رومینا

آیا حادثه‌ای که برای رومینا اتفاق افتاد منحصر به فرد است؟ چرا قتل رومینا به صدر خبرها رسید؟ پاسخ به این سوالات ابعاد ماجرا را بهتر روشن می‌کند. حوادث قتل منحصر به مردم ما نیست. رتبه بندی کشورها در ارتکاب به قتل نسبت به جمعیت، گویای این موضوع است که کشور ما از این جهت لکه ننگی بر دامن ندارد.

آیا حادثه‌ای که برای رومینا اتفاق افتاد منحصر به فرد است؟ آیا در این چند سال قتلی صورت نگرفته است؟ آیا در این چند سال اخیر که رسانه‌های اجتماعی گسترش یافته‌اند قتل ناموسی انجام نشده است؟ قتل ناموسی چه وجه تمایزی با دیگر قتل‌ها دارد؟ آیا قتل ناموسی تنها بوسیله خانواده مقتول انجام می‌شود؟ آیا انگیزه قتل ناموسی منحصر در ارزش‌های دینی است یا حفظ آبروی خانوادگی هم قتل ناموسی را رقم می‌زند؟ آیا کسانی که به دلائل عاطفی قتلی را صورت می‌دهند در دایره شمول قتل ناموسی قرار نمی‌گیرند؟ چرا قتل رومینا به صدر خبرها رسید؟ چه کسانی قتل رومینا را از میان بقیه اخبار مشابه به صدر اخبار منتقل کردند؟ چگونه موضوع قتل رومینا تبدیل به مسأله اجتماعی شد؟ مسأله سازان این قتل چه نفعی می‌برند؟

پاسخ به این سوالات ابعاد ماجرا را بهتر روشن می‌کند. حوادث قتل منحصر به مردم ما نیست. رتبه بندی کشورها در ارتکاب به قتل نسبت به جمعیت، گویای این موضوع است که کشور ما از این جهت لکه ننگی بر دامن ندارد. قتل ناموسی تعاریفی دارد. قتل‌هایی که موضوع آن‌ها رابطه دو جنس مذکر و مونث است و در شکل‌ها و بر اساس انگیزه‌های مختلف رخ می‌دهد، در جهان و حتی دنیای غرب نیز جزء خبرهای پر تکرار صفحات حوادث است. با این وصف علت صدر نشینی قتل رومینا با همه ناگواری‌اش را نباید در قتل رومینا یا قتل ناموسی جستجو کرد بلکه باید آنرا در اهداف ادعاسازان رسانه‌ای دنبال کرد. ساختن این موضوع به عنوان یک مسأله اجتماعی نه برای حل موضوع قتل ناموسی یا عموماً قتل است بلکه برای تغییر ارزش‌های ذهنی مردم ایران است. آنچه ادعاسازان در این موضوع دنبال می‌کنند این گزاره ارزشی است که دین اسلام مقصر قتل رومینا است. ولی آیا کدام پژوهش علمی ثابت می‌کند که انگیزه قتل‌هایی با موضوع روابط جنسی یا دو جنس مذکر و مونث منشا دینی دارد؟ بر عکس داده‌های علمی ثابت می‌کند که هیچ رابطه معنا داری بین قتل ناموسی بوسیله خانواده مقتول با ارزش‌های دینی وجود ندارد.

بار دیگر باید به بازی مسائل اجتماعی برگردیم. دو مقاله «جان کیتسوز» و «ملکوم اسپکتور»(۱۹۷۳) به عنوان تولد رویکرد برساخت گرایی اجتماعی نشان می‌دادند که «برساخت ذهنی» یک موضوع از شرایط عینی آن برای تبدیل به مسأله اجتماعی که بتواند مخاطب را اقناع یا تحریک به همراهی برای تغییر وضعیت کند اهمیت بالاتری دارد.

بنظر می‌رسد ۸۰ درصد سهم  یک مسأله را بعد ذهنی آن اشغال می‌کند. این نسبت هرچند نسبت دقیقی نیست و نیازمند پژوهش می‌باشد ولی به معنی سهم بالاتر بعد ذهنی در مسائل اجتماعی است. برساخت ذهنی می‌تواند از چیزی که مشکل‌زا نیست مشکل بسازد. این موضوع در جوامع غربی برای حل مسأله توسط افراد آسیب دیده یا حداکثر توسط شرکت‌ها برای فروش محصولات استفاده می‌شود. اما امروزه کاملاً مشهود است که سازما‌ن‌های امنیتی و دولت‌ها، به ویژه ایالات متحده از بازی مسائل اجتماعی برای تغییر موازنه قدرت بر ضد سایر کشورها استفاده می‌کنند. بدین ترتیب بازی مسائل اجتماعی به عنوان یکی از مؤلفه‌های عملیات شناختی و ادراکی بوسیله ایالات متحده در حال اجراست. به طور موردی درباره این قتل با تحلیل داده‌های رسانه‌های اجتماعی می‌توان بهتر درباره ساز و کارهای آن توضیح داد. بنابراین ضرورت دارد که توجه به برساخت گرایی مسائل اجتماعی به عنوان یکی از عناصر مهم سواد رسانه‌ای در عملیات شناختی رقیب مورد توجه قرار گیرد.

………………..

پایان / ۱۰۲

لینک کوتاه مطلب : http://fekrat.net/?p=1245