به قلم محمدجواد رودگر منتشر می‌شود؛

معرفی کتاب «عرفان عاشورایی»

با نگاه به عرفان عاشورایی می‌‌یابیم که سیر و سلوک در «عرفان سرخ» ظهور یافته و اسفار اربعه‌‌ای که جناب ملاصدرا به میان می‌‌آورد، به تدریج برای اهل معرفت رازگشایی می‌‌شوند.

«فکرت، رسانه اندیشه و آگاهی»؛ عرفان عاشورایی سرمایه‌‌ی اصلی معرفتی، معنویتی و شریعتی قرآن کریم و اهل بیت(ع) است. به این معنا که عرفانی ثقلین، ناب و خالص است که راه و راز سلوک را تا شهود کاملاً تبیین کرده و مفهوم و مصداق آن را فراروی انسانیت قرار داده است. در این عرفان؛ شریعت، طریقت و حقیقت سطح و ساحت یک وجود ذو مراتب‌‌اند و شریعت؛ آداب، اسرار، ظاهر و باطن دارد، آن گونه که صاحب‌‌نظران گفتنه‌‌اند برای تکامل وجودی انسان ، اسفار چهارگانه وجود دارد که عبارتند از :

  1. سفر ﻣﻦ اﻟﺨﻠﻖ الی اﻟﺤّﻖ: ﺳﺎلک از ﺧﻠﻖ ﺑﻪ ﺳﻮی ﺣـﻖ ﺳـﻔﺮ میﻛﻨﺪ و ﺣﻖ را می ﺷﻨﺎﺳﺪ و ﺑﺎور دارد.
  2. سفر ﻣﻦ اﻟﺤﻖ ﺑﺎﻟﺤﻖ: سیر و ﺳﻔﺮ ﺳﺎلک در اسمای حسنی و اوﺻﺎف اولیای ﺣﻖ اﺳﺖ.
  3. سفر ﻣﻦ اﻟﺤﻖ الی اﻟﺨﻠﻖ ﺑﺎﻟﺤّﻖ : ﺳﺎلک از ﺧﺪا ﺑﻪ ﺳـﻮی ﺧﻠﻖ ﺣﺮﻛﺖ میﻛﻨﺪ و ﺧﻠﻖ را ﺑﺎ دﻳﺪه الهی میﺷﻨﺎﺳﺪ.
  4. سفر فی اﻟﺨﻠﻖ ﺑﺎﻟﺤّﻖ : ﺳﺎلک در ﻛﺜﺮت ﺑﺎ دید وﺣﺪت ﺳﻔﺮ میﻛﻨﺪ.

از این دیدگاه ، مشخص می‌‌شود که سالک «ﺣﻖ ﻣﺤور» و ﺳـﻠﻮک او «الی الله» و ﭘﺎﻳﺎن ﭘﺬﻳر است و ﺳﭙس «فی الله» اﺳﺖ که پایان ناپذیر خواهد بود؛ همان گونه که علامه جوادی آملی نیز تعبیری از سخن حضرت علی (ع) را نقل کرده است:

«آهِ ! مِن قِلَّهِ الزّادِ، و طُولِ الطَّریقِ، و بُعدِ السَّفَرِ، و عَظیمِ المَورِدِ» که منظور وی، سیر در خدا است و سالک در آن جا غرق در جمال و جلال الهی می‌‌باشد و سفرش پایان‌‌پذیر نخواهد بود. در واقع عرفان عاشورایی، تفسیر عینی و حقیقی چنین سیر و سلوکی است که امام عرفان و سید و سالار سلوک آن، امام سوم شیعیان، حضرت حسین(ع) می‌‌باشد.

واقعه‌‌ی عظیم کربلا و جریان جاری عاشورا از جهت فلسفی هم دارای چهار علت فاعلی، غایی، صوری و قابلی بود؛ با این منظور که «علت قابلی» آن، سال‌‌ها قبل از وقوع عاشورا از جریان سقیفه و بلکه پیش‌تر بوده است و «علت غایی» آن نیز، بقاء اسلام، قرآن و عترت بوده و از «علت فاعلی» هم می‌‌توان به حسین بن علی (ع) نام برد و «علت صوری» آن، جریانی ممتد است که در زمان و مکانی از مدینه تا کربلا شکل گرفت و به نوعی فرا زمانی و فرازمینی گردید.

امام حسین(ع) قیام جاودانه عاشورا از کثرت به وحدت و از وحدت در وحدت و سپس سفرهای سوم و چهارم یاد شده را طی کرده‌‌اند و هر آنچه در کربلا و عاشورا رخ داد و دیده شد؛ چیزی جز لذت و زیبایی نبود. همان گونه که حضرت زینب(س) نیز در مرتبه‌ی خود با فرمودن این کلام در عرفان عملی عاشورایی آن را به نمایش گذاشتند: «ما رَاَیْتُ اِلاّ جَمیلا»

به‌‌راستی چه کسی می‌‌داند معنای «إنَّ اللّهَ قَدْ شاءَ اَنْ یَراکَ قَتیلا » چیست؟ چه رازی میان عاشق و معشوق وجود دارد؟ ما چه می‌‌دانیم و چگونه این راز برایمان گشوده خواهد شد؟ چگونه امام حسین(ع) این عشق‌بازی را به پایان رساند؟ و چگونه تجلیات جلالی حضرت بر جمالیش و تجلیات جمالی بر جلالیش غلبه کرده و یکی در ظاهر و دیگری در باطن ظهور یافت؟

برای بدست آوردن پاسخ به این نوع از پرسش‌‌ها، مطالعه کتاب «عرفان عاشورایی» لازم و ضروری می‌‌باشد. با نگاه به عرفان عاشورایی می‌‌یابیم که سیر و سلوک در «عرفان سرخ» ظهور یافته و اسفار اربعه‌‌ای که جناب ملاصدرا به میان می‌‌آورد، به تدریج برای اهل معرفت رازگشایی می‌‌شوند.

لذا، عرفان‌‌شناسی را باید در عاشوراشناسی جستجو کرد؛ چرا که عرفان عاشورایی، هویت واقعی و شناسنامه وجودی ما در سیر و سلوک الهی است و گفتمان مسلط بر عرفان حقیقی، خدا باوری و عبودیت تمام و کمال تعریف شده و این چنین تحقق می یابد. حال اگر خود را در مطالبات دوسویه و انتظار متقابل «خود و عرفان» قرار دهیم و نگاهی به عاشورا داشته باشیم، خواهیم یافت که در پی هرچیزی که باشیم، باید از بینش‌‌ها، نگرش‌‌ها، گرایش‌‌ها، منش‌‌ها و روش‌‌های امام حسین(ع) و یارانش در واقعه عاشورا درس بگیریم؛ چرا که عاشورا داستان همه تاریخ پیامبران و ائمه اطهار از آغاز تا انجام است.

کتاب «عرفان عاشورایی» متشکل از ۷۲ بند در سیر و سلوک الی الله می‌‌باشد که نویسنده به خوبی به شرح و بیان آن‌‌ها پرداخته است. این اثر در سال ۱۳۸۸ به قلم حجت‌‌الاسلام دکتر محمدجواد رودگر، توسط انتشارات امیرکبیر در ۲۶۸ صفحه منتشر و روانه بازار گردیده است.

*زهرا نوروزی بهجت؛ پژوهشگر و نویسنده

لینک کوتاه مطلب : http://fekrat.net/?p=10180