فرهنگ مشارکت

بدون وجود مشارکت مردم نمی‌توان انتظار داشت اجتماع به خوبی بتواند نیازهایش را تأمین کند. اصولا هر کشوری- تأکید می‌کنم هر کشوری- که در پیشرفت و توسعه موفق بوده قطعا مدلی برای جلب و حفظ مشارکت مردم پیدا کرده‌اند.

مشارکت فرایندی است که به واسطه آن مردم خود را جامعه پذیرکرده و پذیرای تحول در خود و جامعه می‌شوند. فراگرد فرهنگ مشارکت به عنوان توانمند سازی بر سه محور بنیادی مشارکت در قدرت اجتماعی، ورود به کنترل و نظارت بر قدرت و فراهم نمودن فرصت‌های پیشرفت به روی مردم تاکید دارد. یک از موارد بروز و ظهور این امر مساله انتخابات ماه جاری است که با توجه به اهمیت آن می طلبد مفهوم «فرهنگ مشارکت» بهتر و بیشتر در جامعه تبیین گردد. از این رو به سراغ دکتر محسن ردادی رفته و گفتگویی با ایشان در این خصوص داشتیم که شرح آن در ادامه می آید.

آقای دکتر! بحث ما درباره  فرهنگ مشارکت اجتماعی است؛ برای اینکه نزاع بحث مشخص شود و درک صحیح از این موضوع داشته باشیم، اگر لازم می‌دانید ابتدا یک مقدماتی و پیشینه‌ای تاریخی از مشارکت اجتماعی در تاریخ ایران معاصر ارائه دهید.

سلام عرض می‌کنم خدمت شما و خوشحالم که در خدمتتان هستم. مردم ایران – برخلاف آنچه رایج است- بسیار اهل مشارکت هستند و زندگی اجتماعی برای آنها اهمیت بسیار دارد. زمانی که مردم ایران با مشارکت اجتماعی حکومت قاجار را در قضیه تحریم تنباکو و جنبش مشروطیت مجبور به تمکین کردند، در هیچکدام از کشورهای همسایه هیچ خبری از مشارکت جمعی مردم نبود. اما مهم‌ترین مشارکت‌های مردم در سال ۱۳۵۷ و دهه‌ی بعد از آن رخ داد. انقلاب اسلامی فقط متکی به مشارکت مردم بود و خبری از حزب انقلابیون حرفه‌ای (مانند انقلاب روسیه) و یا قیام دسته‌ی برگزیده‌ی مسلح (مانند انقلاب چین) نبود. مشارکت عمومی مردم در امر انقلاب باعث پیروزی انقلاب اسلامی شد. پس از انقلاب اسلامی نیز در عرصه‌های مختلف این مشارکت اجتماعی ادامه یافت. جهاد سازندگی که خدمات مهمی در زمینه‌ی محرومیت‌زدایی انجام داد با مشارکت مردم شکل گرفت و ادامه پیدا کرد.

مشارکت مردم به قدری در دهه‌ی اول جمهوری اسلامی قوی بود که امور امنیتی و دفاعی هم به مردم سپرده شده بود. کمیته‌های انقلاب اسلامی که جایگزین شهربانی شاهنشاهی شده بود امنیت محله‌ها را تأمین می‌کرد و سابقه‌ی بسیار خوبی از خود به جای گذاشت. دفاع از کشور هم در جنگ تحمیلی به مردم واگذار شده بود و مردم در قالب بسیج، سپاه واحدهای  جنگ نامنظم شهید چمران در دفاع مقدس مشارکت داشتند. بنابراین تاریخ معاصر ما و به خصوص تاریخ جمهوری اسلامی پر است از مشارکت مردمی.مشارکت سیاسی مردم در انتخابات هم که یکی از افتخارات جمهوری اسلامی است.

یکی از کارکردهای مهم مشارکت ایجاد رضایت در بین مردم است. مشارکت مردم باعث می‌شود که مردم نسبت به حکومت نارضایتی کمتری داشته باشند. اجازه بدهید در این زمینه مثالی بزنم که دکتر فرشاد مؤمنی بیان کرده است:: در سال ۱۳۵۶، کشور کمتر از ۳۰ میلیون جمعیت داشت و رژیم پهلوی نیز درآمد ارزی بالغ بر ۲۴ میلیارد دلار داشت. در این سال تورم به ۲۵ درصد رسید و حکومت دچار زحمت و مشقت زیادی شد و ناآرامی‌ها وضع اداره‌ی کشور را به شدت آشفته کرد. اما در سال ۱۳۶۵ که جمعیت ایران به ۵۰ میلیون (به اضافه‌ی حدود دو میلیون مهاجر و وپناه‌جوی خارجی) رسیده بود، درآمد ارزی ایران به یک سوم یعنی ۸ میلیارد دلار کاهش یافت. فشار جنگ هم بر گرده‌ی مردم سنگینی می‌کرد. تورم هم همان ۲۵ درصد بود و البته قدرت خرید دلارها ۷۰ درصد نسبت به ده سال پیش کاهش یافته بود. اما در این سال هیچ اثری از ناآرامی و نارضایتی و عصیان دیده نمی‌شد.

چرا؟ چون مردم خود را صاحب کشور می‌دانستند و در امور کشور مشارکت داشتند. همین بود که نارضایتی بین مردم به وجود نیامد.

 

آقای دکتر! توضیح و تعریفی از مشارکت اجتماعی ارائه دهید تا متوجه شویم مقصود از  مشارکت  اجتماعی چیست و چه تعریفی دارد، تا در ادامه به این بحث بپردازیم، که چه عواملی فرهنگی باعث مشارکت اجتماعی خواهدشد؟

مشارکت (Participation) به‌معنی به‌کار گرفتن منابع شخصی به‌منظور سهیم شدن در یک اقدام جمعی است. یعنی اشخاص حاضر باشند که  از توان، پول و وقت  شخصی خود برای کاری که نفع آن به جامعه می‌رسد استفاده کنند. این کار حتما باید آگاهانه و داوطلبانه باشد. نمونه‌هایی از مشارکت اجتماعی عبارت است از پرداخت کمک مالی به خیریه‌ها، رأی دادن، حضور در راهپیمایی‌ها و…  . حکومت‌ها – به خصوص نظام‌های مردم‌سالار- کاملا متکی به مشارکت مردم هستند. بدون وجود مشارکت مردم نمی‌توان انتظار داشت اجتماع به خوبی بتواند نیازهایش را تأمین کند. اصولا هر کشوری- تأکید می‌کنم هر کشوری- که در پیشرفت و توسعه موفق بوده قطعا مدلی برای جلب و حفظ مشارکت مردم پیدا کرده‌اند. بار پیشرفت جامعه در ابعاد سیاسی و اقتصادی بسیار سنگین‌تر از این است که دولت‌ها -هرچقدر هم قوی و توانمند باشند- بتوانند بدون مشارکت مردم آن را بردارند. باید مردم همراهی و هم‌یاری کنند تا دولت بتواند سیاست درست را انتخاب کند و بعد آن را اجرا نماید.در همه‌ی این مراحل مشارکت مردم ضروری است.

عوامل مختلفی در مشارکت اجتماعی مؤثر است. از جمله فرهنگ کشورها. مثلا ژاپن ریشه‌های فرهنگی بسیار مشارکت‌جویی دارد و همین باعث شده که مردم این کشور در اقتصاد و سیاست مشارکت زیادی داشته باشند و در نتیجه این کشور پیشرفت کند. جالب است که گاهی در یک کشور با دو فرهنگ متفاوت شاهد سطح متفاوتی از مشارکت هستیم. مثلا در تحقیقی که رابرت پاتنام انجام داد متوجه شد که دو فرهنگ متفاوت در شمال و جنوب ایتالیا  وجود دارد و همین فرهنگ متفاوت باعث شده که در شمال ایتالیا مشارکت مردم بیش از جنوب کشور باشد و در نتیجه علیرغم وجود دولت واحد، بخش شمالی ایتالیا توسعه‌یافته‌تر باشد.

عامل دیگر ظرفیت نظام سیاسی است. نظام‌های سیاسی مردم‌سالار ظرفیت بیشتری برای جذب مشارکت مردم دارند و نظام‌های غیرمردم‌سالار ظرفیت کمتری برای مشارکت مردم ایجاد می‌کنند.

تجربه‌های تاریخی موفق هم در انگیزش مردم برای مشارکت اجتماعی مؤثر است. اگر در طول تاریخ مشارکت‌های مردم به نتیجه و سرانجام رسیده باشد، مردم انگیزه‌ی بیشتری برای مشارکت پیدا می‌کنند. در حالی که تجربه‌های ناکام و شکست‌خورده‌ی مشارکت، منجر به کاهش انگیزه‌ی مردم برای مشارکت می‌شود.

 

اهمیت مشارکت اجتماعی از منظر متون دینی را بیان فرمایید؟ و آیا مشارکت اجتماعی یک تکلیف شرعی محسوب خواهد شد؟

این سوال بسیار خوب است. اما باید از یک متخصص دینی بپرسید! اجمالا و با اطلاعات محدودی که من دارم مشارکت یک تکلیف شرعی به شمار می‌رود. اما چون از جنس داوطلبانه و آگاهانه است، برای مشارکت هرگز زور و اجبار به کار برده نشده است. مثلا پیامبر اکرم صل‌الله علیه و آله وسلم برای غزوه و جهاد مردم را دعوت به حضور می‌کرد. اگر کسی نمی‌آمد به زور او را مجبور نمی‌کردند، اما فشار اجتماعی فراوانی بر فرد وارد می‌آمد. تا جایی که به فرمایش قرآن کریم در آیه شریفه ۱۱۸ سوره مبارکه توبه، عرصه بر فرد  تنگ می‌شد: «آن سه نفر که (از شرکت در جنگ تبوک) تخلّف جستند، (و مسلمانان با آنان قطع رابطه نمودند،) تا آن حدّ که زمین با همه وسعتش بر آنها تنگ شد؛ (حتّی) در وجود خویش، جایی برای خود نمی‌یافتند؛ (در آن هنگام) دانستند پناهگاهی از خدا جز بسوی او نیست؛ سپس خدا رحمتش را شامل حال آنها نمود، (و به آنان توفیق داد) تا توبه کنند؛ خداوند بسیار توبه‌پذیر و مهربان است!» مثال دیگر مشارکت اقتصادی و پرداخت زکات است که یک عمل اجتماعی بود. این مشارکت هم تکلیفی بود که داوطلبانه صورت می‌گرفت. مثلا حضرت علی علیه‌السلام به کارگزاران خود دستور می‌دهند که وقتی برای دریافت مالیات مراجعه کردند چنین رفتار کنند و اینچنین خود را معرفی کنند : ««اى بندگان خدا، مرا  ولى خدا و جانشین او به سوى شما فرستاده، تا حق خدا را که در اموال شماست تحویل گیرم، آیا در اموال شما حقى است که به نماینده او بپردازید؟» اگر کسى گفت: نه، دیگر به او مراجعه نکن، و اگر کسى پاسخ داد: آرى، همراهش برو، بدون آن که او را بترسانى، یا تهدید کنى، یا به کار مشکلى وادار سازى، هر چه از طلا و نقره به تو رساند بردار و اگر داراى گوسفند یا شتر بود، بدون اجازه‌‏اش داخل مشو، که اکثر اموال از آن اوست» بنابراین مشارکت در اسلام جایگاه ویژه‌ای دارد، و البته مهم است که این مشارکت داوطلبانه بماند.

 

شاخصه‌ها و معیارهای اصلی مشارکت اجتماعی چیست و این شاخصه‌ها با معیارهای سایر جوامع دیگر چه تفاوتی دارد؟

ببینید مشارکت خیلی وابسته به فرهنگ و تاریخ هر ملت و کشور است. فرهنگ ما دینی است و بنابراین برای جلب مشارکت مردم باید از مؤلفه‌ها و سنت‌های دینی استفاده کرد. مثلا در اسلام سنتی به نام «نصیحه لائمه المسلمین» داریم که مؤمنان با هدف اصلاح حاکمان آنها را نصیحت می‌کنند. مشارکت سیاسی می‌تواند و باید در این قالب بازسازی و سامان‌دهی شود که بتواند به خوبی اجرا شود. اگر بخواهیم فارغ از این سنت‌های اسلامی ایرانی فرهنگ مردم را جلب کنیم، قاعدتا ناموفق خواهیم ماند. مثلا خیلی تلاش شد که در این کشور حزب پا بگیرد و از طریق حزب مشارکت مردم صورت بندد. اما همه‌ی این تلاش‌ها -چه در زمان پهلوی و چه در زمان جمهوری اسلامی- شکست خوردند. چون حزب با فرهنگ اسلامی ایرانی مردم سازگار نیست و ابزار مناسبی برای مشارکت مردم به شمار نمی‌رود.

همچنین تاریخ کشور هم خیلی اهمیت دارد. منظورم از تاریخ، تجربه‌های موفق تاریخی است که باید مورد ملاحظه قرار گیرد و بر اساس آن  ابزارهای مناسب اجتماعی طراحی شود. انقلاب اسلامی خالص‌ترین و مؤثرترین تجربه‌ها را در اختیار ما قرار داد. برای جلب مشارکت مردم لازم است تجربه‌ی دهه‌ی اول جمهوری اسلامی اخذ شود. جهاد سازندگی، نهضت سوادآموزی، تعاونی‌های مصرف محله‌ها و… نهادهایی بودند که توانستند مشارکت مردم را جلب کنند و در رسیدن به رسالت تعریف شده موفق باشند. دولت‌های جمهوری اسلامی – با گرایش‌های مختلف- این تجربه‌ی موفق را کنار گذاشتند و بر تأسیس و تقویت سمن‌ها (سازمان‌های مردم‌نهاد) که یک ابزار وارداتی و غیربومی است تأکید کردند. با همه این تلاش‌ها، سمن‌ها نه تنها نتوانسته‌اند مشارکت گسترده‌ی مردم را جلب کنند، بلکه گاهی خود به معضل و تهدید تبدیل شده‌اند. پس تأکید می‌کنم که برای جلب مشارکت مردم باید در ایران به فرهنگ اسلامی ایرانی و نیز تجربه‌ی انقلابی توجه ویژه‌ای صورت گیرد.

لینک کوتاه مطلب : http://fekrat.net/?p=4126