استعمار؛ روزگاری که با پنبه سر می‌برید

در صنعت پنبه بود که شیوه جدیدی از تولید ایجاد شد. کارخانه خودش اختراع صنعت پنبه بود. صنعت پنبه همچنین مبدع و عامل ارتباط میان کشتزارهای برده‌داری در آمریکا و تولید در اروپا بود.»این استاد تاریخ آمریکایی در تبیین تاثیر پنبه بر سرمایه‌داری صنعتی توضیح می‌دهد که: «وقتی که جهان مستعمره به تامین‌کننده مهم مواد خام و یک بازار مهم برای محصولات صنایع تولیدی تبدیل شد.

اسمــش هـــم جالــب اســـت و کنجکاو برانگیز. شروعش کمی سخت اما در ادامه آنقدر جذاب می‌شود که مخاطب نمی‌تواند کتاب را زمین بگذارد و ۶۰۰ صفحه آن را با علاقه دنبال می‌کند. کتاب «امپراتوری پنبه» قرار است از سرمایه‌داری بگوید، از سرمایه‌داری‌ای که بر جهان سیطره انداخته است و زندگی مردم را تحت‌تاثیر قرار داده، امپراتوری پنبه، در یک مقدمه و ۱۴ فصل، به روند صنعتی شدن پنبه و اثرات آن بر جهان، خصوصا جهان سرمایه‌داری پرداخته است. اسون بکرت، نویسنده این‌ کتاب، مورخ و استاد دانشگاه هاروارد، متخصص تاریخ قرن نوزدهم و تاریخ جهانی‌شدن است. او در این اثر با تمرکز بر اقشار کمتر دیده‌شده در تاریخ به اثرات آنها بر جامعه و انسانیت می‌پردازد. ضمن اینکه کتاب، با نشان دادن ابعاد پنهان یک موضوع به ظاهر کم‌اهمیت سراغ منازعات انسانی رفته است. درحقیقت اسون بکرت در این کتاب افقی جهانشمول دارد و با نشان دادن اهمیت پنبه و روند صنعتی شدن آن، به مسائلی پرداخته است که تاکنون کسی آن را ندیده یا نخواسته ببیند.

یکی از مهم‌ترین این مسائل، سرمایه‌داری جنگ است. سرمایه‌‌داری جنگ، شکل واقعی سرمایه‌داری است؛ بدوی، خشونت‌‌بار و ضدانسانی. چیزهایی که طی این سال‌‌ها در تغییر سرمایه‌‌داری دیده‌‌ایم در واقع پوسته‌ای است در پنهان کردن آنچه به کام مردم تلخ است. در این گزارش بخش‌هایی از اثر را بازخوانی می‌کنیم تا ببینیم که چرا نویسنده به سمت نوشتن این کتاب رفته است؟

 

امپراتوری پنبه چه می‌گوید؟

اسون بکرت، استاد تاریخ دانشگاه هاروارد در کتاب معروفش «امپراتوری پنبه؛ یک تاریخ جهانی» سعی دارد چشمان ما را به ریشه‌ سرمایه‌داری و تاریخ شکل‌گیری آن باز کند و قرائتی از تاریخ را به اثبات برساند که به زعم وی پیوندی ناگسستنی با «پنبه» دارد. بکرت تعصب زیادی روی کتابش دارد و خودش به خوبی آن را معرفی و از نتیجه‌ کارش دفاع کرده است. بیش و پیش از هرگونه معرفی و توضیحی خواندن حرف‌های خود بکرت سودمند است. با هم بخش‌هایی از ترجمه‌ این کتاب را که از صفحه‌های متفاوتی از کتاب دستچین شده، مرور می‌کنیم.

نویسنده در اوایل کتاب در معرفی رویکرد و محتوای کتابش می‌نویسد: «این کتاب می‌خواهد با نگاه به گذشته سرمایه‌داری،‌ تاریخچه سرمایه‌داری‌ای را که امروز بر جهان حاکم است، توضیح دهد. برخلاف آنچه پیش‌تر درباره تاریخ سرمایه‌داری نوشته‌اند،‌ کتاب امپراتوری پنبه،‌ بنا ندارد به‌دنبال توضیح مساله تنها در یک نقطه از دنیا باشد. این کتاب، سرمایه‌داری را از تنها راهی که می‌توان آن را فهمید، می‌فهمد: در یک قاب جهانی. هسته اصلی تحول بزرگ سرمایه‌داری جنبش و گردش سرمایه،‌ مردم، کالا و مواد خام در سراسر جهان است و ارتباط و اتصالی که به سبب سرمایه‌داری میان بخش‌های دورافتاده از هم در دنیا شکل گرفت و این شاکله اصلی این کتاب است.» نویسنده در بخش دیگری از کتاب در مورد آنچه می‌خواهد بگوید گفته است: «کتاب امپراتوری پنبه، ادعاهای هیجان‌انگیزی را که مدعی کشف مرحله جدیدی در تاریخ سرمایه‌داری‌اند، به چالش می‌کشد.

این کتاب نشان می‌دهد که سرمایه‌داری از آغاز شکل‌گیری آن جهانشمول بوده و این پیکربندی سیال و فضایی اقتصاد جهانی یک ویژگی مشترک از سیصد سال اخیر تا امروز بوده است. این کتاب همچنین استدلال می‌کند که در اغلب زمان تاریخ سرمایه‌داری، روند جهانی‌سازی و نیاز به دولت – ملت، آن‌طور که اغلب باور می‌شود، یک مساله متضاد نبوده بلکه این دو متقابلا یکدیگر را تقویت کرده‌اند…با تمرکز بر یک کالای خاص (پنبه) و رصد و ردیابی چگونگی کشت،‌ حمل‌ونقل، تامین مالی،‌ تولید،‌ فروختن و مصرف آن می‌توانیم ارتباط بین مردم و مکان‌هایی را مشاهده کنیم که به‌خاطر سیر مطالعه محدودشده در مرزهای ملی در حاشیه مانده‌اند. به‌جای تمرکز بر تاریخ یک رویداد خاص،‌ مثل جنگ داخلی آمریکا یا مکانی خاص، مانند کارخانه پنبه در اوزاکا یا گروهی خاص مانند بردگان پنبه‌کار هند غربی یا فرآیندی خاص مثل فرآیند تبدیل کشاورزان روستایی به کارگران مزدبگیر صنعتی، این کتاب از بیوگرافی یک محصول به‌عنوان یک پنجره استفاده می‌کند؛ پنجره‌ای به بعضی از مهم‌ترین سوالاتی که می‌توانیم در مورد تاریخ جهان بپرسیم و به باز تفسیر یک تاریخ با پیامدهای عظیم بپردازیم: تاریخ سرمایه‌داری.»بکرت درباره‌ اینکه چرا پنبه را تا این حد مهم می‌داند، می‌نویسند: «پنبه یکی از معدود کالاهای ساخته‌شده به دست انسان است که هر کجا در دسترس است و این خود هم گواهی بر سودمندی و فایده پنبه و هم گواهی بر افزایش اعجاب‌آور سرمایه‌داری در تولید و مصرف انسان است. یک کمپین تبلیغاتی اخیرا در آمریکا جمله خیلی دقیقی را به‌عنوان شعارش انتخاب کرده است: پنبه الیاف زندگی ماست».و در جای دیگری می‌نویسد: «همزمان که جهان مدرن پا به سن می‌گذاشت، پنبه بر تجارت جهانی مسلط شد. کارخانه‌های پنبه بالاتر از هر نوع تولیدی دیگر در آمریکای شمالی و اروپا برجسته شدند. رشد و تولید پنبه در بیشتر سال‌های قرن نوزدهم بر اقتصاد آمریکا مسلط بود.

در صنعت پنبه بود که شیوه جدیدی از تولید ایجاد شد. کارخانه خودش اختراع صنعت پنبه بود. صنعت پنبه همچنین مبدع و عامل ارتباط میان کشتزارهای برده‌داری در آمریکا و تولید در اروپا بود.»این استاد تاریخ آمریکایی در تبیین تاثیر پنبه بر سرمایه‌داری صنعتی توضیح می‌دهد که: «وقتی که جهان مستعمره به تامین‌کننده مهم مواد خام و یک بازار مهم برای محصولات صنایع تولیدی تبدیل شد (برای مثال تا ۶۰ درصد کالاهای پنبه‌ای صادراتی بریتانیا به هند و شرق دور می‌رفت)، سرمایه‌داری صنعتی شکل تازه‌ای به خود گرفت و دولت‌ها با اهرم‌های سیاسی کنترل مناطق تامین‌کننده مواد خام و بازارها را به دست گرفتند.» اسون بکرت معتقد است پنبه دوران جدیدی از تاریخ بشر را رقم زده است: «پنبه، درحالی که در عصر کارخانه‌های آهن و فولاد و مواد شیمیایی و ماشین‌آلات الکتریکی به وضوح در اقتصاد جهانی کم‌اهمیت‌تر می‌شد، با یک تغییر بزرگ جغرافیایی،‌ خبر از دوره جدیدی از سرمایه‌داری جهانی می‌داد.»وی حتی تصورات ما را از تاریخ سرمایه‌داری این‌گونه به چالش می‌کشد: «ما خیلی وقت‌ها، به‌خاطر میل و اشتیاق‌مان برای ساختن یک سرمایه‌داری شریف و پاکیزه، ترجیح می‌دهیم که واقعیت برده‌داری، سوءاستفاده و استعمار را از حافظه تاریخ پاک کنیم. ما تمایل داریم تا سرمایه‌داری صنعتی را یک امر مردانه عنوان کنیم درحالی که اتفاقا این نیروی کار زنان بود که تا حد زیادی امپراتوری پنبه را ایجاد کرد. پایه و اساس بیشتر زندگی معاصر ما را سرمایه‌داری شکل داده است. سرمایه‌داری نه‌ فقط از منظر اقتصادی و مادی که عمیقا به‌صورت احساسی و ایدئولوژیک زندگی ما را تحت‌تاثیر قرار داده است. گاهی وقت‌ها نادیده گرفتن حقایق تلخ ساده‌تر است.» اسون بکرت از نوعی از سرمایه‌داری حرف می‌زند که خود آن را سرمایه‌داری جنگ می‌نامد: «ما معمولا وقتی از سرمایه‌داری، حداقل آن مدل جهانی‌اش، سخن می‌گوییم، در ذهن‌مان‌ به نوعی تولید انبوه که از آغاز ۱۷۸۰ میلادی با ظهور انقلاب صنعتی پدید آمد فکر می‌کنیم. اما سرمایه‌داری جنگ که از قرن شانزدهم شروع به رشد کرد،‌ خیلی زودتر از ماشین‌ها و کارخانه‌ها پدید آمد. سرمایه‌داری جنگ نه از دل کارخانه‌ها که از میان زمین‌های کشاورزی شکوفا شد.

این چیزی نبود که با ماشینی شدن به وجود بیاید، بلکه پیش از آن با سلب مالکیت زمین‌ها و بهره‌کشی شدید نیروی کار در آفریقا و آمریکا شکل گرفته بود. از آن سلب مالکیت‌ها،‌ ثروت‌ها و دانش‌های جدیدی پدید آمد که باعث قدرتمند شدن نهادها و بنگاه‌ها و دولت‌های اروپایی شد و این تمام پیش‌شرط‌های حیاتی برای توسعه اقتصادی فوق‌العاده اروپا در قرن نوزدهم و فراتر از آن بود. خیلی از مورخان،‌ این دوره را سرمایه‌داری «تجار» یا سرمایه‌داری «تجارتی» نام‌گذاری کرده‌اند، اما «سرمایه‌داری جنگ» عبارتی است که خلوص و خشونتی را که با گسترش امپراتوری اروپایی پیوند خورده است، بهتر توضیح می‌دهد. سرمایه‌داری جنگ،‌ این دوره مهم اما کمتر شناخته‌شده در توسعه سرمایه‌داری، خود را در یک مجموعه همیشه در جابه‌جایی و با روابطی که دائما در حال تغییر بودند آشکار کرد. در بعضی جاهای دنیا، سرمایه‌داری جنگ گاهی تا پایان قرن نوزدهم به طول انجامید.» وی اضافه می‌کند: «سرمایه‌داری جنگ پایه و اساس چیزی شد که از آن سرمایه‌داری آشنای صنعتی تکامل یافت، سرمایه‌داری‌ای که با قدرت دولت‌ها و تشکیلات عظیم اداری، نظامی و قضایی و با ظرفیت‌های زیربنایی عظیم شناخته می‌شود. در ابتدا سرمایه‌داری صنعتی به‌صورت تنگاتنگی با برده‌داری و سلب مالکیت زمین‌ها مرتبط ماند، اما از آنجایی که نهادها و سازمان‌ها به مرور در همه زمینه‌ها، از حقوق کارگران گرفته تا حق مالکیت، قدرت یافتند، شکل جدید و متفاوتی از ادغام کار، مواد خام، بازارها و سرمایه در بخش‌های بزرگی از جهان ایجاد شد.» مولف در اثبات این نظریه که امپراتوری پنبه تاریخ جهان مدرن را شکل داده است، می‌نویسد: «در اغلب موارد، آزادسازی برده‌ها و ظهور امپریالیسم جدید دست در دست هم و در کنار هم رخ می‌داد.

برده‌داری تبدیل به نیروی کار آزاد شد، حاکمیت محلی جای خود را به دولت-ملت‌ها و امپراتوری‌ها داد، راه‌آهن جای خر و شتر را گرفت و سرمایه‌داری جنگ تبدیل به انقلاب علمی کشاورزی شد و همه اینها توسط استعمارگرانی انجام می‌شد که از تجربیات کسب‌شده از سرمایه‌داری صنعتی بهره می‌بردند. دولت‌ها ثبات، سلطه‌ نظامی، زیرساخت‌ها و حقوق مالکیت بر زمین‌ها را به ارمغان آوردند و همزمان که این دولت‌ها شبکه‌های جهانی را تشکیل می‌دادند، شبکه‌های جهانی هم در عوض به قدرتمندتر شدن دولت‌ها کمک می‌کردند.»نویسنده‌ کتاب «امپراتوری پنبه؛ یک تاریخ جهانی» در آخرین جملات این‌گونه کتابش را تمام می‌کند: «انقلاب سرمایه‌داری به‌طور دائم در حال دوباره ساختن دنیای ماست؛‌ درست مثل دنیای کارخانه‌ها که به‌طور دائم در حال ساختن چیزهای جدید است. شاید این رویای خام روزی به تحقق بپیوندد.»

 

خواندن این کتاب به کسانی توصیه می‌شود که می‌خواهند ارزیابی بهتری از سازه‌های دنیای امروز داشته باشند.

لینک کوتاه مطلب : http://fekrat.net/?p=2616