراه معجزات و انزال کتب و معیار تشخیص حق از باطل به همراه ایشان را عدالت‌ورزی مردم معرفی می‎کند که نشان‌دهنده اهمیت بسیار بزرگ مسئله عدالت در بین مردم است؛ بر این اساس شکی در اسلامیت عدالت اجتماعی از منظر دین اسلام نبوده و یکی از بزرگترین امور مطلوب از منظر دین اسلام است.

بررسی اسلامیت اخلاق و معنویت‌خواهی:

مسئله اسلامیت اخلاق و معنویت‌خواهی بی نیاز از بحث است. اکثر آیات قرآن یا دعوت به اخلاق نیکو و دوری جستن از اخلاق زشت دارند و یا بیانگر پایه‎های اعتقادی نظام اخلاقی هستند. جوهره معنویت، ارتباط قلبی با خالق هستی است. این ارتباط در قالب عنوان ایمان و دوری جستن از کفر و نفاق در آیات فراوانی مورد تأکید واقع شده است به‌گونه‌ای که قرآن کریم هدف نهایی از جانشین قرار دادن مومنانِ اهل عمل صالح در زمین و استقرار بخشیدن دینشان و امنیت بخشیدن به ایشان را این‌گونه معرفی می‌کند «یَعْبُدُونَنی‏ لا یُشْرِکُونَ بی‏ شَیْئا – تا مرا عبادت کنند و چیزى را با من شریک نکنند» یعنی هدف نهایی خداوند، این است که ایمان و توحید در زمین بسط یافته و فراگیر شود؛ بنابراین اسلامیت اخلاق و معنویت‌خواهی نیازی به بحث ندارد.

بررسی اسلامیت استکبارستیزی:

قرآن در آیات متعددی به شکل صریح امر به استکبارستیزی نموده است.[۴۵] در این نوشتار به ذکر و توضیح یک آیه بسنده می‎شود خدای متعال در آیه ۷۵ سوره نساء می‌فرماید: «وَ ما لَکُمْ لا تُقاتِلُونَ فی‏ سَبیلِ اللَّهِ وَ الْمُسْتَضْعَفینَ مِنَ الرِّجالِ وَ النِّساءِ وَ الْوِلْدانِ الَّذینَ یَقُولُونَ رَبَّنا أَخْرِجْنا مِنْ هذِهِ الْقَرْیَهِ الظَّالِمِ أَهْلُها وَ اجْعَلْ لَنا مِنْ لَدُنْکَ وَلِیًّا وَ اجْعَلْ لَنا مِنْ لَدُنْکَ نَصیرا – شما را چه شده که در راه خدا و [رهایى‏] مردان و زنان و کودکان مستضعف [ى که ستمکاران هر گونه راه چاره را بر آنان بسته‏اند] نمى‏جنگید؟ آن مستضعفانى که همواره مى‏گویند: پروردگارا! ما را از این شهرى که اهلش ستمکارند، بیرون ببر و از سوى خود، سرپرستى براى ما بگمار و از جانب خود براى ما یاورى قرار ده» در این آیه به روشنی مردم اهل ایمان با اسلوب استفهام، تحریک به جهاد و استکبارستیزی شده‌اند؛ یعنی یک عده متکبر تکبر خود را عملی کرده و موجب استضعاف مردان و زنان و کودکان شده‌اند و در قرآن، مومنین تشویق شده‎اند که در مقابل این مستکبران بایستند. براساس بیانات مفسر گرانقدر اسلام علامه طباطبائی این آیه هم شامل اهل ایمان خالص می‎شود و آنها را به صرف یاد خدا تحریک برای جهاد با مستکبران می‎کند و هم شامل مومنان اهل ایمان ناخالص می‌شود تا اینکه اگر یاد خدا ایشان را به حرکت وادار نکرد، غیرت و تعصبشان آن‎ها را به حرکت در آورد؛ زیرا این‌ها انسان‎اند، زنان و مردان و کودکانی هستند که مورد استضعاف مستکبران واقع شده‎اند.[۴۶]

بررسی اسلامیت مردمی بودن:

همان‌طور که در جزء ششم از اجزای ماهیت و سازه انقلاب اسلامی مطرح شد، مراد از مردم و مردمی‌بودن این است که رأى مردم، هویت مردم، کرامت مردم، خواست مشروع مردم محترم است و باید مورد توجه واقع شود. این معنا مطلوب شرع مقدس اسلام است و می‎توان گفت در اسلامیت آن هیچ شکی وجود ندارد. برای اثبات اسلامیت عنصر مردمی بودن به ذکر چند آیه و روایت اکتفا می‎شود:

  • «وَ الَّذینَ اسْتَجابُوا لِرَبِّهِمْ وَ أَقامُوا الصَّلاهَ وَ أَمْرُهُمْ شُورى‏ بَیْنَهُمْ- و آنان که دعوت پروردگارشان را اجابت کردند و نماز را برپا داشتند و کارشان در میان خودشان بر پایه مشورت است»[۴۷] در این آیه به روشنی در مورد مسائلی که مربوط به خود مردم است که از تعبیر «امرهم» فهمیده می‎شود، می‎فرماید کار ایشان براساس نظردهی و مشورت است؛ یعنی قرآن برای نظر مردم در مورد امور خودشان احترام قائل است، حتی خود پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله در کارهای مهم اجرایی مانند جنگ و صلح و امور مهم دیگر با یاران مشورت می‎کردند و حتی در برخی از مواقع نظر ایشان را ترجیح می‎دادند.[۴۸]
  • «فَبِما رَحْمَهٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَ لَوْ کُنْتَ فَظًّا غَلیظَ الْقَلْبِ لاَنْفَضُّوا مِنْ حَوْلِکَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَ اسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَ شاوِرْهُمْ فِی الْأَمْرِ فَإِذا عَزَمْتَ فَتَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُتَوَکِّلین – از پرتو رحمت الهى با آنها نرم و مهربان شدى و اگر خشن و سنگدل بودى از اطراف تو پراکنده مى‏شدند بنابراین آنها را ببخش و برایشان آمرزش بخواه و در کارها با ایشان مشورت کن، اما هنگامى که تصمیمت را گرفتى بر خدا توکل کن، زیرا خدا توکل‌کنندگان را دوست دارد»[۴۹] این آیه بعد از نظرخواهی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در نحوه استقرار سپاه و عدم حصول نتیجه مطلوب در جنگ احد نازل شد و شاید مردم منتظر دستور ممنوعیت مشورت با مردم بودند؛ اما در این آیه خداوند صریحاً می‎فرماید با مردم در کارها مشورت کن؛ بنابراین آیه مذکور به روشنی دلالت بر محترم بودن رأی و نظر مردم از نگاه قرآن دارد؛ لکن در اموری که مربوط به خود مردم است روشن است که محترم بودن رأی مردم مربوط به حوزه جعل قوانین الهی نیست؛ بلکه مربوط به اجرا و تطبیق این قوانین است.[۵۰]
  • خداوند در آیه ۲۹ بقره می‌فرمایند: «هُوَ الَّذی خَلَقَ لَکُمْ ما فِی الْأَرْضِ جَمیعاً- او خدایى است که همه موجودات روى زمین را براى شما آفرید» اینکه خداوند فرمود هر آنچه که در زمین است را برای انسان خلق کردم بر چه چیزی دلالت دارد؟ آیا دلالت بر کرامت انسان ندارد؟ آیا دلالت بر این ندارد که توجه به مردم و خدمت به ایشان تشبه به خداوند و مظهر اسماء و صفات الهی شدن است صفاتی از قبیل رزاق و کریم و رئوف و معطی و غیره؟
  • امام حسن عسکری علیه‌السلام می‌فرمایند: «خَصْلَتانِ لَیْسَ فَوْقَهُما شَیءٌ: الاْیمانُ بِاللهِ، وَنَفْعُ الاْخْوانِ – دو خصلت است که والاتر از آن دو چیزی نیست، اول: ایمان و اعتقاد به خداوند، دوم: نفع رساندن به برادران دینی».[۵۱]

بنابراین اسلامیت توجه به مردم و مردمی‌بودن با توجه به معنایی که از مردمی بودن ارائه شد، روشن و مطلوب شرع مقدس اسلام است.

با روشن شدن اجزای ماهیت و سازه انقلاب اسلامی، شاخصه های اسلامیت انقلاب اسلامی روشن می‎شود؛ زیرا شاخصه‎های اسلامیت انقلاب اسلامی همان اجزای ماهیت و سازه انقلاب اسلامی‎اند که با وجود این اجزاء، انقلاب اسلامی تغییر ماهیت نداده و باقی است و با نبود آنها انقلاب اسلامی تغییر یافته و دیگر انقلاب اسلامی وجود ندارد، بنابراین اجزای شش‌گانه ماهیت انقلاب اسلامی در واقع شاخصه‎های اسلامیت انقلاب اسلامی‎اند و چون این اجزا دچار تغییر نشده‎اند، اسلامیت انقلاب اسلامی به قوت خود باقی است و اگر کاستی‌هایی دیده می‌شود، ناظر به مجریان در مقام عمل بر اساس اجزای این سازه است که نشان از انقلابی نبودن ایشان دارد نه تغییر انقلاب اسلامی؛ بر این اساس می‎توان شاخصه‎های اسلامیت انقلاب اسلامی را تحت سه عنوان ذیل دسته‌بندی کرد:

شاخصه های اسلامیت انقلاب اسلامی

شاخصه مربوط به حاکم حاکمیت فقیه عادل
شاخصه مربوط به قانون تنظیم قوانین بر اساس دین اسلام
 

 

شاخصه مربوط به اهداف

استقلال طلبی
عدالت اجتماعی
اخلاق و معنویت خواهی
استکبار ستیزی
مردمی بودن (توجه به رای و کرامت مردم)

* قاسم فراهانی، نویسنده و پژوهشگر

منابع:

– قرآن

– ابراهیم مصطفی، «المعجم الوسیط»، انتشارات مرتضوی، تهران، ۱۳۸۲.

– عمید زنجانی، عباسعلی، «انقلاب اسلامی و ریشه مای آن، انتشارات طوبی»، چاپ پانزدهم، تهران، ۱۳۸۴

– عیوضی، محمد رحیم، هراتی، محمد جواد، «درآمدی تحلیلی بر انقلاب اسلامی ایران»، دفتر نشر معارف، چاپ سوم، قم، ۱۳۸۹

– اصفهانى، حسین بن محمد راغب‌، «مفردات الفاظ القرآن»، نرم افزار کلام اسلامی، مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی.

– خرازی، محسن، «بدایه المعارف الالهیه»، نرم افزار کلام اسلامی، مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی.

– دهخدا، علی‌اکبر، «لغت‌نامه دهخدا»، نرم افزار لغت نامه دهخدا.

– شیرازی، ناصر مکارم، «تفسیر نمونه»، نرم افزار جامع التفاسیر ۲، مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی.

– طباطبایی، محمد حسین، «المیزان»، نرم افزار جامع التفاسیر ۲، مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی.

– قرشی، علی اکبر، «قاموس القرآن»، نرم افزار جامع الاحادیث ۳، مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی.

– نرم‌افزار حدیث ولایت (سخنان و بیانات رهبری از سال ۶۸ تا ۸۸).

– نرم‌افزار صحیفه امام (دوره ۲۰ جلدی صحیفه امام).

– نوری، حسین، « مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل»، نرم افزار جامع الاحادیث ۳، مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی.

http://farsi.khamenei.ir/others-article?id=9176

http://www.persianacademy.ir

https://fa.wikipedia.org/wiki

پی‌نوشت:

[۱] دهخدا، علی‌اکبر، «لغت‌نامه دهخدا»، ذیل واژه «شاخصه».

[۲] رک: دهخدا، علی‌اکبر، «لغت‌نامه دهخدا»، ذیل واژه «شاخص»؛ حسن عمید، «فرهنگ فارسی عمید» ذیل واژه «شاخص».

[۳] http://www.persianacademy.ir

[۴] http://www.persianacademy.ir

[۵] رک: معین، محمد، فرهنگ معین، ذیل واژه انقلاب

[۶] اصفهانى، حسین بن محمد راغب‌، «مفردات الفاظ القرآن»، ج ۱، ص ۶۸۱ ؛ ابراهیم مصطفی، «المعجم الوسیط»، ص ۷۵۳

[۷] رک: معین، محمد، فرهنگ معین، ذیل واژه انقلاب

[۸] http://farsi.khamenei.ir/others-article?id=9176

رک: عیوضی محمدرحیم، و هراتی، محمدجواد، «درآمدی تحلیلی بر انقلاب اسلامی ایران»، ص ۲۳.

[۹] http://farsi.khamenei.ir/others-article?id=9176

[۱۰] عمید زنجانی، عباسعلی، «انقلاب اسلامی و ریشه‌های آن»، ص ۱۴.

[۱۱] http://rezaeemanesh.blog.ir

[۱۲] نرم‌افزار صحیفه امام، ج ۴، ص ۳۱۲.

[۱۳] همان، ج ۴، ص ۳۶۶؛ رک: نرم‌افزار حدیث ولایت، ۱۳۷۸، ص ۱۶۵ نظر مقام معظم رهبری در این باره.

[۱۴] نرم‌افزار حدیث ولایت، ۱۳۷۰، ص ۵۰۸ «البته ضدیت با ولایت‏ فقیه‏، یعنى ضدیت با اصیل‏ترین و رکین‏ترین اصول و ارکان نظام جمهورى اسلامى شکى نیست»؛ همان،۱۳۷۸، ص ۱۶۵ «هنر بزرگ امام این بوده است که حاکمیت اسلام را در اینجا مطرح کردند. صیغه‏ى خاص ایشان هم براى حاکمیت اسلام، «ولایت فقیه» بود.

[۱۵] نرم‌افزار صحیفه امام، ج‏۱، ص: ۱۱ «این نهضت بزرگ ملى و قانونى بى‏سابقه یا کم‌ سابقه، که یک ملت براى دفاع از مذهب و … در تمام کشور هماهنگ شده‌اند» ؛ همان، ص ۲۸۶ « امروز هم روحانیت قیام کرده است، نهضت کرده است؛ ملت به‌تبع روحانیت نهضت کرده است؛ ملت‌های اسلام بیدار شده‌اند، نهضت کرده‌اند؛ خواسته‏هاى روحانیت عمل به قوانین اسلام است»؛ نرم‌افزار حدیث ولایت، ۱۳۷۸ ص ۴۶ «انقلاب و نهضت‏ امام، براى حاکمیت اسلام بود. مردم هم که این نظام را قبول کردند، این انقلاب را به پا کردند و امام را پذیرفتند، براى انگیزه‏ى اسلامى بود».

[۱۶] رک: معین، محمد، «فرهنگ معین»، ذیل واژه استقلال.

[۱۷] نرم‌افزار صحیفه امام، ج‏۴، ص: ۱۹۵ – ۱۹۴؛ نرم‌افزار حدیث ولایت، ۱۳۸۱، ص ۴۲ «حفظ استقلال کشور در همه‏ى زمینه‌ها و جلوگیرى از نفوذ و رخنه‏ى دشمنان، جزو اصول تغییرناپذیر انقلاب است. اصول و خطوط اصلى انقلاب قابل تغییر نیست».

[۱۸] سخنرانی مقام معظم رهبری در تاریخ، ۷/۲/۱۳۹۶.

[۱۹] معین، محمد، «فرهنگ معین»، ذیل واژه عدالت / مهیار، رضا، فرهنگ ابجدی، ذیل واژه عدالت.

[۲۰] خرازی، محسن، «بدایه المعارف الالهیه»، ج ۱ ص ۹۹.

[۲۱] نرم‌افزار صحیفه امام، ج‏۷، ص: ۱۹۸ – ۱۹۷ «البته همه مسلمین در این نهضت شرکت داشتند … و نهضت براى اقامه عدل است که باید بگویم همه بشر در آن شرکت دارند؛ و چون براى اقامه اسلام است همه مسلمین در آن شرکت دارند. بنابراین لازم است که همه مسلمین باهم یک‌ صدا در این نهضت عظیم‏ اسلامى شرکت بکنند».

[۲۲] نرم‌افزار حدیث ولایت، ۱۳۶۸، ص ۴۵۴ «بدون تأمین عدالت‏ اجتماعى‏، جامعه‏ى ما اسلامى نخواهد بود. اگر کسى تصور کند که ممکن است دین الهى و واقعى- نه‌فقط دین اسلام- تحقق پیدا کند، ولى در آن عدل اجتماعى به معناى صحیح و وسیع آن تحقق پیدا نکرده باشد، باید بداند که اشتباه می‌کند».

[۲۳] نرم‌افزار صحیفه امام، ج ۳، ۵۱۳ «من هر چه بیاید در مقابل شمایى که خون در راه آزادى و اسلام داده‌اید خجلم.»؛ نرم‌افزار حدیث ولایت، ۱۳۷۹، ص ۹۸ «شعار اصلى انقلاب‏ ما این سه کلمه بود: استقلال، آزادى، جمهورى اسلامى»؛ همان، ۱۳۸۱، ص: ۴۰ – ۳۹.

[۲۴] نرم‌افزار حدیث ولایت، ‏۱۳۷۵، ص: ۱۳۰ – ۱۲۹؛ همان، ۱۳۷۵، ص: ۱۳۰ – ۱۲۹.

[۲۵] نرم‌افزار صحیفه امام، ج‏۴، ص: ۱۹۸ « حکومت اسلامى یک همچو حکومتى است. حاکمش با آن ادنى‏ فردش در حقوق مثل هم هستند و عملشان اینطورى باید باشد»؛ نرم‌افزار حدیث ولایت، ۱۳۸۰، ص: ۱۶۳.

[۲۶] رک: صحیفه نور، ج ۷ ص ۵۳۰ – ۵۳۲.

[۲۷] نرم‌افزار حدیث ولایت، ۱۳۸۵، ص ۳۷؛ رک: نرم‌افزار صحیفه امام، ج ۱۶، ص ۱۶۴.

[۲۸] نرم‌افزار حدیث ولایت، ‏۱۳۸۱، ص: ۴۰ – ۳۹« این انقلاب بر پایه‏ى اصول مستحکمى بنا شد؛ هم اجراى عدالت را موردنظر قرار داد، هم آزادى و استقلال را- که براى ملت‌ها از مهم‏ترین ارزش‌هاست- مورد توجّه‏ قرار داد، هم معنویت و اخلاق را. این انقلاب، ترکیبى از عدالت‌خواهی و آزادى‏خواهى و مردم‏سالارى و معنویت و اخلاق است‏».

[۲۹] قرشی، علی اکبر، «قاموس القرآن»، ذیل واژه کبر؛ نرم افزار حدیث ولایت، ۱۳۷۵، ص ۱۱۷.

[۳۰] نرم افزار حدیث ولایت، سال‏۱۳۷۵، ص: ۱۱۷.

[۳۱] نرم‌افزار صحیفه امام، ج ۷، ص ۲۹۲.

[۳۲] نرم‌افزار صحیفه امام، ج ۱۲، ص ۱۷۶.

[۳۳] نرم‌افزار حدیث ولایت، ۱۳۶۸، ص ۳۳۳.

[۳۴] نرم‌افزار ولایت، ۱۳۶۸، ص ۳۳۳.

[۳۵] نرم‌افزار حدیث ولایت، ۱۳۶۸، ص ۱۸۱.

[۳۶] نرم‌افزار حدیث ولایت، ۱۳۸۰، ص ۵۱.

[۳۷] نرم‌افزار حدیث ولایت، ۱۳۸۶، ص ۵۵.

[۳۸] آل عمران: ۳، ۲۳؛ مائده: ۵، ۴۹ – ۵۰.

[۳۹] نساء: ۴، ۱۰۵.

[۴۰] نساء: ۴، ۱۰۵.

[۴۱] مائده: ۵، ۴۴.

[۴۲] طباطبائی، محمد حسین، «المیزان»، ج ۵، ص ۱۸۹.

[۴۳] شیرازی، ناصر مکارم، «تفسیر نمونه»، ج‏۹، ص: ۲۶۱.

[۴۴] نساء: ۴، ۱۳۵؛ مائده: ۵، ۸؛ همان، ۴۲؛ انعام: ۶، ۱۵۲؛ اعراف: ۷، ۲۹ و … .

[۴۵] بقره: ۲، ۹۰؛ نساء: ۴، ۷۶؛ فتح: ۴۸، ۲۹؛ توبه: ۹، ۱۲و ۱۴.

[۴۶] رک: طباطبایی، محمد حسین، «المیزان» ج۴، ص ۶۷۲.

[۴۷] شوری: ۴۲، ۳۸.

[۴۸] رک: شیرازی، ناصر مکارم، «تفسیر نمونه»، ج۲۰، ص ۴۶۲.

[۴۹] آل عمران: ۳، ۱۵۹.

[۵۰] رک: شیرازی، ناصر مکارم، «تفسیر نمونه»، ج ۳، صص ۱۴۲ – ۱۴۳.

[۵۱] نوری، حسین، «مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل» ج‏۱۲، باب استحباب نفع المؤمنین، ص ۳۸۸.

لینک کوتاه مطلب : http://fekrat.net/?p=7757