بازخوانی مختصر از منجی‌باوری (بخش اول)

منجی باوری در آیین های کنفوسیوس، هندو، بودا

منجی‌باوری از اعتقادات رایج میان ادیان و آیین‌های مختلف الهی و بشری است و می‌توان از آن به عنوان یک آموزه فراگیر و جهان‌شمول یاد کرد.

نگاهی به حقوق بشر از دیدگاه اسلام«فکرت، رسانه اندیشه و آگاهی»؛ منجی‌باوری از اعتقادات رایج میان ادیان و آیین‌های مختلف الهی و بشری است و می‌توان از آن به عنوان یک آموزه فراگیر و جهان‌شمول یاد کرد.[۱] در دین زرتشت، آیین کنفوسیوس، هندوئیسم، بودیسم، یهودیت، مسیحیت و اسلام، به این آموزه اشاره شده که روزی فراخواهد رسید که موجودی نجات‌بخش در دنیا ظهور می‌کند و عدالت را محقق می‌سازد. البته این منجی، در ادیان مختلف به شکل‌های متفاوتی توصیف شده است؛ مثلاً در برخی ادیان همچون آیین هندو، او را موجودی الهی می‌دانند که در قالب انسان یا حیوان یا چیزهای دیگر تجلی و تجسد می‌یابد تا انسان‌ها را نجات دهد و خوبی را به جای بدی حاکم نماید؛ اما در بسیاری از ادیان همچون اسلام و یهودیت و آیین کنفوسیوس، او را انسانی برگزیده می‌دانند که روزی ظهور خواهد کرد و با ظالمان مقابله خواهد نمود و حکومت الهی را برپا خواهد کرد. همچنین، منجی در برخی از ادیان همچون اسلام و مسیحیت، فردی مشخص است که دارای پدر و مادر و محل تولد و بسیاری از خصوصیات مشخص است اما در برخی از ادیان، همچون آیین هندو و کنفوسیوس و یهودیت، فرد مشخصی نیست و معلوم نیست چه کسی مصداق آن اوصاف کلی درباره منجی خواهد بود.

علی‌رغم همه این تفاوت‌ها، در تمامی ادیان مهم جهان، منجی‌باوری به عنوان یک آموزه بسیار مهم حضور دارد و در جهت‌دار کردن زندگی دینداران و امیدآفرینی برایشان، نقش بسزایی ایفا می‌کند.

به‌نظر می‌رسد تاکید بر این آموزه فراگیر و مشترک میان ادیان زنده جهان، می‌تواند ما را در ایجاد گفتمان جهانی در باب «انتظارِ ظهور منجی عدالتخواه» موفق سازد؛ گفتمانی که دینداران را – علی‌رغم همه تفاوت‌ها در جزئیات و مشخصات آن منجی- در یک جبهه واحد علیه ظلم و ظالمان دوران قرار می‌دهد و فرهنگ انتظار را در اذهان مردم حاکم می‌کند و در نتیجه، زمینه را برای ظهور منجی حقیقی، حضرت مهدی(عجل‌الله تعالی فرجه الشریف) آماده می‌سازد.

در ادامه، به بررسی منجی‌باوری در ادیان مختلف می‌پردازیم و آن را گامی نخست برای ایجاد گفتمان جهانی در باب «انتظارِ ظهور منجی عدالت‌خواه» قلمداد می‌کنیم.

در این نوشتار، نمی‌توان به بررسی تفصیلی ادیان مختلف و کلیدواژگان مهم درون دینی در هر یک از آنها پرداخت. این مهم در کتاب‌های تاریخ ادیان انجام گرفته است و این نوشتار، متکفل بررسی آن نیست. همچنین لازم به ذکر است که منجی باوری در ادیان یهودیت و مسیحیت و اسلام و همچنین منجی‌باوری در مذاهب اسلامی همچون اهل سنت، شیعه امامیه، اسماعیلیه و زیدیه را در جُستارهای بعدی پی خواهیم گرفت.

منجی‌باوری در آیین کنفوسیوس

در چین ادیان مختلفی حضور دارند که از جمله آنها، سه آیین کنفوسیوس، دائو و بودا است که هر یک از آنها به بُعد خاصی نظر دارند و تجمیع و تلفیق آنها به دین واحدی با نام «تسونگ جیائو» انجامیده است: آیین کنفوسیوس بُعد اخلاقی و شعائر گذر، آیین تائو نظام شناخت و برنامه های جشن‌های سالیانه و آیین بودا تقلیل رنج، نجات اخروی و مراسم مردگان را پوشش می‌دهند.[۲]

با توجه به اینکه آیین کنفوسیوس از اصیل‌ترین آیین‌های چینی است، در ادامه صرفاً به بررسی آیین کنفوسیوس می‌پردازیم و منجی‌باوری در آن را مورد تجزیه و تحلیل قرار می‌دهیم:

آیین کنفوسیوس مجموعه تعالیم کنفوسیوس (۴۷۰-۵۵۱ ق م) است که در «کهن‌نامه‌ها» و «مکالمات» نشر یافته است. در این آیین، خداباوری به شکل مرسوم در اسلام وجود ندارد و از خدای شخص‌وار که صدای بندگان را شنیده و استجابت می‌کند و پاداش می‌دهد یا بدکاران را عذاب می‌کند، خبری نیست. در آیین کنفوسیوس، سعادت از طریق دستیابی به ویژگی‌هایی همچون محبت، صلح، هماهنگی، نظم، انسانیت، خرد، شجاعت، وفاداری، علم و صبر و غیره بدست می‌آید. فردگرایی در آیین کنفوسیوس قابل قبول نیست و سعادت بدون توجه به دیگری به دست نمی‌آید. به باور کنفوسیوس انسان موجودی اجتماعی است و می‌بایست به استکمال فردی و جمعی اقدام نماید. زندگی درست از منظر این آیین، بدون اصلاح اجتماعی و هماهنگی بیشتر در جهان، محقق نمی‌شود. توجه به این نکات، به فهم درست از منجی‌باوری در این آیین کمک می‌کند. منجی کسی است که مطلوبش دستیابی به این اصلاح و هماهنگی جهانی در بُعد فردی و اجتماعی است.

آموزه هماهنگی عظیم و منجی‌باوری، در متون منسوب به کنفوسیوس به خوبی منعکس شده است. کتاب لی جی، به بُعد باستانی هماهنگی عظیم و در کتاب چون چیو، به آینده و مراحل رسیدن به آن، و در کتاب یی جینگ، مکانیزم تغییر و تحول عالم در نیل به هماهنگی بزرگ را توضیح می‌دهد. این‌ها سه کتاب از «کهن‌نامه‌ها» هستند. در کتاب «مکالمات» نیز به هماهنگی عظیم و ارتباطش با منجی اشاره شده است. لازم به ذکر است که هماهنگی عظیم در این آثار در دوره‌های طلایی چین محقق شده است و مردم همیشه منتظر منجی جدید هستند تا مجدداً آن هماهنگی عظیم و عصر طلایی جدید رقم بخورد.

در ادامه مطالب مندرج در این آثار را بیشتر توضیح می‌دهیم:

در کتاب لی جی، به خصوصیات عصر طلایی در گذشته که هماهنگی مطلوب در آن رخ داده است، اشاره می‌شود و آن دوره را دوره عدالت و فضیلت و اخلاق و علم و صداقت، توصیف می‌کند که از دروغ و دزدی و ظلم خبری نبود و مردم بدون واهمه درهای خانه را باز می‌گذاشتند و مالی را احتکار و جمع نمی‌کردند و از کار کردن و تلاش، ابائی نداشتند. این‌ها ویژگی‌هایی است که در عصر طلایی و هماهنگی عظیم و اتحاد بزرگ وجود داشت.

در کتاب چون چیو، مراحل تاریخ جامعه انسانی را جهت نیل به هماهنگی بزرگ به سه دوره تقسیم می‌کند: دوره آشفتگی و بی نظمی، دوره ظهور صلح و دوره صلح یا هماهنگی بزرگ. 

در کتاب یی جینگ نیز به دو عامل تکوینی و انسانی برای ایجاد هماهنگی عظیم اشاره می‌شود. منظور از عامل انسانی، ظهور فردی است که جهان را به سوی هماهنگی عظیم سوق می‌دهد: « همه چیز حتی آسمان و زمین متواضعانه فرمانبردار او می‌شوند. از این رو خورشید و ماه در گردش زمان خطا به بار نمی‌آورند و فصل‌های چهارگانه از نظم شان دور نمی‌شوند. فرزانگان نیز در پیوند با جنبش‌هایشان چنین فرمانبرداری نرم‌خویانه‌ای را از خود نشان می‌دهند و از این رو کیفرها و گوش‌مالی‌هایشان همه عادلانه است و مردم نیز خودخواسته بدان‌ها گردن می‌نهند.»[۳]

در کتاب «مکالمات» نیز از هماهنگی عظیم و ظهور منجی سخن گفته می‌شود. در این کتاب از منجی‌های کهن یاد می‌شود و اینکه کنفوسیوس نیز انتظار داشت به عنوان منجی ظهور و بروز داشته باشد اما نتوانست. منجی در این کتاب فقط حاکم سیاسی و رهبر اجتماعی نیست بلکه کسی است که اخلاق و فضیلت را در جامعه حاکم می‌سازد بی آن که چیزی را بر آنها تحمیل کند. منجی با استفاده از توانایی‌هایی که دارد، مردم را به سوی خوبی‌ها سوق می‌دهد و مردم نیز خودجوش او را همراهی می‌کنند و به تحقق عصر طلایی همت می‌ورزند.

در این کتاب، کنفوسیوس از ناکامی خود به عنوان منجی خبر می‌دهد و درباره علائم عصر ظهور می‌نویسد: «از داستان‌های باستان به ما چنان رسیده است که وقتی پادشاهی عادل و دادگر و پاکدل و روشن بین در روی زمین ظاهر می‌شود، فونگ (ققنوس)، مرغ مقدس خدایان، پیدا می‌شود و ترانه‌هایی می‌خواند، و در روی رودخانه زرد سنگ پشتی ظاهر می‌شود که در پشت آن نشانه‌هایی دیده می‌شود. امروز نه مرغ فونگ و نه سنگ پشت مقدس هیچ یک دیده نمی‌شود. پس در این حال کار من تمام است و هیچ امیدی برای دیدن چنین پادشاهی نمانده است. این امید را من با خود به گور می‌برم.»[۴]

به صورت خلاصه، منجی‌باوری در آیین کنفوسیوس و آثار به جا مانده از وی، دارای این ویژگی‌ها است:

هم به خصوصیات منجی اشاره شده و هم به ویژگی‌های عصر ظهور منجی.

منجی یک شخص انسانی کامل است.

منجی فقط به دنبال حکومت‌کردن بر مردم نیست بلکه به دنبال حاکمیت اخلاق و معنویت و ایجاد هماهنگی عظیم است.

برای اینکه کسی منجی باشد، هم باید شخص متعالی وجود داشته باشد و هم باید شرایط تکوینی ظهور فراهم شود.

گستره حکومت و ماموریت منجی، فقط چین نیست و رسالتش جهان‌گستر است.

با ظهور منجی، عصر صلح و هماهنگی آغاز می‌شود و جهان به پایان نمی‌رسد.

منجی سابقاً ظهور یافته و در آینده نیز ظهور می‌یابد و منحصر به یک نفر نیست.

در آثار کنفوسیوس به ویژگی‌های منجی اشاره می‌شود و بسیاری از گذشتگان را منجی می‌نامد اما در توصیف منجی آینده، از شخص خاصی نام نمی‌برد و فقط ویژگی‌های آن توضیح داده می‌شود.[۵]

منجی باوری در آیین هندو

«هندوئیسم» از جمله دین‌های کهن با خاستگاه هندی است که دارای ساختار ثابت فراتاریخی نیست بلکه در طول تاریخ در هندوستان شکل گرفته و در معرض تغییر و تحول است و انشعابات و دوره‌های تاریخی مختلف و متنوعی را سپری کرده؛ اما با این حال، همه آنها از مفاهیم و مناسک مشترکی برخوردارند به‌گونه‌ای که می‌توان آنها را در منظومه فکری و رفتاری واحد با عنوان «هندوئیسم» گنجاند.[۶]

از مفاهیم کلیدی در آیین هندو که در گذر زمان در این دین نقش کلیدی یافت، مفهوم «برهمن» است که نزد برخی از گروه های مذهبی هندو، همه هستی، ظهور این واقعیت متافیزیکیِ بی شکل و مطلق به حساب می‌آید.[۷] در این آیین از خدایانی یاد می‌شود که متعالی و مطلق نیستند و هر یک از آنها، تجلی و ظهور برهمن هستند؛ چنان‌که در سنت «هِنوتِئیسم»،  از خدایانی با نام های برهما، ویشنو و شیوا، به ترتیب به عنوان مظهر خلق، حفظ و ویرانگری از آن خدای واحد یاد می‌شود.[۸]

با این توضیح، می‌توان به بررسی حقیقت منجی نزد هندوها پرداخت؛ چرا که منجی در این آیین، جنبه الوهی دارد و در واقع، تجسد یکی از خدایان است. از این منظر، خدایان در طول تاریخ، به شکل‌های مختلفی تجسد می‌یابند تا نجات‌بخش جهانیان باشند و مردم را از هلاکت رها کنند. هدف از تجسد و تجلی نجات‌بخش خدایان، حفظ ناموس خلقت و حفظ خوبیها در جایی است که  زمین در معرض نابودی و فساد قرار گرفته است.[۹]

با توجه به اینکه در متون هندو، خدای فرقه ویشنویی، تجلی‌های برجسته و نامداری به عنوان منجی داشته است، در ادامه با تأکید بر این خدای خاص در آیین هندو، توضیحاتی در باب منجی در آیین هندو تقدیم می‌شود.

در کتاب «گیتا» از زبان «کریشنا» -که همان ویشنو یا تجلی ویشنو است- آمده که  «آنجا که نیکوکاری از رونق بر افتد و تبهکاری بالا بگیرد، من در قالب تن مجسم شوم و در میان مردم آیم تا [از] اساس خیر نگهبانی کنم و بنیاد شر براندازم. من در هر دوره پیدا آیم تا آیین راستی برقرار سازم».[۱۰] کریشنا با این کار، به دنبال رهاسازی مردم از چرخه تناسخ است. او می‌خواهد تجسد یابد تا محافظ خیر باشد و شرّ را ریشه‌کن کند و از این طریق، بر چرخه تناسخ فائق آید و مردم را رهایی بخشد.[۱۱]

بنا بر آنچه محققان گفته‌اند، کریشنا یا همان ویشنو، در طول تاریخ، تجلی‌های محدودی به عنوان منجی داشته است؛ که به نظر برخی از محققان، ده تجلی نجات‌بخش تاکنون داشته است: ماهی «ماتسیا»، لاک‌پشت «کورما»، انسان‌شیر «نارسیما»، کوتوله «وامن»، رامای تبر به دست «پاراشوم»، راما، کریشنا، بودا و کالکی.[۱۲]

کالکی آخرین منجی است که در پایان عصر حاضر که عصر تباهی و گناه است ظهور می‌کند؛ زمانی که دیگر اخلاق نیک وجود ندارد و همه چیز در ظلمت فرو می‌رود، کالکی سوار بر اسب همچون ستاره دنباله‌دار برای نجاب بشر خواهد آمد و روش نیکوکاری را دوباره برپا خواهد کرد و عصر تازه ای رقم می‌زند.[۱۳]

کالکی در روزگاری ظهور می‌کند که «پادشاهان زمین از ارواح پست، خشن و معتاد به حماقت و شرارت خواهند بود. آنان بر زنان، کودکان و گاوان مرگ را جاری خواهند کرد. اموال زیردستان خود را تصرف خواهند کرد… زندگی‌هایشان کوتاه خواهد بود. آرزوهایشان اشباع نشدنی است. مهربانی اندکی از خود نشان خواهند داد… ثروت و تقوا روز به روز کاهش خواهد یافت تا اینکه جهان از آن کاملاً تهی می‌شود. فقط اموال است که طبقه را تعیین می‌کند. ثروت تنها منبع ایثار خواهد بود. شهوت تنها پیوند اتحاد میان دو جنس خواهد بود. خطا تنها وسیله موفقیت در دعاوی خواهد بود و زنان منحصراً ابزار خشنودی شهوانی خواهند بود… عدم صداقت تنها وسیله جهانی برای بقا خواهد بود…زندگی هیچ کس از بیست و سه سال بالاتر نخواهد رفت و…»[۱۴]

کالکی در این دوران با شکل و شمایل خاص ظهور می‌کند. گاهی گفته شده که کالکی سوار بر اسب سفید و حامل شمشیر شعله ور ظاهر می‌شود و گاهی نیز گفته شده که وی با چهار دست حامل شمشیر، صدف شیپوری، چرخ مدوّر و تبر ظاهر می‌شود و در برخی منابع به صورت انسانی با سر اسب و حامل گرز به جای تبر نشان داده شده است. در نقاشی‌ها، اغلب کالکی سوار بر اسب است و گاهی تیر و کمان نیز حمل می‌کند و از این جهت، با منجی آخرالزمان در اسلام بی شباهت نیست.[۱۵]

نتیجه آن که:

در آیین هندو، برهمن حقیقت متافیزیکی است که خدایان و سایر موجودات، تجلی و ظهور او هستند.

خدایان نیز در طول تاریخ تجسدها و تجلیات دارند.

برخی از تجلیات آنها به عنوان منجی و تحت شرایط خاص و با رسالت و هدف خاص انجام می‌گیرد.

تجلی خدایان به عنوان منجی، هدف جهانی دارد و محدود به یک سرزمین نیست.

کریشنا تجلی ویشنو، یکی از خدایان هندو است که آخرین تجلی او به عنوان منجی، کالکی نامیده شده است.

کالکی زمانی ظهور می‌یابد که جهان آکنده از ظلم و بدی است.

کالکی برای برقراری خیر در جهان، ابائی از جنگ ندارد و به همین جهت غالباً با شکل و شمایل جنگی توصیف شده است.

کالکی رسالت فردی ندارد و به اصلاح اجتماعی نظر دارد.

کالکی اگرچه دارای مشخصاتی است که در متون دینی آن را توصیف کرده‌اند، اما به عنوان فرد خاص که دارای فلان والدین و متولد در فلان سرزمین است، توصیف نشده است و هر کسی می‌تواند کالکی باشد.[۱۶]

منجی‌باوری در آیین بودا

آیین بودا یک حرکت اصلاح‌طلبانه توسط سیدهارتا  – ملقّب به بودا(بیدارشده)- در فرهنگ هندو بود که بعد از مدتی از این آیین کاملا متمایز شد و به شکل آیین مستقل در میان گروه‌های مختلف رواج یافت. این آیین ابتدا به سریلانکا (جنوب شرق شبه قاره هند) و سپس در حدود قرن اول میلادی به چین، و از طریق چین به تمامی کشورهای جنوب شرق آسیا رسید. آیین بودا از قرن هشتم در خود هند رو به افول گذاشت، ولی با ورود اسلام به هند در قرن یازدهم این افول شدت گرفت.[۱۷] پس از اشغال تبت توسط چین کمونیست در اواسط قرن بیستم و مهاجرت دالایی لامای چهاردهم به هند و سپس رابطۀ نزدیک او با غرب، این نوع از آیین بودا به خوبی به غربیان معرفی شده است و گاهی آن را به نام لامائیسم می‌شناسند. پس از این بود که آیین بودا مورد توجه بسیاری از غربی‌ها قرار گرفت.[۱۸]

جذابیت این آیین برای بسیاری از انسان‌های معاصر غربی در دو چیز است: یکی اینکه، این آیین بر محور مناسک جمعی نیست و بیشتر بر ریاضت درونی فرد برای تعالی یافتن تاکید می‌کند و به همین جهت با فردگرایی مرسوم در فرهنگ مدرن هماهنگی بیشتری دارد؛ دوم اینکه، این آیین بدون تأکید بر مفاهیم متافیزیکی(همچون خدا)، اخلاق و معنویت را پوشش می‌دهد و به همین جهت با شکاکیت و نفی متافیزیک در فرهنگ مدرن تناسب بیشتری دارد.[۱۹]

بودا بر این مهم تاکید داشت که تنها راه برای رهایی از شرّ و درد و رنج موجود در هستی، پیوستن به «نیروانا»[۲۰] است.[۲۱] وی بر آن بود که با نفی ریاضت‌های افراطی و همچنین رد نظام طبقاتی حاکم بر جامعه هند، اصلاحاتی در فرهنگ هندو ایجاد کرده است.[۲۲]

به باور بودا، همه چیز فانی و ناپایدار است و در نتیجه، دلبستن به آنها، منجر به رنج می‌شود. به باور او، حتی حقیقت انسان نیز فانی و ناپایدار است و این‌طور نیست که با مرگ آدمی، روح او نامیرا باقی بماند. او این دنیا را ذاتاً ناخوشایند و مایه رنج می‌دانست و معتقد بود که با «طریقت هشتگانه» می‌توان از آن رهایی یافت: اعتقاد درست(اعتقاد به اینکه دنیا زنجیره‌ای از فرایندهای فعال و متغیر است نه مجموعه اشیای مادی منفعل)، اراده درست(اراده کردن به پیروی از بودا)، گفتار درست(استفاده شایسته از زبان و پرهیز از آزار کلامی به دیگران)، کردار درست(پرهیز از کارهای زشت همچون دزدی و قتل و غیره)، معاش درست(پرهیز از کاسبی هایی که منجر به آسیب به دیگران می شود؛ مثل قصابی و شکار)، تلاش درست(انجام کارهای نیک اخلاقی و مذهبی)، مراقبت درست(دقت در افکار و اعمال خویش؛ چون راه می‌روی بدان که راه می روی یا چون نفس می‌کشی بدان که نفس می‌کشی)، و تمرکز درست(تسکین ذهن و خاموش‌کردن چشمه جوشان فکر برای رسیدن به کنه واقعیت و آزادی از چرخه‌های بی‌پایان دنیا).[۲۳]

با توضیح این مفاهیم، می‌توان به بررسی منجی‎باوری در آیین بودا پرداخت. در این آیین، برای اشاره به منجی، از واژه میتریه استفاده می‌کنند و گاهی نیز متاثر از آیین هندو، آن را کالکی می‌نامند.  میتریه از نظر هستی‌شناسی بودایی یک «بوداسف» به شمار می‌آید. «بوداسف» واژه‌ای ایرانی و معادل بودی‌ستوه سنسکریت است. این واژه هم به معنای کسی است که به دنبال روشن‌شدگی است و هم به معنای کسی است که به روشن‌شدگی و نیروانا رسیده است، ولی از رفتن به نیروانای کامل، سر باز می‌زند تا دیگران را در راه روشن‌شدگی کمک کند.[۲۴]

نام میتریه بارها در متون مقدس بوداییان مطرح شده است و مفصل به بررسی شرایط ظهور او پرداخته‌اند. برای نمونه، در کتاب «زمبسته» آمده است «در آخرالزمان طول عمر بشر هشت‌هزار سال خواهد شد؛ هیچ گدا و دزدی وجود نخواهد داشت؛ هیچ بیماری و آتش‌سوزی در کار نخواهد بود؛ زمین با تمام قوا محصولات خود را بیرون خواهد داد…؛ در این هنگام میتریه بسان چهار بودای پیش از خود یعنی کرچوکنده، کنکمونی، کشیپه و گوتمه، خواهد آمد و با آمدن خود، چرخ آیین را به گردش درخواهد آورد».[۲۵]

در یکی از آثار بوداییان تبتی در توصیف روزگار ظهور منجی آمده است: «سرانجام همۀ مردم روى زمین پیروِ میتریه خواهند شد، حتى [موجودات آسمانی مانند] دیوها، گندروه‌ها، یکشه‌ها و رکشسه‌ها او را خواهند پرستید. بله، حتى خدایانى مانند برهما و ایندرا او را خواهند ستود. مردم از وهم و مایا خواهند رست و به زندگى مقدسى رهنمون خواهند شد».[۲۶]

آنچه در باب منجی‌باوری بوداییان جالب توجه است و آن را با اسلام مرتبط می‌سازد، تلقی بوداییان تبتی از منجی آخرالزمان است. بوداییان تبتی بنا بر آنچه که دربرخی از کتاب‌هایشان آمده است، به نبرد آخرالزمانی منجی با اسلام اشاره می‌کنند و بسیاری از پیامبران الهی را نیروهای اهریمنی می‌نامد![۲۷]

محققان بر این باورند که آنچه در آیین بودا درباره منجی گفته شده است، متاثر از آیین هندو است و به همان شکل، خالی از اسطوره‌سازی و افسانه‌پردازی نیست و نمی‌توان آن را در زمینه منجی‌باوری مستقل به حساب آورد. اما برخی از آثار بوداییان که به بودا نسبت داده شده و منشا باور به جنگ آخرالزمانی منجی با اسلام شده است، فاقد اصالت است و عمدتاً بعد از آشنایی و مواجهه بوداییان با اسلام نگاشته شده است  و ریشه آن را می‌توان به جنگ‌های میان بوداییان و مسلمانان در دوره‌های گذشته بازگرداند.[۲۸]

نتیجه

با عنایت به آنچه گذشت، روشن شد که در آیین‌های کنفوسیوس و هندو و بودا، «انتظارِ ظهور منجی عدالت‌خواه» یک آموزه مشترک و فراگیر است و علی‌رغم همه تفاوت‌هایی که در توصیف منجی و شرایط ظهور و جهان پس از ظهور دارند، از نقاط مشترک قابل توجهی نیز برخوردارند که می‌توان با استفاده از همین نقاط مشترک، به گفتمان واحد و فراگیر در عرصه انتظار رسید.

در همه آیین‌های سابق‌الذکر، منجی برای سعادت انسان‌ها و رهایی آنها از رنج و ظلم و بدی، سابقاً بارها به شکل و شمایل‌های متفاوت ظهور کرده و در آینده نیز به شکل مناسب مجدداً ظهور خواهد کرد. همچنین، منجی رسالت جهانی دارد و ناظر به منطقه و فرهنگ و آیین خاص نیست و تمام انسان‌های عدالت‌خواه را حمایت و هدایت می‌کند. منجی در آیین های هندو و بودا، در صورت لزوم، با نیروهای شرّ و ظلم می‌جنگد اما چیزی درباره تحمیل فضایل اخلاقی بر مردم در این آیین‌ها وجود ندارد؛ چنان‌که در آیین کنفوسیوس نیز بر این مهم تأکید می‌شود که سوق یافتن مردم به سعادت ابدی، خودانگیخته است و آزادی آنها محترم شمرده می‌شود.

بررسی تطبیقی منجی‌باوری در این آیین‌ها با منجی‌باوری در اسلام، مجال دیگری را می‌طلبد و خواننده هوشیار و آشنا با مباحث مهدویت، به خوبی تفاوت‌ها و شباهت‌ها را درک می‌کند. در اسلام، منجی، انسانی برگزیده است که از خاندان رسول خدا (ص) است و به باور شیعیان، متولد شده اما به دلایل مختلف، غایب شده است تا زمان مناسب فرا رسیده و مجددا با نیکان و صالحان ظهور کرده و با همراهی مردم، جبهه واحدی علیه ظلم و فساد ایجاد کند.

همان‌طور که در مقدمه بیان شد، هدف از اشتراک‌یابی منجی‌باوری در ادیان مختلف، دستیابی به گفتمان واحد و مشترک بین‌الادیانی است که نتیجه آن، تقویت روحیه انتظار و آماده‌سازی جهانیان برای ظهور منجی حقیقی است که به باور شیعیان امامیه، نامش حضرت مهدی(عج) می باشد که زمان ظهورش، شرایط و احوال خاصی حاکم است که در متون روایی به خوبی انعکاس یافته است.

 در نوشتار بعدی، به بررسی منجی‌باوری در ادیان یهودیت و مسیحیت و اسلام می‌پردازیم و در نوشتار سوم، به بررسی منجی‌باوری در مذاهب مختلف اسلامی می‌پردازیم و تفاوت ها و شباهت‌های آنها را نیز به اختصار توضیح می‌دهیم.

ادامه دارد…

* دکتر میثم شادپور، استاد دانشگاه و کارشناس مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی

پی‌نوشت:

[۱] Stutley, Margaret and James, A Dictionary of Hinduism, London, Melbourne and Henley, Routledge and Kegan Paul, 1985, p.135

[۲] Stutley, Margaret and James, A Dictionary of Hinduism, London, Melbourne and Henley, Routledge and Kegan Paul, 1985, p.135

[۳] جواهرى نیا، فرامرز، نگرشى ژرف به یى چینگ و مفاهیم آن، تهران، انتشارات بدیهه، ۱۳۷۹ش، ص۲۵۱.

[۴] کاظم زاده ایرانشهر، حسین، مکالمات، تهران، ۱۳۴۷ش، ص۱۵۶.

[۵] برای مطالعه بیشتر، در این زمینه، رک: رستمیان، محمدعلی، گونه‌شناسی اندیشه منجی موعود در ادیان چینی، مجله اندیشه دینی، پاییز ۱۳۸۳ش، ش ۱۲.

[۶] شاتوک، سی بل، دین هندو، ترجمه حسن افشار، تهران، نشر مرکز، ۱۳۸۸ش، ص۲۰.

[۷] James Lochtefeld, Brahman, The Illustrated Encyclopedia of Hinduism, Rosen Publishing,2000, P.122

[۸] توفیقی، حسین، آشنایی با ادیان بزرگ، تهران، انتشارات سمت، ۱۳۷۹ش، چ۱، ص۲۲۲.

[۹] هاشمی، سیدعلی، بررسی تطبیقی آموزه منجی موعود در اسلام و آیین هندو، مجله، طلوع، سال نهم، تابستان ۱۳۸۹ش، شماره ۳۲، ص۱۲۶-۱۲۷.

[۱۰] گیتا(بهگود گیتا)، ترجمه محمدعلی موحد، تهران، خوارزمی، چاپ سوم، ۱۳۸۵ش، صص۶-۹.

[۱۱] هاشمی، سیدعلی، بررسی تطبیقی آموزه منجی موعود در اسلام و آیین هندو، مجله، طلوع، سال نهم، تابستان ۱۳۸۹ش، شماره ۳۲، ص۱۲۷.

[۱۲] لازم به ذکر است که تجلی ویشنو محدود به این موارد نیست؛ سخن در تجلی او به عنوان منجی است.

[۱۳] هاشمی، سیدعلی، بررسی تطبیقی آموزه منجی موعود در اسلام و آیین هندو، مجله، طلوع، سال نهم، تابستان ۱۳۸۹ش، شماره ۳۲، ص۱۲۸-۱۲۹.

[۱۴] جلالی مقدم، مسعود، سه گام کیهانی، تهران، نشر مرکز، چاپ اول، ۱۳۸۰ش، صص۵۳-۵۴.

[۱۵] سینگ، دارام ویز، آشنایی با هندوییزم، ترجمه سیدمرتضی موسوی ملایری، تهران، نشر فرهنگ اسلامی، ۱۳۸۱ش، ص۵۵.

[۱۶] برای مطالعه بیشتر در این زمینه، رک: هاشمی، سیدعلی، بررسی تطبیقی آموزه منجی موعود در اسلام و آیین هندو، مجله، طلوع، سال نهم، تابستان ۱۳۸۹ش، شماره ۳۲.

[۱۷] Elverskog, Johan, Buddhism and Isma on the Silk Road, University of Pensilvania Press, 2010, p.3.

[۱۸] موحدیان عطار، علی و ابوالقاسم جعفری، جایگاه موعودگرایی در آیین بودای تبتی و علل گرایش به آن در عصر حاضر، مجله مشرق موعود، زمستان ۱۳۹۲ش، شماره ۲۸، ص۱۵۴.

[۱۹] هاکینز، برادلی، دین بودا، تهران، نشر مرکز، ۱۳۸۲ش، صص۱۱۹-۱۲۰.

[۲۰] نیرونا در تقابل با سَمسارا است. سمسارا، همین دنیای مادی و جهان پیرامونی است که به نظر بوداییان باید هر چه زودتر از آن گریخت تا از شرّ و چرخه رنج‌آور تناسخ رهایی یافت.

[۲۱] تیسا، سادها، بودا و اندیشه هاى او، ترجمه محمد تقى بهرامى حرّان، تهران، چاپ دیبا، ۱۳۸۲ش، ص ۲۸ و ۷۸ و ۱۴۰.

[۲۲] بى ناس، جان، تاریخ جامع ادیان، ترجمه على اصغر حکمت، تهران، انتشارات آموزش انقلاب اسلامى، چ پنجم، ۱۳۷۰ش، ص۱۸۸.

[۲۳] هاکینز، برادلی، دین بودا، تهران، نشر مرکز، ۱۳۸۲ش، صص ۴۱-۴۶.

[۲۴] موحدیان عطار، علی و ابوالقاسم جعفری، جایگاه موعودگرایی در آیین بودای تبتی و علل گرایش به آن در عصر حاض، مجله مشرق موعود، زمستان ۱۳۹۲ش، شماره ۲۸، ص۱۵۵.

[۲۵] Snellgrove, David, Indo- Tibetan Buddhism, New York, Shambhala, 2000, p.339.

[۲۶] Chitkara, M.G, Encyclopedia Of Buddhism, New Delhi, Ram Atma Assisted, 1999, p.443.

[۲۷] موحدیان عطار، علی و ابوالقاسم جعفری، جایگاه موعودگرایی در آیین بودای تبتی و علل گرایش به آن در عصر حاض، مجله مشرق موعود، زمستان ۱۳۹۲ش، شماره ۲۸، ص۱۵۹.

[۲۸] موحدیان عطار، علی و ابوالقاسم جعفری، جایگاه موعودگرایی در آیین بودای تبتی و علل گرایش به آن در عصر حاض، مجله مشرق موعود، زمستان ۱۳۹۲ش، شماره ۲۸، ص۱۶۱.

لینک کوتاه مطلب : http://fekrat.net/?p=8242