در گفتگو با دکتر معصومه نصیری بررسی شد؛

رسانه و ترویج فرهنگ حسینی

جریان حرکت حضرت اباعبدالله الحسین (ع) و آن چیزی که در این بستر توسط ایشان رقم خورده است تا ابد جریان‌ساز، تاریخ‌ساز، نسل‌ساز، معناساز و همه‌ی مواردی که برای یک جامعه می‌تواند منشأ اثر باشد را در خود دارد.

امروزه رسانه‌ها ظرفیت بسیار خوبی برای تبلیغ و گسترش فرهنگ عاشورایی و حسینی در کشور و جهان است. «فکرت، رسانه اندیشه و آگاهی» برای آشنایی، کارکرد و تأثیرات رسانه‌ها در موضوع فرهنگ حسینی به سراغ دکتر معصومه نصیری، استاد دانشگاه و مدرس سواد رسانه، معاون باشگاه مدیریت رسانه و توسعه‌ی سواد رسانه‌ای یونسکو در ایران رفتیم . و با ایشان به گفتگو نشستیم. آنچه در ادامه می‌آید، مشروح این گفتگوست.

 

* ما چگونه می‌توانیم از ظرفیت رسانه‌ها برای نشر و ترویج فرهنگ حسینی و مقابله با آسیب‌ها و شبهات استفاده کنیم؟ و برای نسل جدید اقدامی کنیم و مواجهه‌ی آنها را سامان‌دهی کنیم؟

همان‌گونه که همه می‌دانند هر آنچه که امروز بنای به ترویج، فرهنگ‌سازی، توجه به ابعاد تربیتی و مواردی از این دست داشته باشد، قاعدتاً رسانه به‌عنوان بستر و ابزار (هر دو بخش مورد تأکید است) باید مورد توجه قرار گیرد و به‌عنوان یک بازوی اصلی جدی باید آن را مورد توجه قرار دهیم. بنابراین هیچ تردیدی وجود ندارد که امروزه رسانه ابزار ترویج، تربیت، اشاعه، پاسخ‌گویی به شبهات، ایجاد حرکت‌های نهضتی و مواردی از این قبیل است. فلذا در ذات خود حتماً بحث فرهنگ حسینی و پاسخ‌دهی به شبهاتی که در این راستا مطرح می‌شود را هم می‌تواند پوشش دهد و مورد توجه قرار دهد. رسانه اگر خود را صرفاً به ابزار که انتقال‌دهنده‌ی یک محتوا باشد، نه به‌عنوان یک بستر برای ترویج مفاهیم و معناها، محدود کند، قطعاً به‌نظر می‌آید که کارکرد ابزاری خود را مورد توجه قرار داده؛ نه کارکرد معنایی خود را. رسانه‌ها امروز متأسفانه در این راستا آن‌طور که باید عمل نمی‌کنند. مشاهده می‌کنید کسانی که در حوزه‌ی ترویج شبهات و کسانی که در راستای ایجاد اغتشاش فکری و ایجاد استحاله‌های معنایی کار می‌کنند، مخصوصاً در ابعاد مذهبی و کسانی که در راستای عرفان‌های نوظهور و نوپدید و مسلک‌ها و فرقه‌ها کار می‌کنند، از ظرفیت رسانه‌ای استفاده می‌کنند. پس باید مراقب باشیم که این فضا را به‌طور کامل واگذار نکرده باشیم و برای نسل جوانی که دارای ذهن خالی است و بستر پاک و آماده‌ای برای دریافت معانی متعالی است، باید برای آنها برنامه‌ریزی داشته باشیم و اقدام کنیم. اگر ما این اقدام را انجام ندهیم کسان دیگر، جریانات دیگر این کار را خواهند کرد. بنابراین اقدام در این زمینه در حوزه‌ی رسانه امری ضروری است؛ اما چگونه می‌توان این کار را کرد؟

ما اگر ابزار را داشته باشیم که رسانه قلمداد می‌شود، برای استفاده از بستر آن و تولید فکت‌های (واقعیت‌ها) قابل اعتنای جریان‌ساز حتماً به محتواهای مهم و نقطه‌زن و دقیق نیاز داریم. مقام معظم رهبری جمله‌ای دارند که به‌نظر می‌رسد الآن در این موقعیت زمانی و در شرایط کنونی دارای اهمیت است که به آن توجه شود. این جمله‌ی کلیدی و طلایی این است: ما باید به‌جای موضع فعال، موضع موفق داشته باشیم. در حوزه‌ی دین، در حوزه‌ی مذهب و در حوزه‌ی معانی متعالی موجود در این فرهنگ و در این بسته‌ی معرفتی، ما باید حرکت‌هایمان موفق باشد؛ نباید لزوماً متعدد باشد؛ البته تعدد اگر بر روی محتوای غنی فرهنگی سوار باشد حتماً تعدد و تکرار آن می‌تواند به جریان‌سازی، مواجهه و تلاقی با افکار عمومی اثر بگذارد و می‌تواند موج ایجاد کند، می‌تواند سؤال ایجاد کند و می‌تواند حوزه‌های تفکری را تقویت کند. به‌هرحال ما می‌دانیم که جریان حرکت حضرت اباعبدالله الحسین (ع) و آن چیزی که در این بستر توسط ایشان رقم خورده است تا ابد جریان‌ساز، تاریخ‌ساز، نسل‌ساز، معناساز و همه‌ی مواردی که برای یک جامعه می‌تواند منشأ اثر باشد را در خود دارد. اگر ما نمی‌توانیم از این پتانسیل عظیم تاریخی، نهضتی، شخصیتی و جریانی برای تولید محتوای اثرگذار بر افکار عمومی استفاده کنیم (موضوعی که خود به‌ماهو اتفاق و به‌ماهو جریان دارای ابعاد تمام و کمال یک رخداد مهم جریان‌ساز تربیتی است) و ضعف در خلاقیت، سناریوپردازی و ضعف در استفاده از ابزار برای ایجاد نقاط مبتنی بر فطرت تمام انسان‌ها برای به حرکت درآوردن گسل‌های فرهنگی و گسل‌هایی که گروه‌های مختلف سعی می‌کنند برای استحاله‌های فرهنگی و مذهبی، ایجاد کنند، داشته باشیم، ضعف به ما مسلمانان و جامعه‌ی مسلمانان برمی‌گردد.

یک نکته‌ی کلیدی وجود دارد و آن این است که ما برای امر به معروف و نهی از منکر نباید خود مرتکب منکر شویم. این یک نکته‌ی مهمی است. اگر بنا است که من نهی از منکر کنم، عمل نهی از منکر من خودش نباید منکر باشد یا ایجاد منکر علیه اسلام کند. این نکته‌ی مهمی است که باید به آن توجه کنیم. در قالب ظرفیت‌های دینی و در قالب توجه به سلوک بزرگان ما امر به معروف و نهی از منکر دارای ویژگی‌هایی است. فرد امر به معروف و نهی از منکر کننده دارای ویژگی‌هایی است؛ حتماً حسن خلق دارد؛ حتماً دارای ادبیات اقناعی است؛ حتماً راه‌های ایجاد تأثیر اجتماعی را باید بداند و می‌داند. بنابراین من نمی‌توانم در قالب امر به معروف واژه را از معنا ساقط کنم. ما امروز با شرایطی مواجه هستیم که افراد با تابلوی عدالت‌خواهی مرتکب رفتارهایی می‌شود که ضد عدالت است یا با تابلوی حقوق بشر مرتکب رفتارهایی می‌شوند که ضد حقوق بشر است یا با تابلوی صیانت یا آزادی‌خواهی مرتکب رفتارهایی می‌شوند که ضد آزادی است.

می‌خواهم این را عرض کنم که اولین اتفاق در حوزه‌ی امر به معروف و نهی از منکر این است که چه کسی، چگونه، چرا و در چه موقعیتی و بر روی چه فردی قرار است امر به معروف و نهی از منکر انجام دهد. قاعدتاً امر به معروف و نهی از منکر مانند یک واژه و مختصاتی مانند عدالت‌خواهی در دل خود باید ایجاد اتفاق مبارک در جامعه را رقم بزند؛ اما با ویژگی‌هایی؛ اما با اتفاقاتی. حضرت علی(ع) قطعاً نسبت به همه‌ی ما نسبت به این مؤلفه‌ها والاتر و دقیق‌تر می‌توانستند رفتار کنند؛ اما موقعیت زمانی، موقعیت مکانی و این‌که چگونه بگوید، کجا سکوت کند و کجا مقتدرانه ورود کند را مورد توجه قرار می‌دهد. امام حسن(ع) و امام حسین(ع) نیز به گونه‌ای دیگر رفتار می‌کنند. وقتی به سیره‌ی اهل بیت نگاه می‌کنیم متوجه تفاوت اکت‌ها و رفتارهای ائمه خواهید شد. این تفاوت اکت‌ها و رفتارها کاملاً مبتنی بر جامعه‌شناسی، روان‌شناسی و چگونه رفتارکردن برای حفظ دین می‌شود وگرنه همه مانند امام حسین(ع) قیام می‌کردند یا همه مثل حضرت علی(ع) سال‌ها خانه‌نشین می‌شدند و سکوت می‌کردند. این مطلب را برای این عرض کردم که وقتی شما دارید رفتاری را رقم می‌زنید باید حتماً به جامعه و مبتنی بر ادبیات اقناعی، نوع مواجهه با آن و این‌که آیا در این ظرف زمانی و مکانی من دارم ضد دین با عنوان دینی رفتار می‌کنم یا نه؟ آیا تأثیرگذار است؟ ما باید به همه‌ی این موارد توجه کنیم. رسانه در این راستا مقصر است؛ رسانه‌ای که کار را رها کرده؛ رسانه‌ای که در راستای امر به معروف و نهی از منکر هیچ اقدامی نکرده؛ رسانه‌ای که می‌توانیم ادعا کنیم که در راستای ترویج منکر اقدام کرده؛ این رسانه نمی‌تواند در بزنگاه بیاید و نقش آمر به معروف و ناهی از منکر را بازی کند. رسانه باید فرآیندمحور باشد تا جریان‌ساز باشد و بتواند دقیق رفتار کند.

رسانه‌ای که در یک نقطه‌ای تاریخی می‌خواهد ورود پیدا کند و اثر بگذارد، نمی‌تواند این کار را بکند. رسانه‌ای که در فرآیند و سناریو اقدام می‌کند، متوجه لحظه لحظه‌ی واکنش‌ها، رفتارهای و تولید محتواهای خود هست، این رسانه می‌تواند بگوید من در حوزه‌ی عدالت‌خواهی این بودم؛ در حوزه‌ی امر به معروف و نهی از منکر این بودم؛ من در حوزه‌ی آزادی‌خواهی و آزادی بیان این بودم. اگر رسانه بخواهد در یک نقطه‌ی تاریخی و یک ورود بدون سناریو و خروج بی‌معنا کند قطعاً نمی‌تواند اثرگذار باشد. به‌هرحال همه‌ی آنچه که در این گفتگو مورد توجه قرار گرفت؛ چه در حوزه‌ی سناریو؛ چه در حوزه‌ی تولید محتوا و چه در حوزه‌ی تکرار و تعدد آن، بر آن تأکید شد که با چه ادبیاتی، برای چه مخاطبی، در ظرف چه زمانی و مواردی از این دست مورد توجه قرار بگیرد و رسانه حتماً می‌تواند جریان‌ساز باشد. قیام امام حسین(ع) رسانه‌ای به بلندای تاریخ است. این قیام در دل خود همه‌ی مؤلفه‌ها و ارزش‌ها و عناصر خبری را دارد؛ دربرگیری دارد؛ می‌تواند جریان‌سازی کند؛ می‌تواند قابلیت تسری به افراد غیرمسلمان در تمام نقاط دنیا داشته باشد و یک جریان رسانه‌ای عمیق، دقیق و جدی در دل خود دارد که مبتنی بر نیازهای فطری بشر است؛ مبتنی بر آن چیزی است که روح افراد یا روح متعالی به آن نیاز دارد. اگر ما توانایی آن را نداشتیم به این برمی‌گردد که ما در خوش‌بینانه‌ترین حالت دغدغه، خلاقیت و توانمندی پرداختن به یک موضوع متعالی را نداشتیم. ما تنها کاری که کردیم این بود که قیام امام حسین(ع) را به تشنگی در ظهر عاشورا تقلیل دادیم. تنها کاری که برای مواجهه‌ی افکار عمومی یا زنان یک جامعه برای حوزه‌ی الگوسازی یا ترازسازی برای حضرت زهرا(س) انجام دادیم یک بانوی هجده ساله‌ای است که مورد ظلم قرار گرفته و بین در و دیوار قرار گرفته و به شهادت رسیده است. ما نتوانستیم از ظرفیت جریان‌ساز یک زن ترازاول متعالی دارای اثرات اجتماعی و تربیتی برای افکار عمومی و زنان خودمان الگوسازی کنیم. به‌همین دلیل امروزه شاهد آنیم که افراد نامرتبط یا کاملاً غلط این الگوسازی را انجام می‌دهند. به‌نظر می‌رسد که رسانه بهترین جا برای این معناسازی است.

* برخی نمونه درس‌هایی که می‌شود از واقعه عاشورا گرفت و با ابزار رسانه می‌توان آن را تبلیغ کرد، بفرمایید؟

به‌هرحال ابعاد نهضت امام حسین(ع) در همه‌ی وجوه خود؛ یعنی از ترک حج، از صحرای عرفات، از دعای عرفه، از حرکت به سمت سرزمین کربلا و از لحظه به لحظه‌ی اتفاقاتی که در آن سرزمین افتاده، از تمام رخدادهایی که توسط ساکنین آن ماجرا، حضرت زینب(س)، حضرت عباس(ع)، حضرت علی اصغر(ع)، حر و حتی در سپاه مقابل امام حسین(ع) این‌که یک فرد می‌تواند متدین باشد، می‌تواند نماز شب‌خوان باشد، می‌تواند حافظ و قاری قرآن باشد؛ اما در محل تلاقی و تشخیص حق در طرفی رفتار بکند که آن رفتار کاملاً در تعارض با رویه‌ی زندگی به‌ظاهر اسلامی او هست و نمی‌تواند حق را از باطل تشخیص دهد و می‌تواند حریص دنیا شود به گونه‌ای که حق که در مقابل حق مسلم و حق مطلق بایستد و از شهادت و کشته‌شدن او احساس شعف بکند، همه‌ی این حوادث به‌هرحال به‌نظر می‌رسد که همه‌ی ابعاد و نقطه نقطه‌ی حرکت حضرت اباعبدالله و حتی آن کسانی که مقابل ایشان ایستاده‌اند قابلیت پرداخت رسانه‌ای دارند برای این‌که بتواند بر مخاطب تأثیر بگذارد. مخاطبی که امروز متأثر از فضاهای متنوع جذاب تشخیص حق و حرکت صحیح برای او سخت شده است.

از همه‌ی این‌ها مهمتر این است که کسانی که تشخیص می‌دهند جرأت ایستادن در کنار سویه‌ی حق ندارند و ترجیح می‌دهند که یا سکوت کنند یا در جهتی که ممکن است جهت حق نباشد، بایستند و این شجاعت تشخیص حق و ایستادن در کنار آن ولو این‌که تعداد معدود و اندک باشد، به‌نظر می‌رسد که امروز دیگر وجود ندارد. به‌نظر می‌رسد که می‌شود بر این نکته تأکید کرد که نهضت امام حسین (ع) به ما از ابتدای امر آن چیزی که نشان می‌دهد و می‌توان به آن ضریب بالا داد، این است که موضع صحیح و موضع حق با موضع الهی دارای معنا است. امروز ممکن است کسی که در معرض این گفتگو قرار می‌گیرد، احساس کند موضعی که بنده در آن قرار دارم، موضع حق است. ما نسبت موضع حق را با نسبت آن با مواضع الهی، نسبت آن با خشنودی الهی و نسبت آن با معارف الهی باید بسنجیم و باید در نسبتی که با ایجاد اثراتی که می‌تواند در افکار عمومی ایجاد کند و پالسی را ارسال کند که حق مطلق و رضایت پروردگار را دارد، سنجیده شود. برای ما این نسبت‌ها باید ملاک باشد؛ نه این‌که من شخص هستم؛ من جریان هستم؛ من گروه هستم، دارای اهمیت باشد. امام حسین (ع) دقیقاً این موضوع را تشخیص پیوند حرکت با معارف الهی، رضایت و خشنودی پروردگار و ایجاد جریان سالم اجتماعی و تلاش برای آن و ایستادگی در برابر آن چیزی که انحراف و تحریف است؛ ایستادن در برابر آن چیزی که در برابر کج‌روی‌های جامعه خنثی و ساکت است.

این‌ها نکاتی است که به‌نظر می‌رسد ما باید به آنها ضریب بدهیم. در راستای نکته‌ای که عرض کردم به‌نظر می‌رسد که ما باید در هر فرد در واقعه‌ی عاشورا در قبل و بعد از این رخداد یک ویژگی را که ویژگی بارز هست تعیین، پیدا و از طریق رسانه برای افکار عمومی ضریب بدهیم. مثلاً حرّ چه کی بود و چگونه رستگار شد؟ حضرت زینب چگونه رفتار کرد و پس از واقعه‌ی عاشورا چگونه نهضت را نجات داد و چگونه روایت صحیح را به افکار عمومی ارائه داد؟ چگونه مخاطب‌شناسی کرد؟ حضرت عباس (ع) چگونه بود و چگونه در واقعه‌ی عاشورا فعل و انفعالات داشت و چگونه یاوری بود؟ و تمام اجزا و ارکان این اتفاق مهم تاریخی که به‌قدری جریان‌ساز بوده که تاکنون علیرغم همه‌ی کاستی‌ها، تحریفات، شبهه‌سازی‌ها و تلاش‌های فراوان منبعث از اتاق فکر اندیشکده‌ها برای اعتبارزدایی از قیام عاشورا، ادامه دارد، باید مورد توجه قرار گیرد. این واقعه آن‌قدر پتانسیل دارد که باوجود همه‌ی این موانع انسان‌سازی می‌کند و تا ابد می‌تواند جریاناتی را رقم بزند. بنابراین توجه به فکت‌ها و اتفاقات درون هر فرد برای ایجاد سناریوها و جریانات رسانه‌ای است.      

لینک کوتاه مطلب : http://fekrat.net/?p=10335