گزیده آرای آیت الله مصباح یزدی؛

درآمدی بر مبانی معرفت شناسی

معرفت‌شناسی از مباحث فلسفی معاصر است که معرفت را مورد واکاوی فلسفی قرار می‌دهد. این مسئله به‌صورت مستقل اولین بار توسط آیت الله مصباح مطرح شد.

نگاهی به حقوق بشر از دیدگاه اسلام«فکرت، رسانه اندیشه و آگاهی»؛ معرفت‌شناسی از مباحث فلسفی معاصر است که معرفت را مورد واکاوی فلسفی قرار می‌دهد. معرفت‌شناسی به‌صورت پراکنده در آثار فیلسوفان مسلمان مورد بررسی قرار می‌گرفت اما به‌صورت مستقل اولین بار توسط آیت الله مصباح یزدی، به‌عنوان مقدمه ورود به آموزش فلسفه، مطرح شد. در این مجال، نمی‌توان به بررسی تفصیلی آرای آیت‌الله مصباح در زمینه مباحث معرفت‌شناسی پرداخت، از این‌رو در ادامه به صورت مختصر، به مهمترین دیدگاه‌های ایشان اشاره می‌کنیم:

 

اهمیت معرفت‌شناسی

نخستین عامل توجه به معرفت‌شناسی، خطای حواس بود که زمینه را برای توجه به ادراک‌های عقلی فراهم کرد. اما از سوی دیگر، اختلاف فیلسوفان در ادراک‌های عقلی و مشاهده استدلال‌های متناقض، به سوفیست‌های یونان، این امکان را داد که ارزش ادراک‌های عقلی را نیز انکار نموده و اصل واقعیت را نیز مورد تشکیک قرار دهند. اما بعد از ارسطو که شیوه درست اندیشیدن را در منطق طرح نمود، موج شک‌گرایی مهار شد. اما در عصر مدرن، مجدداً شک‌گرایی ظهور کرد و به شکل‌های مختلفی مطرح شد و فیلسوفانی همچون جان لاک و هیوم و لایب‌نیتز را به خود مشغول ساخت. بر اثر اختلافات جدی در این زمینه میان فیلسوفان غربی، معرفت‌شناسی به عنوان شاخه مستقل فلسفی در فلسفه غرب پدید آمد. اما با توجه به دیدگاه فیلسوفان مسلمان درباره اعتبار عقل و پذیرش واقعیت خارجی و غیرقابل‌قبول دانستن مواضع سوفیست‌ها و شکاکان، مباحث معرفت‌شناسی به صورت مستقل در فلسفه اسلامی مورد توجه قرار نگرفت. اما اکنون با توجه به نفوذ مباحث معرفت‌شناسی غربی در محافل فرهنگی ما، لازم است این مباحث را به صورت مستقل مورد نقد و بررسی قرار داد.[۱]

 

تعریف معرفت‌شناسی

معرفت‌شناسی، عبارت است از «علمی که درباره شناخت‌های انسان و ارزشیابی انواع ، تعیین ملاک صحت و خطای آن‌ها بحث می‌کند.»[۲]

 

رابطه معرفت‌شناسی و فلسفه

فلسفه به معرفت‌شناسی نیاز اثباتی ندارد و هیچ یک از مبادی تصوری و تصدیقی آن در معرفت‌شناسی، تعریف یا اثبات نمی‌شود. در معرفت‌شناسی، به دنبال آشکارکردن بدیهیات و رفع شبهات هستیم. از این منظر، نیاز فلسفه به معرفت‌شناسی، در حقیقت برای مضاعف کرد علم و به اصطلاح، «برای حصول علم به علم» است.[۳]

 

انواع معرفت و شناخت

برخلاف فلسفه غرب که عمدتاً با مباحث مفهومی و علم حصولی سروکار دارند، آیت‌الله مصباح با استفاده از میراث فلسفی به‌جامانده از فیلسوفان مسلمان،[۴] شناخت و آگاهی و علم را به دو دسته حصولی و حضوری تقسیم می‌کند: «علم یا بدون واسطه به ذات معلوم تعلق می‌گیرد و وجود واقعی و عینی معلوم برای عالم و شخص درک‌کننده منکشف می‌گردد، و یا وجود خارجی آن مورد شهود و آگاهی عالم قرار نمی‌گیرد، بلکه شخص از راه چیزی که نمایانگر معلوم می‌باشد و اصطلاحاً صورت یا مفهوم ذهنی نامیده می‌شود از آن آگاه می‌گردد. قسم اول را «علم حضوری» و قسم دوم را «علم حصولی» می‌نامیم.»[۵]

شناخت هر کسی از خودش، حالات روانی، نیروی تفکر، نیروی تخیل و نیروی به‌کارگیرنده بدن، معلوم به علم حضوری است.[۶] در علم حضوری خطا راه ندارد چرا که خود واقعیت نزد عالِم حاضر است و واسطه مفهومی در کار نیست تا از مطابقت یا عدم مطابقش سوال پرسیده شود.[۷] اما در علم حصولی، امکان خطا راه دارد مگر این که از روش منطقی به تفکر در این حوزه اقدام کنیم و راه را بر هر گونه امکان خطا ببندیم. علم حضوری را به دو دسته تصور و تصدیق تقسیم می‎کنند. «آسمان» یا «توپ گرد» از قبیل تصورات هستند اما این که «آسمان آبی است» یا «توپ گرد است» از قبیل تصدیقات است.

 

اصالت حس یا اصالت عقل

آیت‌الله مصباح‌یزدی بعد از نقد دو دیدگاه اصالت حس و اصالت عقل در حوزه تصورات، دیدگاه خود در این زمینه را توضیح می‎دهند. ایشان معتقدند که «هر مفهوم عقلی نیازمند به ادراک شخصی سابقی است؛ ادراکی که زمینه انتزاع مفهوم ویژه‌ای را فراهم می‌کند. این ادراک در پاره‌ای از موارد، ادراک حسی، و در موارد دیگری علم حضوری و شهود درونی می‌باشد. پس نقش حس در پیدایش مفاهیم کلی عبارت است از فراهم‌کردن زمینه برای یک دسته از مفاهیم ماهوی و بس، و نقش اساسی را در پیدایش همه مفاهیم کلی، عقل ایفا می‌کند.»[۸] از این منظر، مشخص می شود که ایشان انتزاع مفاهیم عقلی را کار عقل می‌دانند اما آن را در پاره‌ای از مفاهیم (مثلاً مفاهیم ماهوی) بی‌نیاز از حس نمی‎دانند.

اما در حوزه تصدیقات، ایشان طرفدار اصالت عقل هستند و بر این باورند که تصدیق‌کردن، کار عقل است و حتی در زمینه ادراک‎های حسی نیز حس زمینه‌ساز است و حکم و تصدیق نهایی، کار عقل است.[۹]

 

اثبات جهان خارجی (واقعیات مادی)

ایشان بر این باورند که علم به واقعیات مادی از قبیل بدیهیات فطری هستند. منظور از بدیهیات فطری، قضایایی است که استدلال‎شان با آن‌ها است و نیاز به تفکر و تأمل ندارند تا استدلالش نزد ما حاضر شود: «این پدیده ادراکی (مثلاً سوزش دست هنگام تماس با آتش) معلول علتی است، و علت آن یا خود نفس (= ‌من درک‌کننده) است و یا چیزی خارج از آن. اما من خودم آن را به وجود نیاورده‌ام؛ زیرا هرگز نمی‌خواستم دستم بسوزد. پس علت آن، چیزی خارج از وجود من خواهد بود.»[۱۰]

ایشان متوجه این نکته هستند که این استدلال، به تنهایی، فقط واقعیت خارجی را اثبات می‎کند اما برای اثبات مادی‌بودن این واقعیت، می‎بایست مقدمات دیگری را نیز به استدلال بیفزاییم و این کار را در فراز دیگری از کتاب آموزش فلسفه، به انجام رساندند.[۱۱]

 

نقد شکاکیت و نسبیت

شکاکیت و نسبی‌گرایی دو جریان مهم فکر هستند که کانون نقد فیلسوفان قرار گرفته‌اند. در همین راستا، آیت‌الله مصباح‌یزدی در نقد شکّاکان به این نکته متذکر می‎شود که « هرکس در هر چیزی شک کند، نمی‌تواند در وجود خودش و در وجود شکش و نیز وجود قوای ادراکی، مانند نیروی بینایی و شنوایی و وجود صورت‌های ذهنی و حالات روانی خودش شک کند» و همین کافی است تا شکاکیت فراگیر را نقد کنیم.[۱۲]

همچنین ایشان در نقد نسبی‌گرایی می‌نویسند: «می‌توان به ایشان گفت همین قضیه که «هیچ قضیه‌ای به‌طور مطلق صحیح نیست»، آیا مطلق و کلی و دائمی است، یا نسبی و جزئی و موقت؟ اگر همیشه و در همه موارد و بدون هیچ قید و شرطی صادق است، پس دست‌کم یک قضیه مطلق و کلی و دائمی ثابت می‌شود و اگر خود این علم هم نسبی است، معنایش این است که در بعضی از موارد صحیح نیست و ناچار موردی که این قضیه درباره آن صدق نمی‌کند، قضیه‌ای مطلق و کلی و دائمی خواهد بود.»[۱۳]

بنابراین، نسبی‌گرایی و شکاکیت فراگیر پذیرفتنی نیست اما شکاکیت یا نسبی‌گرایی موردی، بسته به این که ناظر به چه موضوعی است، گاهی قابل‌قبول و گاهی غیرقابل‌قبول خواهد بود و نمی‌توان به‌صورت پیشینی و مطلق، در این زمینه اظهارنظر کرد.

 

معرفی چند اثر درباره آرای معرفت‌شناسی آیت‌الله مصباح‌یزدی

– مصباح‌یزدی، محمدتقی، آموزش فلسفه، تهران، سازمان تبلیغات اسلامی، ۱۳۶۶ش، ج۱، بخش۲.

– مصباح‌یزدی، محمدتقی و دیگران، هم‌اندیشی معرفت‌شناسی (جمعی از دانشمندان)، تحقیق و تنظیم: محمد سربخشی، قم، انتشارات مؤسسه آموزشى و پژوهشى امام خمینى‌(قدس سره)، ۱۳۹۵ش.

– مصباح‌یزدی، محمدتقی، ارزش شناخت، یادنامه علامه طباطبایی، تهران، موسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی، ۱۳۶۳ش.

– سلیمانی امیری، عسکری، منطق و شناخت‌شناسی از نظر آیت‌الله مصباح‌یزدی به ضمیمه روش‌شناسی علوم، قم، انتشارات مؤسسه آموزشى و پژوهشى امام خمینى‌(قدس سره)، ۱۳۸۸ش، ۲۱۹-۲۷۳.

– معلمی، حسن، نگاهی به معرفت‌شناسی در فلسفه اسلامی، قم، پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، ۱۳۸۶ش، ص۲۳۵-۲۸۴.

* دکتر میثم شادپور، استاد دانشگاه و کارشناس مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی

 

پی‌نوشت:

[۱] مصباح یزدی، محمدتقی، آموزش فلسفه، تهران، سازمان تبلیغات اسلامی، ۱۳۶۶ش، ج۱، ص۱۳۳-۱۳۶.

[۲] همان، ج۱، ص۱۳۷.

[۳] همان، ج۱، ص۱۴۲-۱۴۳.

[۴] ارابی، ابونصر، الأعمال الفلسفیۀ، دارالمناهل، ص۳۸۰؛ ابن‏سینا، التعلیقات، مکتبۀ الأعلام الاسلامی، ص۸۱؛ سهروردی، مجموعه مصنفات شیخ اشراق، موسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی، ج۱، ص۷۱؛ همان، ج۲، صص۲۱۳-۲۱۵.

[۵] مصباح یزدی، محمدتقی، آموزش فلسفه، تهران، سازمان تبلیغات اسلامی، ۱۳۶۶ش، ج۱، ص ۱۵۳.

[۶] همان، ج۱، ص۱۵۳-۱۵۴.

[۷] همان، ج۱، ص۱۵۵-۱۵۶.

[۸] همان، ج۱، ص۲۰۴.

[۹] همان، ج۱، ص۲۱۱-۲۱۲.

[۱۰] همان، ج۱، ص۲۶۷.

[۱۱] همان، ج۲، ص۱۵۳-۱۵۴.

[۱۲] همان، ج۱، ص۱۴۵.

[۱۳] همان، ج۱، ص۱۴۵-۱۴۶.

 

بیشتر بخوانید:

لینک کوتاه مطلب : http://fekrat.net/?p=7311