شناخت معیار عینی ارزیابی فعالیت‌‌های فرهنگی در مکتب اسلام

حقیقت آن است که به فعلیت رساندن فعالیت‌‌های فرهنگی به جدّ نیازمندِ داشتن میزان‌‌های عینی است در غیر این صورت این استخوان لای زخم می‌‌ماند.

«فکرت، رسانه اندیشه و آگاهی»؛ در کنش‌‌های فرهنگی عمدتاً ارزیابی‌های دقیق انجام نمی‌‌گیرد بدین روی به صورت مشخص و شفاف فاصله فعالیت با غایت و نتیجه چندان واضح و روشن نیست که در پی آن راهبردهای هوشمندانه در مسیر نیل به غایت حرکتشان دقیق تنظیم گردد و سرمایه‌‌گذاری‌‌ها بر پایه فاصله‌‌های مشخص تا غایت هدفمندانه تعیین شود. با این وصف که آمد اینک تکلیف چیست؟ با همین روند نامشخص و تا حدودی تیره و تار کج‌دار و مریز جهت رفع تکلیف بسازیم‌وبسوزیم یا هنوز امیدی هست که طرحی نو در اندازیم و در این ظلمات سردرگمی‌‌ها و نابسامانی‌‌های آخرالزمانی رو به راهی روشن بگذاریم تا که بی‌‌وقت و بدموقع به فکر چاره نیفتیم یا در شبیخون‌‌های فرهنگی طبق معمول غافلگیر نشویم و به رسم همیشگی‌مان دیرتر از دشمن نرسیم و بسان آن داستان کهن، نوشدارو را پس از مرگ سهراب نرسانیم.

حقیقت آن است که به فعلیت رساندن فعالیت‌‌های فرهنگی به جدّ نیازمندِ داشتن میزان‌‌های عینی است در غیر این صورت این استخوان لای زخم می‌‌ماند. اکنون چگونه این مسئله مهم از حوزه ذهنی و نظری به عرصه وجود عینی و عملی در آید؟ با بررسی مکتب و نظام اسلامی نیک روشن می‌‌شود که معادل هر باوری صورتی از عمل به آن، وجود دارد و در برابر هر هستی بایدی و در دل هر تفسیری تأویلی هست.

مکتب اسلام و میزان ارزیابی فعالیت‌‌های فرهنگی

با بررسی همه عناصر اثربخش فرهنگی در گستره اسلام روشن می‌‌شود مسجد تنها مکانی است که قابلیت عینی‌سازی و فعلیت‌‌بخشی به همه سطوح مندرج در تعریف فرهنگ داراست. آن‌سان که به نظر می‌‌رسد ظرفیت بارورسازی تمام و وجودبخشی کامل به معنا و روح فرهنگ عظیم اسلامی را آن هم در سطوح عالی بینشی و گرایشی و کنشی جز در این مکان میسر نباشد. رجوع دقیق به قرآن و سیره رسول خدا و ائمه‌اطهار نیز به خوبی حاکی از این واقعیت تابناک است.

این اصل در سیره سیاسی امام خمینی(ره) رهبر انقلاب اسلامی ایران نیز کاملاً مشهود است. ایشان در خصوص انگیزۀ قیام و انقلاب خود بیان می دارد: «ما اگر نماز نباشد و آداب اسلامی نباشد چه داعی داریم که بیاییم خودمان را به مهلکه بیاندازیم و وارد این امور شویم، ما برای اسلام این کارها می کنیم.»(صحیفه امام، ص۱۷۸)

رهبر معظم انقلاب نیز در آغاز بیانه گام دوم انقلاب نیز بر این نکته مهم تأکید می‌‌کند که انقلاب وارد دومین مرحله خودسازی و جامعه‌پردازی و تمدن‌سازی شده است و کجا بهتر از مسجد مأمن این رسالت سترگ باشد.

رابطه انسان و مسجد، سنخیت مکان و مکین

ساختار وجودی مسجد به‌گونه‌‌ای است که ورود به فضای آن و استقرار در محیطش جهان آدمی را مطابق با نظم عالم دینی معنا می‌‌دهد، جان می‌‌بخشد، کامل می‌‌کند و انسان می‌‌سازد. جامعیت وجودی آن بسان انسان می‌‌ماند فی الخلق بالحق است در عین‌حالی که در دنیاست با آسمان است و در عین‌حالی‌که جسمانی است روحانی است و از این‌رو است که روح بی‌‌قرار انسان جز در این دیار ملکوتی آرام نمی‌‌گیرد. هم فردی است و هم اجتماعی، هم عبادی است هم سیاسی، هم خودسازی است و هم جامعه‌سازی. رهبر انقلاب در خصوص مسجد، سخنی به غایت نیکو و نغز دارد: «مسجد هم مدرسه است هم دانشگاه، هم مرکز تفکر و تأمل هم مرکز تصفیه روح، هم مرکز خلوص و مرکز اتصال بنده به خداست. ارتباط زمین و آسمان است. جایی است که انسان خود را به منبع لایزال فیض و قدرت وصل می‌‌کند. انسان در مسجد خود را به خدا متصل می‌‌کند.»

پیامبر در بدو ورودش به مدینه‌النبی نخستین کانون جامعه‌سازی آیینش را با مسجد آغاز نمود و مبدأ سیر انفسی و آفاقی معراجش را از مسجدی تا مسجدی به سرعت و معجزه‌آسا پیمود و بار سفرش را تا عالم قدس از مسجد بست. گویا این راه اگر از اینجا شروع نشود هیچ‌گاه به مقصد نمی‌‌رسد. گزاف نیست اگر گوییم در این عالم خاکی فقط از جهان مسجد می‌‌شود به منزل قاب قوسین او أدنی رسید. آیا جز این است که سیر تکاملی انسان و جامعه انسانی فقط با قرار گرفتن در عالم دینی مسجد شکوفا می‌شود؟ رهبر انقلاب در این‌باره چنین می‌‌گوید:

در مسجد اسلامی شور و بهجت عبادت خالص با نشاط زندگی پاک و خردمندانه و سالم در هم می‌‌آمیزد و فرد و جامعه را به طراز اسلامی آن نزدیک می‌‌کند.(پیام به نوزدهمین اجلاس سراسری نماز، ۱۸/۷/ ۱۳۸۹)

مسجد عامل بقای حیات فرهنگ اسلامی

آنچه این ادعا را به روشنی ثابت می‌‌کند نگریستن به نوع کاربرد لفظ اقامه برای نماز در ادبیات قرآنی است فراتر از خواندن، فراخوان یک خیزش بزرگ است، برخاستن است، حرکت است، جنبش است، قیام است، حماسه است. به خواندن تنها که ماندن در یک جا است فرا نمی‌‌خواند که منزه است ساحت پاک مکتب اسلام از این تکرارهای بی‌‌حاصل و راکد و ساکت. چون در نهاد آیین خاتم پیامبران هیچ چیز ساکن نیست تا به پیری و زمین‌گیری و رخوت و مرگ انجامد. خاتمیت پایان توقف‌‌ها است حتی معجزه‌‌اش نیز بی‌حرکت نیست و در آن دوردست‌‌های تاریخ جا خوش نکرده است. بود نیست، همین حالا هست. برکه نیست، رودِ همیشه جاری است و چشمۀ همیشه جوشان و آفتاب همیشه تابان که برای هر زمانی و برای هر قومی تازگی را و طراوت را نو به نو به ارمغان می‌‌آورد و زندگی می‌‌سازد. آیت‌الله جوادی آملی در خصوص معناشناسی اقامه نماز می‌‌گوید:

«پیام اصلی آن از وجود لفظی و ذهنی بیرون آید و به وجود عینی برسد و در محدوده روح نمازگزار متمثل گردد. و سپس با سنت و سیرت مستمر او در جامعه جلوه کند و با تبلیغ و تعلیم و تزکیه نفوس مستعد دیگران، آنها نیز به‌عنوان روح متمثل نماز پرورش یابند، تا حقیقت چیزی که در قرآن مجید، به عنوان ناهی از فحشا و منکر و به‌عنوان علاج و شفای درد هلوع و جزوع و منوع بودن انسان طبیعی است در متن جامعه بشری متمثل گردد.»(جوادی آملی، تسنیم، ج۲، ص۶۶)

رهبر حکیم انقلاب درباره جایگاه مسجد بر اساس آنچه آمد چنین می‌‌گوید: «مسجد به‌عنوان یک پایگاه دین، عبودیت و معرفت می‌‌تواند برای جوامع اسلامی منشأ و سرآغاز حرکات بزرگ و برکات ماندگار باشد.»(فرهنگ در منظر مقام معظم رهبری، ص۶۴۵)

چنین رویکردی در سیره سیاسی ائمه اطهار دیده می‌‌شود. موید آن، زیارت‌نامه‌‌هایی است که دربردارنده مقام معنوی و سلوک سیاسی و اجتماعی ائمه اطهار علیهم‌السلام است. در زیارت‌نامه‌‌های مختلف به این اصل به صورت مشترک اشاره شده که اهل بیت جزء برپادارندگان اصل نماز در حیات سیاسی و اجتماعی و فرهنگی خود بوده‌اند. در زیارت امام حسین(ع) به حضرت خطاب می‌‌شود: أَشْهَدُ أَنَّکَ قَدْ أَقَمْتَ الصَّلَاه(ابن قولویه، کامل الزیارات،ص۲۰۵)

جایگاه فرهنگی مسجد پس از انقلاب

حال نیک بنگریم با این همه که از جایگاه بی‌بدیل و حیاتی و سرنوشت ساز مسجد و اهمیت خطیر و فوق‌‌العاده آن در گفتمان دینی آمد، جایگاه و نقش کنونی مسجد در کجای مجموعه سیاست‌گذاری‌‌ها و برنامه‌ریزی‌‌ها و فعالیت‌‌ها، روش‌‌ها و غایت‌‌های فرهنگی ما جا گرفته است؟ اقرار تلخی است اما چه می‌‌شود کرد. وا اسفا که واقعیت دارد. پس از انقلاب نگاه ما به مسجد به یک نگاه معیوب کلیسایی به شدت آلوده گردید و به‌صورت غیررسمی و البته خیلی پنهان و نرم و مخملی آن‌چنان‌که پیدا نباشد و احساساتی را برنیانگیزاند، مقامش را در تحولات فرهنگی پسا انقلاب تنزل دادند و سهمش را از انقلاب فقط روزهای تعطیل آن هم به وقت نماز جمعه کوچک ساختند. سکوت یک هفته‌‌ای مسجد تعبیر خواب شوم سکولاریته‌‌ای برای انقلاب خمینی است. تجسم عینیت سیاست و دیانت در اسلام در نگاه فرهنگی بیمار کارگزارن تکنوکراتی، قربانی نگاه سکولاریته خفی شد. بزرگ بنیانگذار انقلاب اسلامی پیش از این از چنین روزی سخت بیمناک بود: «این یک توطئه است که می‌‌خواهند مسجدها را کم‌کم خالی کنند. شما باید هوشیار باشید که مسجدهایتان و منبرهایتان را حفظ کنید و بیشتر از سابق شمایی که این معجزه را از مسجد دیدید که همه قدرت‌ها را به هم شکست نه فقط ابرقدرتها، قدرت‌های دیگر را هم شکست، نباید در اسلام سستی کنید مسجدها را محکم نگه دارید و پر جمعیت کنید.»(۱۳، ۱۹)

ای کاش این پیام حضرت روح‌الله نصب‌العین همه فعالیت‌‌های فرهنگی می‌‌گردید و گرد جهان نمی‌گردیدیم که یار در خانه بود و ما دیده فروبستیم: «اگر این مسجد و مرکز ستاد اسلام قوی باشد، ترس از فانتوم‌ها نداشته باشید، ترس از آمریکا و شوروی و این‌ها نداشته باشید. آن روز باید ترس داشته باشید که شما به اسلام پشت بکنید، به مساجد پشت کنید.»(صحیفه امام، ج۱۳، ص۳۲۵)

و امروز این اصل روشن در اندیشه بلند بنیانگذار انقلاب چقدر با فعالیت‌‌های فرهنگی ما همسو و همراه است: «این‌طور نباشد که خیال کنیم حالا دیگر ما پیروز شدیم دیگر مسجد میخواهیم چه کنیم؟ پیروزی ما برای اداره مسجد است.»(۱۳، ص۲۱)

آیت‌الله خامنه‌‌ای رهبر حکیم انقلاب در خصوص چرایی ناکامی انقلاب‌‌های کشورهای مسلمان در شمال آفریقا مثل انقلاب الجزایر عامل آن را چنین تبیین می‌‌کند: «انقلاب در این کشورها هم، آن روزی رو به شکست رفت و دوباره ملت‌ها استقلال خودشان را از دست دادند که رابطه خود را با مساجد و با دین و ایمان مساجد قطع کردند.»(فرهنگ در منظر مقام معظم رهبری، ص۶۴۵)

بشتابید که بیش از این تأخیر جایز نیست تا نماز انقلاب ما به افق مسجد، قضا نگردیده، واجب است زودتر از آن‌که دیر شود قیام کنیم: حی علی الصلاه، حی علی الفلاح، حی علی خیر العمل، قد قامت الصلاه.

* سید محمد تقی موسوی کراماتی، نویسنده و پژوهشگر

لینک کوتاه مطلب : http://fekrat.net/?p=9571