نقد و بررسی الهیات فمنیستی: بخش پنجم

مهم­ترین مبانی الهیات فمنیستی

الهیات فمنیستی دو مرحله بسیار مهم را پشت سر گذاشته است. مطالبی که در یادداشت­‌های قبلی ذکر شد، در ارتباط با مرحله اول یعنی مرحله صرفاً انتقادی بود. در مرحله بعدی متألهان فمنیسم با ورود به مباحث الهیات بالمعنی الاخص سعی در ارائه تصور جدیدی از خدا مطابق با ارزش‌­های زنانه دارند. در ادامه مهم­ترین مبانی الهیات فمنیستی تبیین می‌­شود.

 

خدای مونث

برخی از فمنیست­‌ها با به رسمیت شناختن خدای مسیحیت، حضور یک خدای مونث در تثلیث را التیامی برای زنان می­‌دانستند و روح القدس را به عنوان خدایی مونث معرفی کردند.

کوالی بر این اساس اینطور می‌­نویسد:«زن خواندن روح­ القدس در سنت مسیحی سازش ظریفی بین کلیسا و تفکر فمنیستی است».[۱]

کیونگ نیز معتقد بود تصویری زنانه از خدا بهتر می‌­تواند با آن حقیقت متعالی منطبق باشد و زنان توانایی­‌های بیشتری برای نشان دادن خداوند دارند و تاکید داشت که روح ­القدس به عنوان خدای زنانه مطرح شود.[۲]

 

انتقادهای فمنیست‌­ها به آموزه‌­های مسیحیت(خداشناسی)

 

الهه پرستی

برخی از الهیدانان فمنیسم به دنبال جایگزینی برای خدای مردانه مسیحیت به الهه پرستی رو آوردند.

ایریگاری معتقد بود تنها یک خدای مونث می‌­تواند سعادت و شادکامی را برای کل بشریت به ارمغان بیاورد و رهایی، آزادی و شادی را باید در الهه پرستی جستجو کرد.[۳]

مری دالی معتقد بود برای رفع ظلم و ستم از زنان باید به الهه پرستی روی آورد و حتی به تحسین جادوگری بعنوان معرفتی زنانه می‌­پرداخت.[۴]

می­‌توان گفت این عده از فمنیسم­‌ها با تاکید بر تفاوت‌­های جنسیتی، قائل به برتری صفات زنانه بر مردانه بودند و خدای با ویژگی­‌های مونث را بر خدای با ویژگی­‌های مذکر ترجیح می­‌دادند.

اکثر فمنیسم‌ها الهه پرستی را نمادی برای حضور زنان در مباحث الهیاتی می­‌دانند نه پذیرش مادرسالاری بر پدرسالاری. در نگاه آنان الهه نمودی از قدرت زنان است اما نه قدرت غلبه بر دیگران چنانچه در الهیات سنتی و مرد محور بر آن تاکید می­‌شد، بلکه الهه نمادی بر قدرت خودباوری و زایش و تولید مثل در جهان خلقت است. در الهه پرستی زمین به عنوان جسم و پیکره الهه مطرح می­‌شود به همین دلیل بسیار مورد توجه اکوفمنیسم قرار گرفت.[۵]

جادوگری به عنوان یک مذهب طبیعت­‌گرا، بسیار مورد توجه الهه پرستان قرار می­‌گیرد. در جادوگری بر یک نیروی درونی در طبیعت و یک نحوه ارتباط با کل تاکید می­‌شود و حتی به عنوان نوعی یکتاپرستی از طرف الهه پرستان پذیرته می­‌شود.

برخی از فمنیست­‌ها تحت تاثیر اکوفمنیسم و همه خدایی و تقدس طبیعت بعنوان پیکره اله‌ها، قائل به الوهیت کل طبیعت شدند و خدا را همان طبیعت معرفی کردند.

 

خدای متوهم

در نظر برخی از فمنیست­‌ها خدا موجودی که تعین خارجی داشته باشد نیست بلکه ساخته و پرداخته ذهن افراد است. به عنوان مثال کارتر هیوارد خدا را تا حد جامعه تنزل می‌دهد و می­‌گوید خدا صرفا قدرت تعامل بین افراد است.

در این نگاه صحبت از تعالی خداوند بحث بی­فایده و لغوی است. تنها چیزی که اهمیت دارد ساخته شدن روابطی صحیح برای فرد و جامعه است و خدا مفهومی است که به این روابط نظم می‌دهد و خودش نیز در چارچوب همین روابط ساخته می­‌شود.[۶]

 

خدای متغیر

مری دالی خدا را به عنوان «فعل» معرفی کرد بنابراین مبنا خدا دیگر موجودی که دارای صفت کمال مطلق و ثابت باشد نیست، در این انگاره خدا موجودی در حال شدن است. او معتقد بود زنان در پاسخ چنین خدایی می‌­توانند به پویایی برسند و استعدادهایی که در جامعه مردسالار سرکوب شده است را شکوفا کنند.[۷]

از نگاه این متألهان فمنیست، تغییر ذاتی وجود است و موجود مساوی با متغیر معرفی می­‌شود. در این نگاه خدا در ضدیت با الهیات سنتی مردسالار که موجود کامل و ثابت بود، معرفی می­‌شود. شاید اصلی­‌ترین دلیل برای ارائه چنین تعریفی از سوی فعالان الهیات فمنیستی ایجاد حرکت و پویایی در زنان برای بازیابی حقوق خود بوده است.

 

خدای غیر متعالی

از دیگر موارد الهیات بالمعنی الاخص که مورد توجه الهیدانان فمنیستی قرار گرفت، بحث صفات الهی بود. آنها بر این باورند که صفات دوگانه­ متقابلی مثل عقل، احساس و روح، بدن و عینی، ذهنی که جنبه ارزش­‌گذاری دارند و به نوعی مردان را دارای صفات ارزشمندتری مانند عقلانیت معرفی کرده‌­اند باید بازنگری شوند.

 

چریست معتقد بود نتیجه این صفات متقابل، سرکوب زنان و رسمیت بخشیدن به خدای مردانه مسیحیت است. او بر این باور بود که خدا باید موجودی باشد که هم عقلانی باشد و هم فراعقلانی، هم تاریک هم روشن، هم متعالی هم همه جایی.[۸] منظور فمنیست­‌ها از این عبارت تعالی بخشیدن به خدا نیست بلکه کشیدن خدا در سطح عالم ماده است همانطور که قائلان به الهه پرستی می­گفتند طبیعت کالبد و بدن خداوند است. بر همین اساس الهیدانان فمنیسم خدا را قادر و عالم مطلق نمی­‌دانند و چنین خدایی به دنبال پایان بخشیدن به تمام دوگانه‌ها و برچیدن نظام مردسالار است.

 

خدا به مثابه موجودی ربطی

نفی وجود ربطی از خدا یکی از مهم­ترین ویژگی‌­های الهیات فلسفی است. اما در الهیات فمنیستی خدا به عنوان موجودی که هیچ احتیاج و ربطی به موجود دیگری نداشته باشد رد می‌­شود و اساساً معتقدند وجود داشتن یعنی ربط داشتن. به عبارت دیگر وجود داشتن همان در ربط واقع شدن است. الهیدانان فمنیست هیچ توضیحی درباره نحوه ربط خدا به دیگر موجودات نمی­‌دهند و مبانی متافیزیکی این نظریه را بیان نمی­‌کنند و به اشکالات این نظریه پاسخ نمی‌­دهند اما شاید چون معتقدند هویت زنان در ارتباط هایشان ساخته می‌­شود باید ربطی بودن را به عنوان یک صفت متعالی مطرح کنند. البته تاکید بر ربطی بودن خدا فقط در الهیات فمنیستی منحصر نمی­‌شود و الهیات پویشی نیز مطالبی در این زمینه مطرح می‌­کند.

 

فرجام شناسی فمنیستی

در مباحث قبلی ذکر شد تمرکز اصلی فمنیست­‌ها بر سعادت و رستگاری در این دنیا است و نه در جهانی بعد از مرگ. بنابراین بحث از معاد آن­گونه که در ادیان مطرح می‌­شود مورد توجه فمنیست­‌ها نیست. تاکید بر اله ­پرستی و زایش و زایندگی طبیعت باعث شده است الهیات فمنیستی به تناسخ نزدیک شود. طبق دیدگاه برخی از فمنیست­‌ها مرگ به مرحله­‌ای از چرخه زندگی تبدیل می‌­شود و نه پایانی بر زندگی این دنیایی و شروعی برای زندگی در سرای دیگر و رسیدن به پاداش و عذاب اخروی.[۹]

از دیدگاه فمنیست‌­ها معادی که با اخرالزمان همراه است در واقع فاجعه‌­ای طبیعی است که در اثر ظلم مردان به طبیعت و زنان اتفاق افتاده است به همین دلیل اکوفمنیست­‌ها محیط شناسی را جایگزین معادشناسی می‌­کنند و اعتقاد به معاد به آن شکلی که در ادیان مطرح است در الهیات فمنیستی رد می­‌شود.

 

بازخوانی انتقادات فمنیسم به آموزه‌­های مسیحیت

 

پی‌نوشت:

[۱] مورگان- رهیافت فمنیستس به دین-ص۱۱۲

[۲] Meurs-feminis gender and theology -440

[۳] محمد لکن هاوزن- اسلام در رویایی با فمنیسم-۳۴

[۴] همان

[۵] اکو فمنیسم از خرده فمنیستهای موج سوم است که قائل هستند طبیعت به خاطر قدرت زایش و تولید امری مونث است و مانند زنان قربانی سلطه جویی مردان بوده است و زنان موظف هستند که از طبیعت در مقابل مردان دفاع کنند

[۶] ساشوکی-الهیات فمنیستی-۱۸۸

[۷] Daly-beyond god the father -p45

[۸] Christ-feminist theology -p88

[۹] محمد لگن هاوزن-اسلام در رویارویی با فمنیسم-۳۵

لینک کوتاه مطلب : http://fekrat.net/?p=5914