تبیین‌های نظری جنگ شناختی (بخش پنجم و پایانی)؛

فن اقناع در جنگ شناختی؛ محصول اتاق های فکر

رتوریک یا فن اقناع، منطق بنیادین جنگ شناختی است که متناسب با مقتضیات مختلف دوران معاصر قواعد و ابزارهای آن توسعه یافته است.

«فکرت، رسانه اندیشه و آگاهی»؛ همواره بشر در هر زمان و هر سرزمینی درگیر انواع جنگ و نزاع همچون جنگ نرم، جنگ سخت و جنگ‌های قومی و قبیله‌ای، جنگ سرد و بسیاری دیگر از اقسام جنگ‌ها بوده و هست. امروز اما دشمن‌ها و نیروهای ضدّ یکدیگر در تلاشند با استفاده دشمنی در قالب جنگ شناختی یا Cognitive warfare با یکدیگر مبارزه کنند و بدون ردپایی از خود رقیب را از صحنه به در کنند. تعاریف ارائه‌شده از جنگ شناختی، متکی بر نظریه‌ها و چارچوب‌های نظری مختلفی است که در علوم نظامی ارائه‌شده است. در بخش پایانی از سلسله‌یادداشت‌های تبیین‌های نظری جنگ شناختی، به تبیین نظریه‌های دوازدهم، سیزدهم و چهاردهم خواهیم پرداخت.

 

بخش چهارم این سلسله‌یادداشت را بخوانید:

جنگ شناختی؛ جنگ دانش ها و ایده ها

 

۱۲- نظریه جنگ عقیده

«نظریه جنگ عقیده»، استدلالی انتزاعی‌تر از نظریه جنگ آکادمیک را پشتیبانی می‌کند. براساس این نظریه، شناخت‌ها و بینش‌ها با قطع‌نظر از آکادمیک یا دینی و عرفی بودن، زمانی ساختارهای اجتماعی را نظام می‌بخشد که به «عقیده» و الگوی باثبات بینشی جامعه و فرد تبدیل شده باشد. جنگ شناختی نیز جنگ در عرصه عقیده است.

«امپراطوری‌هایی از همه استوارتر و تنزّل ناپذیرترند که پایه‌های قدرت خویش را بر بافت نرم مغز بنا می‌نهند». براساس کاربستی از نظریه قدرت و دانش میشل فوکو، جنگ شناختی همان جنگ عقیده است؛ حاکم ظالمی که از حکمت بهره‌ای ندارد دشمنان خود را با سلاح گرم و سخت شکست می‌دهد و به زنجیر انقیاد می‌کشد؛ اما سیاست‌مدار عاقل، آنان را با سلاح باصلابت‌تری مغلوب می‌کند که همانا زنجیر مستحکم عقاید خودشان است.[۱]

استحکام زنجیر عقاید از آن‌روست که عموم مردم از ماهیت آن و شیوه عملکردش بی‌خبرند و آن را محصول خود و بخشی از وجود خود می‌دانند و بدان عشق می‌ورزند. مرور زمان و باز توانمندسازی، آثار مخرب بمب‌های آتشین و منهدم شدن زیرساخت‌های جوامع را مرتفع می‌کند و دشمن را برای رویارویی جدیدتر و سهمگین‌تر آماده می‌سازد، اما مرور زمان زنجیر آرا و عقاید را مستحکم‌تر می‌کند و دشمن را زمین‌گیرتر و منقادتر می‌سازد؛ بنابراین آن جنگ‌هایی کاراترند که پایه‌هایش بر بافت نرم مغز بنا شده باشد.[۲]

 

۱۳- ایده رتوریک: توسعه گستره و ابزار رتوریک

ارسطو رتوریک را به توانایی استفاده از ابزارهای زبانی برای متقاعد کردن دولتمردان و عوام تعریف می‌کند. ایجاد چارچوب ذهنی خاص و هدایت مخاطب در این چارچوب برای رسیدن به اهداف مدنظر گوینده، هسته اصلی رتوریک است. رتوریک یا فن اقناع که به‌وسیله ارسطو و منطقیان قبل از میلاد مسیح در قالب دانشی مستقل، تبویب و تدوین شد، مسیر اصلی دستیابی به برتری شناختی است.

رتوریک یا فن اقناع، منطق بنیادین جنگ شناختی است که متناسب با مقتضیات مختلف دوران معاصر قواعد و ابزارهای آن توسعه یافته است. در کنار دیگر مزیت‌های مکانی (سطح و زیر سطح و فرا سطح) و برتری زمانی و ابزاری (سخت‌افزاری و نرم‌افزاری) برای جنگ، نقش برتری شناختی در دوران معاصر پررنگ می‌گردد. برتری شناختی در حقیقت توانایی تأثیرگذاری بر شناخت انسان‌هاست.

در دانش رتوریک، انواع اقناع و مغالطه تعریف و مراحل و شیوه‌های عملیاتی کردن آن تبیین می‌شود. ابزار و قواعد رتوریک در شکل سنتی آن عموماً ناظر بر مقولات گفتاری و نوشتاری و شنیداری بوده و مرتبط با دانش منطق است. برخی رویکردهای دانش منطق که قابلیت بهره‌برداری در جنگ شناختی دارند عبارت‌اند از: منطق احتمالات؛ منطق امری، منطق توصیف، منطق جبری؛ منطق ریاضی؛ منطق سه ارزشی؛ منطق سه حالته؛ منطق شهودی؛ منطق فازی؛ منطق فلسفی؛ منطق کاربردی؛ منطق کلاسیک؛ منطق کوانتومی؛ منطق مادی؛ منطق مرتبه اول؛ منطق معنایی؛ منطق موجهات.

عوامل غیرکلامی مؤثر بر تفکر نیز بخش دیگری از جنگ شناختی با تمرکز بر رتوریک را پوشش می‌دهد. ابزارهای سنتی رتوریک با یافته‌های جدید در دانش‌هایی مثل روانشناسی، جامعه‌شناسی، داروشناسی، عصب‌شناسی، هورمون‌شناسی و حتی داروها و عناصر شیمیایی مؤثر بر فرایند اقناع و توهم و مغالطه، توسعه‌یافته است. دانش‌هایی مثل دانش داده و اطلاعات، دانش رسانه، رمزنگاری (کریپتولوژی) و رمزنگاری ویروسی (کریپتوویرولوژی)، فرمت‌های جدید بصری و رایانه‌بنیاد را بر مقولات گفتاری و شنیداری افزوده است. با توسعۀ مجاری شناختی به فرمت‌های ایجاد شناخت در فضای حقیقی و مجازی مفهوم رتوریک نیز توسعه می‌یابد؛ بنابراین جنگ شناختی را می‌توان جنگ برای اقناع و مغالطه با توسعه مفهومی و ابزاری رتوریک دانست.[۳]

 

۱۴- نظریه جنگ اتاق‌ها[۴]

منظور از اتاق، مفهوم توسعه‌یافته چیزی است که در فارسی به «اتاق فکر» تعبیر می‌شود. جنگ اندیشکده‌ها نیز تعبیر دیگری از این ایده است. جنگ شناختی به معنای جنگی که در فضایی اندیشکده‌ای برنامه‌ریزی و راهبری می‌گردد. قالب اصلی فضای اندیشکده‌ای براساس بارش فکری کنشگران آن سامان می‌یابد. خوانش جدیدی از جنگ اتاق‌ها نیز وجود دارد که سعی در شبیه‌سازی اتاق‌های فکر جبهه رقیب دارد تا از این رهگذر به مدل تصمیم‌سازی و راهبردها و تاکتیک‌های عملیاتی آن‌ها پی ببرد یا آن را شبیه‌سازی کند.[۵]

با توجه به اینکه تصمیم‌سازی‌های نظامی در دهه‌های اخیر در اتاق‌های فکر شکل می‌گیرد، کشف سازوکارهای حاکم بر اتاق‌های فکر که مبتنی بر نوعی بارش نامنظم فکری در عین نظام‌مندی است امری پیچیده و درخور توجه است. این بارش نامنظم از گزینش ترکیب شرکت‌کنندگان در اتاق فکر با ویژگی‌های شخصی و شخصیتی متفاوت شروع‌شده و تا ایده‌ها و جمع‌بندی و تصمیم‌سازی راهبردی و تاکتیکی ادامه می‌یابد.

بنابراین جنگ شناختی جنگی است که در انواع مختلف اتاق فکر سامان‌دهی می‌شود که انواع آن گاهی تا بیست سنخ متفاوت شمارش می‌شود. سازوکارهای حاکم بر اتاق‌های فکر همواره از سنخ تفکر نیست بلکه مجموعه‌ای از اتاق‌های ناظر بر اندیشه‌ورزی آکادمیک، عامیانه، تجربی، احساسی، هیجانی و امثال آن است. نقطه مشترک ماهیت همه این اتاق‌ها آن است که در حوزه معنایی شناخت قرار می‌گیرند. نظریه جنگ اتاق‌ها در حقیقت با سازوکار فهم این اتاق‌ها درصدد فهم و توصیف و تبیین و پیش‌بینی جنگ و راهبردها و تاکتیک‌ها و عملیات‌هاست.[۶]

* دکتر محمد الیادرانی، نویسنده و پژوهشگر 

 

پی‌نوشت:

[۱] Foucault, Michel. Discipline and Punish: The Birth of the Prison.۱۹۷۷. p 102-103.

به نقل از: ‫گری، کریس هیبلز. جنگ پست مدرن، سیاست نوین درگیری. ۱۳۸۱. ص ۵۵۵

[۲] همان، ص ۵۵۵-۵۵۷.

[۳] Dean S. Hartley. Cognitive Superiority. n.d.p:16,17.113,221,251.

[۴] Tank Warfare.

[۵] Anthony, Judge.Tank Warfare Challenges for Global Governance: Extending the ‘think tank’ metaphor to include other cognitive modalities. ۲۰۱۹.

[۶] Ibid

لینک کوتاه مطلب : http://fekrat.net/?p=8052