جریان شناسی دو قوم منتظر(شماره ۸)

خداوند در درون انسان دو مقوله‌ی احساس و عقل را به مساوات قرار داده تا علاوه بر درک مسائل انتزاعی و منطقی، انعطاف وجودی برای درک عشق و معنویت نسبت به خدا و دین و همنوع را داشته باشد. این دو موهبت الهی زمانی می‌توانند انسان را به کمالات ابدی برسانند که در کنار یکدیگر و با کمک یکدیگر فعالیت کنند

برای همه‌ی ما از بچگی این سوال مطرح بوده که مگر کوفیان هزاران نامه برای امام حسین(ع) ننوشته و از ایشان دعوت نکردند تا به نزد آنها رفته و رهبری شان را به عهده بگیرد؟ پس چرا همین مردم هم پیمان شده و در صحرای کربلا دریای خون به راه انداختند؟ سوال مهم‌تر اینکه از کجا معلوم شیعیان منتظر حضرت حجت(عج) نیز امروزه همانند کوفیان عمل نکنند؟ چه ضمانتی هست که همین عاشقان چشم به راه، با آمدن حضرت، تیغ به روی ایشان نکشند؟ برای پیدا کردن جواب این سوالات باید به جریان‌شناسی این دو قوم منتظر پرداخته و شباهت‌ها و تفاوت‌هایشان را روشن سازیم.

 

برخی از ویژگی‌های کوفیان عبارتند از:

 

۸- قساوت قلب در اثر کثرت گناه

خداوند در درون انسان دو مقوله‌ی احساس و عقل را به مساوات قرار داده تا علاوه بر درک مسائل انتزاعی و منطقی، انعطاف وجودی برای درک عشق و معنویت نسبت به خدا و دین و همنوع را داشته باشد. این دو موهبت الهی زمانی می‌توانند انسان را به کمالات ابدی برسانند که در کنار یکدیگر و با کمک یکدیگر فعالیت کنند و از همین روست که خداوند دو جنس مخالف زن و مرد آفریده تا مکمل یکدیگر باشند. لذا کمرنگ شدن هر یک از این دو آسیب‌های زیادی را به بار خواهد آورد.

صفحه‌ای که رنگ سیاه بر روی آن پاشیده شده باشد، هیچ رنگ دیگری را نشان نمی‌دهد. از طرف دیگر در روایات ما اشاره شده که گناه باعث سیاه شدن قلب انسان خواهد شد. از این رو دور از تصور نیست که سیاهی قلب انسان به وسیله‌ی گناه، امکان نمایش هر رنگ دیگری را از آن سلب کند. یکی از مهمترین نتایج سیاه شدن قلب، ذبح احساسات در وجود انسان است. از بین رفتن احساس در انسان عواقب خطرناکی همچون رواج خشونت در جامعه به همراه دارد.

مردم کوفه بخاطر گناهان بیشماری که مرتکب می‌شدند، در زمره‌ی کسانی قرار می‌گرفتند که احساس را در خود سر بریدند. آنها فجایعی را در تاریخ رقم زدند که بدترین حیوانات وحشی نیز اقدام به آن نمی‌کردند. برای نمونه کشتن بچه‌ی شیرخواره یکی از معجزات واقعه‌ی عاشورا بود که در جنگ‌های عرب جاهلی حتی سابقه نداشت. گریه و ناله ی زنان و کودکان ذره‌ای در این افراد تاثیری نداشت چرا که مقوله‌ای به عنوان احساس در آنها به چشم نمی‌خورد. دقیقا بخاطر همین مساله بود که آنها معنویت درک امام را نداشته و علیه او شمشیر کشیدند چرا که وادی معنویت و عشق، نیاز به احساسات پویا دارد.

بعد از بیان این ویژگی‌ها بد نیست که نگاهی به وضعیت امروز جوامع انسانی و اسلامی بیندازیم.

امروزه بیش از هر زمان دیگری اسباب و زمینه‌های گناه برای مردم فراهم بوده و تشخیص حق از باطل بسیار دشوار گردیده است. شاید بتوان گفت که مهمترین اثر گناه اثر وضعی است که بر قلب انسان می‌گذارد. از این رو مشاهده‌ی صحنه‌های خشونت بار سر بریدن زنان و کودکان توسط برخی از گروه‌های به ظاهر مسلمان، خیلی دور از تصور نیست. امروزه مردم ما در اثر گناهان مختلفی که در زندگی شان خواسته و ناخواسته وجود دارد، قسی القلب شده و دیگر آن لطافت لازم برای مَحرَم شدن در وادی عشق و معنویت را ندارند. از همین رو خیلی از فجایع انسانی برایشان عادی جلوه کرده و یا با شنیدن مصیبت‌های اهل بیت واکنش چندانی نشان نمی‌دهند.

انسان مدرن امروزه در زمینه‌ی احساسات تفاوت چندانی با ماشین آلات نداشته و بیشتر از آنکه قلب خود را در برخی از مسائل دخیل کند، مدام با استفاده از عقلانیت ابزاری خود صرفا سود و زیان مادی آن را می‌سنجد. ذبح شدن احساسات ما امروزه می‌تواند خطرات و عواقب جبران ناپذیری را همچون مردم کوفه به بار بیاورد. از این رو شاید بتوان گفت که امروزه بشر بیش از هر زمان دیگری نیاز به آن دارد تا کمی از عقلانیت و عالم ماده جدا شده و با استفاده از ابزار احساس به ورطه ی معنویت و عشق بیفتد. البته این را نیز نباید فراموش کرد که احساس بدون عقلانیت نیز عواقب زیادی همچون رواج خرافات به دنبال دارد.

با دانستن این مساله تازه می‌توانیم حکمت این غیبت طولانی و عدم استجابت دعاهای فرج خود را دریابیم.

لینک کوتاه مطلب : http://fekrat.net/?p=2183