در گفتگو با دکتر مردانی بررسی شد؛

پیوند عاشورای حسینی با مهدویت

«عاشورا»، روز مظلومیت امام حسین(ع) و اصحاب وفادار اوست، و «مهدویت»، یادآور غُربت امام مهدی(عج) در عصر غیبت است. تنهایی آن دو امام همام(ع) و شباهت یاران و مبــارزه با طاغوت‌‌های عصرشان...، برخی از نشانه‌‌های پیوند عاشورا و انتظار است.

عاشورا و مهدویت، پیوندی عمیق با هم دارند. حضرت مهدی(عج) یگانه منتقم مظلومان عالَم، منتظِر است تا روزی به ندای «هَل مِن ناصِرٍ یَنصُرُنِی» امام حسین(ع) لبیک گوید و انتقام خون پاک سیدالشهداء(ع) و یاران باوفایش را از ستمگران عالم بگیرد. هدف امام حسین(ع) از مبارزه با مستکبران و طواغیت عصرش این بود تا دین اسلام را احیاء و مردم را از جهل فرهنگی و نادانی سیاسی نجات بخشد و عدالت اجتماعی را در جامعه اسلامی برقرار نماید. حضرت مهدی(عج) نیز با ستمگران، مشرکان و مستکبران جهان مبارزه خواهد کرد تا احکام الهی و سنّت جدش رسول الله(ص) را احیاء و زمینه را برای تحقق عدالت اجتماعی در سرتاسر گیتی به معنای واقعی کلمه فراهم نماید.

می توان گفت که «عاشورا»، روز مظلومیت امام حسین(ع) و اصحاب وفادار اوست، و «مهدویت»، یادآور غُربت امام مهدی(عج) در عصر غیبت است. تنهایی آن دو امام همام(ع) و شباهت یاران و مبــارزه با طاغوت‌‌های عصرشان…، برخی از نشانه‌‌های پیوند عاشورا و انتظار است. محبّت آن دو امام(ع) نسبت به یکدیگر، مسأله‌‌ی انتقام از خون سیدالشهداء(ع)، تأکید بر خواندن زیارت عاشورا توسط حضرت مهدی(عج) یا گریستن آن حضرت(عج) برای جدّ غریبش که در زیارت ناحیه مقدسه آمده…، نمونه‌‌هایی از همبستگی «عاشورا» و «مهدویت» است. در همین راستا، «فکرت، رسانه اندیشه و آگاهی» گفتگویی با دکتر محمدحسین مردانی نوکنده، پژوهشگر عاشورایی و سردبیر فصلنامه پژوهش‌‌نامه معارف حسینی داشته است. آنچه در ادامه می‌آید،‌ مشروح این گفتگوست.

 

* جناب استاد بفرمایید که عاشورا و مهدویت دارای چه اهداف مشترکی با یکدیگر می‌‌باشند؟

قیام جهانی مهدی موعود(عج)، مکمل حرکت اصلاحی امام حسین(ع) در نهضت عاشورا است. در اینجا به برخی از اهداف مشترک عاشورا و قیام مهدی موعود(عج) اشاره می‌‌کنم:

  1. مبارزه با جاهلیت

هنگام بعثت پیامبر اکرم(ص)، در دنیا و سرزمین حجاز، جاهلیت حاکم بود و مردمان آن روز، به جنایاتی از جمله زنده به گور کردن دختران، زنا، شراب‌‌خواری، قتل عام همدیگر، غارت اموال دیگران و بت‌‌پرستی آلوده بودند. امیرالمومنین(ع) درباره‌‌ی آن دوره فرمود: «شما ای جماعت عرب، بدترین آیین را داشتید و در بد آب و هواترین منطقه زندگی می‏کردید. در میان سنگلاخ‌‌های خشن و مارهای سمّی به سر می‌‌بردید و آب گندیده می‌‌نوشیدید و غذاهای نامطلوب می‌‌خوردید. خون همدیگر را می‌‌ریختید و با ارحام قطع رابطه می‏کردید و در همه حال، به بت‌‌پرستی و گناه مشغول بودید» (سید رضی، ۱۳۷۸: ۲۶)

اما پیامبر اعظم(ص)، توانست در اندک زمان، آن چنان تحولی در سطح فرد و جامعه آن روز ایجاد نماید که پس از مدتی، جامعه‌‌ای کاملاً متفاوت با آن چه پیش از آن بوده است، پدید آورد، اما بعد از رحلت پیامبر(ص)، در جامعه‌‌ی اسلامی به تدریج در دوران حاکمیت مکتب خلافت و بنی‌‌امیّه، فرهنگ جاهلی دوباره احیاء شد و مردمان از زیست مؤمنانه خارج و بسوی شهوات و امیال نفسانی گرایش پیدا کردند. از این رو، مفاسد اخلاقی از جمله باده‌‌گساری، رقاصی و آوازه‌‌خوانی در جامعه رونق گرفت و از نظر اقتصادی، جامعه، به دو دسته‌‌ی فقر و غناء تقسیم شدند. سیدالشهداء(ع) در این شرایط، چاره‌‌ای جز قیام و مبارزه علنی بر علیه یزید نداشت تا مردم را از این جهل کشنده نجات بخشد و به سوی حق راهنمایی نماید.

در زیارت اربعین از قول امام صادق(ع) در توصیف اباعبدالله الحسین(ع) آمده است: «خدایا! سیدالشّهدا(ع)، در راه تو خون دل‌‌ها خورد تا بندگانت را از نادانی و سردرگمی و گمراهی رهایی بخشد»(طوسی، ۱۴۰۷، ج۶: ۱۱۳؛ ر.ک: ابن شعبه حرانی، ۱۴۰۴: ۲۴۵).

امام حسین(ع) به سپاه حرّ بن یزید ریاحی فرمود: «ألا و إنّ هؤلاء قد لزموا طاعه الشیطان، و ترکوا طاعه الرحمن، و اظهروا الفساد، و عطّلوا الحدود، و استأثروا بالفی‏ء، و أحلّوا حرام اللّه، و حرّموا حلال اللّه، و أنا أحقّ من غیّر؛ آگاه باشید که اینها به پیروى از شیطان تن داده‏اند و اطاعت از خداى رحمان را رها کرده‏اند، آشکارا فساد مى‏کنند و به حدود الهى عمل نمى‏نمایند، بخشى از بیت‌‌المال مسلمین‏ را به خود اختصاص داده‏اند و حرام خدا را حلال و حلال خدا را حرام کردند و من براى تغییر این وضعیت سزاوارترم» (ابومخنف کوفی، ۱۴۱۷: ۱۷۲؛ ر.ک: ابن شعبه حرانی، ۱۴۰۴: ۲۴۰؛ مکارم شیرازی، ۱۳۸۸: ۷۹).

اما جاهلیت آخرالزّمان، سخت‌‌تر و شدید‌‌تر از جاهلیت نخستین خواهد بود(احزاب/ ۳۳). امام صادق(ع) در این زمینه می‌‌فرماید: «همانا قائم ما با جاهلان بسیار سرسخت‌تری نسبت به جاهلانی که رسول خدا(ص) در دوران جاهلیّت با آنها مواجهه بود، روبرو می‌شود و متحمّل رنج و سختی بیشتری خواهد شد. علّت این جاهلیّت این است که رسول خدا(ص) زمانی برانگیخته شد که مردم سنگ، صخره و مجسّمه‌های چوبی را می‌پرستیدند، امّا امام مهدی(عج) هنگامی قیام می‌کند که همه‌‌ی مردم برای مقابله با او به تأویل کتاب خدا و احتجاج به آن متوسّل می‌‌شوند» (ابن ابی زینب، ۱۳۹۷: ۲۹۷).

در اینجا به برخی از مصادیق جهل در عصر غیبت (قبل از ظهور) اشاره می کنم:

نشناختن امام زمان(ع): پیامبر اکرم(ص) می‌‌فرماید: «مَنْ مَاتَ وَ لَایَعْرِفُ إِمَامَهُ مَاتَ مِیتَهً جَاهِلِیَّهً؛ هر کس بمیرد و امام زمانش را نشناسد به مرگ جاهلیت مرده است»(کلینی، ۱۴۰۷، ج۲: ۲۱). عدم معرفت نسبت به امام زمان(عج)، یکی از اساسی‌‌ترین مصداق جهل است، زیرا کسی که اهداف بعثت انبیاء و ضرورت وجود امامت را نداند، قطعاً نسبت به حقّ آنان جفا خواهد نمود، و در گمراهی فکری و رفتاری (انجام رفتارهای غیرعقلانی و انسانی) خواهد زیست و در حال کفر و نفاق (مرگ جاهلیت) خواهد مرد.

بی‌‌اطلاعی از کتاب خدا: پیامبر اکرم(ص) درباره‌‌ی مردم آخرالزمان فرمود: «فَعِنْدَهَا یَکُونُ أَقْوَامٌ یَتَعَلَّمُونَ الْقُرْآنَ لِغَیْرِ اللَّهِ وَ یَتَّخِذُونَهُ مَزَامِیرَ؛ در آن زمان، گروه‌‌هایی قرآن را برای غیر خدا یاد می‌‌گیرند و قرآن را وسیله‌‌ای برای آهنگانتخاب می‌‌کنند»(قمی، ۱۴۰۴، ج۲: ۳۰۶)، یعنی از نور قرآن هدایت نمی‌‌جویند و به دستوراتش که برای هدایت و سعادت بشر نازل شده است عمل نمی‌‌کنند.

جابه‌جایی معروف و منکر: «معروف جای منکر و منکر جای معروف را خواهد گرفت»(قمی، ۱۴۰۴، ج۲: ۳۰۶). در آخرالزمان دروغ گفتن، رشوه گرفتن، بی‌‌حجابی و عمل منافی عفت امری عادی می‌‌شود و اگر کسی بخواهد امر به معروف نماید، به شدت با او رفتار می‌‌شود، گویا منکر به معروف تبدیل شده است. همچنین ارزش‌‌های دینی به ضد ارزش تبدیل می‌‌شوند، مثلاً افراد راستگو و امانت‌‌دار در بین مردم بی‌‌ارزش شده، ولی افراد دروغگو و فریبکار محترم می‌‌شوند.

توجه به تمایلات نفسانی(هواپرستی): امیرالمومنین(ع) درباره‌‌ی عصر ظهور امام مهدی(عج) فرمود: «یَظْهَرُ فِی آخِرِ الزَّمَانِ وَ اقْتِرَابِ السَّاعَهِ وَ هُوَ شَرُّ الْأَزْمِنَهِ نِسْوَهٌ کَاشِفَاتٌ عَارِیَاتٌ مُتَبَرِّجَاتٌ مِنَ الدِّینِ دَاخِلَاتٌ فِی الْفِتَنِ مَائِلَاتٌ إِلَى الشَّهَوَاتِ مُسْرِعَاتٌ إِلَى اللَّذَّاتِ مُسْتَحِلَّاتٌ لِلْمُحَرَّمَاتِ فِی جَهَنَّمَ خَالِدَاتٌ؛ در آخرالزمان و نزدیک شدن رستاخیز که بدترین زمان‏‌ها است، زنان بدون پوشش و برهنه‌‌اند، و زینت‏‌های خود را آشکار می‏‌سازند، به فتنه‏‌ها داخل می‌شوند و به سوی خواسته‌های نفسانی و شهوانی می‌گرایند. به لذت‏‌ها می‌شتابند، حرام‏های الهی را حلال می‌شمارند، اینان در جهنم جاودانه خواهند بود»(ابن بابویه، ۱۴۱۳، ج۳: ۳۹۰)، حضرت حجت(عج) با همه‌‌ی این نادانی‌‌ها، انحرافات فکری، نژادپرستی، فساد اخلاقی و استبداد… مبارزه خواهد فرمود.

      ۲. برپایی حکومت اسلامی

باید برای خوانندگان محترم رسانه فکرت اشاره کنم که یکی از اهداف قیام سیدالشهداء(ع)، تشکیل حکومت اسلامی و احیای ارزش‌‌های اسلامی بود، لذا در صورت پیروزی، حکومت اسلامی با رهبری امام حسین(ع) تأسیس می‌‌شد تا در سایه‌‌ی آن بتواند اهداف اسلام (انسان‌‌سازی و جامعه‌‌پردازی) را تحقق بخشد.

بدون برپاسازی حکومت، نمی‌‌توان از احیای معارف و احکام الهی و تحقق عدالت در جامعه سخن گفت. امام حسین(ع) خود را شایسته منصب حکومت می‌‌دانست و هنگامی که ‌‌فرماندار مدینه برای بیعت با او آمد، فرمود: «کدامیک از ما شایستگی خلافت و بیعت داریم؟» (ابومخنف کوفی، ۱۴۱۷: ۸۱). این موضوع نشان‌دهنده‌‌ی شایستگی امام معصوم(ع) برای تشکیل حکومت اسلامی است. در جایی دیگر فرمود: «ما اهل‌بیت پیامبر(ع) به ولایت و رهبری مردم سزوارتر از اینها(بنی‌امیّه) هستیم، که به ناحق مدّعی این مقام بوده و همیشه راه ظلم و فساد و دشمنی با خدا را در پیش گرفته‌اند».

 امام خمینی(ره) در تبیین همین هدف می‌‌فرماید: «آنهایی که خیال می‌‌کنند حضرت سید الشهداء، برای حکومت نیامد. خیر (این سخن صحیح نیست)، اینها برای حکومت آمدند، برای اینکه باید حکومت در دست مثل سیدالشهداء باشد؛ (و) مثل کسانی که شیعه سیدالشّهداء هستند»(خمینی، ۱۳۶۹، ج۲۱: ۳۰). اما این واقعیت را سید الشهداء(ع) دریافته بود که اکنون، زمان حاکمیت امام معصوم(ع) نیست، چرا که جامعه، آنقدر از سنن نبوی(ص) و فرهنگ قرآنی فاصله گرفته، که از اسلام فقط نام و از قرآن فقط رسم آن مانده بود. 

هدف از تشکیل حکومت مهدوی در آخرالزّمان، تحقق آرمان همه‌‌ی انبیاء و هدف نهضت عاشورا است که در آن عدالت برپا گردد، بساط ستم برچیده شود و صالحان، فرمانروایان مردم باشند. «وَعَدَ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَیَسْتَخْلِفَنَّهُمْ‏ فِی الْأَرْضِ… وَ لَیُمَکِّنَنَّ لَهُمْ دِینَهُمُ الَّذِی ارْتَضى‏ لَهُمْ وَ لَیُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ‏؛ خدا به کسانى از شما که ایمان آورده و کارهاى شایسته کرده‏اند، وعده داده است که حتماً آنان را در این سرزمین جانشین [خود] قرار دهد… و آن دینى را که برای‌‌شان پسندیده است به سودشان مستقر کند، و بیم‌‌شان را به ایمنى مبدل گرداند»(نور/ ۵۵).

در کتاب «الغیبه» نعمانی آمده است که امام صادق(ع) فرمود: «این آیه در خصوص حضرت قائم(عج) و اصحابش نازل شده است»(ابن ابی زینب، ۱۳۹۷: ۲۴۰)، یعنی خداوند وعده داده است که حکومت جهانی از آن حضرت مهدی(عج) و اصحابش باشد تا بتواند با تشکیل حکومت، امنیت و آسایش را به تمام مردم دنیا بازگرداند. حکومت جهانی امام مهدی(عج) زمانی شکل می‌‌گیرد که تمام جهان آمادگی پذیرش و برپایی حکومت حقّه الهی را داشته باشند، حکومتی که بر مبنای توحید در سراسر جهان فراهم شود و سبب نابودی کفر و شرک و نفاق در سراسر گیتی شود. در حکومت جهانی مهدوی، یکتاپرستی در تمام عالم فراگیر و ظلم و بی‌‌عدالتی از چهره‌‌ی جهان برچیده می‌‌شود.

  1. امر به معروف و نهی از منکر

یکی از مهمترین عوامل شکل‌‌گیری نهضت عاشورا، امر به معروف و نهی از منکر بود. امام حسین(ع) مکرر به این موضوع اشاره می‌‌فرمود، تا به جامعه‌‌ی خفته بفهماند که علت این همه فسادها، ترک امر به معروف و نهی از منکر است که شما را دامن‌‌گیر فساد سیاسی(یزید) و فساد اقتصادی و فرهنگی کرده است. وقتی کاروان امام حسین(ع) به منزلگاه «ذى حسم» رسید، امام(ع) بپاخاست و فرمود: «آیا نمی‌‌بینید که مردم در زندگی ننگین و ذلت‌‌باری به سر می‌‌برند که نه به حق عمل می‌‌کنند و نه از باطل روی‌‌گردان می‌‌شوند. شایسته است که در چنین محیط ننگینی، شخص باایمان، جانبازی کند و به دیدار پروردگارش بشتابد. من در چنین محیط ذلت‌‌باری، مرگ را جز رستگاری و زندگی با ستمکاران را جز رنج و نکبت نمی‌‌دانم»(ابن شعبه حرانی، ۱۴۰۴: ۲۴۵).

امام حسین(ع) فرمود: «من تنها به انگیزه‌‌ی اصلاح امت جدم بپا خواستم، می‌‌خواهم امر به معروف و نهی از منکر نمایم و به روش جدم و پدرم علی بن ابی طالب(ع) رفتار نمایم»(ابن نما حلی، ۱۴۰۶: ۲۸).

حضرت در نامه‌‌ای خطاب به بزرگان بصره می‌‌نویسد: «من شما را به کتاب خدا و سنت پیامبر(ص) دعوت می‌‌کنم، زیرا سنّت پیامبر خدا از بین رفته است. اگر دعوت مرا بپذیرید و امر مرا اطاعت کنید شما را به راه هدایت راهنمایی می‌‌کنم»(ابن نما حلی، ۱۴۰۶: ۱۱۲).

در حکومت جهانی امام مهدی(عج)، فریضه‌‌ی امر به معروف و نهی از منکر برای احیای ارزش‌‌ها و هست‌‌پذیری عدالت اجتماعی نقش بسزایی دارد. از امام باقر(ع) درباره آیه «الَّذِینَ إِنْ مَکَّنَّاهُمْ فِی الْأَرْضِ أَقامُوا الصَّلاهَ وَ آتَوُا الزَّکاه»(حج/ ۴۱) سؤال شد، ایشان فرمود: «این آیه درباره‌‌ی حضرت مهدی(عج) و اصحابش وارد شده است. خداوند ایشان را مالک مشرق و مغرب زمین می‌‌گرداند و دین خود را ظاهر می‌‌سازد و به سبب او و اصحابش بدعت‌‌ها را می‌‌میراند، چنانکه سفهاء، حق را میرانده‌‌اند، تا اینکه در روی زمین اثری از ظلم دیده نشود، مهدی(عج) و اصحابش امر به معروف و نهی از منکر می‌‌کنند، و عاقبت امور برای خدا است»(قمی، ۱۴۰۴، ج۲: ص۸۷).

  1. عدالت اجتماعی

یکی از اهداف قیام امام حسین(ع)، همانند آرمان انبیای الهی، هست‌‌پذیری عدالت بود(حدید/ ۲۵). ایشان در نامه‌‌ای که به مردم کوفه می‌‌نویسد، یکی از اهدافش را جلوگیری از ستم و اجرای عدالت بیان می‌‌کند و می‌‌فرماید: «ای مردم! رسول خدا(ص) فرمود: «هر کس سلطان ستمگری را ببیند که حرام خدا را حلال شمرده و عهد خدا را می‌‌شکند، خلاف سنّت رسول خدا(ص) رفتار می‌‌کند و در میان بندگان خدا به گناه و ستم عمل می‌‌کند، ولی او (شخص مسلمان) سکوت اختیار کند و نه از راه کردار و نه از راه گفتار، سلطان ستمگر را سرزنش نکند و در مقام انکار و عیب‌‌گویی بر نیاید، بر خداوند است که مسلمان (ساکت) را به کیفر و سزای همان ستمگر (آتش جهنم) محکوم کند» (ابن شعبه حرانی، ۱۳۶۳: ۵۰۵).

در زمان غیبتِ حجت بن الحسن(عج)، بی عدالتی‌‌های قضایی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی در جامعه بروز می‌‌نمایند که هدف امام(عج) مبارزه با این نوع بی‌‌عدالتی‌‌ها است. امام رضا(ع) می‌‌فرماید: «هنگامی که قائم ما قیام نماید زمین به واسطه‌‌ی نور ایشان روشن می‌‌شود، ترازوی عدالت را در میان همه‌‌ی مردم قرار می‌‌دهد و در سرتاسر جهان هیچ انسانی به دیگری ستم نخواهد کرد»(خزاز رازی، ۱۴۰۱: ۲۷۳).

امام محمدباقر(ع) می‌‌فرمایند: «إِذَا قَامَ قَائِمُنَا فَإِنَّهُ یَقْسِمُ بِالسَّوِیَّهِ وَ یَعْدِلُ‏ فِی‏ خَلْقِ‏ الرَّحْمَنِ الْبَرِّ مِنْهُمْ وَ الْفَاجِرِ الْحَدِیثَ؛ امام قائم(عج) هنگاهی که ظهور نمایند اموال را به طور مساوی تقسیم می‌‌نمایند و میان همه‌‌ی مردم نیکوکار و بدکار به عدالت رفتار می‌‌نماید»(ابن بابویه، ۱۳۸۵، ج۱: ۱۶۱؛ ر.ک: مجلسی، ۱۴۰۳: ج۵۱: ۳۰).

یکی از ستم‌‌های رایج در عصر غیبت امام مهدی(عج) بر مردم، این است که بیت المال به عدالت میان مردم تقسیم نمی‌‌شود، اما در عصر زندگی و ظهور حجت حق(عج)، این ظلم فاحش ریشه کن خواهد شد. پیامبر اکرم(ص) می‌‌فرماید: «شما را به ظهور مهدی(عج) بشارت می‌دهم، او زمین را پر از عدل می‌کند، همان‌گونه که از جور و ستم پر شده است. ساکنان آسمان‌ها و ساکنان زمین، از او راضی می‌شوند و اموال و ثروت‌ها را بطور صحیح تقسیم می‌کند. کسی پرسید؟ معنی تقسیم صحیح ثروت چیست؟ فرمود: به مساوات در میان مردم تقسیم می‌‌گردد. سپس فرمود: دل‌های پیروان محمّد(ص) را پر از بی‌نیازی می‌کند و عدالتش، همه را فرا می‌گیرد، تا آنجا که دستور می‌دهد کسی با صدای بلند صدا زند: «هر کس نیاز مالی دارد، برخیزد». هیچ‌کس جز یک نفر برنمی‌خیزد»(ابن طاووس، ۱۳۷۴: ۳۵۱؛ ‌‌ر.ک: حائری، ۱۳۸۳: ۲۲۹؛ ر.ک: ابن ابی زینب، ۱۳۹۷: ۲۳۷).

  1. اصلاح جامعه

امام حسین(ع) در وصیت‌‌نامه خود به محمد حنفیه، هدف خود را اصلاح امت جدّش رسول الله(ص) و امر به معروف و نهی از منکر معرفی فرمود: «انّى لَمْ أَخْرُجْ أَشِرًا وَلا بَطَرًا وَلا مُفْسِدًا وَلا ظالِمًا وَ إِنَّما خَرَجْتُ لِطَلَبِ الاِْصْلاحِ فى أُمَّهِ جَدّى، أُریدُ أَنْ آمُرَ بِالْمَعْرُوفِ وَأَنْهى عَنِ الْمُنْکَرِ…؛ قیام من قیام فردی کامجو یا آشوبگر و یا ستمگر نیست. من برای اصلاح امت جدم به پا خواسته‌‌ام، قصدم امر به معروف و نهی از منکر است و به سیره‌‌ی جدم و پدرم رفتار می‌‌نمایم»(ابن شهرآشوب مازندرانی، ۱۳۷۹، ج۴: ۸۹).

یکی از اقدامات بنیادینی که امام حسین(ع) قصد انجام آن را داشت، اصلاح افکار و اندیشه‌‌های باطل و خرافاتی بود که از دوران معاویه در جامعه رواج داشت، و این امر جز با شهادت او و یارانش ممکن نبود.

هدف امام عصر(عج) نیز هدایت مردم بسوی حق تعالی و اصلاح جامعه‌‌ای است که دچار معضلات فرهنگی، سیاسی، اجتماعی و اقتصادی شده است. در سوره‌‌ی انبیاء می‌‌خوانیم: «وَ لَقَدْ کَتَبْنَا فىِ الزَّبُورِ مِن بَعْدِ الذِّکْرِ أَنَّ الْأَرْضَ یَرِثُهَا عِبَادِىَ الصَّلِحُون؛ ما در زبور، پس از تورات نوشتیم که این زمین را بندگان صالح من به میراث خواهند برد»(انبیاء/ ۱۰۵). امام محمدباقر(ع) فرمود: «ایشان اصحاب حضرت مهدی(عج) در آخرالزمان هستند»(قمی، ۱۴۰۴، ج۱: ۱۴). اینان همان بندگان صالح خدا و یاران مهدی(عج) هستند که وارثان زمین خواهند شد.

بنابراین، پیام امام حسین(ع) و مهدی موعود(عج) به جهان، پیام مساوات و برابری است، همان هدفی که به خاطر آن انبیای الهی در طول قرن‌‌ها رنج‌‌ها را به جان خریدند، تا امور مردم را اصلاح و سامان بخشند، اما طاغوت‌‌ها مانع تحقق آن ‌‌شدند؛ از این رو، امام مهدی(عج) زمانی ظهور خواهد کرد که بتواند جهان را از نظر اخلاقی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی متحول سازد، و جامعه‌‌ی انسانی را از تبعیض‌‌ها، بی‌‌عدالتی‌‌ها و بدعت‌‌ها پاک و حکومت جهانی را در زمین برپا نماید.

  1. ستیز با بدعت‌‌ها

امام حسین(ع) با شهادت خود، سبب رسوایی و در نتیجه نابودی دولت بدعت‌‌گذار بنی‌‌امیه شد و هرگز در مقابل زیاده‌‌خواهی یزید کوتاه نیامد، و فرمود: «أَ لَاتَرَوْنَ أَنَّ الْحَقَّ لَا یُعْمَلُ بِهِ وَ أَنَ‏ الْبَاطِلَ‏ لَا یُتَنَاهَى‏ عَنْهُ؛ آیا نمی‌‌بینید که به حق عمل نمی‌‌شود و از باطل نهی نمی‌‌شود؟»(ابن شعبه حرانی، ۱۴۰۴: ۲۴۵).

    در دوران امامت سالار شهیدان(ع)، بسیاری از تعالیم نبوی، به فراموشی رفت و امام حسین(ع)، ناگزیر برای احیای دین جدش و مبارزه با بدعت‌‌ها قیام نمود، زیرا یزید، آشکارا دست به فساد آلوده بود و جامعه‌‌ی اسلامی را دچار انحطاط و خود را خلیفه‌‌ی مسلمین و جانشین پیامبر(ص) می‌‌دانست، و چنین شخصی قطعاً اگر بر مردم حکومت می‌‌کرد، تمام ارزش‌‌های اسلامی از بین می‌‌رفت.

یکی از مهمترین بدعت‌‌های معاویه، تبدیل خلافت اسلامی به سلطنت، قتل عام مسلمین و محبّان امام علی(ع)، مصادره‌‌ی ظالمانه‌‌ی اموال مردم، رشد سرمایه‌‌داری فرعونی در جامعه، خواندن نماز جمعه در روز چهارشنبه و غیره نام برد، که سالار شهیدان(ع) برای بی اعتبار ساختن اسلام دروغین اموی و احیای اسلام ناب، دست به قیام زد تا با این بدعت‌‌ها مبارزه و آنها را نابود نماید (داودی، ۱۳۸۷: ۲۰۰ـ۲۰۵). امام حسین(ع) در نامه‌‌ای که به جمعی از بزرگان بصره نوشت، هدف از قیام بر ضد حکومت فاسد یزید را، احیای سنت جدش رسول الله(ص) و مبارزه با بدعت‌‌ها معرفی می‌‌کند و می‌‌فرماید: «من شما را به کتاب خدا وسیره‌‌ی پیامبر خدا فرا می‌‌خوانم، چرا که در جامعه‌‌ی شما سنت نبوی از بین رفته و بدعت و فریبکاری جایگزین آن شده است، اگر سخنانم را بشنوید و فرمانم را اطاعت کنید، شما را به راه راست هدایت مى‌‌کنم» (ابومخنف کوفی، ۱۴۱۷: ۱۰۷؛ نصر بن مزاحم، ۱۴۰۴: ۲۰۱). امام صادق(ع) فرمود: «وقتی قائم ما قیام کرد مردم را از نو به سوی اسلام دعوت می‌‌نماید و به سوی چیزی که کهنه شده و عموم مردم از آن دور افتاده‌‌اند، هدایت می‌‌کند. آن جناب، «مهدی» نامیده شده، چون به چیزی که مردم از آن دور شده‌‌اند هدایت می‌‌شود و «قائم» نامیده شده چون برای به پا داشتن حق قیام می‌‌کند»(مفید، ۱۴۱۳، ج۲: ۳۸۳). «امام مهدی(عج)، همان کاری را که رسول خدا(ص) انجام داد، انجام می‌‌دهد. بدعت‌‌های موجود را بی‌‌اعتبار خواهد ساخت، چنانکه رسول خدا(ص)، اساس جاهلیت را منهدم نمود، آنگاه اسلام را از نو بنا می‌‌کند»(ابن ابی زینب، ۱۳۹۷، ص۲۳۱؛ ر.ک: قمی، ۱۴۰۴، ج۲: ۸۷؛ مازندارانی، ۱۳۸۲، ج۱۲: ۳۸۴).

  1. عدم بیعت با طاغوت

مهمترین درسی که از واقعه کربلا می‌‌توان گرفت، بیعت نکردن با حکومت فاسد و زیر بار ظلم و ستم آن نرفتن است. امام (ع) با نهضت عاشورا، به همه‌‌ی انسان‌‌ها درس آزادگی و شجاعت آموخت، که به هیچ وجه نباید تسلیم طاغوت‌‌ها و حاکمان فاسد شد، بلکه باید با آنها مبارزه کرد، حتی اگر به قیمت جان‌‌مان تمام شود.

زمانی که معاویه از دنیا رفت و یزید جانشین وی شد، به حاکم مدینه دستور داد تا از امام حسین(ع) بیعت بگیرد. ولید شخصی را نزد امام(ع) فرستاد تا او را برای بیعت بخواند. عبیداله بن زبیر که همراه امام(ع) بود از ایشان پرسید: اکنون که برای بیعت دعوت شده‌‌ای چه خواهی کرد؟ امام حسین(ع) فرمود: «یَزِیدُ رَجُلٌ‏ فَاسِقٌ‏ شَارِبُ الْخَمْرِ قَاتِلُ النَّفْسِ الْمُحَرَّمَهِ مُعْلِنٌ بِالْفِسْقِ وَ مِثْلِی لَا یُبَایِعُ بِمِثْلِهِ؛ یزید مردی فاسق، فاجر، دارای فسق علنی، خورنده شراب، و قاتل نفس محرّمه است. پس کسی چون من با شخصی مثل یزید بیعت نمی‌‌کند» (ابومخنف کوفی، ۱۴۱۷: ۸۱). هنگامی که ابن عباس نزد امام(ع) آمد و قصد داشت امام(ع) را به بیعت با یزید ترغیب نماید، امام(ع) در جواب ایشان فرمود: «هیهات، هیهات! ای ابن عباس! اینان دست از من بر نخواهند داشت و هر جا باشم به من دست خواهند یافت، تا به اجبار بیعت کرده یا مرا به قتل برسانند. به خدا سوگند! آنان همانند یهود که در روز شنبه پیمان خدا را شکستند و ستم کردند، به من ستم خواهند کرد. من به همان راهی که پیامبر اکرم(ص) مرا بدان مأمور ساخته است، خواهم رفت. ما از آن خداییم و به سوی خدا باز می‌‌گردیم»(بحرانی، ۱۴۱۳، ج۳: ۴۸۵).

امام مهدی(عج) همانند جدش امام حسین(ع)، به هیچ وجه زیر بار بیعت با حاکمان و زمامداران ظالم نخواهد رفت و آنها را به کیفر اعمال‌‌شان خواهد رساند. طبق روایت فوق حضرت مهدی(عج) زمانی که ظهور می‌‌نماید که بیعت هیچ حکومت جائری بر او نباشد. امام زمان(عج) در فلسفه غیبت‌‌شان می‌‌فرمایند: «اما در خصوص علت غیبت، هر یک از پدران من بیعتى از طاغوت‏هاى زمان به گردن داشتند، قطعاً من  ظهور خواهم کرد هنگامی که بیعت احدى از طاغوت‏ها بر گردنم نباشد»(قطب الدین راوندی، ۱۴۰۹، ج۳: ۱۱۱۵).

  1. انتقام ازقاتلان امام حسین(ع)

حضرت مهدی(عج)، یگانه منتقم خون جدش سید الشهدا(ع) است. در دعای ندبه، حضرت مهدی(عج) به عنوان منتقم خون حسین(ع) معرفی شده است: «کجاست طالب خون حسین(علیه‌‌السلام) که در کربلا کشته شد؟ کجاست آن که بر متجاوزان و مفتریان بر او، یاری شده است»(ابن مشهدی، ۱۴۱۹: ۵۷۹).

    امام مهدی(عج) به عنوان یگانه منجی عالم بشریت و منتقم شناخته شده است. او تنها کسی است که کاخ‌‌های استبداد را ویران، و از جفاکارن و قاتلان مظلومان و اولیای الهی انتقام خواهد گرفت. پیامبر اکرم(ص) هنگامی که به معراج رفتند در آن شب، خداوند چهره‌‌ی نورانی حضرت مهدی(عج) را به پیامبرش نشان داد و فرمود: «یَا مُحَمَّدُ وَ عِزَّتِی وَ جَلَالِی إِنَّهُ الْحُجَّهُ الْوَاجِبَهُ لِأَوْلِیَائِی وَ الْمُنْتَقِمُ‏ مِنْ‏ أَعْدَائِی؛ ای محمد، به عزت و جلالم سوگند که او حجت خدا بر دوستان من، و منتقم دشمنان من است»(طوسی، ۱۴۱۱: ۱۴۸). همچنین فرمود: «وَ هَذَا الْقَائِمُ‏ الَّذِی‏ یُحَلِّلُ‏ حَلَالِی وَ یُحَرِّمُ حَرَامِی وَ بِهِ أَنْتَقِمُ مِنْ أَعْدَائِی؛ این «قائم» همان است که حلال مرا حلال و حرام مرا حرام می‌‌کند، من به وسیله‌‌ی او از دشمنانم انتقام می‌‌گیرم»(ابن بابویه، ۱۳۹۵، ج۱: ۲۵۳).

در زیارت عاشورا نیز از امام مهدی(عج) به عنوان خونخواه امام حسین(ع) یاد شده است و ایشان را به عنوان ثارالله (خون خدا، یا خون‌‌خواه خدا) معرفی نموده است.

 

* بسیار ممنون از شما بابت ارائه مطالب کاربردی و مفید، در پایان لطفاً جمع‌‌بندی و نتایج مطالبی را که بیان فرمودید را ذکر نمایید:

  • امام حسین(ع) تمام سرمایه‌‌ی وجودی خود را در راه اسلام ایثار کرد تا اسلام ناب بماند. اگر فداکاری، ایثار، شجاعت، و جانفشانی سالار شهیدان(ع) در راه خدا نبود تاکنون هیچ نامی از دین مبین اسلام باقی نمی‌‌ماند. حضرت مهدی(عج) نیز برای پاسداشت ایثارگری‌‌های جدّ بزرگوارش، و احیای اسلام و ارزش‌‌های اسلامی و حسینی قیام خواهد فرمود.
  • سیره‌‌ی حضرت مهدی(عج)، همان سیره‌‌ی امام حسین(ع) است. برای شناخت انتظار و مهدویت، نخست باید امام حسین(ع) را شناخت و با آرمان‌‌های او آشنا شد.
  • توأمانی ذکر امام مهدی(عج) با یاد امام حسین(ع)، بیانگر آرمان‌‌ها، اهداف مشترک، انتقام خون مظلوم کربلا، سیره‌‌ی یکسان آنها در مبارزه با مستکبران، مبارزه با بدعت‌‌ها، عدم ذلت‌‌پذیری و بیعت نکردن با طاغوت است.
  • هدف منجی موعود از تأکید بر یاد جد مظلومش(ع)، این است که شیعیان به تأسّی از او، امر به معروف و نهی از منکر نمایند و در برپایی عدالت اجتماعی در جامعه از هیچ کوششی فروگذار نکنند.
  • اگر امام حسین(ع) با شهادت خود، بت زمانش را ملعون ابدی ساخت، مهدی موعود(عج) نیز از این آرمان الهی دفاع می‌‌کند و تمام مستکبران عالم را نابود خواهد ساخت.
  • اهداف امام حسین(ع) از قیام عاشورا، عدالت‌‌خواهی و مبارزه با ظلم و ستم و امر به معروف و نهی از منکر و اصلاح امور امت بود، ولی بخاطر خیانت مردم و جبهه نفاق، این اهداف به فرجام نرسید، اما حضرت مهدی(عج) از طرف خداوند به عنوان منتقم خون حسین بن علی(ع) و شهدای کربلا و همه‌‌ی مظلومان عالم، با قیام خود، اهداف ناتمام جدش را به به اتمام خواهد رساند، و عدالت اجراء و سنت نبوی احیاء خواهد شد.
لینک کوتاه مطلب : http://fekrat.net/?p=10269