دین در نگاه دکتر شریعتی

دکتر شریعتی معتقد است که: «آدم اگر یک روشنفکر مسلمان نباشد و آدم باشد، باید مارکسیست‏ شود، مگر این‏که برود یک سرمایه‏ دار یا فاشیست‏ یا کلیسایی شود. راه دیگری ندارد. می‏‌گویند: اسلام بین مارکسیسم و سرمایه ‏داری است. این حرف مفتی است! سرمایه‏‌داری بیماری است که اسلام و مارکسیسم در مبارزه با آن با هم رقابت دارند.

مسئله دین و دینداری همواره از مسائل فکری انسان‌ها بوده است. انسان‌ها بخاطر فطرت درونی خود همواره در طول تاریخ به دنبال پیدا کردن راه‌هایی برای رسیدن به کمال و آرامش ابدی بوده‌اند. به همین خاطر می‌توان مسئله دین و دین داری را از قلب تاریخ بشریت و حتی از ابتدائی‌ترین اجتماعات بشری جستجو کرد. نگاه اندیشمندان در طول تاریخ به مسئله دین خیلی حائز اهمیت می‌باشد؛ به طوری که می‌تواند راهگشا خوبی برای رسیدن به یک هدف خوب باشد. یکی از متفکران تاریخ معاصر بنام دکتر علی شریعتی که از سال ۱۳۲۰ به بعد بعنوان یکی از روشنفکران دینی در ایران مطرح شد نظریاتی در مورد دین و مذهب دارد که در این مقاله به بررسی آن می‌پردازیم.

 

تعریف دین از نگاه متفکران غربی

۱. تعاریف هنجاری و ارزشی: شلایر ماخر، موسس الهیات اعتدالی، دیانت را موضوع تجربه معرفی کرده و احساس وابستگی مطلق و احساس تناهی در برابر نامتناهی را، عنصر مشترک همه ادیان می‌داند.

۲. تعاریف ماهوی و توصیفی: تعاریف ماهوی در جستجوی پاسخ به این پرسش‌اند که دین چه ماهیتی دارد؟ از دیدگاه هربرت اسپنسر، دین اعتراف به این حقیقت است که کلیه موجودات، تجلیات نیرویی هستند که فراتر از علم و معرفت ماست.

۳. تعاریف کارکردگرایانه: این دسته از تعاریف یکنواخت نیستند و بر این مطلب دلالت دارند، که دین چه کاری انجام می‌دهد؟ پاره‌ای از آنها کارکردهای فردی یا اجتماعی دین و پاره‌ای دیگر کارکردهای منفی یا مثبت را گزارش داده‌اند. برای نمونه، براولی می‌گوید: دین بیش از هر چیزی کوششی است برای آنکه حقیقت کامل خیر را در تمام وجود و هستی‌مان باز نماییم.

تعاریف ترکیبی: این دسته از تعاریف، به گونه‌ای متنوع‌اند که انواع گوناگونی از تعاریف اعتقادی-اخلاقی، اعتقادی-سمبلیک، اعتقادی-آدابی و غیره را دربر دارند.

برای نمونه، از دیدگاه کارل دول دین، عبارت است از نظام متحد اعتقادات و آداب، که به یک حقیقت مافوق تجربی و متعالی مرتبط می‌شوند و تمام معتقدان و پیروان خویش را در جهت تشکیل یک جامعه اخلاقی، وحدت می‌بخشد.

 

تعریف دین از نگاه متفکران اسلامی

از نظر علامه طباطبایی، دین مجموعه‌ای از اعتقادات و مقررات متناسب با آن‌ها را که در مسیر زندگی مورد عمل قرار می‌گیرد، تعریف دین دانسته‌اند.

استاد جوادی آملی در تعریف دین بر این باور است که دین، مجموعه‌ی عقاید، اخلاق، قوانین و مقرراتی است که برای اداره ی امور جامعه انسانی و پرورش انسان‌ها باشد که اگر مجموعه حق باشد، آن را دین حق می‌نامند.( شیعه در اسلام، ص ۴۱ )

بنابراین دین حق، دینی است که عقاید، قوانین و مقررات آن از طرف خداوند نازل شده و دین باطل، دینی است که از ناحیه غیر خداوند تنظیم و مقرر شده است.

 

دین از نگاه دکتر شریعتی

دکتر علی شریعتی در خصوص اسلام، قائل به «نظام‏» است. او «نظام‏» را همان مکتب اسلام می‏‌داند که تمام مذهب اسلام بر آن استوار است و مجموعه‏‌ای از جهان‏ بینی، انسان ‏شناسی و فلسفه تاریخ و نیز ایدئولوژی را عناصر اصلی تشکیل‏ دهنده این نظام می‌‏داند و می‏‌گوید: «نظام، مکتب اسلام است که بر اساس آن، تمام مذهب اسلام مبتنی است. این نظام عبارت است از جهان ‏بینی که بر اساس توحید شکل گرفته، انسان‏شناسی که مبتنی بر دیالکتیک است و فلسفه تاریخ که بر اساس نزاع طبقاتی برای استقرار عدالت و تکامل نوع انسان قرار دارد. و بر این اساس، یک ایدئولوژی که مجموعه‏‌ای از عقاید عملی، خط مشی، اخلاق، مبارزه، کار و فلسفه زندگی است، به نام اسلام است».

در نظر شریعتی، بشر امروز به دو دلیل عمده به دین نیازمند است: تأمین جهان‏ بینی روحانی و ارائه جهت و هدف زندگی. نیاز انسان امروز به مذهب برای این است که به دو سؤالش پاسخ گوید: یکی دادن جهان‏‌بینی معنوی بزرگ اما علم طبیعت ‏شناسی در طول تاریخ دائما در تغییر و تکامل است؟ مذهب هم، همچون طبیعت ثابت است، اما انسان‏‌ها در رابطه با مذهب تکامل پیدا می‏‌کنند، همچنان که انسان‏‌ها در رابطه با طبیعت ثابت تکامل پیدا می‏‌کنند. ثابت ‏بودن مذهب، مغایر با تکامل علم مذهبی نیست. از نظر شریعتی، برای شناخت مذهب نیز راه‏‌های روشنی وجود دارد: برای شناخت دقیق تصویر کلی هر مذهبی، شناختن خدای آن، کتاب آن و پیغمبر آن و دست‏ پروردگان خالص آن ضروری است.

دکتر شریعتی معتقد است که: «آدم اگر یک روشنفکر مسلمان نباشد و آدم باشد، باید مارکسیست‏ شود، مگر این‏که برود یک سرمایه‏ دار یا فاشیست‏ یا کلیسایی شود. راه دیگری ندارد. می‏‌گویند: اسلام بین مارکسیسم و سرمایه ‏داری است. این حرف مفتی است! سرمایه‏‌داری بیماری است که اسلام و مارکسیسم در مبارزه با آن با هم رقابت دارند. بنابراین، در یک هدف مشترک با هم کار می‏‌کنند. اخلاق مارکسیستی با اخلاق اسلامی اصولا یکی است. اخلاق یک سوسیالیست، اخلاق یک مسلمان است.» این عبارت به روشنی مبین نظرگاه کلی شریعتی درباره مارکسیسم است و نیز با اندکی تامل در آثار وی روشن می‌شود که وی نوع تفسیری که از دین و مذهب و ایدئولوژی ارائه می‏‌دهد مبتنی بر بینش دیالکتیکی است و در نهایت، شریعتی در ارائه نظریه دینی خویش، به تفسیر مارکس از دین نزدیک می‌‏شود.(دکتر علی شریعتی، شناخت ادیان، ص ۱۹۵)

دکتر شریعتی در کتاب فلسفه و جامعه شناسی به معرفی دو نوع حکومت دینی (مذهبی و استبدادی) می‌پردازد که توسط کشیشان در قرون وسطی تشکیل شده است. شریعتی  هر دو را مورد نقد قرارا می‌دهد و معتقد است عاقبت هر دو به استبداد کشیده می‌شود. «حکومت مذهبی رژیمی است که در آن بجای رجال سیاسی، رجال مذهبی مقامات دولتی و سیاسی را اشغال می‌کنند و به عبارتی دیگر حکومت مذهبی یعنی حکومت روحانیت بر مردم. آثار طبیعی چنین حکومتی یک استبداد است زیرا روحانی خود را جانشین خدا و مجری او در زمین می‌داند و در چنین صورتی مردم حق اظهار نظر و مخالفت ندارند. یک زعیم روحانی خود را بخودی خود زعیم می‌داند به اعتبار این که روحانی و عالم دین نه به اعتبار رأی و نظر جمهور مردم. بنابراین یک حاکم غیر مسئول است و این در استبداد و دیکتاتوری فردی است.

ممکن است یک ابهام در این تعبیر و عنوان باشد و این ابهام معلول این است که ما تاکنون می‌پنداشته‌ایم که مذهب همواره در مقابل کفر بوده است و در طول تاریخ، جنگ میان مذهب و بی‌مذهبی بوده و از این جهت تعبیر «مذهب علیه مذهب» یک تعبیر غریب، مبهم و شگفت‌آور و غیرقابل قبول بوده است؛ در حالی که من اخیراً متوجه شده‌ام و شاید از دیرباز متوجه بودم، ولی نه به این روشنی و دقتی که الان احساس می‌کنم، که برخلاف این تصور در طول تاریخ، همیشه مذهب با مذهب می‌جنگیده و نه هیچ‌گاه به معنایی که امروز می‌فهمیم مذهب با بی‌مذهبی.

وقتی صحبت از تاریخ می‌شود، مقصود از اصطلاح رایج تاریخ، تاریخ پیدایش تمدن و خط نیست، مقصودم آغاز زندگی اجتماعی نوع کنونی انسان بر روی زمین است. بنابراین شروع خط شش هزار سال سابقه دارد، در صورتی که از تاریخی که من صحبت می‌کنم، بیش از سی هزار سال یا چهل هزار سال و بنا به بعضی نظرها پنجاه هزار سال سابقه دارد؛ یعنی از طرق گوناگون: باستان‌شناسی، تاریخ، زمین‌شناسی، بررسی افسانه‌ها و اساطیر. از مجموعه این وسایل، شناخت بیش‌وکم مجملی از انسان اولیه و مسیر تحولات اجتماعی و سبک زندگی و سبک اعتقادی او تاکنون داریم. در تمام این دوره‌ها که بخش اولش از اساطیر و قصه‌ها حکایت می‌کند و به میزانی که به زمان اخیر می‌رسد، روشن‌تر و مستندتر می‌شود و تاریخ به سخن می‌آید، همواره در تمام صحنه‌ها، «مذهب علیه مذهب» قد علم کرده و همواره بدون استثنا مذهب بوده است که علیه مذهب مقاومت کرده است. چرا؟ به‌خاطر اینکه تاریخ، جامعه یا دوره خالی از مذهب نمی‌شناسد؛ یعنی جامعه بی‌مذهب در تاریخ سابقه ندارد، انسان بی‌مذهب در هیچ نژاد و در هیچ دوره و در هیچ مرحله از تحول اجتماعی و در هیچ نقطه‌ای از زمین، وجود نداشته است. در اواخر، یعنی از قرونی که تمدن و تفکر و تعقل و فلسفه رشد کرده، گاه به افرادی برمی‌خوریم که معاد یا خدا را قبول نداشته‌اند. اما این افراد، هرگز در طول تاریخ به شکل یک طبقه، یک گروه و یک جامعه نبوده‌اند. به قول کارل، «تاریخ همواره دارای جامعه‌هایی بوده است که این جامعه‌ها به‌طورکلی یک سازمان مذهبی بوده‌اند». محور و قلب و ملاک هر جامعه، ایمان مذهبی، پیغمبر یا کتاب مذهبی و حتی شکل مادی هر شهر، هر مدینه، نشان دهنده وضع روحی آن جامعه بوده است.

 

اسلام شناسی شریعتی

شریعتی تحصیل کرده غرب بود و بدیهی است که شاکله فکری وی را متفکران غربی و آراء و نظرات آنها تشکیل دهد. در سراسر آثار شریعتی صحبت از افرادی همچون فرانتس فانون، مارکس، هگل، ژان پل سارتر، لوئی ماسینیون و … است؛ یعنی دقیقاً افرادی که مرحوم شریعتی در مدت اقامت حدوداً ۵ ساله خود در کشور فرانسه با آنها آشنا شده بود. جامعه‌‌شناسی دیالکتیکی نومارکسیستی ژرژ گوروویچ یا اگزیستانسیالیسم متفکری چون ژان پل سارتر، همچنین قرائت و نوع نگاه  لویی ماسینیون نسبت به  عرفای مسلمان در  قرون وسطی در کنار رهیافت روانکاوانه‌‌‌­ فرانتس فانون به جنبش‌های انقلابی در کشورهای جهان سوم برای فردی چون دکتر شریعتی جاذبه داشت. در همین راستا بود که وی به ترجمه­‌‌ برخی آثار این متفکران پرداخت و البته خود، اینها را متناقض نمی‌دید و معتقد بود همگی در نهایت در خدمت بازسازی روح اصیل شرقی هستند.( مهرزاد بروجردی، روشنفکران ایرانی و غرب، ص ۱۷۲ )

در زمینه اسلام شناسی اما، جایگاه دکتر شریعتی تا حدودی متفاوت است؛ یعنی به همان نسبت که وی در غرب شناسی در بستر زمانه خود دارای تبحر بود به همان میزان در  اندیشه اسلامی کمتر صاحب نظر  بود و به عبارت بهتر زمان چندانی را صرف مطالعات اسلامی نکرده بود و تخصص چندانی نیز در این زمینه نداشت. مرحوم شریعتی گرچه در جامعه‌شناسی از محضر متخصصین و آگاهان امر بهره برده بود، اما در زمینه‌ اسلامی و مطالعات دینی، صبغه‌ چندانی جز اینکه در خانواده‌ای مذهبی رشد و نمو یافته بود نداشت. وی در برابر تحصیلات آکادمیک جامعه‌شناسی، هیچ ‌گاه تحصیلات آکادمیکی در حوزه دین اسلام نداشت. همین امر موجب مخالفت برخی با افکار و نظریات او در زمینه‌ اسلام‌شناسی و فلسفه‌ اسلامی شد و این افراد درک و برداشت وی را از منابع اساسی اسلامی نظیر «فقه» و «تفسیر» کافی نمی‌دانستند. (مصاحبه‌‌ روزنامه‌ اطلاعات با حسن یوسفی اشکوری، سالگرد هجرت علی شریعتی از ایران، بهار ۱۳۶۰ (مه ۱۹۸۱) به نقل از نشریه‌ی نداء اسلام، تهران، ج ۱، ش ۳ و ۴، ژوئن‌ـ‌ژوئیه ۱۹۸۱، ص ۱۲، ۱۵ و۴۳.  )

نکته پایانی در باب اسلام شناسی مرحوم شریعتی، تلفیق اسلام با مارکسیسم بود که سبب برخی تناقضات ساختاری در اندیشه وی شده بود. شریعتی مارکسیسم را قبول نداشت اما از سوی دیگر بیشتر به کارکرد اجتماعی دین نظر داشت و معتقد بود دین می‌تواند در جهت تهییج مردم در راستای حرکت انقلابی به کار آید. بنابراین در تحلیل نهایی، توجه او به دین به طور عام و اسلام به طور خاص، به عنوان یک ایدئولوژی انقلابی بود که بتواند توده‌ مردم را به حرکت درآورد. استفاده از نظریات مارکسیستی موجب شد تا اسلام را متنی قابل تفسیر ببیند.

در این مورد هم شهید مطهری می‌فرماید :

« معتقدیم نسبت‌هایی از قبیل شیعه گری و وهابیگری به او بی‌اساس است و او در هیچ یک از مسائل اصولی اسلام از توحید گرفته تا نبوت و معاد و عدل و امامت، گرایش غیر اسلامی نداشته است. ولی نظر به اینکه تحصیلات عالیه و فرهنگ او غربی بود و هنوز فرصت و مجال کافی نیافته بود در معارف اسلامی مطالعه وافی داشته باشد تا آنجا که گاهی از مسلّمات قرآن و سنت و معارف و فقه اسلامی بی‌خبر می‌ماندـ هر چند با کوشش زیاد به تدریج بر اطلاعات خود در این زمینه افزود ـ در مسائل اسلامی حتی در مسائل اصولی دچار اشتباهات فراوان گردیده است.(رحمتی ، اکبر، استاد مطهری و روشنفکران ، ص ۶۳ و ۶۴ )

گرایش مذهبی‌-غربی شریعتی، موجب ایجاد تناقضی رمزآلود در تفکر اسلامی او شده بود؛ رویکردی که از نظر مطهری در استفاده از نظریات مارکسیستی و اندیشه‌های طبقاتی کارل مارکس، در آثاری چون  «مذهب علیه مذهب» و یا «تحلیل زیارت وارث» و همچنین «داستان هابیل و قابیل» در کتابچه «حسین وارث آدم» نمود پیدا کرد.

البته نباید تصور کرد، اندیشه شریعتی در این باره پر از ایراد بوده است. شاید سخنان حضرت آیت ‌الله خامنه‌ای در این زمینه بهتر بتواند این مسئله را روشن کند:

«مرحوم شریعتی مهمترین کارش این بود که تفکر و اندیشه اسلامی را در سطح جوانان به صورت بسیار وسیعی مطرح کرد اما آن عمق فکری گرایش به اسلام که انتظار دارد انسان و یک عده گرویده به تفکر اسلامی، در قلمرو کارهای وی به شکل شایانی وجود ندارد، یعنی در بسیاری از موارد آن تفکر مذهبی که پخش می‌شد یک تفکر عمیقی نبود، یعنی یک ایمان قوی در مستمع به وجود نمی‌آورد، اما در بعضی از موارد یک تفکر عمیقی به وجود می‌آورد و در بسیاری از موارد هم حداقل این بود که زمینه‌ای برای تعقیب تفکرات اسلامی و علاقه به فهم اسلامی در افراد زنده می‌شد و بعد از آن کار به روی مسائل اسلامی شروع می‌شد».(  مجله سروش، شماره ۱۰۲، خرداد ۱۳۶۰، ص ۳۰. )

بنابراین کانون انتقادات ما نسبت به شاکله اندیشه شریعتی به مفهوم اسلام شناسی مرحوم شریعتی بازمی‌گردد و ریشه این انتقادات اسلام شناسی ناقص شریعتی است، برای مثال پس از انتشار کتاب «اسلام شناسی» دکتر شریعتی، مرحوم مطهری در نقدی نسبت به آن نوشت: «این جزوه مانند غالب نوشته‌های نویسنده از نظر ادبی و هنری اعلی است و از نظر علمی متوسّط است و از نظر فلسفی کمتر از متوسّط و از نظر دینی و اسلامی صفر است.»(اکبر رحمتی، استاد مطهری و روشنفکران، تهران، انتشارات صدرا، ۱۳۸۰ ص ۳۴ )

 

منابع :

  • مهرزاد بروجردی ، روشنفکران ایرانی و غرب ، نشر و پژوهش فروزان فر ، تهران ، ص ۱۷۲
  • .مصاحبه‌‌ روزنامه‌ اطلاعات با حسن یوسفی اشکوری، سالگرد هجرت علی شریعتی از ایران، بهار ۱۳۶۰ (مه ۱۹۸۱) به نقل از نشریه‌ی نداء اسلام، تهران، ج ۱، ش ۳ و ۴، ژوئن‌ـ‌ژوئیه ۱۹۸۱، ص ۱۲، ۱۵ و۴۳.
  • اکبر رحمتی، استاد مطهری و روشنفکران، تهران، انتشارات صدرا، ۱۳۸۰، ص ۶۳ و ۶۴.
  • .مرتضی مطهری، حماسه حسینی، انتشارات صدرا، تهران، (چاپهای دو جلدی )، ج۲، ص ۲۵۵ ـ ۲۵۷.
  • خرمشاهی ، بهائالدین ، دین پژوهی ، موسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی ، تهران ، ۱۳۷۲.
لینک کوتاه مطلب : http://fekrat.net/?p=4410