منشأ معرفتی در کنشگری نخبگان

واکنش اجتماعی به حوادث و رویدادهای اجتماعی در جامعه از منظر شناختی، لایهها و مراتب مختلفی دارد، در یک مرتبه نازل و سطحی، واکنش اجتماعی صرفاً نوعی واکنش احساسی است که در مراتب ضعیف آگاهی و شناخت است.

«فکرت، رسانه اندیشه و آگاهی»؛ واکنش اجتماعی به حوادث و رویدادهای اجتماعی در جامعه از منظر شناختی، لایه‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎ها و مراتب مختلفی دارد، در یک مرتبه نازل و سطحی، واکنش اجتماعی صرفاً نوعی واکنش احساسی است که در مراتب ضعیف آگاهی و شناخت است.

نمونه این واکنش را می‌توان در واکنش هوادارن به برد یا باخت یک تیم مشاهده کرد، این شکل از واکنش را می‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎توان بر پایه مبحث صناعت شعر در منطق به خوبی تبیین کرد؛ از نگاه حکما، شعر صناعتی است که در حد ابراز احساسات بر پایه معانی وهمی و صورت‌های خیالی شکل می‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎گیرد.

با نگاه به کتاب المنطقِ علامه مظفر این‌گونه دریافت که «شعر به دنبال خود، تصدیقی را به دنبال نمی‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎آورد، نوعی واکنش احساسی را در مخاطب برمی‎انگیزاند»؛ مثلاً فرد با تصور لیمو ترش، بزاق دهانش ترشح می‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎شود، ترشح بزاق، نیاز به تصدیق این نکته ندارد که «من لیموترش می‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎خورم»؛ این گونه کنش‌ها فقط بر پایه تصور یک صورت خیالی شکل می‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎گیرد، با این حال این واکنش معرفتی، حد مطلوب برای انسان نیست؛ زیرا معرفت مطلوب برای انسان، معرفتی است که همراه با تصدیق و استدلال به مضمون آن باشد.

تبیین این مسأله مشخص می‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎کند که واکنش‌های اجتماعی که گاه، ظرفیت تبدیل به اعتراض را دارد از این قسم است، به این بیان که این واکنش بر اساس معرفت و تصدیق به موضوع و محمول بر اساس استدلال صورت نگرفته است، بلکه صرفاً نوعی واکنش و ابراز احساساتی است که برخاسته از تصور معانی وهمی و صورت‌های خیالی است.

در جامعۀ کنونی که گسترش رسانه‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎های دیداری و شنیداری، موجب تضعیف قدرت تفکر، استدلال و نقادی شده، در نسبت با عموم مردم به راحتی می‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎توان با القای معانی وهمی و تصویر صورت‌های خیالی، آنها را به نوعی واکنش احساسی برانگیخت.

این واکنش براساس برانگیختن خشم، ناامیدی، غم یا هیجان می‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎تواند باشد؛ بدون آنکه نیاز به تصدیق از روی معرفت و استدلال به محتوای القا شده به فرد باشد؛ در فتنه‌ی ترکیبی اخیر، نمونه‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎های متعددی از این مسأله را می‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎توان مشاهده کرد.

فحاشی، خشونت، رفتارهای سخیف و سبکسرانه که هیچ پشتوانۀ منطقی یا فکری ندارد؛ همه نوعی اعتراض است که می‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎توان آن را برآمده از احساسِ بدون تصدیق دانست و فرد معترض بدون آن که تصدیق به محتوا و یا استدلال عقلی داشته باشد و حتی نیازی به این مسأله ببیند، نوعی واکنش همراه با خشم و نفرت بروز می‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎دهد که مبتنی بر در معرض قرارگرفتن معانی وهمی یا تصویرهای خیالی است که از سوی رسانه‌ها به او القا می‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎شود.

جایگاه فرد نخبه در چنین حوادثی، همانند شمشیر دو لبه‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎ای است که هم می‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎تواند با تهییج و برانگیختن احساسات عموم بر این آتش بدمد و با توجه به مقبولیتی که از سوی مخاطب دارد، به این واکنش احساسی دامن بزند یا آنکه سعی کند این واکنش احساسی را به فضای شناخت و معرفت و تصدیق بکشاند و آن را اصلاح و یا با میدان خردورزی هماهنگ کند.

از این رو رسالت اصلی نخبه در چنین حوادث و واکنش‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎های اجتماعی، رسالتی خطیر است؛ وظیفه‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎ای که نخبه با عنوان نخبه بودن، برعهده می‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎گیرد، این است که واکنش‌های احساسی را در لایۀ عمیق‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎تر معرفتی بررسی کند و آن را به فضای تعقل و استدلال‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎آوری بکشاند، همچنین با نقادی، ظرفیت‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎های شناختی مغفول را در این واکنش اجتماعی فعال کند.

در حقیقت، رسالت اصیل شخصیت نخبگانی فرد نخبه، در برابر علمکرد سلبریتی قرار دارد؛ سلبریتی، چهرۀ معروف و مشهوری در رسانه یا فضای مجازی است که به واسطه شهرتی که در فضای رسانه یا فضای مجازی دارد، طرفدارانی پیدا می‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎کند و نوعی هدایت و نظارت بر افکار و اندیشۀ آنان پیدا می‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎کند؛ اما این هدایت و نظارت بر پایه استدلال و خردورزی نیست؛ بلکه عملکرد سلبریتی در حوادث اجتماعی به معنای تحریک عموم جامعه برای واکنش احساسی و شعرآلود به حوادث و وقایع است.

تحریک اجتماعی از سوی سلبریتی‎ها می‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎تواند مثبت یا منفی باشد؛ اما به شکل غالب، رواج فرهنگ سلبریتی در جامعه به معنای تضعیف فضای نخبگانی است که آثار منفی خودش را به دنبال دارد و از آن جمله سلبریتی‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎زدگی فضای نخبگانی است؛ به این صورت که نخبه، رسالت خود را فراموش کند و در قالب یک فرد سلبریتی دربیاید و یا آنکه فرد سلبریتی، جای نخبه را بگیرد.

مهم‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎ترین آسیبی که در این فضا متوجه عموم می‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎شود، نازل‌شدن سطح خردورزی و استدلال‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎گرایی در کنشگری‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎های اجتماعی از سوی عموم و توده افراد جامعه است؛ بنابر این هرگونه خطا در کنشگری نخبگانی، آن هم در جامعه‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎ای که  دست یافتن به مراتب عقلانیت و پیاده‌سازی برای جامعه، حیاتی است؛ یک تهدید جدی به شمار می‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎آید.

* محسن ابراهیمی، نویسنده حوزوی و دکتری فلسفه دانشگاه اصفهان

لینک کوتاه مطلب : http://fekrat.net/?p=12489