پیاده‌روی اربعین و اجتماع نوین اسلامی

اجتماع اربعین، اجتماعی کاملاً دینی است که بر پایه مفهوم ولایت شکل گرفته است و می‎توان آن را الگویی جهانی برای شکل‎دهی جامعه اسلامی دانست.

«فکرت، رسانه اندیشه و آگاهی»؛ پیاده‎روی اربعین، پدیده‎ای است که خبر از شکل‎گیری جامعه نوین اسلامی می‎دهد. زائر این طریق، با قدم نهادن در این مسیر، پا به اجتماعی که می‎گذارد که تعاملات و ارتباطات اجتماعی در آن متفاوت از تعاملات روزمره است و از همین رو، اجتماع اربعینی، اجتماعی کاملاً دینی است که بر پایه مفهوم ولایت شکل گرفته است و می‎توان آن را الگویی جهانی برای شکل‎دهی جامعه اسلامی دانست که در این یادداشت به تبیین آن پرداخته می‎شود.

پیادهروی اربعین و شکلگیری اجتماع

در میان مناسک عاشورایی، پیاده‎روی اربعین ویژگی حائز اهمیتی دارد. انبوه زائرانی که با پای پیاده و با زاد و توشه کم، و یا بدون آن، راهی مسیری می‎شود که در طول آن نیازها و احتیاجات گوناگون دارد و تأمین این نیازها، فراتر از پذیرایی‎های مختصری که در سایر مناسک عاشورایی وجود دارد، به شکل اساسی نیازمند شکل دادن اجتماعی است که اساسا در خدمت تأمین نیازهای مختلف میلیون‌ها زائر باشد؛ نیازهای مانند خوردن، آشامیدن، حمل و نقل، مسکن و خدمات بهداشتی و نیازهای دیگر. این اجتماع، اجتماع دستوری و تصنعی نیست، بلکه کاملاً خودجوش و مردمی و بر اساس میل و اختیار افراد در سطح وسیعی شکل می‎گیرد و این اجتماع، متفاوت از اجتماع‎های دیگر است.

تفاوت تعاملات و ارتباطات افراد با یکدیگر، با تعاملات روزمره دلیل واضح و مشخصی برای این مسئله است. به عنوان مثال فروشنده و یا راننده وسایل نقلیه که تنها در برابر دریافت هزینه و حق الزحمه حاضر به تأمین نیازهای دیگران است؛ در این اجتماع با میل و رغبت خود بدون هیچ چشم‎داشتی، خواسته و نیازهای زائران را برآورده می‎سازد و در تأمین این نیازها و احتیاجات زائر پای تأمین سود و یا منفعت شخصی در میان نیست.

نگاهی به مبانی فلسفی شکلگیری اجتماع

حکمای اسلامی بیان کرده‎اند که انسان موجودی است که طبیعت مدنی دارد. معنای کلی اصل مذکور، این است که انسان بدون اجتماع و به صورت انفرادی قادر به ادامه زندگى نیست، بعلاوه در انسان نیازها و استعدادها نهفته است که جز در پرتو زندگى اجتماعى به ظهور و فعلیت نمى‏رسد و این استعدادها و نیازها در متن خلقت انسان نهاده شده و همین‎ها انسان را به سوى زندگى اجتماعى مى‏راند و مى‏خواند (مطهری،۱۳۷۸، ج۲۵ :۲۴۷).

تبیین طبیعت مدنی انسان بر اساس نیازهای اولیه، موجب ذکر «اصل استخدام» می‎شود. این اصل بیان می‎کند که انسان همواره از دیگران نفع و سود خود را می‎خواهد و آنها را به عنوان وسیله‎ای برای رسیدن به نیاز و یا منفعت خود به کار می‎گیرد (طباطبایی،۱۳۸۷، ص: ۱۳۳). بر اساس حاکم بودن اصل استخدام در روابط فرد با دیگران، اجتماع انسانها شکل می‎گیرد؛ زیرا هر فردی با دیگران توافق می‎کند که در صورت برآوردن نیازها دیگران، دیگران نیز نیازها و خواسته‎های او را تأمین کنند و بر همین اساس اجتماع مبتنی بر استخدام تشکیل می‎شود؛ پس آن چنان که طبیعت انسان موجودی مدنی است؛ طبیعت او نیز استخدام‎گر است (طباطبایی،۱۳۷۱، ج۲: ص ۱۳۱).

با این حال، تأمین نیازها گوناگون در اجتماعات مختلف بنا به مراتب مختلف وجودی انسان صورت می‎گیرد. در مرتبه پایین، غایت یک اجتماع، صرفا بر اساس ادامه حیات و تأمین نیازهای ضروری مادی شکل می‎گیرد. در معنای دقیق‎تر تک‌تک افراد این اجتماع از تعامل و ارتباط با یکدیگر صرفاً خواستار ادامه حیات زندگی خود و تأمین نیازهای ضروری مادی هستند. شکل دیگری از اجتماع، براساس لذت‎طلبی و سود‎گرایی است و افراد این اجتماع خواهان لذت و سود بیشتر از یکدیگر در تعاملات و راتباط با یکدیگر هستند. هر چند که اصول اخلاق و یا باورهای دینی، عامل بازدارنده برای ظلم و یا تعدی به حقوق دیگران است؛ ولی با این حال، دین و یا اصول اخلاقی نقشی در شکل‎‎گیری اجتماع ندارد و تنها به عنوان عامل خارجی، نقش در تعدیل اجتماع دارد تا اجتماع بر اساس ظلم و تعدی به یکدیگر از هم فرونپاشد.

ولایت، اساس اجتماع اسلامی

با بررسی پیاده‎روی اربعین مشخص می‎شود که اجتماع تشکیل شده در این پیاده‎روی، نه صرفاً در جهت استمرار و یا ادامه حیات است و نه صرفاً بر اساس دست یافتن به سود و منفعت و یا لذت. بلکه تأمین نیازها و احتیاجات بر پایه نوعی ارتباط و محبت قلبی انجام می‎شود که این محبت و ارتباط قلبی، اصلی برای تعامل افراد با یکدیگر می‎شود. در یک نگاه کلی می‎توان گفت که این اجتماع، بر پایه مفهومی کاملاً دینی یعنی ولایت، بنا شده است. هر چند شرح و بسط مفهوم ولایت مجال مفصل دیگری می‎طلبد؛ ولایت، در لغت به معنای قرب و نزدیکی است، اما بررسی موارد استعمال این عبارت، مشخص می‎کند که این عبارت در نسبت با هر قرب و نزدیکی به کار نمی‎رود، بلکه موارد استعمال آن، در قرب و نزدیکی است که موجب حق تصرف و استفاده فرد از دیگری بشود. بنابراین می‎توان ولایت را چنین تعریف کرد: «…حقیقت ولایت، رابطه عمیق قلبی میان دو موجود عاقل است که منشأ استفاده یکی از دیگری می‌شود» (مصباح یزدی، ۱۳۹۴، ص ۴۳).

ولایت، در اندیشه اسلامی، مفهومی با پیش زمینه توحیدی و الهی است. توضیح آن که بر طبق آیات قرآن، به شکل استقلال و اولاً و بالذات، ولایت تنها در انحصار خداوند است: «فَاللَّهُ هُوَ الْوَلِیُّ» (شوری /۹). بنابراین هر حق تصرف تکوینی و یا تشریعی به شکل ابتدائی منحصر در خداوند است. اما در درجۀ دوم، مومنان نیز -بر پایه این ارتباط قلبی با خداوند- با یکدیگر ارتباط ولایی پیدا می‎کنند: «وَ الْمُؤْمِنُونَ وَ الْمُؤْمِنَاتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِیَاءُ بَعْضٍ» (توبه/۷۱). این ارتباط و محبت قلبی، اصلی برای تشکیل اجتماع اسلامی می‎شود. در حقیقت می‎توان گفت که صرف مسلمان بودن افراد یک جامعه، موجب اسلامی‌شدن آن اجتماع نمی‎شود، بلکه اسلامی‌بودن یک اجتماع، زمانی محقق می‎شود که تعاملات و ارتباطات افراد با یکدیگر بر پایه مفهوم دینی باشد و این مفهوم چیزی جز مفهوم ولایت نیست. اما مسأله اصلی این است که آیا این اجتماع نیز همانند سایر اجتماعات بشری بر پایه اصل استخدام شکل می‎گیرد؟

اجتماع زائران حسینی در اربعین شاهد واضحی بر این مطلب است که این اجتماع اساسا متفاوت از اجتماعات گذشته است.

اربعین و اجتماع نوین اسلامی

در پیاده‎روی اربعین، شاهد شکل‎گیری اجتماعی دینی هستیم. در این اجتماع، حقیقت ولایت الهی در میان زائران حضرت سیدالشهداء(ع)، آشکار و متبلور می‎شود و وجود حضرت سیدالشهداء، بابی الهی، برای تابندن نور الهی بر قلوب پاک طینتان عالم می‎شود. هر چند که درباره این واقعه بزرگ الهی، بسیار باید گفت و شنید؛ اما آنچه از لحاظ اجتماعی حائز اهمیت است، این است که ولایت الهی، قلوب زائران را با یکدیگر مرتبط می‎سازد و در نتیجه تأمین نیازها و احتیاجات افراد بر پایه مفهوم ولایت شکل می‎گیرد و نه بر اساس امور دیگر و از همین رو، این اجتماع، کاملا دینی است.

 اما نکته حائز اهمیتی که در این اجتماع وجود دارد، این است که این اجتماع بر اساس اعتبار اصل استخدام شکل نگرفته است و این گونه نیست که فرد در ارتباط با دیگری، خواهان آن باشد که دیگری را به استخدام خودش در بیاورد. بلکه مسأله کاملاً برعکس است؛ یعنی فرد خودش را برای تأمین نیازهای دیگری به خدمت دیگری درمی‎آورد و برهمین اساس می‎توان گفت که این اجتماع، بر پایه ایثار و مقدم کردن منفعت دیگری بر منفعت خود شکل گرفته است و نه اصل استخدام؛ اما عامل قوی که موجب می‎شود انسان از منفعت خودش چشم بپوشد، حقیقت ولایت است و فرد بر اساس محبت قلبی، تعاملات و ارتباطات خود را با دیگران شکل می‎دهد. بنابراین اجتماع اسلامی، که منشأ و خاستگاه آن مفهوم ولایت است، اساسا اجتماعی متمایز از سایر جوامع است. زیرا که بر پایه منفعت‎خواهی و یا اصل استخدام شکل نگرفته است و فرآیند متفاوتی بر پایه محبت قلبی و ارتباط الهی را در شکل‎دهی اجتماع طی می‎کند.

توجه به این مسأله عمیق، نشان از آن می دهد که اجتماع اربعین اساساً یک اجتماع متمایز از سایر اجتماعات بشری است و پدیده نوین اجتماعی است که بیانگر تحول بزرگ در زندگی اجتماع بشر است. البته انقلاب اسلامی ایران-پیش از این- نمونه‎ای دیگر از این اجتماع است که در محدودۀ کشور ایران و بر اساس اصل ولایت فقیه شکل گرفته است؛ اما ویژگی ممتاز اجتماع اربعین، جهانی بودن و فراملیتی بودن آن است.    

* محسن ابراهیمی، نویسنده و پژوهشگر

_________________________

منابع

قرآن کریم

طباطبایی، محمد حسین(۱۳۷۱) المیزان فی تفسیر القرآن، قم ،اسماعلیان

_______(۱۳۸۷) اصول فلسفه رئالیسم، بوستان کتاب قم، قم

مطهری، مرتضی (۱۳۷۸) مجموعه آثار شهید مطهری ره، انتشارات صدرا

مصباح یزدی، محمد تقی (۱۳۹۴) انسان سازی در قرآن، قم، انتشارات مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره)

لینک کوتاه مطلب : http://fekrat.net/?p=10918