خوانش صحیح از واقعه عاشورا و حرکت سیدالشهداء

خوانش صحیح از اصل قیام عاشورا و حرکت امام حسین‌(ع) با قرار دادن اصل قیام در چارچوب دستور قرآن سیره پیامبر(ص)و اهل‌بیت‌(ع) مقدور است. طبق آیات قرآن و سیره اهل‌بیت‌(ع) قیام امام حسین‌(ع) یک اقدام دقیق و درست است که عدم عمل به آن به پیروی از حاکم جور ختم می‌شد.

«فکرت، رسانه اندیشه و آگاهی»؛ واقعه عاشورا یکی از مهمترین وقایع تاریخ اسلام است که شاید با توجه به میزان اهمیت بتوان گفت پس از بعثت و غدیر، پیش از ظهور، مهمترین واقعه تاریخ اسلام است. واقعه‌ای که نه تنها در تاریخ بشر و عرب تأثیر شگرفی گذاشت بلکه بر اساس دلایل عقلی و نقلی دین اسلام را از خطر انحراف و از بین رفتن تدریجی نجات داد. لذا خوانش صحیح از این واقعه- که خود مانع جلوگیری از تحریف در دین اسلام شد- می‌تواند مانع از تحریف این واقعه بزرگ و مهم شود. سؤالی که این نوشته به دنبال آن است این است که: «خوانش صحیح از واقعه عاشورا و حرکت امام حسین‌(ع) چگونه بدست می‌آید؟»

طبقه‌بندی خوانش از واقعه عاشورا و حرکت امام حسین(ع)

واقعه عاشورا را براساس حوادث اتفاق افتاده می‌توان به دو بخشِ «اصل قیام» و «حوادث و جزئیات واقعه عاشورا و حرکت امام حسین(ع)» تقسیم کرد. لذا باید گفت خوانش صحیح از واقعه عاشورا نیز بر همین اساس دو بخش است:

  • خوانش اصل قیام امام حسین(ع)
  • خوانش حوادث و جزئیات واقعه عاشورا و حرکت امام حسین(ع)

خوانش اصل قیام امام حسین(ع)

خوانش صحیح از اصل قیام امام حسین را بر اساس دو اصل می‌توان به دست آورد. اصل اول، شاخصی است که اهل‌بیت‌(ع) برای درست بودن هر آنچه از ایشان به مردم می‌رسد ارائه داده اند. در احادیث متعدد، قرآن به عنوان شاخص و محکِ درست بودنِ آنچه از اهل‌بیت عصمت و طهارت به ما رسیده، بیان شده است.[۱]

اصل دوم، محک زدن اصل قیام امام حسین‌(ع) با حرکت امام حسن‌(ع) و امیرالمؤمنین‌(ع) است. به دلیل آن که امام حسین‌(ع) ادامه‌دهنده مسیر امامتی بودند که پیش از ایشان، زعامت آن را پدر و برادر بزرگوارشان در اختیار داشتند.

براساس اصل اول، قیام امام حسین‌(ع) قیام در برابر شخص جائری است که به هتک احکام اسلامی می‌پرداخت.[۲] آنچه در تاریخ به تواتر به ثبت رسیده نشان می‌دهد یزید، دست به نقض قوانین اسلامی می‌زد. او احکامی را به طور علنی زیر پا می‌گذاشت که نص صریح قرآن بود.[۳] بر این اساس آیه ۱۷ سوره زمر[۴]، هرکس با حاکم کفر و طغیانگر مقابله نکند او را عبادت کرده است.[۵] لذا مقابله با یزید که طاغوت و حاکم جور بود امری واجب بود و هرکس از او اطاعت می‌کرد در طغیان و جور او شریک بود. از این حیث حرکت امام حسین‌(ع) یک حرکت بنیادین بود که اگر صورت نمی‌گرفت هم جامعه مسلمین به خطر می‌افتاد و هم اینکه عدم اقدام علیه یزید، تخلف از فرمان الهی و شریک شدن با یزید در طغیان و جور بود.

براساس اصل دوم، که استمرار مسیر حرکتی امام حسن و امیرالمؤمنین‌(ع) توسط ابی‌عبدالله‌(ع) است باید گفت امام حسین‌(ع) دوره امیرالمؤمنین و امام حسن‌(ع) را درک کرده بود. معاویه در دوره امیرالمؤمنین در جنگ صفین با خدعه به حکومت رسید و حکومت او در مقابل امیرالمؤمنین‌(ع) فاقد مشروعیت بود چرا که حضرت علی‌(ع) به خواست مردم و با اصرار آنها به حاکم مسلمین شده بود اما معاویه این مشروعیت را نداشت. پس از امیرالمؤمنین (ع)، معاویه با خدعه و رشوه تمام سپاهیان امام حسن‌(ع) را تطمیع کرد و حضرت را مجبور به صلح کرد اما در همان صلحنامه، معاویه تصریح کرده بود که پس از خود کسی را به عنوان جانشین معرفی نکند.[۶] لذا انتخاب یزید به عنوان جانشین، بر خلاف عهدنامه امضا شده در زمان امام حسن‌(ع) بود.

نکته مهمتر که به اصل اول باز می‌گردد این است که معاویه کسی را جایگزین خود به عنوان خلیفه مسلمین کرد که علناً احکام اسلامی را نقض می‌کرد و مرتکب گناهان کبیره و فساد به طور علنی می‌شد و به آنها اذعان می‌کرد.

به طور خلاصه باید گفت خوانش صحیح از اصل قیام ابی‌عبدالله(ع)، بدین گونه است که قیام حضرت، براساس چارچوب اندیشه ناب اسلامی، انجام شد که در قرآن و سیره پیامبر(ص) و ائمه آمده است. براین اساس هر یک از ائمه اطهار در این جایگاه قرار می‌گرفتند همین اقدام را صورت می‌دادند.

خوانش حوادث و جزئیات واقعه عاشورا و حرکت امام حسین (ع)

بخش دوم واقعه عاشورا مربوط به جزئیات حرکت امام حسین‌(ع) است. جزئیات قیام حضرت نیز براساس اصول فوق باید تفسیر شود. یعنی اول، براساس محک زدن با آیات قرآن و دوم بر اساس استمرار سیره پیامبر(ص) و اهل‌بیت(ع).

این بخش تفاوتی کوچک با اصل قیام دارد. اصل قیام به دلیل آن که یک اصل است و اقدام واحد است و این اقدام به طور کامل منطبق با اصول اسلام و سیره پیامبر(ص) و اهل‌بیت است جایی برای خدشه ندارد. اما در جزئیات قیام حضرت، نکاتی یافت می‌شود که این نکات ممکن است با دو اصل ارائه شده منطبق نباشند. سؤال این است که حال در این جایگاه با برخورد با برخی جزئیات که با قرآن یا سیره پیامبر(ص)و اهل‌بیت هم خوانی دقیق و انطباق کامل ندارند چه باید کرد؟

پاسخ این سؤال را می‌توان در ۲ حدیث امام صادق(ع) و امام باقر‌(ع) یافت. امام صادق‌(ع) در روایتی خطاب به شخصی که ایشان سؤال کرده بود: مردی از طرف شما به سمت ما می‌آید که مشهور به دروغ‌گویی است. از شما  حدیثی را برای ما نقل می‌‌کند. از پذیرفتن آن روایت کراهت داریم. فرمودند: آیا به تو می‌‌گوید که من گفته‌‌ام شب روز است و روز، شب؟ راوی می‌گوید: گفتم: نه. حضرت فرمودند: اگر به تو بگوید من این را گفته‌‌ام، او را تکذیب نکن که در آن صورت من را تکذیب کرده‌ای.[۷]

شاخصی که حضرت امام صادق‌(ع) ارائه می‌کنند این است که اگر آنچه از اهل‌بیت‌(ع) به ما رسید امر محال و تناقض عقلی نبود آن را رد نکنید.

حدیث دیگری از امام باقر‌(ع) این حدیث را تکمیل می‌کند. ایشان می‌فرمایند: دوست داشتنی‌ترین اصحاب من برای من کسانی هستند که از همه ورعشان بیشتر است و از همه فقیه‌‌ترند و از همه بیشتر احادیث ما را پنهان می‌‌کند و بدحال‌‌ترین آنها نزد من و مبغوض‌‌ترین آنها نزد من آن کسی است که زمانی که میشنود حدیثی به من نسبت داده شده یا از ما روایت شده آنرا قبول نمی‌‌کند (و در مورد آن تفکر نمی‌‌کند) و از آن بدش می‌‌آید و آن را انکار می‌‌کند و کسی را که آن روایت را پذیرفته کافر می‌‌داند. در حالی که او خبر ندارد، شاید آن روایت از سخنان ما باشد و منتسب به ما باشد پس با این کارش از ولایت ما خارج خواهد شد.[۸]

شاخصی که حضرت امام باقر‌(ع) در این حدیث ارائه می‌کنند، تفقه و تفکر در آنچه از اهل‌بیت‌(ع) به ما می‌رسد است.

بر این اساس باید برای خوانش صحیح جزئیات واقعه عاشورا و حرکت امام حسین‌(ع) دو نکته مهم مد نظر قرار گیرد. اول اینکه تنها آنچه تناقض آشکار با قرآن و عقل دارد رد شود و هرآنچه به نقطه تناقض نرسیده است قابل تفکر است. دوم آنکه، برای خوانش صحیح جزئیات واقعه عاشورا و حرکت امام حسین باید دست به تحقیق و تفکر زد و از این ابزار جدی غافل نشد.

نتیجه گیری

خوانش صحیح از واقعه عاشورا و حرکت امام حسین(ع)، در دو بخش باید مورد توجه قرار گیرد: خوانش اصل قیام و خوانش جزئیات آن.

خوانش صحیح از اصل قیام عاشورا و حرکت امام حسین‌(ع) با قرار دادن اصل قیام در چارچوب دستور قرآن سیره پیامبر(ص)و اهل‌بیت‌(ع) مقدور است. طبق آیات قرآن و سیره اهل‌بیت‌(ع) قیام امام حسین‌(ع) یک اقدام دقیق و درست است که عدم عمل به آن به پیروی از حاکم جور ختم می‌شد.

خوانش صحیح از جزئیات علاوه بر آنکه باید با انطباق جزئیات با قرآن و سیره اهل‌بیت‌(ع) صورت گیرد دو اصل مهم را نیز باید در بر داشته باشد: اینکه جز در جایی که حوادث به تناقضات عقلی و شرعی می‌رسند، رد نشوند. دوم آنکه نگاه به جزئیات با تحقیق و تفکر صورت گیرد.

* سیدمحمدجعفر رضوی، نویسنده و پژوهشگر

_________________________________

پی‌نوشت:

[۱] «إِنَّ عَلَى کُلِّ حَقٍّ حَقِیقَهً وَ عَلَى کُلِّ صَوَابٍ نُوراً فما وافق کتاب الله فخذوه و ما خالف کتاب الله فدعوه» بحارالانوار جلد ۲ صفحه ۲۲۷ کافی جلد ۱ صفحه ۶۹.

[۲] عباسی، محمد مهدی، امام حسین علیه السلام و احیاى دین، فصلنامه حکومت اسلامی، ۱۳۸۱ شماره ۲۵.

[۳] دانشنامه اسلامی، یزید بن معاویه، https://wiki.ahlolbait.com/یزید_بن_معاویه

[۴] وَالَّذِینَ اجْتَنَبُوا الطَّاغُوتَ أَنْ یَعْبُدُوهَا وَأَنَابُوا إِلَى اللَّهِ لَهُمُ الْبُشْرَى فَبَشِّرْ عِبَادِ، زمر ۱۷.

[۵] تفسیر نورالثقلین ج۴ صفحه۴۸۱.

[۶] مفاد صلح نامه امام حسن(ع) با معاویه  https://makarem.ir/main.aspx?lid=0&mid=246999&typeinfo=25&catid=23399

[۷] بحارالانوار ج ۲ صفحه ۲۱۲: جُعِلْتُ فِدَاکَ إِنَّ رَجُلًا یَأْتِینَا مِنْ قِبَلِکُمْ یُعْرَفُ بِالْکَذِبِ فَیُحَدِّثُ بِالْحَدِیثِ فَنَسْتَبْشِعُهُ فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع یَقُولُ لَکَ إِنِّی قُلْتُ لِلَّیْلِ إِنَّهُ نَهَارٌ أَوْ لِلنَّهَارِ إِنَّهُ لَیْلٌ قَالَ لَا قَالَ فَإِنْ قَالَ لَکَ هَذَا إِنِّی قُلْتُهُ فَلَا تُکَذِّبْ بِهِ فَإِنَّکَ إِنَّمَا تُکَذِّبُنِی.

[۸] کافی ج۲ صفحه ۲۲۳: قَالَ سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ ع یَقُولُ وَ اللَّهِ إِنَّ أَحَبَّ أَصْحَابِی إِلَیَّ أَوْرَعُهُمْ وَ أَفْقَهُهُمْ وَ أَکْتَمُهُمْ لِحَدِیثِنَا وَ إِنَّ أَسْوَأَهُمْ عِنْدِی حَالًا وَ أَمْقَتَهُم إِلَیَّ الَّذِى إِذَا سَمِعَ الْحَدِیثَ یُنْسَبُ إِلَیْنَا وَ یُرْوَى عَنَّا   فَلَمْ یَقْبَلْهُ اشْمَأَزَّ مِنْهُ وَ جَحَدَهُ وَ کَفَّرَ مَنْ دَانَ بِهِ وَ هُوَ لَا یَدْرِی لَعَلَّ الْحَدِیثَ مِنْ عِنْدِنَا خَرَجَ وَ إِلَیْنَا أُسْنِدَ فَیَکُونَ بِذَلِکَ خَارِجاً عَنْ وَلَایَتِنَا.

لینک کوتاه مطلب : http://fekrat.net/?p=10419