همگرایی دولت و ملت در تحقق تمدن نوین اسلامی؛

عدالت؛ شرط تمدنی و گمشده انسان معاصر

رفتن به سمت تمدن نوین اسلامی موضوعی است که هم مشارکت مردم و هم مشارکت حاکمیت و دولت را می‌طلبد.

با ظهور انقلاب مبتنی بر اسلام و شکل‌گیری حکومت دینی برآمده از مردم، گفتمان تمدنی ایرانی و اسلامی در قالب تمدن نوین برخاسته و آمیخته از این دو تمدن احیا شد و ایران انقلاب اسلامی، در عمل به احیاگر فرهنگ و تمدن اسلامی و ایرانی تبدیل گردید. ایران انقلاب اسلامی، قطعاً یکی از نیروهای تعیین‌کننده و تأثیرگذار در این حوزه تمدنی بوده و در احیا و پیشبرد آن در عصر جدید نقش تعیین‌کننده‌ای داشته و برای مقاومت و سرپا ماندن در برابر غرب انسان‌محور و ماده‌باور چاره‌ای جز تمدنی اندیشیدن و تمدنی عمل‌کردن ندارد. اگر این مهم دارای الزاماتی در حوزه های مختلف کشوری باشد. «فکرت، رسانه اندیشه و آگاهی» درباره اندیشه تمدنی انقلاب اسلامی در مصاحبه‌ای اختصاصی با دکتر محمدهادی همایون، دانشیار دانشکده معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات دانشگاه امام صادق(ع) به گفتگو نشسته است. آنچه در ادامه خواهید خواند، مشروح این گفت‎وگو است:

 

* با توجه به اینکه فرآیند رسیدن به تمدن اسلامی در بستر انقلاب اسلامی تعریف شده است، در شرایط کنونی ما در کدام مرحله از فرآیند رسیدن به تمدن اسلامی هستیم؟ موانع توقف ما در این مسیر را تبیین بفرمایید.

بر اساس الگوی پنج مرحله‌ای حضرت آقا که به نظر من الگوی بسیار دقیقی است، ما در بستر انقلاب اسلامی به سمت تمدن نوین اسلامی حرکت می‌کنیم. به نظر می‌رسد آن مقداری که از مرحله اول یعنی انقلاب اسلامی لازم بوده است انجام شود که ما بتوانیم وارد مرحله دوم شویم انجام شده است (اگرچه می‌شود این انقلاب را هم‌چنان هم در کمال خودش امید به تکاملش داشت) اما حالا که وارد مرحله نظام اسلامی شدیم نکاتی در رابطه با نظام اسلامی بوده که در ادامه خدمت شما عرض می‌کنم اما از مرحله نظام اسلامی هم گذشتیم و اکنون در مرحله دولت اسلامی هستیم. این‌که چرا ما در این همه مدت در مرحله دولت اسلامی توقف کردیم و دو مرحله قبلی که انقلاب و نظام اسلامی بود را به سرعت پشت سر گذاشته‌ایم، توضیح آن است که در خود انقلاب اسلامی هم اگرچه مثل جریان ظهور و قیامت دفعتاً اتفاق افتاد، ولی ریشه تدریجی در تاریخ طولانیِ پیش از خودش داشت و همچنین مراحل طراحی و استقرار نظام اسلامی نیز چنین بود. در مورد دولت اسلامی، موضوع اول‌مان موضوع اخلاق کارگزاران است و ما از این ناحیه در ابتدای شکل‌گیری دولت اسلامی ضربه‌هایی خوردیم. این ضربه‌ها تا بخواهد جبران شود و اخلاق کارگزاران و مدیران به سمت آن اخلاقی برود که بتواند ما را از مرحله دولت اسلامی به سمت جامعه اسلامی سوق بدهد، زمان‌بر است و ان‌شاءالله امیدوار هستم که ما در مراحل پایانی این مرحله باشیم.

 

* نظام اسلامی تراز چگونه تبیین می‌شود و ما در حال حاضر در کجای این امر قرار داریم؟

از جهت الگوی پنج مرحله‌ای حضرت امام و تاریخ انقلاب، ما مرحله نظام اسلامی را پشت سر گذاشته‌ایم؛ اما این‌که این به حد کمال خود رسیده است، طبیعتاً خیر، هم‌چنان که هم در مرحله انقلاب اسلامی و هم در مرحله نظام اسلامی جای پیشرفت و کمال داریم یعنی از این هم می‌تواند جلوتر برود. اگر دقت کرده باشید در بیانات حضرت آقا هم این موضوع بود که شاید ما بتوانیم در نظام اسلامی تغییراتی ایجاد کنیم اما الآن به نظر می‌رسد به همین مقدار از طراحی که در نظام اسلامی شکل گرفته است، ما می‌توانیم جریان انقلاب را به سمت تمدن نوین اسلامی پیش ببریم.

* آیا هنجارها، مشکلات و فسادهای اجتماعی جزئی از فرآیند تمدن‌سازی محسوب می‌شوند؟ و تبیین بفرمایید این هنجارها در فرآیند تمدن‌سازی، قابل حل بوده و یا این‌که عمق پیدا می‌کنند؟

این موضوع کاملاً بسته به وضعیت و نحوه عملکرد ماست. در عالم به‌طور کلی مشکلات، ابتلاءها و فسادهایی که ایجاد می‌شود از ناحیه طراحی خداوند در نظام احسن نیست که ما این‌طور نتیجه بگیریم اگر بخواهیم به سمت تمدن نوین اسلامی حرکت کنیم حتماً این مشکلات و فسادها باید ایجاد شود. ما به میزان دور بودن‌مان از تمدن نوین اسلامی و میزان انحراف‌مان از این خط اصلی دچار مشکلات می‌شویم. درست مثل یک بدن که بیماری‌اش در حال مداوا شدن است برای آن که به خط اصلی برگردد، باید نقاط ضعفش مشخص شود تا مورد معالجه قرار گیرد. فرض کنید محافظ‌هایی که کنار جاده می‌گذارند که ماشین اگر منحرف شد به این محافظ‌ها برخورد کند و پرت نشود و دوباره به جاده برگردد؛ با این شکل اگر ما حرکت دقیق و درستی به سمت تمدن‌سازی انجام می‌دهیم دلیلی ندارد که این ناهنجاری‌ها، مشکلات و فسادها بخواهد عمق پیدا کند و شکل جدیدی بر آن ایجاد شود. مگر آن‌که بگوییم ما داریم به سمت یک کمال خیلی بالاتر می‌رویم و به نسبت آن کمال ما دچار ضعف‌هایی هستیم که آن ضعف‌ها خودش را نشان خواهد داد.

 

* پروژه تمدن اسلامی را حاکمیتی می‌دانید یا مردمی؟ و در این پروژه نقش مردم چگونه توصیف می‌شود؟

اساساً رفتن به سمت تمدن نوین اسلامی موضوعی است که هم مشارکت مردم و هم مشارکت حاکمیت و دولت را می‌طلبد. ما اصلاً بدون شکل‌گیری دولت امکان تمدن‌سازی در تاریخ نداشتیم و انبیاء هم که به دنبال تثبیت این تمدن عظیم و بزرگ اسلامی بودند، هر زمان امکانش فراهم شده تشکیل حاکمیت و دولت داده‌اند. ما به این اعتبار نمی‌توانیم بگوییم چون مردم خیلی مهم هستند دولت خیلی مورد نیاز در تمدن اسلامی نیست اما واقعیت این است که وقتی تمدن اسلامی قرار است شکل بگیرد پایه اصلی به روی دوش مردم است. اگر حاکمیت فقط بخواهد جلو بیاید بدون آن‌که مردم بخواهند شانه زیر بار بخش اصلی تمدن اسلامی ببرند عملاً این امکان وجود ندارد. تمدن اسلامی با مردم شکل می‌گیرد.

ما به میزان دور بودن‌مان از تمدن نوین اسلامی و میزان انحراف‌مان از این خط اصلی دچار مشکلات می‌شویم. درست مثل یک بدن که بیماری‌اش در حال مداوا شدن است برای آن که به خط اصلی برگردد، باید نقاط ضعفش مشخص شود تا مورد معالجه قرار گیرد. 

* جایگاه رفاه اجتماعی و عدالت در پروژه و فرایند تمدن اسلامی چگونه توصیف می‌شود؟

آینده‌ای که ما به جدّ به دنبال آن هستیم، آینده‌ای است که مهم‌ترین شاخصه که از آن برای ما گفته شده است، موضوع عدالت است. عدالت گمشده همه ما انسان‌ها در دوره معاصر است. براساس این قاعده که نعمات الهی شامل همه انسان‌ها شده، ما با عدالت به رفاه اجتماعی می‌رسیم. بی‌عدالتیِ ما است که توزیع عدالت را نامتوازن می‌کند. طبیعتاً رفاه اجتماعی هم به طبع عدالت اجتماعی که اصل است ایجاد خواهد شد کما اینکه در دوره‌هایی که انبیاء و اولیای الهی فرصت حکومت داشتند خودِ همین رفاه اجتماعی موضوع خیلی جدی بوده که در کنار عدالت مطرح شده است، ان‌شاءالله در آینده تمدن اسلامی هم همین‌گونه خواهد بود.

 

بیشتر بخوانید:

لینک کوتاه مطلب : http://fekrat.net/?p=7844