کنترل و نظارت سلبریتی‌ها

نظارت با برنامه ریزی، هدفمند و فاقد حساسیت زایی بر روندهای کلی فرهنگ سازی(تولید و ارائه معنا در افکار عمومی) مقتضای مهندسی فرهنگ است. حتی در جوامع لیبرال سرمایه داری نیز سلبریت‌ها در عین برخورداری خاص از حمایت سازمان‌های فرهنگی، سیاسی و اقتصادی،  ملزم به رعایت قوانین و ارزش‌های اخلاقی پذیرفته شده و قواعد بازی در عرصه تبلیغات فرهنگی اجتماعی‌اند. بنابراین سلبریت‌ها هم به دلیل توان بالا برای تاثیرگذاری مثبت یا منفی برافکار عمومی، در عمل نمی‌توان آنها را از اعمال هر نوع نظارت و کنترل رسمی و غیر رسمی معاف دانست.

دنیای مدرن محصولات و خروجی‌های فراوانی برای دنیای امروز ما به ارمغان آورد. جامعه ما هم به دلیل تهاجم فرهنگی و تحت تاثیر مفاهیمی چون توسعه و جهانی شدن از این محصولات به ظاهر پر زرق و برق محروم نمانده. یکی از این محصولات، مفهومی تحت عنوان «سلبریتی» است. افراد به ظاهر هنرمندی که با هنرنمایی رسانه‌های دیداری و شنیداری و حمایت اشخاص و یا کمپانی‌های خاص، در جامعه معروف و تبدیل به الگو و برند شده‌اند. متن زیر مصاحبه سید حسین شرف الدین، دانشیار و عضو هیات علمی موسسه امام خمینی ره با یکی از پژوهشگران حوزه  فرهنگ و ارتباطات در این باب می‌باشد.

 

آیا نظارت بر فعالیت‌های سلبریتی داخلی ضرورت دارد؟

نظارت با برنامه ریزی، هدفمند و فاقد حساسیت زایی بر روندهای کلی فرهنگ سازی(تولید و ارائه معنا در افکار عمومی) مقتضای مهندسی فرهنگ است. حتی در جوامع لیبرال سرمایه داری نیز سلبریت‌ها در عین برخورداری خاص از حمایت سازمان‌های فرهنگی، سیاسی و اقتصادی،  ملزم به رعایت قوانین و ارزش‌های اخلاقی پذیرفته شده و قواعد بازی در عرصه تبلیغات فرهنگی اجتماعی‌اند. بنابراین سلبریت‌ها هم به دلیل توان بالا برای تاثیرگذاری مثبت یا منفی برافکار عمومی، در عمل نمی‌توان آنها را از اعمال هر نوع نظارت و کنترل رسمی و غیر رسمی معاف دانست. البته در هرجامعه معمولا گفتمان‌های غالب، فرایندها و روال‌های تثبیت شده، ساختارهای آشکار و پنهان، نهادها و سازمان‌های اجتماعی، سبک‌های زندگی، شیب‌های رفتاری، حضور رقبا و… معمولا افراد را در هر موقعیت به نوعی تحت کنترل داشته و اراده‌های ناهمسو و گریز از مرکز آنها را مهار می‌کنند. البته همانگونه که در قبل هم اشاره شد، اعمال نظارت بر این سنخ افراد به دلیل جایگاه و منزلت کریزمایی، اعتبار اجتماعی و کثرت هواداران و مریدان باید با دقت و ظرافت خاصی و بدور از هر نوع حاشیه سازی و ایجاد حساسیت صورت پذیرد.

 

به چه روش‌هایی می‌توان بر سلبریتی‌ها نظارت و کنترل کرد؟

(خود سلبریتی‌ها، رسانه‌هایی که سلبریتی را برساخت می‌کنند) از طریق رصد نامرئی فعالیت‌های حرفه‌ای و غیر حرفه‌ای آن‌ها در حوزه‌های فرهنگی، اجتماعی، اقتصاد، سیاسی، ورزشی و…) ، نظارت با واسطه از طریق سازمان‌های محل خدمت آنها، گفت و گوهای رسانه‌ای، نفوذ در صف هواداران و ملازمان آنها،‌ نظارت توسط افکار عمومی و شبکه‌های مردمی، نظارت از طریق کانال‌ها و شبکه‌های اجتماعی، بهره گیری از رقبا، نظارت از طریق اعتماد سازی و در اختیار نهادن امکانات و…

 

چه ساز و کارها و سیاست‌هایی باید برای نظارت بر سلبریتی‌ها به بهترین شکل، ایجاد یا حذف شود؟

(سیاست‌گذاری) بی شک، اتخاذ سیاست‌های نرم در برخورد‌ با این قشر به دلیل موقعیت خاص آنها موثرتر از سیاستهای سخت و خشن و سخت گیری‌های حساسیت برانگیز است. نظام اسلامی باید از طریق گفت و گو ی با کارشناسان فرهنگی، تربیتی، اطلاعاتی و امنیتی؛ مناسب‌ترین راه‌ها را برای تحقق این هدف فارغ از هر نوع هزینه تمهید کند. این قشر و این سنخ شخصیت‌ها نیز همچون سایر اقشار بخشی لاینفک از جامعه محسوب می‌شوند و برغم برخی ذهنیت‌ها، بالقوه کارکردهای مثبت و بعضا منحصر بفردی برای جامعه و بخش‌های مختلف آن دارند. از این رو، نباید با ایجاد حساسیت‌های بی‌مورد مانع از نقش آفرینی‌های مثبت آنها در ساحت‌های مختلف حیات اجتماعی شد. به بیان دیگر، ضرورت نظارت و کنترل برآنها نباید به عنوان یک مساله و چالش جدی تلقی شود. بدون شک، هر یک از اقشار جامعه در صورتی که احساس کند نظام سیاسی به صورت آشکار و پنهان، کنش‌ها و ارتباطات او را تحت نظارت و مراقبت دارد، واکنش منفی نشان خواهد داد.

 

نهادهای مسئول در حوزه نظارت بر فعالیت سلبریتی­‌ها کدام هستند؟ کدام باید باشند؟

بسته به موقعیت و میدان حضور و فعالیت اجتماعی آنها متفاوت خواهد بود. در کل، می‌توان با میانجی سازمان‌های ذیل، فعالیت‌های متنوعی که با واسط و بی واسطه توسط سلبریت‌ها یا تحت تاثیر نفوذ و اقتدار معنوی آنها در کشور انجام می‌گیرد، تحت نظارت گرفت: سازمان‌هایی مثل اتحادیه‌های صنفی، صدا و سیما، شورای عالی انقلاب فرهنگی، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، شورای فرهنگ عمومی، شورای عالی فضای مجازی، وزارت علوم، تحقیقات و فناوری، وزارت ورزش، سازمان تبلیغات اسلامی، رسانه‌های جمعی(بویژه مطبوعات)، سازمان‌ها تاثیرگذار بر فعالیت شبکه‌های اجتماعی، چهره‌های شاخص فرهنگی مثل برخی از اساتید دانشگاه و علمای حوزه، پلیس فتا، دادگاه ویژه روحانیت، دادگاه مطبوعات.

 

چگونه می‌توان با کنترل غیررسمی سلبریتی‌ها را مدیریت کرد؟(راهکار)

نظارت موثر در این گونه موارد معمولا از نوع  نظارت غیر رسمی است که عمدتا توسط افکار عمومی، نهادهای مدنی، رسانه‌های جمعی، سازمان‌های مردم نهاد، چهره‌های متنفذ علمی و فرهنگی و…  اعمال می‌شود.

 

چگونه می‌توان بر رفتارهای نمایشی (خارج از عرف) سلبریتی‌ها در فضای مجازی نظارت کرد؟

فکر می‌کنم از طریق کاربران متعهد فضای مجازی، علاقمندان و هواداران آنها، سازمان‌های ناظر مثل پلیس فتا، بتوان افراد متخلف و نوع رفتارهای خلاف عرف آنها را شناسایی کرد و تذکر داد و در صورت عدم تاثیر به فشارهای اجتماعی، اعمال محدودیت‌های قانونی و سعی در پراکندن هواداران از گرد آنها متوسل شد.

 

چه اشکالاتی در شیوه تعامل حاکمیت با سلبریتی‌ها وجود داشته است؟

پاسخ به این سوال نیاز به جریان شناسی موضوع در سال‌های بعد از انقلاب دارد. به زعم من، غلبه نگاه بیشتر منفی به پدیده و جریان سلبریت بویژه به دلیل عملکرد برخی از این چهره‌ها، عامل اصلی بی برنامگی موجود و فقدان استرتژی‌های مشخص در مواجهه با این جریان بوده است. الصاق برچسب‌هایی همچون خودخواه، مغرور، فرصت طلب، منفعت جو، نماینده فرهنگی مدرنیته، محصول تهاجم فرهنگی، مروج سبک زندگی غربی و… همه حکایت از یک مواجهه خصمانه و تدبیر نشده با این جریان پرتنوع و مهم دارد. همچنین ارزش داوری سطحی برخی مسئولان فرهنگی در مواجه با این پدیده و ارزیابی سلبریت‌ها با رویکردهای صرفا تربیتی و ارزشی (که تنها برخی از آنها را شامل می‌شود) نشانه دیگری از مواجهه سطحی با این پدیده است. موانع ذهنی و عینی دیگری نیز در این مواجهه مبهم دخیل بوده  است. برای نمونه وجود این تلقی که حمایت رسمی از آنها موجب اقبال بیشتر جوان‌ها بدانها شده و ناخواسته به رونق بازار آنها منجر می‌شود؛ یا غلبه این تلقی که حمایت و تایید ضمنی آنها موجب رویگردانی  متشرعان و گروه‌های حزب اللهی‌های جامعه از نظام و کارگزاران فرهنگی آن می‌شود؛ همچنین غلبه این ذهنیت که با ملاک‌هایی الگویی شخصیت‌های اسوه، و حساسیت‌های حوزه تربیت، غالب سلبریت‌های موجود و مدعی را نمی‌توان و نباید در معرض الگوگیری نسل جوان قرار داد؛ یا غلبه این احساس که روی خوش نشان دادن به آنها موجب افزایش توقعات آنها از نظام  و سهم خواهی بیشتر می شود؛  و نیز غلبه این انگاره که حمایت خاص از آنها  نوعی تبعیض توجیه ناپذیر در افکار عمومی تلقی می‌شود؛ یا اینکه حمایت از آنها یک ریسک محتمل است چرا که وضعیت آینده آنها برای ما نامشخص است.

البته سلبریت‌ها نیز چون بعضا و بلکه غالبا موضع اپوزیسیونی دارند، تمایل چندانی به همراهی با نظام ندارند و در مواردی حتی ابراز مخالفت بابرخی سیاست‌های فرهنگی نظام را برای خود امتیاز پنداشته و زمینه بیشتری برای جذب جوانها یا رسانه های بیرونی بدانها را فراهم می سازد.

لینک کوتاه مطلب : http://fekrat.net/?p=3754