زمینه ایجاد انواع جریانات معنویت‌گرا در رسانه‌، انیمیشن و  سینمای عصر جدید

جادوگرایی و کابالیسم یهودی و مسیحاگرایی و شیطان‌شناسی خاص یهودی ـ هلنی ـ مصری که در مکتب قبالای زوهری در قرن سیزدهم نزج گرفت و با زاویه دید اسحاق لوریا به اندیشه‌های اسلام‌ستیزانه آلوده شد و سپس در قرن بیستم با اندیشه‌های دوران پساتجدد افرادی چون فیلیپ برگ و حسیدیان جدید، توانست طیفی از هنرمندان و سینماگران و اهالی رسانه در هالیوود و روس ـ آمریکایی‌ها و اروپائیان شرقی را تحت تأثیر خود قرار دهد.

خصوصیت اصلی پست‌مدرنیسم، نفی مدرنیته و نقد دوران تجدد است؛ اما این‌که اندیشمندان منتقد مدرنیته در قرن بیستم یا همان پست‌مدرن‌ها چه گرایشاتی دارند، اختلاف نظرهایی وجود دارد، آن‌چه مسلّم است، نقد ماشینیسم و مدرنیسم و عدم قبول غرب به عنوان الگوی تامِّ بشریت، از مشترکات همه افراد پست‌مدرن می‌باشد، از این بین، عده‌ای معناگرایی متأثر از شرق دور و ذن یا بودیسم یا هندوئیسم را برگزیدند، عده‌ای به سمت نومارکسیسم و نقد سرمایه‌داری حرکت کردند و عده‌ای به سمت «لاأدری‌گری» و «ندانم‌گرایی» یا «نسبی‌گرایی معرفتی» یا نقد هرگونه چارچوب و نوعی آنارشیسم معرفتی حرکت کردند. هر یک از تمایلات لائیک و دینی نیز در میان پست‌مدرن‌ها طرفدارانی دارد. برخی حتی قائل به معنویتی فرادینی و جهانی شدند و برخی به سمت اخلاق‌گرایی منهای دین رفتند، برخی نیز رنگ اخلاق دینی و معنویت دینی را بر خود گرفتند. البته پر واضح است در این بلبشوی معرفتی و فکری و معنوی در غرب پست‌مدرن، برخی از اندیشمندان غربی نیز از اساس از غرب روی‌برتافتند و به سمت سنت و دین و معنویت‌گرایی دینی متمایل شدند. پیدایش نومسلمانان، نومسیحیان، سنت‌گرایان (حکمت خالده)، نوبودائیان و نوهندوها در میان اندیشمندان و سایر اقشار غربی که تقریباً به‌طور کامل، از تفکر فلسفی و معرفتی مدرن و پست‌مدرن فاصله گرفتند و رنگ و بوی شرقی گرفتند، نیز نوعی رویکرد جدید در میان غربی‌هاست.

اما باید اذعان کرد که تمام جریانات دوران پست‌مدرن، رسانه و ابزار سینمایی ندارند و برخی‌ها هستند که توانسته‌اند‌ ابزارهای رسانه‌ای زیادی را به خدمت درآورند. از جمله می‌توان به حلقه معنویت‌گرای سنت‌گرا و اباحه‌گرایان فراتجددی و متدینین در دوران پست مدرن اشاره کرد که توانسته‌اند برخی ابزارهای رسانه‌ای را به خدمت ترویج اندیشه‌های خود درآورند.

اما ریشه‌های تفکر فرامُدرن است که باعث شده انشعبات زیادی در عصر فراتجدد رخ نماید؛ ریشه‌هایی چون:

  1. مسیحیت‌گرایی تبشیری کاتولیک و ارتدوکس که نقاط جدی در اروپا خصوصا اروپای جنوبی، آمریکای‌ شمالی و البته به‌طور خاص، آمریکای جنوبی و روسیه و کشورهای شرقی ـ غربی در اروپای ‌شرقی را تحت تأثیر سنتی خویش دارد. اسطوره غیرقابل دفاع تثلیث، به همراه ایمان‌گرایی افراطی و نقد مدرنیسم و البته مبارزه با امپریالیسم رسانه‌ای، از خصوصیات این نوع تفکر فرامدرن است که خود امروزه توسط عقل‌گرایان و الهیات پست لیبرال مورد انتقاد است.
  2. یهودیت لیبرال‌ـ صهیونی و تبلیغات فراگیر آن که اکنون به گفته پرفسور روژه‌گارودی، اندیشمند سرشناس فرانسوی، بیش از نود درصد یهودیان دنیا متأثر از قدرت رسانه‌ای عظیم آن هستند. سینما و فضای رسانه‌ای آمریکا و انگلیس و متحدان آسیایی آن‌ها چون ژاپن و نیوزلند و استرالیا و اروپای شمالی و غربی، متأثر از این غول‌های رسانه‌ای هستند. لیبرالیسم، اساساً پس از انقلاب فرانسه و سپس جدایی آمریکا از انگلیس رسمیت یافت که در این دو انقلاب، نقش یهودیان و انجمن‌های مخفی و احزاب وابسته بدان‌ها چندان مخفی نیست. شاید این جریان، در دنیای فعلی، پرقدرت‌ترین جریان باشد که هم‌پیمانان زیادی نیز در دنیای رسانه‌های التقاطی و شرق‌زده نیز دارد و معنویتی لیبرال و پلورالیستی و شرق‌گرا بدون نقد صهیونیسم و استکبار به آن تزریق شده است که بیشتر توجیه‌کننده سرمایه‌داری آنگلوساکسونی است و در سینما و رسانه‌های آمریکا و اروپا و ژاپن و هند زیاد تبلیغ می‌شود. برخی از این‌ها در انگلیس و آمریکا و هلند و اسرائیل غاصب، حتی به سمت آتئیسم و بی‌خدایی و معنویت بدون خدا پیش رفته‌اند.
  3. مسیحیت پروتستان و پیوریتن و مسیحیت صهیونیستی که بیشتر در اروپای شمالی و غربی و آمریکا نفوذ دارد و ممالک را به سوی معنویتی مادی و فانتزی و محافظه‌کاری لیبرالی پیش می‌برد و البته منتقدان جدی درون مسیحیان سنتی و ارتدوکس‌ها هستند.
  4. هندوئیسم جدید که توسط عوامل انجمن سلطنتی علم انگلیس و کمپانی هند شرقی، در هند ساخته و پرداخته شد و توسط بالیوود و رسانه‌های وابسته به «بنگاه خبرپراکنی حکومت انگلیس/ بی.بی.سی» و شبکه فرهنگی ـ امنیتی ـ رسانه‌ایِ اینتلجنس سرویس در آسیا و آفریقا، به خورد جهانیان داده شد.
  5. اسلام‌گرایی که در جهان معاصر خصوصاً پس از انقلاب اسلامی، به‌طور فزاینده‌ای در اقصی نقاط عالم در حال گسترش می‌باشد. در این عرصه، پس از موفقیت کلان انقلاب اسلامی و رویکردهای رسانه‌ای و سینمایی آن و شخصیت خاص امام خمینی، که خود یک رسانه تمام عیار بود، آمریکایی‌ها و عوامل آن‌ها به فکر رقیب‌تراشی برای اسلام انقلابی و سیاسی شیعی افتادند و اسلام وهابی‌ـ تکفیری، با یاری‌گرفتن و شاگردی در محضر شبکه‌هایی چون سی.إن.إن و فاکس‌نیوز آمریکا، خود را در قالب «العربیه» و شرکت‌های سینمایی وسریال‌سازیِ عربستانی‌ـ اماراتی‌ـ‌آمریکایی، رسانه‌ای کرد و بعدها اسلام سنّی سیاسی ـ إخوانی با قرائت قطری‌ـ انگلیسی نیز به مدد کمک‌های پیدا وپنهان شبکه اطلاعاتی‌ـ رسانه‌ایِ «بی.بی.سی» به عرصه رسانه‌ای آمد و «شبکه الجزیره» و فیلم‌ها و انیمیشن‌های لیبرال‌ـ سکولار قطری، ترکیه‌ای، مصری و هندی اسلام لیبرال را شروع به تولید نمودند. اکنون شاهدیم که در جهان، دو نوع اسلام مقاومتی ـ شیعی و اسلام وهابی‌ـ عربستانی‌ـ آمریکایی، از رشد رسانه‌ای بیشتری برخوردار بوده است و هر کدام رویکردها و یاران خاص خود را دارا هستند.
  6. شرق‌گرایی و شرق‌زدگی غربی در امثال شوپنهاور و برخی سینماگران آلمانی و آمریکایی و سپس فرانسوی و انگلیسی و ایتالیایی و سایر نقاط اروپا و هندی که در آثاری چون «بودای کوچک» خودنمایی می‌کند.

ب. جادوگرایی و کابالیسم یهودی و مسیحاگرایی و شیطان‌شناسی خاص یهودی ـ هلنی ـ مصری که در مکتب قبالای زوهری در قرن سیزدهم نزج گرفت و با زاویه دید اسحاق لوریا به اندیشه‌های اسلام‌ستیزانه آلوده شد و سپس در قرن بیستم با اندیشه‌های دوران پساتجدد افرادی چون فیلیپ برگ و حسیدیان جدید، توانست طیفی از هنرمندان و سینماگران و اهالی رسانه در هالیوود و روس ـ آمریکایی‌ها و اروپائیان شرقی را تحت تأثیر خود قرار دهد.

  1. ادیان التقاطی که از ترکیب صوفیسم و مسیحیت و هندوئیسم (تئوسوفیسم هندی‌ـ انگلیسی) یا یهودیت و بودیسم (جوبوها) یا مسیحیت تناسخ‌باور شرق‌زده یا یهودیت شرق‌گرای تناسخی یا یهودیتِ آتئیست با رنگ اساطیر آنگلوساکسونی یا سایر ترکیبات شبه‌دینی و عرفان‌زده پدید آمده و هر کدام یارانی برای خود در عرصه رسانه مهیا کرده‌اند. برخی از این التقاط‌ها به طور طبیعی در اثر تعامل و التقاط فرهنگ شرقی و غربی اتفاق افتاده‌اند مانند پدیدآمدنِ سنت‌گراییِ «رنه گنون» و برخی توسط سرویس‌های امنیتی خصوصاً انگلیسی‎ـ هندی و اخیراً آمریکایی که ید طولایی در باب فرقه‌سازی دارند، به‌وجود آمده یا تقویت و تثبیت شده‌اند؛ مانند: بهائیت، قادیانی‌گری، اسلام رحمانی، یورو اسلام، تئوسوفیسم، عرفان حلقه، وهابیت نوتکفیری، اخباری‌گری انگلیسی و احمد الحسن.
  2. اندیشه‌های عرفان‌زده اسپینوزا و پانتئیسم (وحدت وجود با قرائت خداـ طبیعت‌گرایی) و خداشناسی طبیعت‌گرا که منجر به ایجاد ریشه‌های اندیشه حلولیِ خداـ زمانی هگل و پیروانش شد.
  3. اندیشه‌های اومانیسم مسیحیِ هگل و خداشناسی روح مطلق تاریخی و فلسفه تاریخ خاص هگل.
  4. انسان‌شناسی و هستی‌شناسی تک ساحته و یهودی‌ـ دنیویِ مارکس و انگلس که متأثر از طبیعت‌ـ خدایی برخی پیروان هگل و اسپینوزا بود و به ایجاد هستی‌شناسی و معرفت‌شناسی خاصی با رنگ ماتریالیسم دیالکتیک شد و این، خود منجر به تأسیس تفکرات اقتصادی و اجتماعی و سیاسی مارکسیسم و سوسیالیسم و کمونیسم گردیدد. البته با تعدیل بعدی مارکسیسم و پدیدآمدن نومارکسیسم، رنگی از معنویت‌گرایی و تعدیل در آن به وجود آمد. این تفکرات بر حلقه فرانکفورتی‌ها و برخی از سینماگران و اهالی رسانه در روسیه و اروپای شرقی و آلمان شرقی و فرانسه و آمریکا و تابعین آن‌ها در چین و آمریکای جنوبی و ایران، تأثیراتی گذاشت و تا کنون هم این تأثیرات باقی است.
  5. سازماندهی چپ آمریکایی که به سازماندهی سازمان سیا در میان مارکسیست‌ها و نومارکسیست‌های هالیوود و آمریکای جنوبی و آسیایی و آفریقایی و اروپایی برمی‌گردد که برای مصون ماندن حکومت‌های سرمایه‌داری آمریکا و اروپا از انتقادات کمونیست‌ها و مارکسیست‌های جدی‌تر، دست به سازماندهی نوعی چپ کنترل‌شده زدند و نقش سرویس اطلاعاتی سیا و اطلاعات نیروی دریایی آمریکا در این‌جا قابل توجه بوده و هست. چپ‌های آمریکایی، هم اکنون نیز در ایران با شعارهای نقد کاپیتالیسم آمریکایی، در راستای سیاست‌های کلی همان حکومت قلدر حرکت می‌کنند، مانند رسانه‌های وابسته به مجاهدین خلق و آمدنیوز و شبه‌چپ‌های راست‌گرا در عرصه سیاست و رسانه‌ای ایران و برخی دیگر از کشورهای مسلمان مانند مصر و ترکیه و لبنان.
لینک کوتاه مطلب : http://fekrat.net/?p=459