کتابی برای «معماری شناختی با رویکرد اجتماعی»

علوم شناختی یکی از دانش‌های نو ظهور است که در کنار نانوتکنولوژی، بیوتکنولوژی و فناوری اطلاعات؛ مجموعه دانش‌های همگرا را که (NBIC) نام گرفته‌اند تشکیل می‌دهند. این رشته از زیرمجموعه‌های علم اعصاب، روان شناسی، زبان شناسی، هوش مصنوعی و فلسفه ذهن تشکیل گردیده و کاربرد وسیعی در رشته‌های فرعی مانند پزشکی، آموزش و پرورش، سیاست، علوم اطلاعات، ارتباطات و حتی علوم دفاعی و جنگ پیدا کرده است.

کتاب «معماری های شناختی با رویکرد اجتماعی» بخشی از کتابی با عنوان انگلیسی «cognition and multi-agent interaction: from “cognitive modeling to social simulation,2006”» است که توسط رُن سان[۱] نوشته و توسط آقای حامد ذاکری ترجمه شده است. چاپ اول این کتاب هم در سال جاری توسط انتشارات پشتیبان و در قالب وزیری انجام شده است.

 

موضوع کتاب

یکی از نقاط حائز اهمیت این کتاب مورد توجه قرار دادن موضوع علوم شناختی است. علوم شناختی یکی از دانش‌های نو ظهور است که در کنار نانوتکنولوژی، بیوتکنولوژی و فناوری اطلاعات؛ مجموعه دانش‌های همگرا را که (NBIC) نام گرفته‌اند تشکیل می‌دهند.

این رشته از زیرمجموعه‌های علم اعصاب، روان شناسی، زبان شناسی، هوش مصنوعی و فلسفه ذهن تشکیل گردیده و کاربرد وسیعی در رشته‌های فرعی مانند پزشکی، آموزش و پرورش، جامعه شناسی، سیاست، علوم اطلاعات، ارتباطات و رسانه‌های گروهی، مهندسی پزشکی، مهندسی فرمان و کنترل و حتی علوم دفاعی و جنگ پیدا کرده است. به همین دلیل مؤسسات تحقیقاتی و دانشگاه‌های بسیاری به تحقیق در زمینه علوم شناختی اشتغال دارند و در تلاشند تا راز بزرگترین سرمایه آدمی یعنی مغز و ذهن را کشف کنند و کارکردهای آن را به عنوان عالیترین و پیچیده‌ترین ودیعه الهی بشناسند.

در همین راستا این کتاب تلاش می‌کند تا اشتراک علوم شناختی و علوم اجتماعی را مشخص کند و به همین دلیل سعی سده تا نقاط مشترک میان مدل سازی شناختی فردی و مدل سازی تقابل چند عاملی را بیابد. چرا که فصل مشترک میان این دو حوزه پیشرفت لازم را نداشته است.

مخاطب این کتاب محققان و دانشجویان حوزه شناختی و علوم اجتماعی و رفتاری هستند و با توجه به مبانی شناختی و مثال‌های مدل سازی اجتماعی به کار فته در آن می‌تواند در فضای فلسفه، روانشناسی، اقتصاد، مطالعات ذهن و هوش مصنوعی ایجا گفتمان کند و ثابت کند که میان تئوری و تجربه رابطه پایداری وجود دارد.

 

نویسنده

نویسنده کتاب آقای رُن سان استاد حوزه علوم شناختی انجمن «پلی تکنیک رنسیلایر»[۲] و پژوهشگر شناخته شده‌ای در این حوزه است. وی طرح‌های پژوهشی خود را بر مبنای ذهن بشر پایه ریزی می‌کند و به تازگی مقاله‌ای با عنوان «دوگانگی ذهن» منتشر کرده است. او همچنین سر دبیر نشریه «پژوهش سیستم‌ها شناختی» بوده و علاوه بر آن بر پژوهش شناختی یک پارچه تمرکز دارد.

 

ساختار کتاب

کتاب «معماری‌های شناختی با رویکرد اجتماعی» دارای یک مقدمه و شش فصل است و بر خلاف ظاهر آن در حقیقت این کتاب یک مجموع مقالات است که آقای رُن سان تنها نویسنده دو فصل پایانی آن بوده و کار اصلی آن جمع آوری و هماهنگ سازی مقالات مورد نظر بوده است.

نکته جالب توجه دیگر این کتاب آن است که هر فصل موضوع خاصی را دنبال می‌کند و در پایان خلاصه و منابع مورد استفاده شده را به مخاطب ارائه می‌دهد که می‌تواند برای جمع بندی مطلب و کارهای پژوهشی مفید واقع شود.

 

فصل اول: پارادایم‌های مدل سازی در (ACT-R)

این فصل به هفت قسمت تقسیم شده است. در ابتدای فصل تلاش می‌شود معماری (ACT-R) را به مخاطب خود معرفی کند و زمینه و بستر بحث را فرهم نماید. در قسمت بعدی ساختار این معماری را به شکل اجمال شرح می‌دهد. در قسمت سوم هم نظریه نموداری را شرح داده و برای آن مثال عملی می‌زند.

قسمت‌های چهار، پنج و ششم هم به ترتیب به موضوعاتی چون «راهبردهای رقابتی»، «تفاوت‌های فردی» و «فرایندهای ادراکی و حرکتی» می‌پردازد. به طور کلی در این فصل پنج مدل واره مدل سازی  که مدل پردازان (ACT-R) بارها مورد استفاده قرار داده‌اند را بیان می‌کند. در قسمت پایانی هم به این پرسش پاسخ می‌دهد که «کدام مدل واره برای چه مشکلی؟» مناسب است.

 

فصل دوم: تعامل عامل‌های شناختی در دنیای واقعی و دنیای مجازی

این فصل بر اساس معماری شناختی (ACT-R)، عامل‌هایی را توصیف می‌کند که عملیات آن‌ها در حوزه‌های ترکیبی رباتیک به شکل واقعی و مجازی انجام می‌شود. حوزه‌های تکلیف مجازی و رباتیک که در اینجا مورد بحث قرار گرفته‌اند، تا حدی چالش‌های یکسان را از منظر مدل سازی عامل به اشتراک می‌گذارند. مهمتر از همه اینکه این حوزه‌ها شامل عامل‌هایی می‌شوند که با انسان‌ها و یکدیگر در زمان واقعی در یک فضای سه بعدی تعامل دارند.

در واقع این فصل به توصیف رویکردی یکپارچه از عامل‌های (ACT-R) در حال توسعه برای این محیط‌ها که موجب برتری همکاری‌های بازنمایی شده در این محیط‌ها می‌شود، می‌پردازد.

تمرکز مطالب بیان شده به توسعه عامل‌هایی بوده است که قادر به تعامل در تیم‌های کوچک درون یک حوزه فضایی و محیط‌های زمان واقعی هستند. تعاملات اجتماعی درون این حوزه‌ها به طور ویژه و به خوبی تعریف شده‌اند.

 

فصل سوم: در نظر گرفتن سوآر به عنوان یک معماری عامل

فصل مورد نظر به معرفی سوآر به عنوان سکویی برای توسعه سیستم‌های هوشمند می‌پردازد و می‌توان آن را به عنوان نظریه هوشمندی عمومی، شناخت انسان، یک معماری عامل و یک زبان برنامه نویسی نگریست. در واقع این فصل به بازنگری نظریه زیر بنایی سوآر می‌پردازد، اما در اصل آن را به عنوان یک معماری عامل در نظر می‌گیرد.

چون نقطه دید این معماری مفید است و سوآر تعدادی از الگوریتم‌های مختلف که در هوش مصنوعی قرار دارند را با یکدیگر آمیخته می‌کند تا نشان دهد که چگونه می‌شود از آن‌ها به طور همزمان در جهت دست یابی به رفتار هوشمندی عمومی استفاده کرد.

 

فصل چهارم: تکامل یک مدل کار گروهی

در این فصل دومین محصول پروکسی‌های همکاری گروهی با نام ماچینتا که در حال توسعه و پیشرفت است، معرفی می‌شود. ماچینتا رویکردی مبتنی بر پروکسی برای ایجاد همکاری تیمی در میان واحدهای متعدد است. این رویکرد در جاوا پیاده سازی شده و بر گرفته از مدل پیشین استیم است که در سوار پیاده سازی شده بود.

علت توجه به آن این است که پروکسی‌های ماچینتا هر یک از اعضای تیم را با مدلی از اقدامات و مسئولیت‌های لازم برای کارگروهی مجهز می‌سازند. همچنین این پروکسی‌ها به طور موثر در طیف وسیعی از حوزه‌ها از دستیارهای شخصی گرفته تا نجات فاجعه مورد استفاده قرار گرفته‌اند.

 

فصل پنجم: معماری شناختی کلاریون؛ توسعه مدل سازی شناختی به شبیه سازی اجتماعی

این فصل به بررسی اجمالی معماری شناختی سال‌های اخیر برای مدل سازی فرایندهای شناختی عامل‌های شناختی فردی می‌پردازد. برای این کار «کلاریون»[۳] یک معماری شناختی واحد است که تعریف و توسعه یافته است. این معماری شناختی به طور کلی یک مدل یک پارچه و شامل تعدادی از زیر سیستم‌های کاربردی است که تا کنون در ضبط و کنترل تعداد مختلفی از فرایند‌های شناختی در دامنه‌های متعدد تکلیف بر اساس این تقسیم بندی واحدها، موفق بوده است.

 

فصل ششم: شبیه سازی یک مورد ساده از تصمیم گیری سازمان یافته

در این فصل نخست معماری شناختی کلاریون که تمایز میان یادگیری صریح و ضمنی را ثبت می‌کند، توصیف می‌شود، سپس این مدل در مشکل طراحی همراه با سازماندهی برای مشکلی که کرلی و همکارانش (۱۹۹۸) ارائه کرده بودند، به کار گرفته می‌شود. تجربه‌ها و شبیه سازی‌های پیشین این سوال را باقی گذاشته‌اند که آیا نتایج آن‌ها بیشتر عمومی است یا فقط برای تنظیماتی ویژه از تجارب/ شبیه سازی‌ها در نظر گرفته شده یا برای فرض‌هایی ویژه با در نظر گرفتن مولفه‌های شناختی است.

کاری که در این فصل انجام می‌شود کاوش طیفی گسترده‌تر از احتمالات و اطمینان حاصل کردن از پاسخ‌هایی است که برای پرسش‌های بالا طراحی شده است. در طول این فصل درباره یکپارچه سازی دو رشته تحقیقی مجزا با نام‌های مدل سازی شناختی و شبیه سازی اجتماعی صحبت می‌شود.

نکته اینجاست که چنین یکپارچه سازی‌ای می‌تواند از یک سو موجب افزایش دقت مدل‌های شبیه سازی اجتماعی (به وسیله در نظر گرفتن تاثیرات تعیین کننده شناخت فردی بالقوه) و از سوی دیگر قدرت روشنگر بزرگ‌تری از این مدل‌ها شود (به وسیله شناخت و تشخیص نقش دقیق شناخت فردی در پدیده اجتماعی جمعی) شود.

 

پی‌نوشت:

[۱] .ron sun

[۲] . Rensselaer Polytechnic

[۳] . CLARION

لینک کوتاه مطلب : http://fekrat.net/?p=4240