در گفتگو با فکرت صورت گرفت؛

واشکافی علل و گسترۀ آسیب های مهدویت

شناخت درست مباحث مهدویت به همان اندازه اهمیت دارد که آشنایی با آسیب‌‌ها و آفت‌‌ها ضروری است؛ قطعاً بی‌‌توجهی به مباحث انحرافی، آفت‌‌ها و آسیب‌‌ها می‌‌تواند معرفت بدست آمده را در مسیر نادرست قرار دهد و مانع رسیدن به هدف مطلوب گردد.

مهدویت یا اعتقاد به منجی آخرالزمان یک اصل با بیان‌های مختلف در تمام ادیان و مذاهب است. اما همین باور در طول دوره‌های مختلف دچار آسیب‌هایی بوده است. شناختن این خطرات و آسیب‌ها، منجر به محکم‌تر شدن اعتقادات و ثبات بیشتر آنها می‌شود. از همین‌رو درباره آسیب‌شناسی مهدویت، «فکرت، رسانه اندیشه و آگاهی» با حجت‌الاسلام دکتر خدامراد سلیمیان، مهدویت‌‌پژوه و دانشیار پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی به گفتگو نشست. آنچه در ادامه می‌آید، مشرح این گفتگوست:

* به‌‌عنوان نخستین سوال بفرمایید، چرا مبحث آسیب‌‌شناسی مهدویت از نقش بسیار مهمی برخوردار است؟

یکی از مباحث مهدویت، آسیب‌شناسی عرصه‌‌های مهدویت می‌‌باشد. این بحث از آن جهت حائز اهمیت است که مهدویت به عنوان یک آموزه بزرگ اسلامی، نقش بسیار مهمی در پویایی، رشد و بالندگی جامعه اسلامی داشته است. هرچیزی که دارای اهمیت فراوانی باشد، لاجَرَم ممکن است آسیب‌‌هایی عارض بر آن گردد و مباحث مهدویت نیز همانند بسیاری از مباحث دینی، از این أمر مستثنی نیست؛ چرا که به هر دلیلی بر آن آسیب‌‌هایی وارد می‌‌گردد و این آسیب‌‌ها می‌‌توانند صدمه‌‌های جبران‌‌ناپذیری بر پیکرۀ این بحث زنند.

* آسیب و آسیب‌شناسی به چه معناست؟

ابتدائاً قبل از آغاز سخن، به واژه‌پژوهی آسیب می‌‌پردازیم. آسیب چیزی است که سبب اختلال، ناهنجاری و تباهی در یک پدیده می‌‌گردد و «آسیب‌شناسی» به معنای شناسایی این عوامل و اسباب می‌‌باشد. آسیب‌شناسی مهدویت در واقع به دنبال کج‌‌روی‌‌ها و کج‌‌اندیشی‌‌هایی می‌‌باشد که عارض بر برخی از آموزه‌‌های مهدوی شده است و گاهی نیز در رفتارهای علاقه‌مندان این بحث، ظهور پیدا می‌‌نماید.

شناخت درست مباحث مهدویت به همان اندازه اهمیت دارد که آشنایی با آسیب‌‌ها و آفت‌‌ها ضروری است؛ قطعاً بی‌‌توجهی به مباحث انحرافی، آفت‌‌ها و آسیب‌‌ها می‌‌تواند معرفت بدست آمده را در مسیر نادرست قرار دهد و مانعِ رسیدن به هدف مطلوب گردد، به‌عنوان مثال زمانی که باغبانی مشغول کاشتن محصولات است و غافل از آسیب‌‌ها و آفت‌‌ها گردد، قطعاً محصول خوبی به دست نخواهد آورد؛ لکن اگر باغبانی همراه با کاشت محصول، همواره متوجه و مترصد این باشد که احیاناً آفت‌‌هایی ممکن است این درخت را تهدید نماید و همواره باید نگهبان درخت خود از آسیب‌‌ها و آفت‌‌ها باشد تا محصول بسیار خوبی به دست آورد. امیرمومنان علی علیه‌‌السلام در سخنی می‌‌فرمایند: «هرکسی آفت شری را نشناسد، قادر به خودداری و پیش‌‌گیری از آن نیست.»

حال مهدویت و آموزه‌‌های آن امروزه بیش از گذشته با تهدیدهای مهم و جدّی روبرو است که نه فقط از طرف دشمنان، بلکه گاهی از جانب دوستانِ ناآگاه مطرح می‌‌شود؛ یعنی ممکن است در برخی اوقات شخصی از سر علاقه‌‌مندی مطلبی را عارضِ بر مباحث مهدویت نماید. آن مطلب به نوعی آسیب بر مقوله مهدویت باشد.

 

* لطف بفرمایید برخی از گستره‌‌های آسیب‌‌ها و آفت‌‌ها در مقوله مهدویت را برای علاقه‌‌مندان توضیح دهید؟

۱- بحث جعل و تحریف

یکی از برجسته‌‌ترین آسیب‌‌هایی که در مقوله مهدویت وارد شده است و ممکن است در آینده نیز وارد شود، بحث جعل و تحریف می‌‌باشد. همواره دشمنان در برابر آموزه‌‌های وحیانی و دینی، کوشیدند تا چهره زیبا و ارزشمند این آموزه‌‌ها را با برساخته‌‌های تراوش شده از ذهن خود، مبتلا و آلوده نمایند و آسیب وارد کنند. بنابراین جعل و تحریف یکی از آسیب‌‌های اساسی آموزه‌‌های دینی و از جمله مهدویت است که همواره دشمنان و مخصوصاً زخم‌خوردگان از آموزه‌‌های اسلامی، به چنین کارهایی مبادرت می‌‌ورزند.

در رأس همۀ کسانی که جعل‌‌های فراوانی در آموزه‌‌های اسلامی داشتند، یهودی‌‌ها و برخی مسیحیان و کسانی که کینه‌‌ای با اسلام و آموزه‌‌های آن دارند را مشاهده می‌‌نماییم. این جعل و تحریف از صدر اسلام و در آغاز فرمایشات رسول گرامی اسلام و آیات قرآن کریم که در اختیار انسان‌‌ها قرار گرفت، رواج یافت. رسول مکرم اسلام، بارها و بارها کسانی را که سخنانی می‌ساختند و به آن حضرت نسبت می‌‌دادند را مذمت می‌‌کردند و جایگاه آنان را آتش دوزخ معرفی می‌‌کرد. البته بعد از رسول گرامی اسلامی نیز، اشخاص فراوانی دست به جعل و تحریف روایات زدند. خوشبختانه در میان مکتب اهل‌بیت علیه‌السلام، شمار این برساخته‌‌ها و جعل‌‌ها، به نسبت اهل سنت بسیار کمتر است؛ اما این‌‌گونه نبوده است که در میان شیعه اتفاق جعل و تحریف رخ نداده باشد؛ بلکه رخ داده است، اما با توجه به صیانت و حفاظتی که از سوی اهل بیت علیه‌‌السلام و یاران راستین آنان شکل گرفت، نسبت جعل و تحریف کمتر می‌‌باشد.

نمونه‌‌های فراوانی وجود دارد که حضرات معصومین علیه‌‌السلام در باب کسانی که اقدام به جعل روایت می‌‌نمودند، شخصیت آنان را افشا و معرفی می‌‌کردند و شیعیان را از همراهی با آنان پرهیز می‌‌دادند.

انگیزه‌‌های متعدد جعل و تحریف در روایات مهدویت

یکی از مهم‌‌ترینِ این انگیزه‌‌ها، انگیزه‌‌های سیاسی و حکومتی از جایگاه ویژه‌‌ای برخوردار است؛ چرا که مبحث مهدویت در مقوله سیاست نیز دارای جایگاهی می‌‌باشد و کسانِ فراوانی به اعتبار جایگاه مهدویت دست به جعل و تحریف می‌‌زدند و یا کسانی را أجیر می‌‌نمودند تا در مباحث مهدویت، روایاتی را جعل نماید و آسیب‌‌های جدی به پیکره روایات مهدویت وارد کردند.

نمونه‌‌های فروانی از اشخاصی که در برابر روایات معتبر و متقن، روایات جعلی را ساختند، وجود دارد. در دوران خلافت عباسیان، به اعتبار این‌‌که جایگاه مهدویت را در میان مردم به خوبی درک کرده بودند، روایاتی را می‌‌ساختند و اموری از مهدویت را به دروغ به خودشان نسبت می‌‌دادند که امروزه نیز در برخی از کتاب‌‌ها و مقالات این بحث‌‌ها به تفصیل پی گرفته شده است.

یکی دیگر از انگیزه‌‌ها، قومی و قبیله‌‌ای بوده است. برخی از اقوام و قبیله‌‌ها، به ویژه فرودستان جامعه از اعتبار و جایگاه مهدویت در اعتباربخشی به مردمان خودشان بهره می‌‌گرفتند. بسیار روشن است کسانی که قوم و قبیله خودشان را برترین معرفی نمایند، روایاتی را جعل می‌‌نمایند و خودشان را به نوعی منتسب به برخی از مباحث مهدویت معرفی می‌‌نمودند. لذا انگیزه‌‌های فرقه‌‌ای و مذهبی از انگیزه‌‌هایی است که نقش اساسی در جعل و تحریف روایات داشته است که امروزه نیز شاهد آن هستیم. بسیاری از کسانی که پیروان برخی از مذاهب هستند، می‌‌بینیم که پیرو روایاتی هستند که با اتکاء به مفاهیم مهدوی، روایاتی را جعل نمودند که مستندی بر حقانیت خودشان در جامعه می‌‌دانستند که خوشبختانه بسیاری از آن‌‌ها رسوا گردیده‌‌اند و دیگر نامی از آن‌‌ها به میان نیست و صرفاً یک نقل تاریخی وجود دارد که امروزه در اختیار ما است، وگرنه اثر و وجودی از آن‌‌ها امروزه در جامعه دیده نمی‌‌شد.

اگر به گروه‌‌هایی همانند کیسانیه، باقریه، مغیریه، ناووسیه، اسماعیلیه، واقفیه، فطحیه، زیدیه و… نگاهی بیندازیم، خواهیم دید که تلاش داشتند تا برای خودشان از مباحث مهدویت، مستند و مستمسکی درست نمایند؛ لکن دانشمندان بزرگ شیعه(شیخ مفید، سیدمرتضی، شیخ طوسی و…) در برابر اینان به تمام قامت ایستادند و پاسخ‌‌های درخوری به چنین جعل‌‌ها و تحریفاتی دادند که جا دارد از روح بلند و تلاش‌‌های آنان در برابر پروردگار متعال، سپاسگزار باشیم و از خداوند بخواهیم که مورد رحمت و غفران واقع گردند.

۲- ادعاهای دروغینِ عارض بر مقوله مهدویت

ادعای مهدویت، نیابت، بابیت، ملاقات و ادعاهای دروغینی که امروزه نیز با آنان مواجه هستیم و مباحث اساسی مهدویت را مورد تهدید قرار می‌‌دهد. کسانی به عنوان جاه‌‌طلبی، وسوسه قدرت، شهرت و دنیاطلبی به چنین فضاهایی روی می‌‌آورند و از ساده‌‌انگاری و ساده‌‌لوحیِ وجود مقدس حضرت مهدی علیه‌السلام سوءاستفاده می‌‌کنند و درواقع به اهداف پلید خود گاه می‌رسند و گاه نمی‌‌رسند.

۳- وارد شدن برخی اسرائیلیات در متون شیعه

یکی دیگر از آسیب‌‌های اساسی مقوله مهدویت، وارد شدن برخی اسرائیلیات در متون شیعی می‌‌باشد. البته ناگفته نماند که این متون بسیار اندک می‌‌باشند؛ لکن متأسفانه در متون اهل سنت به وفور یافت می‌‌شود؛ به ویژه بحث نشانه‌‌ها، دجال و آنچه مربوط به اشراط الساعه، ملاحم و فتن و… .

۴- مراجعه به متون تخصصی بدون آگاهی لازم

کسانی هستند که مقدمات و زمینه‌‌های بهره‌‌مندی از متون تخصصی مهدویت را در خود فراهم نکرده‌‌اند و بدون چنین زمینه و مقدمات، به متون اساسی و کلیدی معارف مهدوی مراجعه می‌‌نماید. به‌عنوان مثال، شخصی برای درمان خودش، به یک کتاب تخصصی پزشکی مراجعه نمی‌‌کند تا نسخه‌‌ای برای خود تجویز نماید؛ بلکه قطعاً دیگران آن را از چنین مراجعه‌‌ای پرهیز می‌دهند، چرا که برای رجوع به چنین آثار تخصصی، لازم است توان‌‌مندی‌‌ها و زمینه‌‌هایی در درون خود ایجاد کرده باشیم تا بتوانیم از کتب منبع و روایات بهره کافی را ببریم.

متأسفانه امروزه به نسبت گذشته، بیشتر کسانی با اندک سوادی فکر می‌‌کنند که این توانمندی را دارا می‌‌باشند تا مراجعه نمایند و منابع اصلی روایات مهدویت را ملاحظه نمایند. غرورِ علمی این دسته از افراد سبب می‌‌شود تا خودشان را از تحلیل‌‌ها، اظهار نظرها، دیدگاه‌‌های علماء و نویسندگان بزرگ شیعه دور نمایند و مستقیماً به سراغ این منابع روند.

این آسیب بسیار جدی است؛ چرا که در منابع روایی مهم؛ همانند کتب «الغیبه» نُعمانی، «کمال‌‌الدین» شیخ صدوق و «کتابٌ الغیبه» شیخ طوسی، روایاتی داریم که گاهی با یکدیگر هم‌‌خوانی ندارند؛ یعنی زمانی که دو روایت را در کنار هم می‌‌گذاریم، این روایات با هم، هماهنگی‌‌ لازم را ندارند. تفسیر، تحلیل و بهره‌‌مندی از این روایات؛ زمینه‌‌ها و دانش‌‌های دیگری را نیاز دارد.(دانش رجال، حدیث، فقه‌‌الحدیث، صرف و نحو و…)

حال اگر شخص جوانی بدون لحاظ این دانش‌‌ها اگر روایتی از شیخ طوسی یا دیگران ملاحظه می‌‌نماید و در کنار آن نیز روایت‌‌های دیگری را ببیند، متوجه خواهد شد که این‌‌ها تعارض دارند و ممکن است که دچار مشکل گردد. بنابراین یکی از اساسی‌‌ترین آسیب‌‌ها در مقوله مهدویت، مراجعه به کتب تخصصی بدون توان‌‌مندی و زمینه‌‌های لازم است.

۵- استفاده از منابع غیرمعتبر و ضعیف

در کنار تلاش‌‌های ارزشمندی که در طول تاریخ برای صیانت از روایات و مباحث معتبرِ بزرگان ما و ائمه معصومین علیهم‌السلام شده است؛ هم‌‌چنان مواجه با برخی آثاری هستیم که نویسنده آنان مشخص نمی‌‌باشد و یا اگر هم مشخص است، از اعتبار و جایگاه لازم برخوردار نیست و احیاناً اگر برخوردار هم باشد، ممکن است در بین نوشته‌‌ها دستی صورت گرفته باشد و در بین روایات، روایاتی داخل شده باشد. این مطلب را فقط متخصص فن و کسی که آگاهی‌‌های لازم را در رابطه با اشخاص و منابع داشته باشد را متوجه خواهد شد.

حال متأسفانه امروزه شاهد این هستیم که بسیاری از انحرافات و ادعاهای دروغین، مستند به برخی از منابعی می‌‌شوند که دارای اعتبار لازم و شناخته شده نمی‌‌باشند.(در قدیم و حتی امروزه کتبی وجود دارند که از اعتبار کافی و لازم برخوردار نیستند و کسانی با هر سطح سوادی دست به تألیف آثاری زده‌‌اند و باعث شکل‌‌گیری دیدگاه، ادعاها و جریانات انحرافی گردیده است)

۶- مواجهه با شبهات بدون آمادگی قبلی         

متأسفانه جوانان امروزه تن به مطالعه نمی‌‌دهند و آگاهی و اطلاعاتشان در اغلب مطالب و به‌‌خصوص در زمینه معارف دینی بسیار اندک است. این نکته را دشمنان ما به خوبی دریافته‌‌اند و موجب سوءاستفاده گردیده و با القای شبهات در میان آنان، ذهنشان را نسبت به آموزه‌‌های مهدوی مخدوش می‌‌نماید.

بنابراین یکی از جدی‌‌ترین آسیب‌‌ها می‌‌باشد که لازم است برای آن تدبیری اندیشیده شود و جوانان عزیز لازم است که بنیان‌های اعتقادی خود را بر اساس روایات معتبر، مستحکم نمایند تا از طوفان‌‌های شبهات مصون و محفوظ باشند.

۷- تفسیرها و تطبیق‌‌های نادرست

در آثار، کتب و مقالات بسیاری از اشخاصی که از توان‌‌مندی‌‌های لازم به دور هستند، شاهد ارائه تفسیرها و تحلیل‌‌هایی هستند که مطابق با روایات و بزرگان دین نمی‌‌باشد. متأسفانه در بحث «نشانه‌‌ها» بسیار شاهد این هستیم و بودیم که اتفاقاتی را منطبق بر برخی روایات می‌‌نمودند که آسیب‌‌ها، آفت‌‌های جدی و پیامدهای ناگواری را به دنبال داشته است. تطبیق اتفاق‌‌ها و پدیده‌‌ها بر برخی نشانه‌‌ها از اتفاقات بزرگی است که صورت می‌‌گیرد و از آسیب‌‌های اساسی می‌‌باشد که صورت می‌‌گیرد؛ به عنوان مثال، تفسیرِ در موضوع انتظار و برداشت‌‌های نادرستی که در این مقوله رخ می‌‌دهد یا مبحث «ملاقات‌‌گرایی» و برداشت‌‌هایی که از ملاقات و نقل بسیاری از اتفاقاتی که در ملاقات‌‌ها رخ داده است، بدون توجه به اعتبار و سند آن‌‌ها یا «انتساب بی‌‌اساس برخی زمان‌‌ها و مکان‌‌ها به حضرت مهدی علیه‌السلام»، که البته ما روایات معتبری در رابطه با برخی اماکن و انتساب آنها به حضرت مهدی داریم(مسجد کوفه، سهله و…).

متأسفانه برخی از باب علاقه‌‌مندی، مکان‌‌هایی را در شهرهای مختلف منصوب به حضرت مهدی می‌‌نمایند؛ غافل از اینکه زمانی اعتبار لازم را ندارد، دچار چالش می‌‌شویم و انتساب و اعتباربخشی آن مکان به اعتبار انتسابش به حضرت مهدی، می‌‌تواند باعث ایجاد چالش‌‌هایی گردد.

از تحلیل‌‌های نادرستی که در سالیان اخیر پیرامون مقوله «قیام‌‌های پیش‌‌از ظهور» می‌‌باشد. عده‌‌ای از سر کینه‌‌ای که نسبت به انقلاب اسلامی دارند، از برخی روایات استفاده و آن‌‌ها را علم می‌‌نمایند و درواقع مشروعیت انقلاب را مخدوش می‌‌کنند و به زعم خودشان در برابر این تحول بزرگ شیعی، تصمیم به اظهارِ نظر دارند(هرچند به وفور می‌‌بینیم که بزرگان دین به آنان پاسخ داده‌‌اند).

به‌عنوان مثال، «وقت‌‌گذاری در زمان ظهور حضرت مهدی» از آسیب‌‌هایی است که گاهی مطرح می‌‌شود و ملاحظه می‌‌نماییم که کسانی برای ظهور زمان تعیین می‌‌کنند(فلان سال یا فلان ماه) که می‌‌بینیم چنین مطالبی با بیانات معصومین علیهم‌السلام هم‌‌خوانی ندارد. بنابراین تحلیل‌‌ها و تفسیرهای نادرست می‌‌تواند از آسیب‌‌های جدی و اساسی در مقوله مهدویت باشد. لذا ما موظف به انجام وظایف و متناسب با دوران عصر غیبت می‌‌باشیم و مسئولیت‌‌هایمان به عنوان یک منتظر را باید انجام دهیم.

۸- طرح مباحث غیرضروری در مهدویت

متأسفانه عده‌‌ای بدون توجه به مخاطبین بحث‌‌ها، مطالبی را بیان می‌‌نمایند که ضرورتی ندارد و احیاناً در آن نیز اتفاق نظری نیست؛ چنان‌‌چه در روایت داریم: «کلم الناس علی قدر عقولهم؛ با مردمان به اندازه خرد آنان صحبت نمایید» بنابراین گاهی بیان مطالب غیرضروری و غیرمتناسب با مخاطب، آسیب‌‌های اساسی‌‌ای را به دنبال خواهد داشت.

در معارف مهدویت مباحث کلیدی، اساسی و بنیادین به وفور یافت می‌‌شود که اگر کسی تمایل به پرداختنِ به آن‌‌ها داشته باشد، اساساً فرصت پیدا نخواهد کرد که مباحث غیرضروری، وارداتی و گاهی مبتذل را مطرح نماید.

بنابراین آنچه گفتیم، گذری بود بر آسیب‌‌هایی که عرصه‌‌های مهدویت را تهدید می‌‌نماید. البته بحث آسیب‌‌شناسی مهدویت بسیار گسترده می‌‌باشد و فقط در همین حد بنده اشاره‌‌ای داشتم که لازم است ان‌شاءالله علاقه‌‌مندان این بحث، مقالات و کتب موجود در این زمینه را ملاحظه نمایید و دیگران را نسبت به چنین آسیب‌‌هایی آگاه و پرهیز دهید.

به امید آن‌‌که روزی بتوانیم همه‌ ما مسئولیتمان را در مقابل وجود مبارک حضرت مهدی(عج) در شناخت و شناساندن معارف اصیل مهدوی و بررسی آسیب‌‌ها و… بتوانیم مسئولیت خود را به شایستگی اعمال نمایید و مرضی خاطر وجود مقدس حضرت بقیه‌الله‌الاعظم قرار بگیریم.

لینک کوتاه مطلب : http://fekrat.net/?p=8217