به مناسبت سالگرد شهادت حاج قاسم سلیمانی؛

تبیین مبانی نظری و الهیاتی جبهه مقاومت

نیروهای جبهه مقاومت با الگوگیری از معصومین(علیهم‌السلام)، استعداد دست‌‌یابی به مقام خلیفه‌الهی و قرب الهی را دارند.

«فکرت، رسانه اندیشه و آگاهی»؛ فعالیت‌‌های مختلف هر ملت و جمعیتی، در هر عرصه‌‌ای، برخاسته از بینش‌‌ها و گرایش‌‌های بنیادین است. این ریشه‌‌های بینشی و گرایشی(مبانی) سرچشمۀ نمادها و نهادهای جامعه و تعیین‌‌کنندۀ اهداف آن‌‌ها می‌‌باشند. مبانی بسان ریشه درخت، اصول، تنۀ آن و فروع، شاخه و برگ‌‌های آن و هدف نهایی آن ثمرۀ این ساختار منسجم است. در جوامع و ارگان‌‌های فعال مسلمان نیز همین سازواره حاکم است. با تبیین یا اصلاح آن‌‌ها بتوان بر تسهیل، تعمیق و سعۀ عمل به لوازم آنها، تأثیری بسزا نهاد، زیرا نگرش و گرایشات انسان همۀ فعالیت‌‌های آدمی، از جمله فعالیت در عرصۀ نظامی را سمت و سویی متناسب با خویش می‌‌بخشند.

بدین جهت روش و منش هر کس نمادی از بینش‌‌ها و گرایش‌‌های وی می‌‌باشد. این نوشتار که با روش کتابخانه‌‌ای تهیه و بصورت تحلیلی- تبیینی ارائه می‌‌شود، به جهت «تبیین مبانی نظری و الهیاتی جبهه مقاومت» تدوین یافته، تا با بررسی ابعاد و گسترۀ کاربست آن‌‌ها در عرصه عملکرد نیروهای جبهۀ مقاومت، گامی هرچند اندک در تقویت و تعمیق گستره این مبانی برای نیروهای جبهۀ مقاومت برداشته باشد. مطلوب و هدف نهایی تبیین مبانی نظری و الهیاتی جبهه مقاومت، تکامل روحانی- معنوی ایشان، تا وصول به مقام خلافت الهی و زمینه‌‌سازی و تقریب برپایی عدل جهانی، تحت لوای حضرت مهدی موعود(عج) است.

 

«مبانی هستی‌‌شناختیِ نیروهای جبهۀ مقاومت»

اعتقاد به مبدأ و معاد، نظارت الهی بر سرّ و علن انسان، ثبت و محاسبۀ اعمال در قیامت و ترتب ثواب یا عقاب بر آن‌‌ها، هدف‌‌مندی نظام هستی، از جمله اهم مبانی هستی‌‌شناختی نیروهای جبهۀ مقاومت می‌‌باشند. نیروهای جبهۀ مقاومت، طبق این مبانی برنامۀ نیروهای خود را در سازواره‌‌ها و نمادها و نهادها، کاملاً متمایز از کسی که هیچ اعتقادی بدان‌‌ها ندارد، ترسیم و تنظیم می‌‌نماید. پس لحاظ نظارت الهی و ترتب ثواب و عقاب دنیوی و اخروی، به دست‌‌اندرکاران جامعۀ گسترده نیروهای جبهۀ مقاومت شیعی اجازه نمی‌‌دهد که بسان پیروان اومانیسم یا پوزیتویسم، افسارگسیخته به چپاول مردم یا سوءاستفاده از نیاز مردم به ایشان پرداخته و در راستای وصول به منافع یا مطامع خود، فرهنگ لیبرال را پیشه یا ترویج نمایند.

خداگرایی مبنای همۀ بینش‌‌های یک موحد است که مستتبع سایر بینش‌‌ها مثل: آخرت‌‌گرایی، اعتقاد به احاطۀ علم الهی، هدفمندی نظام خلقت و آفرینش انسان و نیز سرچشمۀ ارزش‌‌های برین، یعنی توکل، شکر، حیاء، دعا و راز و نیاز با معبود، و برقراری روابط بهینه با مخلوقات از جمله نوع انسان از روی حبّ و بغض فی‌الله، شناسایی دشمنان واقعی(هوس و شیطان) و مانند این‌ها می‌‌باشد. با این روند در نهایت تاج کرامت و عزت خلافت را بر سر نهاده، خداگونه شده و بر کون و مکان فرمانروا و این‌‌گونه مهیای وصول به هدف نهایی خلقت بشر می‌‌گردد. سیرۀ نیروهای جبهۀ مقاومت، از این چهارچوب خارج نبوده و بر همین محور می‌‌چرخد.

در حالی‌‌که ملحد، در هر قشر و عرصه‌‌ای که باشد، تنها پیش پای خود یعنی دنیای پَست و منافع و سود و لذت دنیّ دنیوی را ملاک گزینش‌‌ها و سیرۀ خود نموده؛ در این راستا اگر از دستش برآید، انسانیت خود را فراموش کرده؛ فطرت و عقل سلیم را رها و تنها دنیای دنیّ و تمتعات سیال و گذرای آن را می‌‌شناسد و بس. در نتیجه از هر درنده‌‌ای درنده‌‌تر و از هر چرنده‌‌ای، چرنده‌‌تر شده، در نهایت با توجه به اتمام حجت إله در دنیا و آخرت دچار خسران می‌‌گردد. از آن‌‌جا که جهان‌‌بینی است که نوع تربیت و سپس گزینش‌‌های انسان را رقم می‌‌زند، سیرۀ اخلاقی نیروهای جبهۀ مقاومت، برخاسته از مبانی هستی‌‌شناختی وحیانی، بسی متمایز و متفاوت از سیرۀ برخاسته از جهان‌‌بینی الحادی و مادی است.

در نگرش الهی جهان دارای مبدأ و معاد و هدف است و انسان در این میان عهده‌‌دار خلافت الهی بر زمین است که با التزام فکری و اعتقادی به معارف وحیانی و پای‌‌بندی عملی به اوامر و نواهی الهی می‌‌تواند تاج کرامت قرب الهی را بر سر نهاده و بر کون و مکان فرمان براند. در حالی‌‌که طبق بینش مادی نه مبدأیی در کار باشد و نه هدف و منتهایی، انسان نیز در این میان بسان سایر موجودات مادی، چند صباحی در دنیا به انتفاع و لذت می‌‌پردازد و بالاخره در چرخۀ طبیعت به خاک برمی‌‌گردد. روشن است که فعالیت‌‌های نیروهای جبهۀ مقاومت نیز در این دو مرام– چه از حیث محتوا و چه از حیث روش و چه از حیث فرآیندها و نمودها- بسی متمایز و متفاوت خواهد بود. سیرۀ اسلامی از بدو تا انتها زمینه‌‌ساز تعالی جسمانی و روحی- روانی و آمادگی حضور انسان در مقعد صدق عند ملیک مقتدر می‌‌باشد.

 

«مبانی انسان‌‌شناختیِ جبهۀ مقاومت»

آحاد افراد فعال در جبهۀ مقاومت که به دوبُعدی بودن انسان، بقاء روح پس از مرگ، امکان تعالی انسان تا مقام خلافت الهی، امکان ولایت تکوینی برای بشر از راه کسب یقین و صبر بر ابتلائات و عمل به تعالیم دینی معتقد باشد، در فکر و نیت، رفتار و گفتار و منش کاملا متمایز از شخصی عمل می‌‌کنند که حیات انسان را محدود به زندگی جسمانی و دنیوی و اهداف را تنها در این راستا می‌‌بینند و بس. چیزهایی که برای این‌‌ها ارزش است(مثل معنویّات و ایثار)، برای دیگری ضدارزش، بلکه دیوانگی!! به نظر می‌‌رسد و برعکس(تجمل و مُدگرایی). از منظر مکتب تشیع انسان معجونی از عالم ملکوت با روح ابدی الهی، فطریات، تعقل و از عالم ناسوت با جسم و غرائز حیوانی طبیعی فانی، همراه آمال و اهداف سست دنیوی و مادی می‌‌باشد.

هر یک از من عِلوی و سِفلی انسان، دارای اقتضائات و بالتبع راه‌‌های ارضاء خاص خود می‌‌باشند. انسان با تعقل و کسب یقین از راه عبادت و صبر بر مشکلات و نیز رعایت تقوی و عمل صالح طبق شریعت ناب محمدی(تشیع)، می‌‌تواند با الگوگیری از اولیاءالله و تبعیت از سیره ایشان، خود را در مسیر وصول به قرب الهی قرار دهد. مراد از قرب الهی خداگونه‌شدن انسان، در حالات و صفات و افعال می‌‌باشد. کسی که بدین مقام باریابد، عنوان «خلیفه الله یا انسان کامل، واسطۀ فیض و مانند این‌‌ها» را به خود می‌‌گیرد. اگرچه در هر دوره‌‌ای تنها یک نفر به اوج چنین منصبی می‌‌رسد؛ لکن راه سیر و وصول به‌نحو تشکیکی برای یکایک انسان‌‌ها از راه توبه و پی‌‌گیری ارزش‌‌های واقعی باز می‌‌باشد.

نیروهای جبهۀ مقاومت نیز با الگوگیری از معصومین(علیهم‌السلام)، استعداد دست‌‌یابی به این مقام عظمی را دارند. انسان واصل بنا به توان‌‌های حاصله، دارای یک‌‌سری نمودهایی خلاف جریان عادی طبیعت یا انسان معمولی می‌‌گردد، که بدین نمودها – که به اذن الهی به انجام می‌‌رسند- معجزه یا کرامت اطلاق می‌‌گردد. روشن است نمادها و نهادهای نیروهای جبهۀ مقاومت نیز که طبق این مبانی تأسیس و پی‌‌گیری می‌‌شوند، بسی متفاوت با شاخصه‌‌هایی است که منکرین این‌‌ها در طول تاریخ از خود برجای نهاده و رفته‌‌اند!

در بینش الهی کرامت نفس، توکل و اعتماد بر حق تعالی، توسل به اولیاء‌‌الله، الگوگیری از انسان کامل، زهد از دنیا و توشه برگرفتن برای آخرت، رعایت دقیق حقوق، عبادت خالصانه و تضرع و دعا در دل شب و مانند این‌‌ها، ارزش و ملاک کرامت و شخصیت می‌‌باشند. در حالی‌‌که در نزد یک لیبرال سودگرای لذت‌‌محور این همه، چیزی جز بی‌‌خِرَدی و جهالت و ضدارزش نیستند. در مقابل، التذاذ هرچه بیش‌‌تر، ترفّه، دنیاگرایی، تجمل، شهرت و خوش‌‌نامی پس از مرگ، قدرت و آزادی افسارگسیخته و امثال این‌‌ها ارزشمند قلمداد می‌‌گردند! در این ورطۀ هولناک باید انسان طماع به مطامعش برسد هرچند ارزش‌‌های فطری و اصول کلی اخلاق مثل نوع‌‌دوستی، عدالت، سخاوت، شجاعت، صداقت، تعهد به پیمان و غیر آن‌‌ها پایمال شوند و کثیری از انسان‌‌ها قربانی گردند.

سازواره نیروهای جبهۀ مقاومت، اگر بخواهد به جایگاه اصیل اسلامی و بلکه ایرانی خود برگردد، لازم است تا بار دیگر با توجه به این مبانی انسان‌‌شناختی دینی(روح مجرد و بقاء جاودانه نفس، اختیار، تعقل و تفکر، کرامت ذاتی بر سایر مخلوقات) و الگوگیری از سیره معصومین(علیهم السلام) به غربالگری نظام‌‌نامه و اصلاح روش و سیرۀ خود بپردازد و الا:

خشت اول چون نهد معمار کج           تا ثریا می‌‌رود دیوار کج؛   نیز:

  خانه از پای‌‌بست ویران است              خواجه دربند نقش ایوان است.

جهان‌‌بینی است که نوع تربیت و سپس گزینش‌‌های انسان را رقم می‌‌زند، سیرۀ اخلاقی نیروهای جبهۀ مقاومت، برخاسته از مبانی هستی‌‌شناختی وحیانی، بسی متمایز و متفاوت از سیرۀ برخاسته از جهان‌‌بینی الحادی و مادی است.

«مبانی معرفت‌‌شناختیِ نیروهای جبهۀ مقاومت»

اگر نیروهای جبهۀ مقاومت، معتقد به امکان تحصیل علم و یقین، با ابزار فطرت و عقل کلی و وحی علاوه بر حس و تجربه باشد، تربیت و تعهد دینی- اخلاقی و لوازم آن‌ها را به تبع پذیرش غیب و لوازم آن، پذیرا شده، در فکر و نیت، رفتار و گفتار و منش کاملاً متمایز از شخصی عمل می‌‌کند که تجربه‌‌گرا و نهایتاً پذیرای عقل ابزاری باشد. پس افسارگسیخته، مطیع هوی و هوس خود و شیاطین جنّی و انسی نمی‌‌شود و غارت و اباحیگری را پیشه و ترویج نمی‌‌نماید. برخلاف زعم برخی دست‌‌اندرکاران عرصۀ نیروهای جبهۀ مقاومت، تنها راه تقویت این نیروها، تقویت و استفاده از تجهیزات و تسلیحات صرف نیست، بلکه راه‌‌های دیگری برای تقویت نیروهای جبهۀ مقاومت وجود دارند که در عرصۀ نظامی هم کارآمد هستند، به‌خصوص در قسمت ایجاد انگیزه و تقویت صبر و استقامت ایشان در نبرد با دشمنان قسم‌‌خوردۀ اسلام و مسلمین.

فعالیت اجتماعی با اخلاق حرفه‌‌ای مناسب، جز با تشخیص صحیح و دقیق ارزش‌‌ها و ضدارزش‌‌های اخلاقی و اجتماعی مسلمین که مبتنی بر دین و دستگیری لحظه به لحظۀ إله و قرآن کریم او، به همراه تفاسیر معصومانه نبی اکرم و ائمۀ اطهار(علیهم‌الصلوات‌و‌السلام) است، محقق نشود. این امر منافاتی با فطری و عقلانی‌بودن اصول کلی تربیت اخلاقی ندارد، زیرا آن‌ها نیز جزء ارادۀ تکوینی إله برای ایجاد زمینۀ گرایش انسان‌‌ها و گردن‌نهادن ایشان به تعالیم تشریعی إله می‌‌باشند. پس تجربه، عقل و فطرت تکوینی و وحی تشریعی و هدایت جزایی(کشف و شهود و الهام)، مکمل یکدیگر برای تحصیل و تحقق ایمان مذهبی و تعهد دینی به حرفه خود، با در پیش گرفتن راه سعادت و کمال انسانیت طبق شریعت تا وصول به مقام خلافت و رضوان الهی می‌‌باشند.

موفقیت واقعی برای نیروهای جبهۀ مقاومت، بسان سایر فعالیت‌‌ها، در پرتو به‌کارگیری تمامی کانال‌‌های ادراکی تکوینی، تشریعی و پاداشی بشر امکان‌‌پذیر است که خود این‌ها نیز با اخلاق حرفه‌‌ای و عرفان در تعامل بوده و این روند است که شهود و معرفت و بصیرت و بالتبع موفقیت حرفه‌‌ای را به اوج خویش می‌‌رساند و ایمان را تعمیق و ماندگاری می‌‌بخشد. پس با به‌کارگیری همه قوا بتوان به سعادت دنیا و آخرت رسید. با این روش و منش، خود معارف و داده‌‌های کانال‌‌های ادراکی نیز تقویت و بارورتر می‌‌شوند و همین طور در تعامل با یکدیگرند تا بالأخره به «مقعد صدق عند ملیک مقتدر»(قمر/۵۴-۵۵) با «نفس مطمئنّۀ راضیّۀ مرضیّه»(فجر/۲۷-۲۸) وارد گردد. پس در نزد نبیّ و ولیّ سرافراز و روی سپید، به آرامش حقیقی و ابدی برسد.     

ایمان و تقوا و ورع، مهاری جلو رذائل و سایر انحرافات و لغزش‌‌های حرفه‌‌ای، از جمله درست‌‌اندرکاران نیروهای جبهۀ مقاومت است. هر شغلی دارای اقتضائات خاص خود و نیز پرتگاه‌‌ها و لغزش‌‌گاه‌‌های خاص خود است. در عرصۀ نظامی نیز برخی گزارشات حکایت‌گر حرص و طمع برای مال دنیا، برای اخاذی بیش‌‌تر از مجرمان و خلافکاران می‌‌باشد. تراشیدنِ خلاف دروغین، الزام به تکرار مراجعه بدون نیاز، جرائم غیر ضروری و بلکه کاذب، حسادت با همکاران و رقبا، رشوه و امثال این‌‌ها، از جمله لغزش‌‌های تبعی حضور در عرصۀ نیروهای جبهۀ مقاومت، ممکن است باشد.

اگر کادر نظامی، مؤمن متعهد مقید نباشند، این انحرافات اخلاقی بسان موریانه جلو رفته و ناهنجارهای این حرفه، در نظرشان عادی و بلکه هنجار تلقی و بین اغلب کادر شیوع پیدا می‌‌کند. برعکس اگر تربیت دینی و تعهد و تقید ایمانی فراگیر بشود. همه خود را در محضر ربوبی ببینند و لحاظ ثواب یا عقاب اخروی را بکنند، عرصه نظامی، حتی در ادارات نظامی و مانند آن، بدل به میدان‌گاه جهاد فی سبیل‌الله شده و مورد عنایت خداوند متعال و بقیۀالله‌الأعظم قرار خواهند گرفت.

 

«مبانی ارزش‌‌شناختیِ نیروهای جبهۀ مقاومت»

طبق مبانی ارزش‌‌شناختیِ، نیروهای جبهۀ مقاومت نیز بسان سایر عبادالله، مخلوق و فقیر إلی‌الله بوده و باید مسیر خود را تا لقاءالله پیموده و در معاد در محضر ربوبی پاسخگوی تمامی نیات، افکار و اعمال خویش باشند. دین با ارزش‌‌آفرینی‌‌های جدید، ضمانت اجرایی اصول تربیتی در همه عرصه‌‌ها، از جمله نیروهای جبهۀ مقاومت، سبب ایجاد تعهد و تقوا و آخرت‌گرایی و حذف ناهنجارها از روش و منش نیروهای مسلح می‌‌شود. ارزش‌ها و هنجارها از جمله مؤلفه‌های سرمایه انسانیت هستند.

دین به‌عنوان مجموعه‌ای از نظام ارزشی و هنجاری در ایجاد مشارکت، روابط صحیح و بایستۀ خانوادگی و اجتماعی و کاری، اعتماد و تعهدات افراد به یکدیگر، می‌تواند نقشی بی‌‌بدیل داشته باشد. تعهدات و اعتقادات دینی افراد را به هم متصل کرده، منشأ هم‌گرایی اعضای خانواده و اتحاد اجتماعی و سیاسی و کاری می‌‌گردد. امنیت و نظم جوامع مسلمان و هم‌گرایی مردم و علماء دین در طول تاریخ مسلمین، به دلیل پای‌‌بندی همه به تعهدات و معتقدات دینی بوده است. این روند به جامعه مسلمانان تحرک و انسجام بخشیده، توانشان را چندین برابر نموده است. همسویی دینی مودت و رحمت بین اعضای خانواده دینی را روزافزون و قدرت اجتماعی و معنوی مردم، از جمله نیروهای جبهۀ مقاومت را تقویت نموده است.

ایمان آن‌چنان قدرتی به افراد می‌‌دهد که با عزم و اراده هر مشکلی را قابل حل و رفع می‌‌دانند. قدرت ایمان، حس صبر و استقامت و تعاون و محبت و مودت به ‌وجود می‌آورد. اسلام پایگاه مستحکمی در میان طبقات مختلف، به‌ویژه اقشار محروم جامعه دارد که معمولاً از تحولات بنیادین سازنده در سطوح مختلف اجتماعی حمایت می‌کنند. تعهدات و انتظارات(اخلاق)، ظرفیت اطلاع‌‌رسانی(محافل دینی و مراسم مذهبی) و هنجارهای قوی حاصل از دین(فقه و حقوق اسلامی)، استوارترین پایه‌های تربیت دینی و سرمایه اجتماعی را شکل می‌دهند. اگر واقعاً دین با همۀ ابعادش در جامعه دینی به اجراء نهاده شود، هیچ قدرتی را یارای نفوذ و شبهه‌‌افکنی و اختلاف‌‌اندازی در میان ایشان نباشد.

با طی مراحل خودسازی و تهذیب و تزکیۀ نفس و با توجه به فرائض نصح مسلمین و امر به معروف و نهی از منکر دیگر نباید شاهد هیچ نابه‌هنجاری یا بزهکاری و گناهی در سطح جامعه و هیچ درگیری و اختلافی در تربیت اخلاقی- دینی نیروهای جبهۀ مقاومت بود. این اختلافات و تزاحمات و فساد و گناه همه برخاسته از ضعف دیانت و عدم تعهد به پای‌‌بندی به رعایت زهد و ورع و تقوای الهی و بالتبع دنیاگروی و دل‌‌بستن به تمتعات فانی دنیا است. چشم‌‌هم‌‌چشمی‌‌ها و رقابت‌‌های ناسالم از یک‌‌سو و عدم هماهنگی مراکز تربیتی و اجرایی از سوی دیگر، سبب وجود این همه فساد و فحشا در سطح گسترده، در ادارات و نهادها و مراکز مختلف جامعه، از جمله در میان نیروهای جبهۀ مقاومت شده است!

«قَدْ جِئْناکَ بِآیَهٍ مِنْ رَبِّکَ وَ السَّلامُ عَلى‏ مَنِ اتَّبَعَ‏ الْهُدى‏؛ به راستى ما از سوى پروردگارت معجزه‏اى آورده‏ایم؛ و درود بر کسى باد که از هدایت پیروى کند.»(طه۲۰/۴۷)

* آفرین قائمی، پژوهشگر و استاد حوزه ‌های علمیه خواهران

 

بیشتر بخوانید:

لینک کوتاه مطلب : http://fekrat.net/?p=6970