نقش جنسیت در صورت بندی ساختار اجتماعی حکومت اسلامی

در راستای ایفای نقش مستقیم که لازمه‌ی آن حضور در جامعه و به تناسب آن حضور کمتر در کنار خانواده است، کیفیت حضور زن در کنار خانواده می‌تواند نقش غیر مستقیم وی را سازمان داده و مسئله‌ی نقصان کمیت حضور وی را جبران نماید.

در قرآن کریم، از ساختار اجتماعی اسلامی با عنوان امت یاد می شود، امت از ماده ی «أمّ» به معنای قَصَدَ  است. طبق این معنا جامعه‌ی اسلامی جامعه‌ای است در حال حرکت به سمت هدف، به رهنمایی امام معصوم برای عبور از موانع و مفاسد و با همراهی و حرکت جمعی مردم. در این راستا مشارکت عمومی برای پیشبرد جامعه اسلامی به سوی تکامل بر هر مرد و زن مسلمان واجب شده است: «من اصبح لا یهتم بامور المسلمین فلیس بمسلم» لذا حکومت نیز باید جامعه را طوری برنامه ریزی نماید که بتواند در عین همزیستی مردم، امکانات جامعه را در جهت حرکت به سوی تکامل به کار گیرد.[۱] در این میان مسئله‌ی جنسیت، در سیر اصلی جامعه به سوی حق مطرح نیست.

زن در دین اسلام، با برنامه‌ای همه جانبه و نگاهی متفاوت از ادیان و ملل دیگر نگریسته می‌شود؛ با توجه به مبانی دین اسلام که در قرآن و سنت و به تبع آن در بیانات امامین انقلاب نمود یافته است؛ در مباحثی که درباره مسئله زن مطرح می‌شود، در باب اهمیت قضیه، باید یک نگاه دو مرحله‌ای مد نظر قرار گیرد. در مرحله اول نگاه انسانی به زن، «از نظر حقوق انسانی، تفاوتی بین زن و مرد نیست زیرا که هر دو انسانند و زن حق دخالت در سرنوشت خویش را همچون مرد دارد. بله در بعضی از موارد تفاوت‌هایی بین زن و مرد وجود دارد که به حیثیت انسانی آنها ارتباط ندارد.»[۲]و در مرحله دوم توجه به تفاوت‌های بین زن و مرد «در اسلام حیثیت انسانی زن در درجه اول مد نظر قرار می‌گیرد و مسئله جنسیت در درجه دوم اهمیت قرار دارد که در سیر اصلی بشر هیچ تأثیری ندارد و در کارکردهای زندگی معنا پیدا می‌کند.»[۳]

بنابراین با لحاظ هویت انسانی زن و مرد، در کلیه‌ی شئون فردی و اجتماعی تفاوتی میان آنها وجود ندارد. شاهد این مسئله در قرآن به لحاظ فردی،آیه ۱۳سوره مبارکه حجرات: «ان اکرمکم عندالله اتقکم» و به لحاظ اجتماعی، آیه ۷۱ سوره مبارکه توبه است: « والمؤمنون و المؤمنات بعضهم اولیاء بعض یامرون بالمعروف وینهون عن المنکر و یقیمون الصلوه و یؤتون الزکوه و یطیعون الله و رسوله اولئک سیرحمهم الله ان الله عزیز حکیم » «مردان و زنان مؤمن اولیاء یکدیگرند، امر به معروف کرده و نهی از منکر می‌نمایند و نماز را برپا می‌دارند و زکات می‌دهند و از خدا و رسولش اطاعت می‌کنند، آنانند که خداوند به زودی آنها را موردرحمت خود قرار می‌دهد، بدرستی که خدا مقتدر و درست کردار است.» که در آن یکی از تفاوت‌های الگوی سوم زن، که الگویی برگرفته از تعالیم اسلام است، با الگوی اول و دوم از زن در جهان امروز، کاملا مشهود است. اینکه مردان و زنان مؤمن در انجام وظایف اجتماعی دارای نوعی ولایت عرضی بر یکدیگرند که باید پشت به پشت هم، این وظایف را به انجام رسانند، لذا مسئولیت زنان در به عهده گرفتن نقش‌های اجتماعی هم تراز مردان است.

اما مهمترین ابزاری که شرایط اجرای وظایف اجتماعیی که خداوند برای انسان‌ها در نظر گرفته است را فراهم می‌نماید، حکومت اسلامی است.[۴] بنابراین به حکم آیه قرآن، مرد و زن، ذیل انجام وظایف اجتماعی در حکومت اسلامی، نقشی هم تراز و مؤثر دارند. در این میان زنان به خاطر مزیت نسبیِ عهده دار بودن تربیت مردان در نهاد ارزشمند خانواده، با هدف گذاریِ متناسب با اهداف حکومت اسلامی، در تشویق و تحریص همسر و تربیت فرزندان و هدایت خانواده‌ی مسلمان در این راستا، قادر به ایفای نقش‌های چند وجهی مستقیم و غیر مستقیم در ایجاد، حفظ و حراست و رشد حکومت اسلامی، می‌باشند.

زن به طور مستقیم می‌تواند در عرصه سیاسی کشور مانند مردان در تصمیم گیری، اجرا، ارزیابی و نظارت و منافع بعد از استقرار دولت اسلامی، سهیم باشد. پیامبر اعظم(ص) در مرحله تصمیم گیری، بیعت زنان را محترم شمرده است که نمونه کامل آن غدیرخم است.[۵] ابقاء ملکه سبأ توسط حضرت سلیمان (ع) بعد از ایمان آوردن ایشان در حکومت[۶]، نمونه‌ای قرآنی از به کارگیری زنان در مرحله اجراست. تلاش و مجاهدت و در نهایت شهادت حضرت زهرا(س) برای جلوگیری از انحراف سیاسی امت نیز، مشارکت زنان در مرحله ارزیابی را به نمایش گذاشته است.

در راستای ایفای نقش مستقیم که لازمه‌ی آن حضور در جامعه و به تناسب آن حضور کمتر در کنار خانواده است، کیفیت حضور زن در کنار خانواده می‌تواند نقش غیر مستقیم وی را سازمان داده و مسئله‌ی نقصان کمیت حضور وی را جبران نماید. تجربه زیسته‌ی بسیاری از زنان انقلابی فعال اجتماعی که دارای مناصب حکومتی نیز بوده‌اند، اجرائی بودن این راهبرد را در زندگی زنان به خوبی نشان می‌دهد. رضایت اطرافیان و دستاوردهای فردی، خانوادگی و اجتماعی این حضور همه جانبه، نشان از موفقیت این الگو و قابلیت آن برای پیروی زنان جامعه اسلامی دارد.

با توجه به روایت «طلب العلم فریضه علی کل مسلم و مسلمه»[۷] فرهیخته بودن زنان در این میان مهم است، زن با آگاهی می‌تواند به این مرحله برسد که با ایفای نقش‌های چند وجهی، خانواده و جامعه‌ای کارآمد به بار آورد. این آگاهی از طریق کسب دانش، مهارت و تمرین دانسته‌ها در مقام اجرا قابل دستیابی است. یعنی ساختارهای آموزشی و پرورشی در جامعه باید بتواند دختران و زنانی را تربیت نماید که هیچکدام از دو نقش مستقیم و غیر مستقیم خود در جامعه‌ی اسلامی را فدای دیگری ننمایند و با ایجاد توازن لازم، هر دو عرصه را به ثمر دهی برسانند.

مبحث مهم دیگر برای حضور زنان در عرصه‌ی حکومت اسلامی برای انجام وظایف اجتماعی که بر عهده او گذاشته شده است، مبحث پوشش زنان است، راهبرد حجاب اسلامی، که پوشش اجتماعی زنان مسلمان است، زمینه حل بسیاری از موانع حضور اجتماعی زن را مهیا نموده است. اسلام با تشریع حجاب برای زنان، توانسته است، توجه جامعه را از جاذبه‌های جنسی زن به گوهر وجودی و انسانی او متمایل سازد. مسئله‌ای که برای زنان شاغل در جوامع غربی، مانعی بزرگ برای تمرکز بر کار ایجاد نموده است.

با توجه به مباحث پیش گفته، مشاهده شد که میزان مسئولیت اجتماعی زنان در اسلام همسنگ مردان در نظر گرفته شده و برای فعالیت مؤثر زنان در جامعه اسلامی راهبردهایی نیز تشریع شده است، امام خمینی رحمه الله علیه در این باره می‌فرماید: « زنان در نظر اسلام نقش حساسی در بنای جامعه اسلامی بر عهده دارند و اسلام زن را تا حدی ارتقاء می‎‌دهد که او بتواند مقام انسانی خود را در جامعه بازیابد و از حد شیء بودن بیرون بیاید و متناسب با چنین رشدی می‌تواند در ساختمان حکومت اسلامی مسئولیت‎‌هایی بر عهده گیرد.»[۸] همین دیدگاه موجب شده است، همان حالت خودآگاهی و احساس شخصیت اجتماعی که به برکت انقلاب اسلامی، در مردان به وجود آمده است، در زنان جامعه اسلامی نیز ایجاد شده[۹] و منشأ اثر در ایجاد ساختارهای اجتماعی متناسب با حکومت دینی شوند.

حال با پاسخ به این سؤال که: چرا نیاز به حضور زنان در حکومت اسلامی داریم؟ مسئله‌ی حضور اجتماعی زنان را از جنبه‌ای دیگر پی می‌گیریم. اول: برای اینکه زنان بتوانند در بازیابی نقش مستقیم و غیر مستقیم خود در جامعه موفق شوند، نیاز داریم که عده‌ای از آنان در مناصب بالای حکومتی که جایگاه تعیین قوانین و ساختارهای اصلی جامعه است، حضور داشته باشند تا در تدوین قوانین و ایجاد ساختارهای متناسب زنان در جامعه، بتوانند نابسامانی‌های زندگی زنان را برطرف کنند، این مسئولیت ویژه‌ای است که در حکومت اسلامی به جز زنان جایگزینی نمی‌توان برای آن در نظر گرفت، زیرا جز زنان، نمی‌توانند درک درستی از مشکلات جامعه زنان داشته باشند.[۱۰]

به عنوان مثال: به دلیل مقدم بودن خانواده برای زن در اسلام، برای اینکه کیفیت و کمیت حضور زنی که دارای فعالیت اجتماعی است، تا جای ممکن در خانواده بیشتر شود، زنان نیاز به این دارند که حداقل در زمان بارداری و یا شیردهی که کارویژه‌ی زنان است، بتوانند فرصت بیشتری برای استراحت و رسیدگی به فرزندشان داشته باشند. مقدمات و مواد اصلی این فرصت دهی، تنها با حضور زنانی که با تجربیات مشابه در این زمینه، در منصب‌های قانون گذاری فعالیت می‌کنند قابل تهیه و در نهایت قابل اجراست.

دوم: مسئله جزئی نگری زنانه و کلی نگری مردانه از تفاوت‌های اثبات شده‌ی زن و مرد است که تنها در کنار یکدیگر می‌تواند به مسائل پیرامونی، معنایی درست و به قاعده ببخشد، اگر این ویژگی‌ها، برای داشتن خانواده‌ای کارآمد باید مکمل یکدیگر باشند، برای ایجاد و حفظ جامعه‌ای کارآمد نیز نیاز به مشارکت و هم افزایی این دو ویژگی که هر کدام به تنهایی، بخشی از هر مسئله‌ی پیش رو را معطل خواهد گذاشت؛ احساس می‌شود. هر مسئله‌ی اجتماعی می‌تواند دارای ساختار کلی و در عین حال جزئیات مؤثر در قضیه باشد. مرد به تنهایی با درک کلیات آن مسئله از درک و تصمیم گیری برای جزئیات باز می‌ماند و در نهایت در حل مسئله عاجز خواهد بود، درباره جزئی نگری صرف نیز همین درماندگی از حل مسئله صادق خواهد بود.

سوم: مسئله‌ی تهییج و تحریص جامعه در جهت حضور در صحنه‌های جهاد و اقدام به موقع انقلابی، از مسائلی است که بیشتر توسط زنان کارآمد، فعال، دانشمند و آگاه از زوایای پیدا و پنهان حکومت اسلامی، قابل اقدام و پیگیری است. زنانی که علاوه بر کسب دانش، با حضور در عرصه‌ی حکومت و سیاست، توانسته‌اند خلأها را بشناسند، می‌توانند در بزنگاه‌ها، با استفاده از ویژگی منحصر به فرد خود یعنی برانگیزانندگی جامعه با ابزار عاطفه و زبان آوری خاص زنان، جامعه را از بحران های بنیان کن، عبور دهند.

نقش قیام نرم و زنانه ی حضرت زهرا سلام الله علیها را در برهه‌ی حساس بعد از رحلت پیامبر اعظم، که جامعه‌ی اسلامی به ناامیدی و رخوتی مرگبار، گرایش داشت، با خطبه‌ی فدکیه، مراجعه به خانه‌های مهاجرین و انصار ، گریه‌های شبانه روزی و دفن شبانه در اثبات حقانیت امیرالمؤمنین علیه السلام و رسوا نمودن دشمنان آن حضرت، در قرن‌های متمادی بعد از شهادت ایشان نیز نمی‌توان نادیده گرفت. اگر ایشان، تفکر و دانش و تجربه‌ی سیاسی نداشت، هیچگاه نمی‌توانست لزوم ایفای چنین نقشی را در آن مقطع درک نماید.

حضور مؤثر و خطبه‌های روشنگر حضرت زینب کبری سلام الله علیها در بحران کربلا نیز از ابتدای شروع سفر حضرت اباعبدالله سلام الله علیه تا شهادت امام جامعه و اسارت امام بعدی و اهل بیت سلام الله علیهم و تغییر موازنه‌ی قدرت به نفع گفتمان انقلابیِ اهل بیت سلام الله علیهم، نشان از دانش، تفکر و تجربه‌ی آن بانوی بزرگوار در عرصه‌ی سیاست، داشت که پیش از این نیز با تیزبینی خاص زنانه پاسخگوی شبهات و روشنگر راه زنان و مردان جامعه اسلامی بود.

چهارم: نگاه مادرانه و همه جانبه‌ی زن، که قابلیت اداره‌ی همزمان چند جنبه‌ی زندگی را دارد، می‌تواند در عرصه ی اداره‌ی جامعه نیز با به کارگیری این قابلیت، به تمرکزبخشی نیروهای گاه به ظاهر متضاد در جهت هدف اصلی جامعه اسلامی کمک نماید.

بنابر آنچه بیان شد، جنسیت در سیر اصلی حکومت اسلامی یعنی سیر دادن جامعه به سوی تکامل حق محور، تعیین کننده نیست و هر دو جنس زن و مرد، به لحاظ انسانیت، هم حق مشارکت در حکومت را دارند و هم مکلف به این همکاری‌اند. اما در کارکردهای جزئی که به ویژه در عرصه خانواده نمود می‌یابد و به جهت بعضی کارویژه‌های زنان، زن مسلمان خانواده محور و جامعه پذیر است؛ همین مسئله موجب مزیت نسبی زنان، یعنی تأثیر دو برابری مستقیم و غیر مستقیم آنان بر شتاب و یا سستی جامعه در راه اهدافِ تعریف شده است.

 

پی‌نوشت:

[۱] . احمد علم الهدی، مردم سالاری دینی و ساختار اجتماعی جامعه اسلامی«امت»، دانشگاه اسلامی، سال هفتم، ش۲۰، زمستان ۱۳۸۲

[۲]. صحیفه نور، ج۳، ص۴۹

[۳]. بیانات در سومین نشست اندیشه‌های راهبردی ۱۳۹۰/۱۰/۱۴

[۴]. ولایت فقیه، امام خمینی رحمه الله علیه

[۵]. خصال صدوق، ج۱، ص ۱۷۳

[۶]. سوره ی نمل آیات ۳۰-۳۸

[۷] . تنبیه الخواطر،۲/۱۷۶

[۸] .  امام خمینی (ره) ، کلمات قصار، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام (ره) ، ۱۳۷۶، ص ۲۱۰.

[۹] . آیت الله خامنه ای، نقش و رسالت زن، ج۵:عرصه های حضور اجتماعی زن، ص۳۶

[۱۰]. همان، ص۶۶

لینک کوتاه مطلب : http://fekrat.net/?p=4523