حجاب را از «فرهنگ» شروع کنیم

برای وضعیت مطلوب، جامعه و نظامی مطابق با معیارهای دینی مدنظرمان است که در سطح رویین نیز مثلاً عفاف در نماد حجاب شرعی و با رعایت عمومی متجلی می‌شود.

«فکرت، رسانه اندیشه و آگاهی»؛ گفتند و نوشتند که کشور به تغییراتی نیاز دارد که رادیکال‌شدن اعتراضات نباید مانع درک آن شود! البته کم هم نبودند آنان که خواستند از این آب گل‌آلود ماهی خودشان را صید کنند و سهم‌خواهی کرده یا خواسته‌های خود را خواسته مردم جا بزنند که امیدوارم این نوشته جزء آن‌ها تحلیل نشود.

اغتشاشات 1401 تفاوت‌های زیادی با فتنه‌ها و اعتراضات قبلی داشت، فتنه‌ای که نظام سلطه بر سر راه انقلاب اسلامی ایجاد کرده است. اگر از نوع به‌کارگیری اراذل‌ و اوباش، حجم بسیار سنگین فعالیت سرویس‌های جاسوسی و به‌کارگیری وحشتناک تکنیک‌های جنگ رسانه‌ای و… بگذریم، یک تفاوت اساسی این بود که بر روی نارضایتی‌های فرهنگی تمرکز شده بود و اعتراضات مرتبط به سبک زندگی، ماده مشتعل کننده محوری در نقاط مرکزی کشور بود. یک شاهد آن‌هم اینکه کسانی که مسأله اقتصادی و معیشتی ندارند، میدان‌دار اعتراضات بودند و معترضان به مسائل دیگر در لایه‌های دورتر، بیشتر نقشی نظاره‌گر داشتند.

بستر فرهنگی شیطانی حاکم بر دنیا و ابزارهای قدرتمند اشاعه آن، جنگ روانی پیگیری شده در مدتی نسبتاً طولانی در مسائلی نظیر حجاب و اشتباهات رخ‌داده از سوی برخی مسئولان و جبهه انقلابی، سه عامل اساسی شکل‌گیری اعتراضات جدی فرهنگی در کشور شده است که سابقاً بیشتر در مقاطع انتخابات بروز می‌یافت؛ اما این بار پتانسیل بزرگتری به رخ کشاند که باید از شر این استخوانِ‌ لای‌زخم خلاص شد و حال باید با توجه به واقعیات میدانی به انتخاب استراتژی متناسب اندیشید هرچند ممکن است بگویند سابق بر این نیز استراتژی خاصی وجود نداشته و امور کج دار و مریز پیش می‌رفته است.

شکی نیست که برای وضعیت مطلوب، جامعه و نظامی مطابق با معیارهای دینی مدنظرمان است که در سطح رویین نیز مثلاً عفاف در نماد حجاب شرعی و با رعایت عمومی متجلی می‌شود بنابراین با کنار گذاشتن برچسب اسلام‌گرایی اخوانی ترک‌ها، مقداری به مسأله حجاب و پوشش که یکی از اضلاع اصلی این نارضایتی‌های اخیر است، بیندیشیم و باقی مسائل را به مجالی دیگر واگذار کنیم.

برای رعایت شدن حداکثری حجاب شرعی البته با توجه به اختیار بشر که امکان صددرصدی آن را منتفی می‌کند، تنها دو ابزار در اختیار است؛ قانون یا الزام و فرهنگ‌سازی یا تبلیغ که هرکدام از این ابزارها، قواعد و جایگاه خود را دارند.

قانون و الزام تنها برای اقلیت محدودِ هنجارشکن کارآیی دارد و با ایستادن محکم بر سر خط قرمزها باید با جدیت و قهر صیانت شود؛ بنابراین قانونی که رعایت نشود، یا قانونی که تنبیه جمعیت انبوه را طلب کند، غیرِ حکمیانه و بی‌فایده است و اصرار بر چنین قانونی مانند ترک الزام و نفی قانون در جامعه، غیرمعقول است.

بنابراین آنان که مدعی هستند نیروی انتظامی نباید در این مسأله ورود داشته باشد، درگیر همه ‌یا هیچ دیدنِ مسائل هستند، چنان‌که در ارزیابی عملکرد دستگاه‌های متولی سند عفاف و حجاب نتوانستند دنیای رنگی را درک کرده و همه‌چیز را در سفید و سیاه خلاصه کردند.

و روشن‌تر، به نظر می‌رسد امروز نباید در مقابل کشف حجاب کرده‌ها، تکیه بر ابزار قانون کرد. بلکه قانون باید به لایه‌های دارای پوشش‌های ناهنجار عرفی رفته و الزامات فرهنگی اجرای قانون نیز با روشن‌شدن محدوده الزام قانونی تأمین شود و حتی در همان‌جا نیز چه‌بسا الزام قانونی، بهتر است با تنبیه‌های سخت مؤثر، اگرچه با تأخیر و غیرناظر به صحنه و غیرفوریتی تعقیب شود و نیازی به حفظ تابوها نیست آن‌هم در جامعه‌ای که انواع بدپوششی‌ها، در رسانه‌های مختلف از رسمی و غیررسمی، به‌وفور در منظر همگان هست.

در برآورد از جمعیت مخالف حجاب نیز باید به توان خود، قدرت رقیب و شیب‌سازی برای قشر خاکستری جامعه نیز توجه کرد.

اما در عرصه فرهنگ‌سازی نیز آنان که فقدان جدیّت متولیان را دیده‌اند، یا توقعات نامعقول از نتایج فرهنگ‌سازی دارند و در انتظار نتیجه‌بخشی سریع یا حداکثری هستند، از شنیدن این کلیدواژه در مسأله حجاب اوقاتشان تلخ می‌شود. ولی باید درک کرد که اشتباهات عملکردی گذشته یا ضعف آن‌ها دلیل غلط و ناکارآمد بودن مسیر نیست.

البته فرهنگ‌سازی برای حجاب نیز باید با تمرکز برریشه‌های فکری و فرهنگی تعقیب شود و زدودن شاخ و برگ اضافی شاکله‌های معیوب، هرس‌کردنی است که فشار امیال تبرج و خودنمایی را مهار نمی‌کند و به هزار طریق جدید مسأله‌آفرینی می‌کند که از حجاب استایل‌ها تا آمار جراحی‌های بینی و… پیش چشمان ماست.

بنابراین امروز باید از تشدید شکاف‌های اجتماعی با تمرکز بر مسأله پوشش به ویژه در رسانه‎‌ها پرهیز کرد؛ بلکه با الفت باید زمینه‌ساز کار فرهنگی شد و تصور بازگرداندن الزامات قانونی پیش از آرام شدن جامعه را به کنار گذاشت.

اصل، آن است که به‌اندازه توان مکلفیم و باید به شکل مؤثر و کارآمد، مسئله را پی‌گرفت، آن چنان که امیرمؤمنان(ع) آنگاه که فریاد وا عمرای مشتاقان نماز تراویح را شنید، آنان را با بدعت خویش به حال خود رها کرد.

* وحید نجفی، نویسنده و پژوهشگر مسائل راهبردی

لینک کوتاه مطلب : http://fekrat.net/?p=12567