نیم‌نگاهی به نسبت دین و سینمای جهان در اثر دکتر محمدحسین فرج‌نژاد

درآمدی بر کتاب دین در سینمای شرق و غرب

کتاب دین در سینمای شرق و غرب اثر دکتر محمدحسین فرج‌نژاد، کتاب تحلیلی بسیار تامّل برانگیزی است که به همه اهل قلم و رسانه توصیه می‌شود این کتاب را بخوانند و با آثار سینمایی تطبیق دهند تا به اهمیت نمادها و سمبل‌ها برای تأثیرگذاری حداکثری بر ذهن و روح مخاطب و فرهنگ‌سازی و تغییر تدریجی سبک زندگی توسط این رسانه تأثیرگذار پی ببرند.

کتاب دین در سینمای شرق و غرب کتاب تحلیلی بسیار تامّل برانگیز است که به همه اهل قلم و رسانه توصیه می‌کنم این کتاب را بخوانند و با آثار سینمایی تطبیق دهند تا به اهمیت نمادها و سمبل‌ها برای تأثیرگذاری حداکثری بر ذهن و روح مخاطب و فرهنگ‌سازی و تغییر تدریجی سبک زندگی توسط این رسانه تأثیرگذار پی ببرند. از مهمترین مباحث کتاب بررسی ابعاد مختلف است که در ذیل به برخی از آن‌ها اشاره می‌گردد :

 

     پیرامون این کتاب بشنوید:

     رادیو فکرت/ معرفی کتاب دین در سینمای شرق و غرب

 

یهودیت و سینما

دراین کتاب پرحجم، التقاط فرهنگی یهودیان با فرهنگ‌های تاریخی چون گنوسی گری، یونان و روم، مصر، میتراییسم، مدرنیته، معنویت عصر نوین و دین جهانی مصادیق و نمونه‌های شاخصی از فیلم‌های سینمایی و انیمیشن‌ها مورد نقد و تحلیل قرار گرفت که پیشنهاد می‌شود که در منابع مستقلی، انیمیشن‌ها و بازی‌های رایانه‌ای و سریال‌های راهبردی یهودی- صهیونی مورد بازنگری و تحلیل و تفسیر قرار گیرند و با گسترش سواد رسانه در این باب ذهن جامعه اسلام نسبت به ساختار و محتوای سینمای یهودی- صهیونی غنی‌تر گردد تا هم از گزند آسیب‌ها و انحرافاتش مصون باشد و هم در تصویرسازی‌ها از مطالب اسلامی قوی‌تر عمل نماید.

نکتۀ مهم که در ایران کمتر بدان پرداخته شده، تصوف یهودی کابلا (قباله) است که در سینمای کابالیستی مورد تحلیل قرار گرفت. متأسفانه به دلیل فقر منابع تحقیقی به زبان فارسی آثار سینمایی چون هری پاتر، شاگرد جادوگر، پی، کنستسانتین، نارنیا و پویانمایی‌های چون ناین (که به شدت متأثر از فضای کابالیستی هالیوود هستند) مورد نقل و تحلیل و تفسیر صحیح و کاملی قرار نگرفته‌اند. متأسفانه هنوز مؤلفه‌های کابالیستی چون ماده‌گرایی، تجسم متافیزیک، قدرت بیش از اندازه شر و شیطان، قدرت کم خدا، فضای ممزوج به سحر و حرف‌گرایی، فرشته‌شناسی و جن‌گرایی، جادوگری و عددگرایی، جن‌گیری، اومانیسم قوی و نژادپرستی یهودی، در پارادایم التقاطی «کابالیستی- مدرن» مورد فهم واقع نشده‌اند.

 

مسیحیت و سینما

آثار نزدیک به مسیحیت صهیونیستی که زاویه نگاهش به نمادها و سمبل‌های مذهبی و دینی، به حالت فانتزی و استعماری و سیاسی نزدیک می‌شود، مانند سه‌گانه «ارباب حلقه ها» و فیلم-انیمیشن «آلیس در سرزمین عجایب» و فیلم‌هایی چون «امگا کد ۱و۲» در این کتاب برای اولین بار نقد و تحلیل شده‌اند.

 

آیین‌های شرقی و سینما

هند، چین، ژاپن، کره و هنگ کنگ سهم بسزایی از تولیدات سینمایی جهان و آسیا را در اختیار دارند. این کشورها سالانه چند برابر تولیدات غربی، فیلم و پویانمایی تولید می‌کنند و بازار بزرگ مصرفی نیز برای تولیدات غربی به شمار می‌روند ؛ لذا کشورهای غربی نیز در باب اساطیر و آیین‌های شرقی، تولیدات مهمی دارند که برخی از مهمترین نمونه‌ها، در این فصل مورد بازبینی قرار گرفت. تولیدات شرقی، به‌دلیل قرابت‌های اخلاقی و عرفانی با تفکرات ایرانیان و مسلمانان، بر اندیشه مخاطبان مسلمان و ایرانی تأثیر زیادی دارند. اهمیت خانواده در این ژانر به‌خوبی مشاهده می‌شود. اخلاق‌مداری گونۀ پراهمیت دیگر در این حوزه است.

 

هیندوئیسم و سینما

اساطیر تاریخ باستانی و میانه هند، خدایان، وحدت وجود خاص هندی، آخرالزمان هندویی، کتب مقدس و مقدسین هندو جنبه‌های گوناگونی دارند که در سینما جلوه‌گری می‌نماید. حرکت‌هایی که در سینمای هند به سمت وحدت این کشور بزرگ و حوزه تمدنی تأثیرگذار در جنوب آسیا دیده می‌شود گرچه آثار مهم هندی چون «تیپو سلطان» و «شاهدا» به گرایش هندوان به اسلام و مقایسه اسلام و هندوئیسم پرداخته است.

طیف وسیعی از فیلم‌های سینمای هند با هدف ایجاد وحدت ملی یا با هدف ترویج نحله‌های التقاطی و استعماری مسئله ادیان التقاطی بین «اسلام و هندوئیسم»، «اسلام و مسیحیت و هندوئیسم»، «مسیحیت و هندوئیسم»، «تیوسوفیسم هندی» یا «یا دین نوین جهانی» با قرائت هندوها یا مسلمانان یا سیک‌های وابسته به غرب یا غرب‌زده مورد تبلیغ قرار می‌گیرد و در بسیاری از فیلم‌ها، نگاه‌ها بیشتر مادی و غرب‌گرایانه شده است؛ با نفی هرگونه حقانیت و تعصب دینی بر مضامینی چون عشق انسانی، نوع دوستی منهای دین، معنویت فرادینی یا غیر دینی، مرزهای جغرافیایی، ناسیونالیسم، تسامح و تساهل، پلورایسم، اومانیسم تاکید می‌شود و توسط بازی با عاطفه و احساس، سبک زندگی و معنویت دینی منهای دینی یا فرادینی تبلیغ می‌شود و برخی از این فیلم‌ها با مضامین سکولار غربی و منویات کمپانی‌های شریک هالیوودی و سرمایه‌گذاری هند-انگلیسی مانند خانواده قدرتمند «هندوجا» یا برخی از «پارسیان هند» که ارتباط جدی با دولت انگلیس و آمریکا و هند دارند مانند «سمرینی زوبین ایرانی» تولید می‌شود. خانواده هندوجا، از تجار و بازارگان‌های قدرت‌مند هندی هستند و در هند، انگلیس و ایران فعالند، حتی در ایران نیز شرکت‌هایی برای ساخت فیلم‌های ایرانی و دوبله و فروش فیلم‌های هندی تأسیس کرد و فعال هستند. بسیار ضروری است که ارتباطات بین اینان و شبکه غرب‌گرا در سینمای ایران و هند در آثار مستقلی، به‌صورت دقیق بررسی گردد. باید تأثیرات اینان بر هنر ایران و هند بازگو شده و جریانات متأثر از ایشان و مرتبط با آن‌ها دقیقا بررسی و تحقیق شوند. این تحلیل‌ها قطعاً برای فهم عمیق آثار هنری و سینمایی مرتبط با این‌ها و حکمت هنر و سبک زندگی که در فیلم‌هایشان ترویج می‌شود مؤثر است. اصولاً تبارشناسی افراد و خاندان‌های مهم در تاریخ و فرهنگ و هنر یک کشور، یکی از «روش‌های فرهنگی» و مباحث «جغرافیای فرهنگی» است که متأسفانه در میان منتقدان و هنرمندان‌ها چندان معمول نیست.

 

سینمای جهان

 

بودیسم و لاماییسم و سینما

بنا بر اساطیر بودایی، بودیسم در شمال هند با اعتراض بودا به خانواده سلطنتی خود و سنت‌های برهمایی آغاز شد. سپس به‌دلیل مخالف هندوان با بودایان، این مکتب به سمت مرزهای شمالی هند، چین، نپال، تبت و بوتان کشیده شد و قرون ابتدای میلادی همراه با هنرهای رزمی بودایی چون کنگ‌فو و جودو به سرزمین‌های چین و ژاپن را یافت.

بودیسم در هرجا که وارد شده است رنگ و بوی سنت‌های قدیمی آن‌جا را نیز گرفته است؛ بودای چینی بیشتر با تائوئیسم و کنفوسیوس و سنن قدیمی چینی همراه است و بودیسم کره‌ای گاهی با مسیحیت و گاهی با لاییسم و لامذهبی همراه می‌شود ؛ اما مجموعاً بودیسم کره‌ای و سینمای متأثر از آن، سکولارتر، عرفی‌تر و مادی‌تر از بودیسم چینی می‌باشد. سینمای کره نیز به علت تسلط آمریکا بر کره جنوبی در سده بیستم و بیست‌ویکم و ارتباطات فرهنگی گسترده با غرب و اروپا، التقاطی است؛ و تا حدی از سنت‌های چینی و کره شمالی فاصله گرفته است، التقاطی بین چند آیین بودا، مسیحیت، تائوئیسم و سکولاریسم اروپایی است که با نگاه‌های عرفی کارگردانان کره‌ای که در آلمان و آمریکا درس خوانده‌اند، آغشته شده و به‌لحاظ دینی، سینمایی کاملاً التقاطی محسوب می‌شود که تحلیل آن ساده نیست.

اما از انشعابات متأخر بودیسم، بودیسم تبتی یا لاماییسم، مهمترین مورد است که در مرزهای شمال غرب چین و مغولستان پراکنده است. به‌دلیل استقلال‌طلبیِ بخشی از تبتیان به رهبری دالایی‌لامای چهاردهم که در ارتباطات نزدیکی با غرب و آمریکا و برخی دولت‌مندان غربزدۀ هندی دارد، سینمای چین مروّج لاماییسم نیست ولی سینمای آمریکا، انگلیس، ژاپن و آلمان و… مروج آیین لاماییسم شده‌اند . آن‌ها با تولیدات مشترک محصولاتی مثل «هفت سال در تبت» و «بودای کوچک» و مجموعه پویانمایی «ایکیو سان» فرهنگ تبتی با قرائت غربی را به تصویر می‌کشند که اغلب از نظر سیاسی در نقد حکمت چین به نفع دالایی لاما است.

 

تائو و کنفسیوس و سینمای شرق و جنوب شرق آسیا

سینمای چین نسبت به همسایگانش و حتی سینمای ژاپن، مستقل از هالیوود است؛ گرچه اخیراً با جذب بازیگران و کارگردانان چینی به هالیوود و سرمایه‌گذاری شرکت‌های غربی و آمریکایی در صنعت سینمای چین، برخی کارگردانان چینی در کارهای مشترک با کارگردانان و تهیه‌کنندگان هالیوود، تحت تأثیر سکولاریسم و اساطیر غربی قرار گرفته‌اند. این روند در فیلم‌های چینی- آمریکایی یا هنگ‌کنگی- آمریکایی نیز جریان دارد و قرائت غربی‌ها از چینی‌ها به تصویر کشیده شده است. در این راستا پویانمایی‌های تولید مشترک چین- آمریکا مانند «مولان» و «پاندای کنگ‌فوکار» به‌صورت مفصل‌تری مورد نقد و تحلیل قرار گرفته است.

سینمای هنگ‌کنگ و تایوان (چین تایپه) به‌دلیل قرابت و زبان و تاریخ مشابه سینمای چین است؛ مثلاً بیش از نود درصد تایوانی‌ها پیر و بودا-تائو و کنفسیوس هستند و بقیه مسیحی و مسلمان هستند. سینمای تایلند و همچنین کشورهای دیگر جنوب شرقی آسیا، مانند کامبوج نیز بارقه‌هایی از بودیسم را درون خود دارند. چرا که اکثریت عظیمی از مردمان این بخش از جهان بودایی هستند. مثلاً حدود نود درصد مردم کامبوج، هینه یانه بودیسم هستند و اکثر ویتنامی‌ها نیز به سنت چین قدیم، احترام به اجداد را همچون مذهب خویش اختیار دارند؛ گرچه تا پانزده درصدشان نیز بودایی و تائویی و کنفسیوس هستند. البته نفوذ استعمار شوروی، فرانسه، انگلیس، هلند و اخیراً استعمار فرانوین آمریکایی در این مناطق، نیز تأثیرات خاص خود را داشته است. لائوس، اما برخلاف همسایگان خود، ویتنام و تایلند، هرگز سینمای جدی نداشته است.

 

سینتو و سینما

سنت قدیمی مردم ژاپن، آیین تقدیس خورشید و فرزند خورشید است. قدیس امپراتور از قدیم در بین ژاپنی‌ها وجود داشته است و نسل او را فرزند خورشید می‌رسانند. بودیسم و مکاتب چینی نیز در ژاپن نفوذ کرده و ذن‌بودیسم نیز طرفداران زیادی در این کشور دارد. سینمای ژاپن، اشاراتی به سنت‌های تائویی و بودایی و شیتویی دارد؛ همچنین سنت‌های سامورایی در برخی فیلم‌های ژاپنی متأثر از آیین شینتو و رسم جوانمردان باستانی ژاپن و مکتب بوشید است. البته بخش اعظمی از سینمای ژاپن متأثر از آمریکا و غرب است؛ زیرا فرهنگ و هنر ژاپن، پس از جنگ جهانی دوم که ژاپن تسلیم آمریکا و متفقین شد، دستخوش تحولات غرب‌گرانه زیادی شده است. شرکت‌های ژاپنی نقش آچار ساختمان فکری سینماگران و انیمیشن‌سازان غربی را دارند و استقلال فکری و فرهنگی ژاپن در سال‌های اخیر از بین رفته‌است. صنعت انیمیشن ژاپن نیز با کمک شرکت‌های غربی، بیشتر از فیلم‌های ژاپنی به سمت سکولاریسم و مکاتب غربی متمایل شده است؛  تاحدی که در انیمیشن‌های چون «حنا دختری در مزرعه»، «بل و سباستین» و غیره، سینما و صنعت انیمیشن ژاپن فقط «رحم اجاره ای غرب» بوده است و عوامل تکنیکی ژاپنی در خدمت ترویج فرهنگ یهودی- مسیحی و صهیونی غرب درآمده‌اند و طرح و برنامه‌های غربی را اجرا کرده‌اند.

 

آسیب‌های پیشروی سینمای دینی

– جامع‌نبودن تحلیل‌ها و سیاست‌ها و اجرائیات کشور و نگاه‌های فعلی مردم، هنرمندان و حاکمان در برخورد با محصولات و تولیدات سینمای شرق و غرب؛

– توجه‌نداشتن به میراث غنی دینی- سنتی و مواد خام برای تولید فیلم‌های سینمایی؛

– غرب‌زدگی در عرصه سناریونویسی و فیلم‌نامه‌نویسی در بین بسیاری از هنرمندان؛

– توجه‌نداشتن به تربیت نیروی انسانی کارا، با ذهنیت ایرانی- اسلامی؛

– عدم توجه کافی به جشنواره‌هایی با رویکرد انقلابی- دینی و عدم حمایت از آن‌ها؛

– سلطه فرهنگی، فکری، آکادمیک و فلسفه هنری غربی و غرب‌زده در تمامی عرصه‌های سینمایی از سوژه‌یابی تا سناریونویسی؛

– جایگزینی سبک زندگی غربی و عرفان‌زدگی سکولار به جای معنویت عمیق و مناسک الهی در برخی آثار سینمایی دینی جهان و عدم شناخت کافی هنر مندان، مردم و مسئولین نسبت به این موضوع؛

– جایگزینی «دین نوین جهانی» و «معنویت عصر نوین» به جای «دین حنیف ابراهیمی» در برخی آثار سینمایی دینی و تبعیت کورکورانه یا مغرضانه برخی هنرمندان ناآگاه یا مغرض از این روش در داخل کشور و جهان اسلام؛

 

راهکارهای دستیابی به سینمای دینی آرمانی

– تقویت هویت دینی و اندیشه اسلامی در عرصه‌ها و اقشار مختلف اجتماع؛

– داشتن نگاه انتقادی به نقدهای سینمایی روشنفکرمآب، غرب‌زده و بی‌بنیاد؛

– تقویت سواد رسانه‌ای و بصیرت سینمایی در سطح عمومی جامعه و نخبگان؛

– تقویت سطح آگاهی‌های دینی عموم جامعه؛

– شناخت مدیریت زنجیره‌وار استکباری بر سینما و رسانه‌ها و شرکت‌های جهانی؛

– توجه‌دادن خانواده‌ها به اقتضائات روان‌شناسی و تربیتی سینمای دینی.

 

کتاب دین در سینمای شرق و غرب

 

پیشنهادات:

در عرصه فلسفه و حکمت هنر و رسانه

– اسطوره‌پردازی هنری از الگوها اسوه‌های تمدن اسلامی- ایرانی

 

در عرصه اقتصاد هنر و رسانه

– پشتیبانی مؤثر و حمایت مالی از آثار فاخر دینی با محوریت اندیشۀ قرآنی

– شناخت و معرفی شبکه استکباری تولید، تبلیغ، توزیع و پخش سینمای دینی جهان

 

در عرصه تولید و پخش

– شناخت و تحلیل پارادایم‌های حاکم بر ساختارها و فرم‌های سینمایی، رسانه‌ای

– گسترش بازاریابی داخلی، منطقه‌ای و بین‌المللی

– تأکید و تقویت «مزیت‌های نسبی» تمدن و تفکر اسلامی برای جذابیت بیشتر و جهانیِ تولیدات سینمای دینی مبتنی بر اسلام ناب محمدی (ص) مانند عرفان حماسی عاشورا، معنویت جامع اسلامی، جریان ولایت الهی در غدیر، اخلاق‌گرایی، جزئی‌نگر و شریعت‌محور، موعودگرایی و آخرالزمان‌گرایی، حق‌مدار، اُسوگی انسان کامل، قهرمانان هدایت‌گر، پشتیبان لایزال حجج الهی در تمامی ادوار از همیاران حقیقت، بست نگاه رحمت عامه نسبت به تمام موجودات در قرآن و عرفان، انسان‌دوستی الوهی، نوع دوستی در مسیر حق، کرامت قرآنی انسان، جهاد دفاعی در برابر دشمن، حمایت از مظلوم، مقاومت و ایستادگی در برابر ظلم، اقتصاد مقاومتی (و نه مقاومت اقتصادی)، ضدّیت با جنایات غرب، نقد اومانیسم، نقد اسطوره‌محوری و معجزه‌محوری سینمای دینی غرب، نقد ابهامات و کلی‌گویی عرفان‌های شرقی، میراث غنی اسلامی، عقل‌گرایی خداباور، اتّکال به نیروی الهی، فطرت‌گرایی الهی، تمدن‌گرایی مسلمین در طول تاریخ اسلام و… .

 

در عرصه سواد رسانه

– توسعه مفهومی سواد رسانه به بصیرت رسانه‌ای مبتنی بر فرهنگ و نیازهای بومی

– ایجاد، گسترش و تثبیت نهضت نقد و تحلیل جامع‌نگر فیلم و رسانه با توجه به وجوه فنی- حکمی

– ترویج ادبیات انتقادی در دانشکده‌های سینمایی، هنری، فلسفی، ادبی و…

– تدوین متون علمی و پژوهشی درباره غلبه نگاه صهیونستی در سینمای دینی

– شناخت نظریه‌ها سینمای دینی و نقد و تحلیل آن‌ها متبنی بر فرهنگ اسلامی

 

در عرصه ی سیاست‌گذاری

– تدوین قانون جامع رسانه‌ای مبتنی بر مبانی فقهی و حکمی

 

در عرصه اجرایی

– تربیت نیروهای جامع فقهی- فلسفی- رسانه ای

– بازخوانی متون حکمی فلسفی و قرآنی، برای تولید نظریه سینمای دینی

– تأسیس، تقویت و سازماندهی بخش‌های مرتبط با اندیشه و سینمای دینی در جشنواره‌ها

– تأسیس گروه‌های نظریه‌پرداز و تقویت بخش‌های نظریه‌پردازی و تحلیلی جشنواره‌های سینمایی و هنر داخلی

 

درعرصه زن و خانواده

– به تصویر کشیدن زنان در متن زندگی واقعی با استفاده از اسطوره‌های ایرانی اسلامی

– معرفی‌کردن الگوهای صحیح روابط خانوادگی با استفاده از جلوه‌های جذاب از زندگی قهرمانان ایرانی اسلامی

– استفاده از صنعت استعاره و سخنان نغز، آموزش مهارت‌های صحیح ارتباطی با استفاده از جلوه‌های ویژه در صنعت سینما

 

لینک کوتاه مطلب : http://fekrat.net/?p=6390