دکتر سلیمانی در گفتگو با فکرت تبیین کرد؛

علامه مصباح و نقد عالمانه جریان روشنفکری

معمولاً علمایی که مشغول تحقیقات علمی هستند و یا عارفانی که متمرکز در عرفان می‌شوند، از فعالیت‌های سیاسی محروم می‌مانند اما حضور اجتماعی آیت‌الله مصباح از پررنگ‌ترین اضلاع شخصیتی ایشان است.

از جمله خصلت‌‌های بارز آیت الله مصباح یزدی در مسائل بصیرتی، با تمام قوا واردشدن در هنگام خطر انحراف در جامعه بود. ایشان در دوران اصلاحات سفرهای مکرر داشتند و در شهرهای مختلف سخنرانی و روشنگری می‌کردند. و همواره بی‌پرده سخن می‌گفتند. آیت الله مصباح در بیان دیدگاه اسلام بسیار محکم استدلال می‌کردند و بیان گویایی داشتند به‌گونه‌ای که استدلال‌های ایشان را همه می‌فهمیدند. به همین جهت بود که دشمن از ایشان کینه و ترور شخصیت ایشان را در سر داشت. دشمن، ایشان را به‌عنوان تئوریسین خشونت به مردم معرفی کرد و متأسفانه هنوز هم بین بعضی از مردم این تهمت رایج است.  این‌ها گزیده‌ای از گفتگوی اختصاصی «فکرت، رسانه اندیشه و آگاهی» با حجت‌الاسلام دکتر جواد سلیمانی امیری، عضو هیئت علمی موسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی(ره) است که مشروح آن را در ادامه می‌خوانید:

 

فیلم این گفتگو را ببینید:

مصباح اندیشه | علامه مصباح و نقد عالمانه جریان روشنفکری

 

تبیین تأثیر شخصیتی آیت‌الله مصباح

ما در آستانه سالگرد رحلت علامه گران‌قدر، حضرت آیت‌الله مصباح‌یزدی هستیم. ایشان از شخصیت‌هایی بودند که تأثیر بسیار زیادی در تاریخ معاصر ما داشته‌اند. یکی از راه‌های بررسی ارزش شخصیت‌ها، مشاهده تأثیری است که آن‌ها در جامعه گذاشته‌اند. تأثیرهای مثبتی که یک شخصیت بر روی جامعه و مردمان معاصرش می‌گذارد، بهترین معیار و مستوره برای  ارزش‌یابی شخصیت و عظمت اوست.

ایشان از سال ۱۳۴۲ شمسی تا به امروز از شخصیت‌های زنده تأثیرگذار در تاریخ معاصر ما هستند. میراث فاخری که ایشان از خود به‌جای گذاشتند شامل بیش از صد و بیست جلد کتاب و پرورش شاگردان قابل توجهی می‌باشد و این امر موجب این شد که اثرگذاری ایشان در آینده استمرار پیدا کند. نباید دامنه تأثیرگذاری آیت‌الله مصباح را به ایران خلاصه کرد بلکه اگر دقت کنیم، در کشورهای دیگر نیز ایشان تأثیرگذار بودند. در حوزه بین‌الملل دامنه تأثیر سخنرانی‌ها، مواضع سیاسی-اجتماعی و آثار ایشان را می‌توان بررسی کرد. بسیاری از آثار ایشان به زبان‌های انگلیسی و عربی ترجمه شده و مورد استفاده دیگران قرار گرفته است. آیت‌الله مصباح در دانشگاه‌های مختلف خارج از کشور سخنرانی کرده و مورد استقبال مردم قرار گرفته‌اند. جزئیات این مطلب را در سفرنامه‌های ایشان می‌توان ملاحظه کرد.

ابعاد تأثیرگذاری ایشان منحصر در بُعد علمی نبود بلکه تأثیرگذاریشان در بُعد فکری، اعتقادی، اخلاقی، عرفانی و بصیرت سیاسی-اجتماعی بسیار زیاد و قابل ملاحظه است. این مسئله بسیار عجیب است که یک شخصیت اضلاع سه‌گانه‌ای را در حداعلی داشته باشد و بتواند در زمانه و جامعه خود در این سه ضلع تأثیرگذار باشد. ضلع علمی-فرهنگی، ضلع اخلاقی-عرفانی و ضلع بصیرتی اضلاع سه‌گانه شخصیتی آیت‌الله مصباح را تشکیل می‌دهد. ابتدا از ویژگی‌های علامه مصباح سخن می‌گویم تا کسانی که می‌خواهند از ایشان پیروی کنند، با دانستن روش او در مسائل علمی نیز از ایشان تبعیت کنند.

 

بررسی ویژگی‌های شخصیتی آیت‌الله مصباح

دانشمندان و علمای معاصر ما گواهی می‌دهند که ایشان یک فقیه، مفسر، فیلسوف، متکلم، استاد اخلاق و عارف بودند. این ویژگی‌ها در پیام‌های تسلیت علما برای علامه مصباح قابل مشاهده است. آیت‌الله مصباح صاحب بیش از صد و بیست اثر بودند. از روش‌های آن بزرگوار در مسائل علمی می‌توان به موشکافی در تحقیق، دقت‌کردن و تمایز مفاهیم از یکدیگر، جداسازی بحث اصلی از فرعی و شناخت مفهوم واژگان بحث اشاره کرد. ابهام‌زدایی از مسئله تحقیق و تحریر دقیق محل نزاع از عمل‌های ایشان بود که جلوی بسیاری از مغالطات را می‌‌گرفت و موجب خلع سلاح شدن سردمدارن مکاتب دیگر مانند احسان طبری و روشنفکران مثل عبدالکریم سروش می‌شد.

مبتنی‌کردن بحث‌ها بر برهان عقلی از دیگر ویژگی‌های برجسته آثار ایشان بود. آیت‌الله مصباح این‌گونه نبودند که در بحث‌های خود با پیروان دیگر مکاتب، فقط به آیات و روایات استدلال کنند بلکه ایشان براساس برهان‌های عقلی وارد بحث می‌شدند. بهترین شاهد برای دیدگاه ایشان، مجموعه کتاب‌هایی است که تحت عنوان مباحث معرفت‌شناسی، هستی‌شناسی، فلسفه حقوق، فلسفه اخلاق، انسان‌شناسی و فلسفه سیاست از ایشان به یادگار مانده است. در مراجعه به این کتاب‌ها، ابتدا و سرانجام بحث را همراه با براهین عقلی مشاهده می‌کنیم.

سومین شیوه ایشان در تحقیقات علمی، تبیین، نقد و بررسی دیدگاه‌های مخالف بود. ایشان بسیار خوب نظرات مخالفان را ابتدا مطرح و تبیین می‌کردند. به‌گونه‌ای ایشان نظر مخالفان را تبیین می‌کرد که انسان جوابی برای آن در نظر نمی‌گرفت اما ایشان با همان قدرت وارد نقد آن دیدگاه می‌شد. ایشان از موفق‌ترین دانشمندان معاصراسلامی در مناظرات علمی با ایدئولوگ‌های مارکسیسم و لیبرالیسم به‌شمار می‌آمد و همواره در میدان مبارزه علمی با تفکرات التقاطی پیروز بود. کم نبودند کسانی که با او بحث کردند و درخواست عدم نشر صوت مناظره را داشتند. این درحالی بود که آن‌ها همواره با مغالطات خود در بحث با دیگر افراد پیروز بودند.

چهارمین ویژگی آیت‌الله مصباح، میراث علمی است که تبیین عقلانی معارف بنیادین دینی می‌کند. ایشان در تبیین عقلانی اندیشه و تولید فکر دینی ناظر به پاسخ به پرسش‌های اساسی انسان معاصر در حوزه معرفت شناسی، هستی‌شناسی، فلسلفه حقوق، فلسفه اخلاق، انسان‌شناسی و فلسفه سیاست موفقیت‌های چشمگیری داشته‌اند. دیدگاه‌های ایشان به صورت خلاصه هم برای نسل فرهیخته و متخصص تولید و هم در قالب کتاب‌های طرح ولایت برای نسل جوان امروز تدریس می‌شود.

از دیگر خصوصیت‌های برجسته ایشان در مجاهده علمی، رعایت اولویت‌بندی در گزینش موضوعات تحقیق بود. مسائل زیادی در جامعه مطرح بود اما ایشان بر حساس‌ترین نقطه‌ها انگشت می‌گذاشتند و در آن‌جا کار را شروع می‌کردند. ایشان به دو نکته اساسی توجه می‌کردند. اولین نکته، تقدم بحث‌های مبنای بر بحث‌های بنایی بود که ایشان در این بحث تخصص بسیاری داشتند. دومین نکته، تقدم نیازهای فوری و به‌روز جامعه بر نیازهای غیرفوری بود. از ایشان پرسیدند: «وجه مشترک شما با شهید مطهری چیست؟»  ایشان فرمودند: «من فکر می‌کنم که وجه مشترک ما، توجه به مسائل روز جامعه و نسل جوان و دنبال آن رفتن است.» ایشان می‌توانستند یک دوره تفسیر ترتیبی یا فقه بنویسند اما خود را وقف مبانی اندیشه دینی و بنیادین اسلامی که رها شده و مورد نیاز جامعه بود، کردند و توانستند شناختی صحیح از معرفت موجه، انسان، مبدأ هستی، معاد، جهان و ارزش‌های اخلاقی به جامعه ارائه کنند.

دکتر سلیمانی امیری

آیت‌الله مصباح صاحب بیش از ۱۲۰ اثر بودند. از روش‌های ایشان در مسائل علمی می‌توان به موشکافی در تحقیق، دقت‌کردن و تمایز مفاهیم از یکدیگر، جداسازی بحث اصلی از فرعی و شناخت مفهوم واژگان بحث اشاره کرد.

نوگرایی، خصلت بارز آیت‌الله مصباح

نکته بعدی در شیوه علمی آیت‌الله مصباح، اقامه و تولید براهین جدید در نقد نظریات قدما است. ایشان تبیین به‌روزی از دانشمندان قدیم و ارائه نظریات نو در مباحث فلسفی، تفسیری معارفی داشتند که این مطلب، نشان‌دهنده قدرت فکری ایشان بود. ایشان بسیار اهل تفکر و تفلسف حتی در مسائل سیاسی و اجتماعی بودند. نوگرایی از دیگر ویژگی‌های ایشان در شیوه علمی بود. ایشان در برخورد با دستاوردهای علمی روز بسیار منطقی برخورد می‌کردند. به‌عنوان مثال برخی از فُضلا نسبت به دستاوردهای علوم انسانی روز جهان کاملاً بیگانه‌اند و برخی آن‌ها را فاقد ارزش می‌دانند اما ایشان در صورت معقول‌بودن و عدم تنافی آن دستاوردها با دین، از آن‌ها استقبال می‌کردند. ایشان حتی در تبیین مباحث اخلاقی خود از دیدگاه روان‌شناسان استفاده می‌کردند.

 

علوم انسانی-اسلامی؛ ابداع آیت‌الله مصباح

نظام و شیوه آموزشی جدیدی توسط آیت‌الله مصباح در حوزه علمیه پایه‌گذاری شد و این درحالی بود که ما پیش از او در حوزه چنین شیوه‌ای را که طلاب، علوم انسانی را در کنار علوم دینی با هم بخوانند، نداشتیم. نکته آخر در شیوه علمی ایشان، تکیه ایشان بر علوم انسانی-اسلامی به عنوان علم نظام‌ساز است. ایشان معتقد بودند که برای اداره نظام اسلامی نمی‌توان بر رساله عملیه و کتب تفسیری ترتیبی و موضوعی یا کتاب‌های کلامی اتکا کرد بلکه باید علوم انسانی-اسلامی تولید کرد. علوم انسانی غربی باعث می‌شوند که فقط اسم نظام اسلامی باشد و رسم و نوع عملکرد آن، غیراسلامی باشد. به همین خاطر ایشان در این خصوص تلاش کردند و نتایج موفقیت آمیز و خروجی‌های مختلفی را به دست آوردند.

نباید توقع داشت علوم انسانی-اسلامی که آیت‌الله مصباح در ظرف چهل سال استنباط کردند، بتواند علوم انسانی غربی را که ۵۰۰ سال عمر دارد، شکست دهد اما ایشان راه را برای دیگران باز کردند و تمام کسانی که در این زمینه کار می‌کردند، اذعان دارند که مبدع این حرکت، آیت‌الله مصباح بودند. کار ایشان شاهکاری بود که باید آن را جدی گرفت و راه ایشان را ادامه داد.

 

پاسداری از مرزهای ایدئولوژیک

من از کسانی که با وجود سند، سهم آیت‌الله مصباح در انقلاب را منکر می‌شوند، یک سوال می‌پرسم: اگر شما بنیان فکری یک انقلاب و مبانی نظام سیاسی اسلام را تثبیت کنید، ارزش آن کمتر از سخنرانی آتشینی است که برای آن زندان بروی و شکنجه بشوی؟ آن هم بسیار ارزشمند و مقدس است اما آیا این مبانی مقدس نیست؟ وجه روایت «مداد العلماء افضل من دماء الشهداء» همین است. هنگامی که مداد عالم نباشد، راهی برای این‌که شهید راه مبارزه خود را پیدا کند، باز نمی‌شود.

 آیت‌الله مصباح می‌فرموند: «جبهه رفتن خوب است اما شما به‌عنوان یک طلبه باید از مرزهای ایدئولوژیک نظام پاسداری بکنید تا وقتی فردا به مرزهای اعتقادی این جامعه حمله شد، کسی برای جواب‌دادن به آن وجد داشته باشد.» به همین خاطر بود که اسم کتا‌ب‌های خود در اوائل انقلاب را پاسداری از مرزهای ایدئولوژیک گذاشتند. بی‌دلیل نیست که نظام دنیای غرب با ایشان بسیار مخالف بود. دشمن در مرزهای نظامی با حاج قاسم و در مرزهای ایدئولوژیک، مانع خود را آیت‌الله مصباح می‌دید. آن‌ها اقرار کردند که اگر نظام ولایت فقیه در ایران پا برجا مانده است، به‌خاطر تلاش‌های و استقامت‌های این عالم است. علما دیگر نیز حمایت می‌کنند اما حضور ایشان کارساز بود.

نوگرایی از ویژگی‌های علامه مصباح در شیوه علمی بود. ایشان در برخورد با دستاوردهای علمی روز بسیار منطقی برخورد می‌کردند. برخی از فُضلا نسبت به دستاوردهای علوم انسانی روز جهان کاملاً بیگانه‌اند و برخی آن‌ها را فاقد ارزش می‌دانند اما ایشان در صورت معقول‌بودن و عدم تنافی آن دستاوردها با دین، از آن‌ها استقبال می‌کردند. از ویژگی‌های بصیرتی ایشان این بود که اخبار جزئی را رها می‌کرد و به دنبال اخباری می‌رفت که رفتارساز بود. اگر انحرافی بود، با آن‌ها مبارزه می‌کرد و اگر درست بود، آن را تثبیت می‌کرد.

دکتر سلیمانی امیری

تبیین خصلت‌های اخلاقی علامه مصباح

از ویژگی‌های اخلاقی و معنوی ایشان می‌توان به از جانب خدا دانستن علم و قدرت و حکمت براساس مبانی اسلام اشاره کرد. ایشان رمز توفیق در امور اخلاقی و معنوی را در اطاعت و بندگی خدا می‌دانست. ایشان بر مسئله شرک بسیار حساس بود و همه توفیقات خود را از جانب خدا می‌دانست. به قول یکی از علما، آیت‌الله مصباح کسی بود که هنگامی که عمل صالح را انجام می‌داد، تمام بیست نمره را به خدا می‌داد. هیچ منیّتی در او احساس نمی‌شد. ایشان همیشه این تکه کلام را می‌فرمود که من هم مانند سایر سربازان امام زمان یک سرباز هستم. ایشان به طلبه‌ها توصیه می‌کرد: «تلاش کنید که باور کنید سرباز امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف هستید.»

او بهترین عامل مددکار در حرکت در مسیر زندگی  توحیدی، توفیق خدمت، تشخیص وظیفه و انجام آن را توسل به ساحت اهل‌بیت می‌دانست. ایشان بسیار به توسل اهمیت می‌دادند. این توصیه ایشان معروف است که می‌فرمودند: «شیرین‌ترین، آسان‌ترین و کارسازترین چیز در مسیر حیات دینی، توسل به حضرت حجت(عج) است.»  بر زیارت اهل‌بیت و زیارت جامعه کبیره به‌صورت خاص توصیه می‌کرد. ایشان می‌فرمودند: «اگر مردم قم بدانند حضرت معصومه چه دارند، آن‌قدر از خاک اطراف قبر ایشان جهت تبرک برمی‌دارند که اطراف مزار حضرت، خندق درست می‌شد.»

طبیعی است که تفکر منطقی و عقل‌گرای افراد، مانع از شیفتگی عشق‌ورزیشان به اهل‌بیت علیهم‌السلام و خداوند متعال می‌شود اما ایشان در عین داشتن تفکر منطقی، به‌شدت به اهل بیت عشق می‌ورزیدند. ایشان می‌فرمودند: «هنگامی که کربلا می‌روید، عشق اهل‌بیت را بخواهید نه محبتشان را. عشق یعنی اگر اهل‌بیت بگویند بروید داخل تنور، بروید.»

شکرگزاری از دیگر ویژگی‌های بارز ایشان در سلوک اخلاقی بود. ایشان در ابتدای سخنرانی‌های خود، شکر خدا می‌کردند. وظیفه‌شناسی و مجاهدت برای انجام وظیفه در کنار ذکر و یاد خدا از خصلت‌های مهم و برجسته ایشان بود. ایشان در زندگی شخصی خود اهل تجملات نبودند و در امور مالی از غیر از خدا و اهل بیت تقاضا نمی‌کردند. ایشان می‌فرمودند: «ما فقط از یک نفر تقاضا می‌کنیم.» مقصودشان از آن یک نفر، امام زمان بود. در بسیاری از مشکلات می‌فرمودند: «بروید سراغ حضرت معصومه.»

ایشان اهل مجاهده با نفس بودند. یک مورد بارز این خصوصیت ایشان، نرفتن به‌دنبال مرجعیت بود در حالی‌که شانش را داشتند ولی به‌خاطر نیاز جامعه در مسائل اعتقادی از مرجعیت دست کشیدند و به دنبال حل نیاز جامعه رفتند. آقای غرویان تعریف می‌کرد که یک بار فردی برای سوال شرعی با ایشان تماس گرفت، ایشان بلند بلند فرمودند: «من فقه نمی‌دانم.» ایشان می‌خواستند نفس خود را در خصوص این‌که شاید مردم از من توقع مرجعیت دارند بُکُشند و این مورد خیلی برای آقای غرویان جالب بود.

ایشان پس از انقلاب به دنبال مقام دولتی نرفتند و تمام تلاش خود را صرف تحکیم مبانی انقلاب، نظام سیاسی و تربیت شاگردان کردند. در عین برائت‌جویی از معاندان فکری و فرهنگی اسلام، به هدایت کسانی که زمینه هدایت داشتند حریص بودند. به منزل آن‌ها می‌رفتند و سعی می‌کردند شبهات آن‌ها را برطرف کنند. عالم‌هایی وجود دارند که بسیار قوی هستند اما حضورشان در جامعه به سمت صفر میل می‌کند و شما باید به سراغ آن‌ها بروی وگرنه آن‌ها در صحنه مجادلات سیاسی حضور پیدا نمی‌کنند در حالی‌که علامه مصباح حتی با وجود توهین‌ها، در جلوی انحرافات جامعه ایستادگی می‌کرد.

 

بصیرت‌بخشی سیاسی-اجتماعی

ویژگی سوم ایشان که بسیار برجسته است، بصیرت‌بخشیِ سیاسی-اجتماعی ایشان است. معمولاً علمایی که مشغول تحقیقات علمی هستند و یا عارفانی که متمرکز در عرفان می‌شوند، از فعالیت‌های سیاسی محروم می‌مانند اما حضور اجتماعی آیت‌الله مصباح از پررنگ‌ترین اضلاع شخصیتی ایشان است. برخی گفته‌اند: «مقامات معنوی آیت‌الله بهجت مانع مقامات علمی ایشان شدند و این مسئله در آیت‌الله مصباح برعکس بود.» حضور سیاسی-اجتماعی ایشان به‌گونه‌ای بود که شخصیت معنوی و اخلاقی ایشان را تحت حجاب قرار می‌داد و این جهت دلیل دشمنی معاندین با ایشان بود.

ایشان از سال ۴۲ تا رحلتشان در صف مبارزه با نظام سلطه و در بالاترین درجه ایدئولوگ‌های انقلاب بودند. ایشان چنین رتبه‌ای را در قبل و ابتدای انقلاب نیز داشتند. گروه‌هایی مانند حزب‌الله لبنان از ایشان به‌عنوان حامی ایدئولوژی خودشان استفاده می‌کردند و از ایشان مبانی اعتقادی اسلام را می‌آموختند. افراد زیادی مبانی اسلام می‌گفتند اما فقط مبانی اسلام ایشان به انقلاب می‌رسید. ایشان اسلام را از مبانی توحیدی به میدان سیاست کشاندند.

از ویژگی‌های بصیرتی ایشان این بود که اخبار جزئی را رها می‌کرد و به دنبال اخباری می‌رفت که رفتارساز بود. اگر انحرافی بود، با آن‌ها مبارزه می‌کرد و اگر درست بود، آن را تثبیت می‌کرد. ایشان در همان اوایل ریاست جمهوری خاتمی، عقیدۀ او را شناخت و به جنگ عقبه فکری او رفت. عقبه فکری خاتمی سروش و حلقه کیان بود و ایشان عقاید آن‌ها را مطرح و نقد می‌کرد. ایشان آن‌ها را دعوت به مناظره کرد اما هیچ‌کدام نیامدند.

ایشان در شناخت انحراف مو را از ماست می‌کشیدند و بسیار دقیق بودند. از روزهای ابتدای مبارزه به انحراف مجاهدین خلف پی بردند و به دوستانشان فرموده بودند: «اینها کمونیست اسلامی هستند.» ایشان بعد از اظهارنظرهای مشایی درمورد اسرائیل و اسلام‌خواهی فرمودند: «جریان فراماسونری در ایران در حال احیاشدن است.» و دلیل بیان خود را این‌گونه فرمودند: «از عقاید فراماسونرها این بود که پوسته دین را حفظ کنیم اما هسته‌اش را از بین ببریم. آن‌ها با نام دین، دین را دور می‌زدند.»

از ویژگی‌های دیگر ایشان در مسائل بصیرتی، با تمام قوا واردشدن در هنگام خطر انحراف در جامعه بود. ایشان در دوران اصلاحات سفرهای مکرر داشتند و در شهرهای مختلف سخنرانی و روشنگری می‌کردند. ایشان همواره بی‌پرده سخن می‌گفتند. آیت‌الله مصباح در بیان دیدگاه اسلام بسیار محکم استدلال می‌کردند و بیان گویایی داشتند به‌گونه‌ای که استدلال‌های ایشان را همه می‌فهمیدند. به همین جهت بود که دشمن از ایشان کینه و ترور شخصیت ایشان را در سر داشت. دشمن، ایشان را به‌عنوان تئوریسین خشونت به مردم معرفی کرد و متأسفانه هنوز هم بین بعضی از مردم این تهمت رایج است. این مسائل بر آیت‌الله مصباح اثر نداشت و ایشان را از کار خود باز نداشت. ایشان در جواب احوال‌پرسی رهبری فرموده بودند: «فحش درمانی می‌کنم.» این قدرت را همه ندارند.

علامه به سیره اهل‌بیت تمسک می‌کردند و در مقابل نامردی دشمنان صبور بودند. ایشان می‌فرمودند: «من در مسائل دینی پدر و مادر نمی‌شناسم.» مقصودشان این بود که حتی اگر پدر و مادرم هم بخواهند در مسائل اعتقادی با من درگیر شوند، جلوی آن‌ها خواهم ایستاد. دشمن نامرد حتی بعد از رحلت ایشان از توهین به ایشان دست برنداشته است و قطعاً این نامردی را در سالگرد ایشان مشاهده خواهیم کرد. به ایشان تهمت‌های مختلفی بستند و گفتند روزی ایشان جلوی رهبری می‌ایستد درحالی‌که این اتفاق نیفتاد. ایشان شمع دل حزب‌اللهیان بودند و هنگامی که در فتنه ۸۸ کسی موضع نمی‌گرفت، ایشان با شجاعت ایستادگی کردند و باعث شادی دل حزب‌اللهیان شد.

ایشان از بزرگ‌ترین عالمان مصلح دوران معاصر بود که همواره دغدغه اصلاح جامعه را داشت. با تلاش‌های علامه وجود نظام اسلامی در ذهن مردم تثبیت شد. اگر کار ایشان نبود، حملات دشمن آن باور را زایل می‌کرد. ایشان معتقد بودند که این انقلاب زمانی موفق خواهد بود که موجب افزایش دین‌داری مردم شود و پیروزی انقلاب را در این نبینید که چند برج ساختید. انقلاب ما در درجه اول فرهنگی است و در درجه بعد انقلاب اقتصادی. این را صریح می‌فرمودند.

از دیگر خصوصیت ایشان این بود که آیت‌الله مصباح نه متن حوزه و دروس حوزه سنتی را برای اسلامی‌سازی علوم انسانی کافی می‌دانستند و نه متن دانشگاه و تعلم دروس علوم انسانی غربی و شرقی را به ‌صلاح فرهنگ جامعه می‌دانستند. ایشان معتقد بودند که باید مسائل علوم انسانی روز را از دانشگاه آموخت و دیدگاه اسلام را درباره آن‌ها به کمک معلومات و اجتهاد حوزوی استخراج کرد. از همین رو ترجیح داد در کمربند حوزه، موسسه‌ای را تأسیس کند و شاگردانی را پرورش دهد که آن‌ها قادر هستند با سرمایه‌های حوزوی و دانشگاهی‌شان، دیدگاه اسلام را تبیین کنند.

از دیگر ویژگی‌های استاد این بود که در عین تجربه سیاسی-اجتماعی، کاملاً خود را تابع ولایت می‌دانست و در قول و فعل تابع ولایت فقیه بود.

 

جمع‌بندی

در یک جمع‌بندی کلی باید بگوییم که حضرت آیت‌الله مصباح، عالمی مجاهد و مصلح، شخصیتی بلندنظر و ژرف‌اندیش، دانشمندی انقلابی یعنی آرمان‌دار و دارای برنامه میل به آرمان‌ها و اهل استقامت در راه تحقق آرمان بود. بنابراین ایشان از نوادر علمای ما بودند که از تفکر راهبردی برخوردار بودند. ایشان از جمله استراتژیست‌های دقیق‌النظر و باریک‌بین برای انقلاب اسلامی ایران به شمار می‌رفت و فقدان ایشان خسارتی بزرگ برای جبهه انقلاب و ثلمه‌ای جبران ناپذیر در اردوگاه اهل تفکر انقلابی به شمار‌آمد. ما امیدوار هستیم که ان‌شاءالله خداوند جای ایشان را با شخصیت‌هایی مانند ایشان پر کند. شخصیت ایشان برای ما به‌مثابه شخصیت شهید مطهری بود.

 

بیشتر بخوانید:

لینک کوتاه مطلب : http://fekrat.net/?p=7057