هفت درس عدالت‌پژوهانه از وضعیت کرونایی

مرزهای اخلاق می‌تواند پایان‌بخش وضعیت کرونایی و تحقق عدالت باشد. کرونا این درس را به ما می‌دهد که اخلاق، همدلی و گستره‌ای از مفاهیم دینی می‌تواند گنجینه‌ای مهم در پایان‌بخشیدن به وضعیت کرونایی و تحقق جامعه‌ای آرمانی باشد.

حجت‌الاسلام والمسلمین مهدی کریمی پژوهش‌گر حوزه فلسفه و عضو هسته عدالت‌پژوهی دفتر تبلیغات اسلامی در یادداشت زیر به هفت درس عدالت‌پژوهانه از وضعیت کرونایی اشاره کرده است:

 درس اول

کرونا یک وضعیت است، وضعیتی که در آن یک ویروس به سرعت شیوع پیدا کرده و گسترش می‌یابد و با سرعت هرچه بیش‌تر تبدیل به یک بحران می‌شود. کرونا وضعیتی بحرانی است اما نه بحرانی در سطح یک جامعه خرد یا یک منطقه جغرافیایی خاص بلکه بحرانی به اندازه طول و عرض‌های جغرافیای جهانی.

جهانی اندیشیدن و راه‌کار جهانی دادن برای مقابله با این وضعیت از لوازم این بحران جهانی است. حلّ نشدن قسمتی از مشکل در بخش کوچکی از زمین به معنای حلّ نشدن مسأله در کلّ این کره خاکی و باقی‌ماندن وضعیت بحرانی است، به‌گونه‌ای که پایان بحران کرونا به معنای پایان وضعیت بحرانی در همه نقاط زمین است.

وضعیت کرونایی یک وضعیت فراملّی و فرافرهنگی است. این وضعیت را می‌توان در چالش‌های مشابهی نظیر، اقتصاد، سیاست و فرهنگ نیز مشاهده کرد. توزیع ناعادلانه ثروت در بخشی از کره خاکی و عدم التزام کشورها به اصول عدالت توزیعی به معنای لاینحلّ‌ ماندن مسأله عدالت در کلّ جامعه بشری است، چرا که بی‌عدالتی و ظلم به سرعت گسترش یافته و بخش‌های مختلف اقتصاد جهانی را در بر می‌گیرد. کرونا نگاه ما را از خرده وضعیت‌ها به وضعیتی جهانی[۱] در مواجهه با مسائلی نظیر عدالت، محیط زیست، اقتصاد، نقدینگی، فساد و فقر می‌کشاند. کرونا این درس را به ما می‌دهد که مسائل جهانی، راه‌حل‌های جهانی دارد.

 

درس دوم

کرونا وضعیت نابرابری در جهان مدرن را به چالش می‌کشاند. حوزه سلامت و تغذیه از عمده‌ترین معیارهای عدالت توزیعی در جوامع بشری است و رفاه حداقلی در ضروری‌ترین اسباب حیات و برخورداری از حداقل‌هایی از استانداردها در هر جامعه‌ای بارزترین نمایش تحقق عدالت و برابری در سطح آن جامعه است. کرونا در وضعیت نابرابری پیچیده‌ای[۲] که این روزها دامن جوامع مدرن را گرفته است بدون توجه به مرزهای نابرابر اجتماعی وارد شد.

رفتارشناسی کرونا منطبق بر نابرابری موجود در جهان معاصر ما است. حدود ۴۰% از آمار جان‌باختگان در جامعه‌ای مانند آمریکا برای نمونه از میان ۱۴% سیاه‌پوستان این کشور که عموماً وضعیت اقتصادی ضعیف‌تری دارند و در شرایط نابرابر زندگی نسبت به سفیدپوستان قرار دارند، بوده است. بنابراین کرونا در میان طیف‌های مختلف اجتماعی به یکسان قربانی نگرفته است.

عدم امکان دسترسی به امکانات درمانی، تغذیه ناسالم و نقص سیستم ایمنی بدن از جهت تغذیه ناکافی و ناسالم، عدم دسترسی به امکانات بهداشتی در مواجهه با این ویروس و عدم امکان قرنطینه از جهت فقر مالی و نیاز به کار سبب شده است، میزان مرگ و میر در میان طبقات فقیرتر شیب تندتری داشته باشد. بقاء کرونا به علّت وجود نابرابری و شکاف و در نتیجه فقر در میان جوامع فقیر، به معنای حلّ نشدن مسأله و باقی‌ماندن وضعیت کرونایی است که در درس اوّل به آن اشاره شد.

کرونا به ما می‌آموزد که برای مواجهه با بحران‌ها و اپیدمی‌هایی در حوزه سلامت لازم است حداقلّ‌هایی از عدالت و برابری را در میان طبقات اجتماعی لحاظ کرد. این درس هم‌چنین به ما یاد آوری می‌کند، تا زمانی که عدالت به مثابه بنیادی‌ترین نظریه اجتماعی به ویژه در حوزه سلامت و تغذیه فراهم نگردد، امکان رهایی از وضعیت بحرانی فراهم نیست، علاوه بر آنکه ممکن است بحران‌های نوظهور در سطح جامعه ایجاد و گسترش یابد. بحران‌هایی نظیر رکود، فقر، اعتراضات گسترده اجتماعی و از میان رفتن نظم اجتماعی. کرونا به ما درس پر کردن شکاف طبقاتی گسترده را به ویژه در حوزه‌هایی ضروری نظیر سلامت می‌دهد.

 

درس سوم

وضعیت‌کرونایی و شکاف طبقاتی و از سویی تمایل انسان برای بقاء و حفظ خود، سبب بی‌توجهی به دیگری می‌شود. خودخواهی، غرور و دیگر ستیزی بارزترین شکل خود را در مواجهه با کرونا به نمایش می‌گذارد. منازعه منافع و تمایل برای حفظ منافع خود و ترجیح آن بر منافع دیگری یا منافع اجتماعی، مرزهای اخلاقی جدیدی را تعریف می‌کند.

مصادره و انبار لوازم بهداشتی نظیر ماسک، دستکش و مواد ضدعفونی و استفاده از این کالاها برای رسیدن به سود بیش‌تر اقتصادی، حوزه جدیدی از معرفت‌شناسی اقتصادی را در جامعه مدرن می‌گشاید. با عنایت به درس نخست یعنی وضعیت کرونایی، این رفتارها به معنی کمک به باقی‌ماندن وضعیت کرونا است.

کرونا به ما می‌آموزد، رفتارهای منفعت‌طلبانه و خودمحورانه که بر پایه نادیده‌انگاری دیگری به مثابه حقیقتی انسانی و دارای کرامت، بنا شده است، وضعیت کرونایی را تشدید می‌کند و یگانه راه برای پایان این وضعیت، انگاره دیگری را چون خود پنداشتن (همدلی) و دیگری را مقدم بر خویش دانستن (ایثار) است.

مرزهای اخلاق می‌تواند پایان‌بخش وضعیت کرونایی و تحقق عدالت باشد. کرونا این درس را به ما می‌دهد که اخلاق، همدلی و گستره‌ای از مفاهیم دینی می‌تواند گنجینه‌ای مهم در پایان‌بخشیدن به وضعیت کرونایی و تحقق جامعه‌ای آرمانی باشد. صحنه‌هایی با شکوه از جلوه‌های اخلاقی که مبتنی بر آموزه‌های دینی و اخلاقی در خاطره این روزهای جامعه ما و گاه جامعه جهانی به وقوع پیوست، امکان و ضرورت قدرت اخلاق و روابط انسانی را در کنترل و پایان  وضعیت‌های بحرانی نشان داد.

 

درس چهارم

کرونا تصویری جدید از واقعیت جامعه جهانی را به ما ارائه کرد. جهان ما جهان مسابقه و پیشی‌گرفتن از یکدیگر در عرصه‌های گوناگون اقتصادی، سیاسی، نظامی و علمی است. اما کرونا، لزوم همکاری و مشارکت همگان و به اشتراک‌گذاری دستاوردهای علمی، پژوهشی و عمل‌کردهای موفق را در مواجهه با این بحران به همگان یادآوری کرد. یادمان هست که باقی‌ماندن کرونا در یک نقطه جغرافیایی به معنای پایان‌نیافتن بحران در کلّ دنیا است.

کرونا به جامعه جهانی آموخت برای رسیدن به جامعه‌ای خالی از وضعیت کرونایی لازم است به جای مسابقه، مشارکت و همکاری را برگزینیم. انحصار روش‌های نوین درمان و پیشگیری در اختیار یک کشور خاص به معنای آن است که خطر به قوت خود باقی است.

کرونا نشان‌داد برای رسیدن به راه‌حلّی منطقی در مواجهه با مسائل جهانی بیش و پیش از هر اقدامی لازم است بستری برای همکاری علمی و کارکردی در سطح جهانی فراهم آید. چالش‌هایی مانند فقر، بیکاری، رکود، نقدینگی، فساد، نابرابری و… مسائلی مشترک میان همه جوامع است و باید به این نکته اذعان کرد که مسائل مشترک، پاسخ‌های مشترک دارد و با توجه به تعبیر حکیمان که همه چیز را همگان دانند، لازم است برای حل مسائل و مشکلاتمان به ویژه در حوزه‌های مرتبط با عدالت و برابری از تجربه کشورهایی که به موفقیت‌های نسبی دست‌یافته‌اند، استفاده کنیم. کرونا این درس را به ما داد که مشارکت و همکاری را جایگزین مسابقه کنیم و به جای تجربه و خطا با استفاده از تجربه دیگران از هزینه‌ها بکاهیم.

درس پنجم

در همان ابتدای شیوع کرونا در چین برخی کارشناسان از شیوع دیر یا زود کرونا در سطح جهانی خبر دادند. زمانی نزدیک به ۵ ماه فرصت بود تا جوامع ساختارهای لازم را برای مقابله با وضعیت کرونایی فراهم سازند. امکانات و زیرساخت‌های لازم را برای مقابله با یک بحران گسترده ایجاد کرده و در نهایتِ آمادگی با این مهمان ناخوانده روبرو شوند.

کرونا به ما آموخت برای مواجهه با بحران‌ها از علم آینده‌پژوهی[۳] بهره ببریم. با وجود آنکه نمی‌توان همه ابعاد احتمالی وضعیت‌های بحرانی را پیش‌بینی کرد اما نگاه نافذ ما به آینده می‌تواند به میزان زیادی در مواجهه با بحران‌ها سودمند باشد. لازم است برای به حداقلّ رساندن خسارات ناشی از وضعیت‌های بحرانی در آینده با آینده‌پژوهی در بازه‌های زمانی مرتبط با آینده نزدیک یا دور، به بررسی ابعاد مختلف اقتصادی و آثار اجتماعی این بحران‌ها پرداخت.

کرونا به ما آموخت برای رسیدن به آرمان برابری و عدالت به وضعیت موجود حتی اگر مطلوب است اکتفاء نکنیم و ظهور نابرابری‌ها را در بازه‌های زمانیِ آینده پیش‌بینی و بررسی کنیم. پیش‌بینی رکود اقتصادی در سطح جهانی که جهان انتظار آن را می‌کشد، پیامدهایی خواسته یا ناخواسته بر اقتصاد و وضعیت عدالت در ایران خواهد داشت، پرسش این است آیا برای مواجهه با چنین وضعیتی آینده‌پژوهی لازم را کرده‌ایم؟ کرونا به ما می‌آموزد به آینده توجه کنیم و با پیش‌بینی وضعیت‌ها و بحران‌ها آمادگی‌های لازم را فراهم آوریم تا خسارت‌های احتمالی را به کم‌ترین میزان تقلیل دهیم.

 

درس ششم

کرونا به ما آموخت نقش آموزه‌های دینی، معرفتی و فضیلت‌های انسانی را در مواجهه و کنترل بحران جدی بگیریم. اگرچه معارف دینی در فقدان آموزه عقلانیت، سبب توسعه بحران و وارد شدن آن به وضعیتی پیچیده‌تر و مقاومت اهل دین در برابر استفاده از ابزار علم می‌گردد، چنانکه نمونه‌هایی از آن را در ایران و سایر کشورها مشاهده کردیم، اما در مقابل، نهاد دین با بهره‌گیری از مفاهیم بنیادینی چون قانون‌پذیری، همدلی و تعاون و ایجاد و گسترش نهادهای اجتماعی و فعال در قالب گروه‌های جهادی و مردمی می‌تواند نقش گسترده‌ای در مواجهه با وضعیت‌های بحرانی ایفاء کند.

کرونا به ما آموخت در کنار توجه و توسعه نهادهای دولتی برای مواجهه با وضعیت‌های بحرانی، کانون‌های اجتماعی، جهادی و مردمی می‌توانند نقشی بسیار پر رنگ ایفاء کنند. طبقه‌بندی و هدایت این خیزش‌های اجتماعی که بر مبنای شبکه‌ای از مفاهیم بنیادین دینی و انگیزه‌های معرفتی و انسانی شکل می‌یابد و استفاده از این ظرفیت در جهت تغییر اوضاع، می‌تواند به خلق معجزه‌هایی در وضعیت بحرانی بینجامد.[۴]

استفاده از این فرصت بزرگ برای ایجاد شبکه‌های اجتماعی گسترده و کانون‌های فعال در جهت تحقق عدالت، مبارزه با فقر و فساد، به ایجاد جهانی بهتر می‌انجامد. کرونا به ما آموخت نقش نهادهای اجتماعیِ مبتنی بر آموزه‌های اخلاقی و دینی را در وضعیت‌های پیچیده جدی بگیریم.

 

درس هفتم

درس هفتم و آخرین درس کرونا، حساسیت به آنچه روی می‌دهد، است. هر روزه آمار دقیقی از مبتلایان به بیماری کووید۱۹، تعداد بهبودیافتگان و جان‌باختگان به اطلاع مردم و رسانه‌ها در سطح ملّی و جهانی می‌رسد. کرونا به ما می‌آموزد همین مقدار از حساسیت به داده‌های مرتبط با بحران‌های خاموش و برای مهار این بحران‌ها لازم است.

نابرابری‌های اقتصادی و تأثیر ویرانگر سیاست‌های جهان سرمایه‌داری بر جابجاکردن مرزهای نابرابری و توسعه طبقه اشراف و در کنار آن نابودی اقتصادهای خرد، کم‌تر از کرونا قربانی نمی‌گیرد. رابطه استضعاف و استکبار، میان دولت‌های توسعه‌یافته و دیگر کشورها، سیاست‌های استعماری و جهان‌خواری و کشورگشایی‌های جهان سرمایه‌دار سبب توسعه جنگ‌طلبی، گرسنگی و نابودی زیرساخت‌های کشورهای فقیر و مستقل شده است.

آیا به آن میزان که به آمار مرتبط با بحران کرونا توجه می‌شود، به آمار کشته‌شدگان و آسیب‌دیدگان جنگ‌های خانمان‌سوز ایران، افغانستان، عراق، سوریه، لیبی و دیگر کشورها در طی چهار دهه گذشته توجه شده است؟ به این جنگ‌ها وضعیت تحریم‌های سخت کشورهایی مانند ایران و کره شمالی را اضافه کنید که کم‌تر از جنگ بر اقتصاد و سلامت مردمان این کشورها تأثیر نگذاشته است؛ علاوه بر این، وضعیت‌نابرابرِ جهانی، جمعیت‌های گرسنه‌ای[۵] را پدید آورده است که در هر ساعت تعدادی از آن‌ها از جهت آسیب‌های ناشی از گرسنگی، جان خود را از دست می‌دهند.

بی‌توجهی به این آمار و عدم حساسیت به بلایی که نابرابری در توزیع ثروت‌های اجتماعی بر سر مردم می‌آورد، به معنای ادامه‌یافتن این روند باطل و مسأله‌نشدن و در نتیجه راه چاره نیافتن برای این بحران‌ها در سطح جهانی است.

امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) در حکمت ۱۵۴ نهج‌البلاغه می‌فرماید: «الفقر الموت الاکبر: فقر، مرگ بزرگ‌تر است.» این مهم یعنی آسیب‌های ناشی از بحران فقر در سطح جوامع و در مقیاس جهانی بزرگ‌تر از هر بحران دیگری است. کرونا این درس را می‌دهد که به بحران‌ها و آسیب‌های ناشی از آن‌ها حساس باشیم و در جستجوی راه‌حلّی برای خارج‌شدن از وضعیت‌ِ بحرانی، حال عامل بحران یک عامل طبیعی باشد یا یک وضعیت نابرابر.

امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) در حکمت ۱۵۳ نهج‌البلاغه می‌فرماید: «الراضی بفعل قومٍ کالداخل فیه معهم و علی کلّ داخلٍ فی باطلٍ اثمان، إثم العَمل به و إثم الرّضی به: رضایت‌دهنده به کردار یک گروه، مانند یکی از آن گروه است و هر کسی که در باطل گروهی مشارکت کند دو گناه بر دوش می‌کشد، گناه عمل به آن کار و گناه رضایت به آن کار.»[۶] بنابراین لازم است، با حساسیت نسبت به بحران‌های خاموش که عموماً مصنوع دست انسان و حاصل کارکردهای طاغوتی است و مطرح‌شدن آماری روزانه و شفاف در رسانه‌ها، این بحران‌ها مسأله شده تا جامعه انسانی در صدد حلّ این بحران و خروج از وضعیت بحرانی برآید.

 

پی‌نوشت‌ها:

[۱]. وضعیت جهانی(Global state) عدالتی جهانی(Global justice) را می‌طلبد، عدالتی که مبتنی بر الگوهای مشترک اخلاقی و بر پایه گفتگو‌های دینی و فرهنگی شکل می‌گیرد. لزوماً این تصویر از عدالت به معنای بی‌توجهی به کثرت‌های فرهنگی نیست بلکه این مهم می‌توان نگرش ما را به سمت الگویی مطلوب از عدالت که از محتوای معانی و مفاهیم همه ادیان الهی استفاده می‌کند، بکشاند.

[۲] در یک جامعه مساوات‌گرای پیچیده با وجود تعدادی نابرابری کوچک، این نابرابری‌ها به نابرابری‌های بزرگ‌تر تبدیل نمی‌گرددMichael Walzer, 1983, Spheres of justice)). اما در مقابل در وضعیت پیچیده، نابرابری‌های کوچک به سرعت بازتولید شده و به نابرابری‌های بزرگ‌تر تبدیل می‌گردد.

[۳]. مطالعات آینده‌پژوهی Futures studies)) در حوزه عدالت به مطالعه روند رو به رشد نابرابری‌ها و تاثیر آن در واقعیت فردای جامعه می‌پردازد. این مهم سبب می‌شود با پیش‌بینی وضعیت نابرابری در فردایی که جامعه ناگزیر به آن می‌رسد مطالعات نظری و کاربردی را برای حل مسائل عدالت در دنیای فردا و پس فردا (به تعبیر فردید) سامان بخشیم.

[۴]. می‌توان الگوی محبت را پیوند دهنده اعضای جامعه در شکل‌گیری چنین جمعیت‌های پویایی دانست، بر اساس این الگو مناسبات انسانی و مبادلات میان مردم به جای ابتناء بر سودجویی‌های مادی، بر فضیلت‌های انسانی استوار است. معارف دینی ذیل عناوینی مانند اخوت، توجه به همسایه و مواسات با برادران این روابط را نظریه‌سازی کرده است واز سوی دیگر سرمایه با پیوند با خصیصه‌های انسانی رویه‌ای معنوی می‌یابد.

[۵]. نهج‌البلاغه، به تصحیح و تحقیق عزیزالله عطاردی، ص۴۳۸، حکمت ۱۵۴.

[۶]. نهج‌البلاغه، به تصحیح و تحقیق عزیز الله عطاردی، ص ۴۳۷، حکمت ۱۴۶.

لینک کوتاه مطلب : http://fekrat.net/?p=639