عاشورا: قابلیت گفتمان بین‌الادیانی یا بین‌الاذهانی؟

در حادثه‌ی کربلا با مفاهیم و مضامینی روبرو هستیم که نه تنها از ظرفیت بالایی برای تعامل و گفتگوی بین‌الادیانی برخوردارند؛ بلکه می‌توان این مضامین را برای تعامل بین‌الاذهانی و تمام بشریت نیز به‌کار برد.

«فکرت، رسانه اندیشه و آگاهی»؛‌ واژه‌ی گفتمان یکی از مفاهیم پرتکرار در دهه‌ی اخیر است که در حوزه‌ی علوم انسانی رواج یافته است. در زبان فارسی واژه‌ی «گفتمان» به کلماتی هم‌چون مقال، سخن و گفتار معنا شده است[۱]؛ اما به‌نظر می‌رسد که گفتمان در اصطلاح دارای بار معنایی گسترده‌تری است. گفتمان را می‌توان به ایدئولوژی‌ای تعریف کرد که در بطن خود دارای پیشفرض‌ها و مبانی هماهنگ و سازگار باشد و درعین‌حال نیز حامل بار معنایی تعامل باشد.

چیستی و ماهیت مفاهیم بین‌الادیانی با بین‌الاذهانی

منظور از مفهوم بین‌الادیانی؛ یعنی آنچه باعث تعامل و ارتباط بین یک دین با ادیان دیگر می‌شود. در این‌جا دایره‌ی ارتباط به یک یا چندین دین محدود است؛ اما واژه‌ی «بین‌الاذهانی» دارای دامنه‌ی وسیع و گسترده‌تری است. در واقع همه‌ی افراد بشری را دربرمی‌گیرد. منظور از آن ارتباط و تعامل بین اذهان و افراد انسانی است. رابطه‌ی دو واژه‌ی بین‌الادیانی و بین‌الاذهانی از حیث مصداق عموم و خصوص مطلق است؛ زیرا همه‌ی دینداران در زیر چتر اذهان انسانی قرار می‌گیرند؛ ولی همه‌ی افراد انسانی دیندار نیستند. منظور از دین در این‌جا همان عقل سلیمی است که عوام و خواص همه از آن برخوردار هستند.

در حال حاضر کسانی که مکتب عاشورا و قیام امام حسین (ع) را به‌عنوان پلی برای ارتباط با سایر جوامع بشری مطرح می‌کنند، معتقدند که عاشورا صرفاً دارای ظرفیت تعامل و ایجاد گفتمان با سایر ادیان زنده‌ی دنیا است. در این مورد به مصادیقی از مؤلفه‌های مشترک بین ادیان اشاره می‌کنند و عاشورا را راه تعامل با سایر ادیان می‌دانند. آنها معتقدند با تأکید بر مصائب کربلا می‌توان با سایر ادیان به‌ویژه مسیحیت به‌جهت مصلوب بودن عیسی مسیح و با تأکید بر جنبه‌های دینی – عرفانی عاشورا می‌توان با دین یهود ارتباط برقرار کرد.

گاهاً بین شده است که «اگر در هند، افغانستان، لبنان و… از عاشورا به‌عنوان یک عامل وحدت‌بخش ملی استفاده می‌کنند، برمی‌گردد به قابلیت‌هایی که در تراث ما وجود دارد که توسط آن نه تنها می‌توانیم خود را نجات دهیم؛ بلکه قلمرو و دایره‌ی نجات انسانی را بازتر کنیم و انسان‌های دیگر در ادیان دیگر هم در بهره‌مندی از این خوان و نعمت الهی سهیم کنیم.»[۲]

بنابر همین رویکرد رایج در مورد گفتمان امام حسین(ع) و واقعه‌ی عاشورا مباحث زیادی مطرح شده است و اکثر پژوهش‌ها در این زمینه به واکاوی و بررسی ظرفیت این مقوله‌ی دینی به‌عنوان نوعی تعامل بین الادیانی و حتی بین‌المذاهبی[۳] پرداخته‌اند؛ اما مؤلف معتقد است که در حادثه‌ی کربلا با مفاهیم و مضامینی روبرو هستیم که می‌توان آنها را با نگاه برون‌دینی مورد تحلیل قرار داد و نه تنها از ظرفیت بالایی برای تعامل و گفتگوی بین‌الادیانی برخوردارند؛ بلکه می‌توان این مضامین را برای تعامل بین‌الاذهانی و تمام بشریت نیز به‌کار برد. مؤلف این رویکرد را نوعی نگاه تقلیل‌گرایانه و فروکاستن قیام عاشورا به جنبه‌های دینی و مصیبتی آن می‌داند.

مؤلفه‌های قیام عاشورا برای گفتمان بین‌الاذهانی

در حادثه‌ی عاشورا و نهضت حسینی مؤلفه‌ها و آرمان‌هایی وجود دارد که قابلیت بالایی برای برقراری تعامل با سایر افراد فارغ از رنگ، نژاد، دین و کشور محل سکونت دارند. برخی از این مؤلفه‌ها عبارتند از:

  • اگر دین ندارید، آزاده باشید: در این شعار امام حسین (ع) بر این نکته تأکید دارد که برخی از صفات و ویژگی‌ها به‌طور فطری در وجود هر انسانی وجود دارند که ملائم با طبع نوع بشریت هستند؛ فضایلی مانند عدالت، رحم کردن به زنان و کودکان، راستگویی، حقیقت‌طلبی و صلح‌طلبی. در این شعار آزاده‌بودن به این معنا است که پای‌بند به فضائل فطری و ملائم به طبع بشریت باشید.
  • مقابله با ظلم و ستم حاکمان ظالم: عدالت‌خواهی و عدالت‌طلبی از مهمترین ضروریات جامعه‌ی بشری است که بدون آن امکان تحقق تمدن بشری امری ناممکن است. پیام اصلی قیام عاشورا مقابله با ظلم و ستمی است که یزید به‌عنوان حاکمی فاسد بر مردم روامی‌داشت.
  • یقین به درست بودن راه انتخابی خویش: امام حسین (ع) در حادثه‌ی عاشورا نشان داد که مسئول و متولی حاکمیت باید به درستی راهی که انتخاب می‌کند ایمان داشته باشد. او با حرکت خود و خانواده‌اش از مدینه به سمت کربلا، بدون درخواست و اجبار مردم، نشان داد به درست‌بودن راه خود یقین دارد.
  • بالابردن طفل شیرخوار: امام حسین با بالابردن فرزند خردسال خود در میدان جنگ، قصد دارد فطرت انسانی را در دشمنان خویش بیدار کند و در واقع مفهوم این عمل به این معنا است که کودکان و افراد غیرمؤثر باید در جنگ‌ها در امان باشند و این با فطرت بشری و عقل سلیم سازگار است.
  • نگاه داشتن کودکان و زنان در خیمه: با توجه به تعداد اندک یاران امام حسین، حضرت می‌توانست به‌دست زنان نیز شمشیر دهد و از آنان نیز در جنگ استفاده کند؛ ولی هرگز این کار را نکرد. در واقع امام حسین (ع) پای‌بند به این باور بود که در جنگ آنچه مهم است، تکلیف است نه نتیجه؛ یعنی در جنگ باید معیارها و اصول اخلاق انسانی فارغ از هر دینی رعایت شود. امام حسین در اینجا زنان را به‌خاطر حفظ روحیه‌ی عطوفت و عدم ترویج خشونت بی‌حد و حصر در اجتماع، از حضور در صحنه‌ی درگیری منع کرد.
  • خاموش کردن چراغ تا افرادی که دلبسته‌ی دنیا هستند دیده نشوند و احساس حقارت نکنند: امام حسین (ع) با این عمل برای تمام بشریت پیام دارد و آن این است که همدیگر را تحقیر، سرزنش نکنید حتی اگر شخص مرتکب عمل نادرستی شده باشد. یکدیگر را ببخشید حتی در سخت‌ترین شرایط.
  • نماز خواندن در صحنه‌ی دیگری در ظهر عاشورا: امام حسین (ع) با این عمل این پیام را به بشریت می‌دهد که انسان فارغ از هر رنگ و نژادی همیشه با این سؤال مواجه خواهد بود که از کجا آمده‌ام و به کجا می‌روم. بنابراین معنویت و توجه به بعد روحانی وجود انسان امری ضروری است و در اوج شرایط دنیوی و مادی نباید بعد معنوی ساحت بشری را فراموش کرد.
  • درخواست از حر بن یزید ریاحی در اولین صحنه‌ی مواجهه[۴]: امام حسین (ع) نهایت سعی و تلاش خویش را مصروف می‌دارد تا از جنگ و خونریزی جلوگیری کند و آنچه با عقل سلیم انسانی ناسازگار است جنگ و خونریزی است مخصوصاً زمانی که ما می‌توانیم از آن جلوگیری کنیم.
  • هیهات من الذله: امام حسین (ع) با شعار هیهات من الذله به تمام تاریخ بعد از خود درس حریت و آزادگی داد. حضرت بر این نکته‌ی بین‌الاذهانی تأکید دارند که مرگ با عزت بهتر از خفت و خواری است. مرگ شرافتمندانه را به بیعت با یزید فاسد ترجیح داد و جهان امروز مخصوصاً جهان اسلام به‌شدت نیازمند این رویکرد است. در تمام این موارد مخاطب ما می‌تواند عقل سلیمی باشد که به هیچ دینی تقید ندارد.

* لیلا نیکویی‌نژاد، دکترای تخصصی فلسفه و کلام

_________________________________

پی‌نوشت:

[۱] آقاگل‌زاده، فردوس؛ تحلیل گفتمان انتقادی، تهران، علمی و فرهنگی، ۱۳۸۵، چاپ اول، ص ۸.

[۲] حجت‌الاسلام حبیب‌الله بابایی در دومین نشست «عاشورا در گفتگوی بین ادیان»، مرکز انجمن‌های علمی حوزه به همت مرکز مطالعات راهبردی خیمه.

[۳] سید محمدتقی شاکری، امام حسین (ع)، مبنای گفتمان تقریبی بین مذاهب اسلامی، نشریه‌ی مطالعات تقریبی مذاهب اسلامی، سال نهم، شماره ۳۳، ص۵.

[۴] تاریخ طبری، جلد پنجم.

لینک کوتاه مطلب : http://fekrat.net/?p=10244