دکتر علی ابوترابی در گفتگو با فکرت تبیین کرد؛

اندیشه سیاسی علامه مصباح یزدی

اندیشه سیاسی آیت الله مصباح یزدی، کاملاً عقل‌گرایانه است. یعنی با مبانی عقلی و نه صرفاً با مبانی نقلی (نقل روایی)، بنیان تفکر دینی و ساختارهای حکومت دینی را بنا می‌گذاشتند.

آیت الله مصباح یزدی، شاگرد ویژه حضرت آیت‌الله بهجت(ره) بودند. یک بار که اطرافیان آیت‌الله بهجت از ایشان خواسته بودند که درس اخلاق بگذارند، ایشان نپذیرفته بودند و در پاسخ به اصرار آن‌ها برای معرفی یک جانشین، ایشان آیت‌الله مصباح(ره) را معرفی کرده بودند. ایشان همچنین مورد محبت و عنایت ویژه حضرت امام (ره) نیز بودند. این‌ها گزیده‌ای از گفتگوی اختصاصی «فکرت، رسانه اندیشه و آگاهی» با حجت‌الاسلام دکتر علی ابوترابی، عضو هیئت علمی موسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی(ره) است که مشروح آن را در ادامه می‌خوانید:

 

فیلم این گفتگو را ببینید:

مصباح اندیشه | اندیشه سیاسی علامه مصباح

 

فلسفۀ جلسه‌ای که در خدمت شما هستیم، نقل بلاواسطه خاطراتی از علامه بزرگوار، مرحوم آیت‌الله مصباح‌یزدی است. هرچند نقل خاطرات از ایشان اثر خاصی دارد که گاهی در تحلیل‌های علمی و سیاسی آن اثر وجود ندارد؛ اما مقدمتاً باید اشاره کنم که شخصیت آن مرحوم به‌گونه‌ای بود که اگر مطلبی را می‌فرمودند، با همه وجود به آن اعتقاد داشتند و اگر اندکی در مسئله‌ای تردید داشتند، سخنی از آن به میان نمی‌آوردند.

دلیل این عمل، این بود که ایشان فیلسوفی متفکر و عارف بودند که در خودشناسی و به‌خصوص توجه به ریشه‌های روان‌شناختی سخنان و رفتارشان، بسیار دقت می‌کردند. این مطلب نشان‌دهندۀ اعتقاد تمام عیار و اخلاص علامه نسبت به آن‌چه که برای دیگران نقل و به آن سفارش می‌کردند، بود. دلیل دیگر عمل آن بزرگوار این بود که خودشان در مقام عمل به مباحثی که نقل می‌کردند، ملتزم باشند؛ وگرنه نمی‌فرمودند.

حالا با توجه به این چند گزاره‌ای که عرض کردم، نمونه‌هایی از نوع نگاه و رویکرد ایشان نسبت به مقام معظم رهبری را نقل می‌کنم. اگر این خاطرات را دیگران بشنوند، شاید برای آن‌ها سوال شود که چرا ایشان این‌گونه بوده است؟ بنابراین اگر مجدداً در پایان خاطرات نکته‌ای به ذهنم رسید، عرض خواهم کرد؛ اما فکر نمی‌کنم که نقل این خاطرات نیاز به تحلیل داشته باشد.

هرگاه در جلسه‌ای که ایشان حضور داشتند، مطلبی را از حضرت آقا یا در مورد ایشان نقل می‌کردند یا در جلسه‌ای در محضر رهبری بودند و می‌خواستند مطلبی را خدمت علامه مصباح(ره) نقل کنند، من احساس می‌کردم که حال ایشان تغییر می‌کند. این مسئله را چندین بار مشاهده کرده بودم. واقعاً در تمام عمر خود، کسی را این چنین در مقابل رهبری متواضع ندیدم. ایشان هم در تَعَبُّد و هم در تواضع و حتی در ادب نمونه بودند.

حدود دو سال قبل از رحلت ایشان یعنی اواخر ۱۳۹۷، مرحوم علامه مصباح(ره) به جهت همین کسالتی که موجب رحلت ایشان شد، در بیمارستان شهید بهشتی بستری بودند. دو روز بعد از بستری‌شدن ایشان، با چند نفر از دوستان خدمت ایشان شرفیاب شدیم. یک نفر از کادر بیمارستان همراه ما بود و حس کردیم که او هم خیلی مضطرب است؛ چون از دو روز پیش حال علامه را دیده بود. هنگامی که خدمت علامه رسیدیم، ایشان خیلی بانشاط و سرحال بودند و با دوستان بگوبخند می‌کردند و این موضوع موجب تعجب ما شد.

بعد از چند دقیقه، یکی از حاضرین گفت: «ما خیلی نگران بودیم ولی امروز شما را خیلی با نشاط می‌بینیم.» ایشان فرمودند: «حقیقت مسئله همین است که شما می‌گویید. وضع من بسیار بد بود. اگر به من خرافی نگویید، باید به شما بگویم که من به دعای حضرت آقا شفا یافتم. تا دو شب گذشته حال من بسیار بد بود ولی ناگهان نیمه شب  از این رو به آن رو شدم. حالم تغییر کرد و با سرعت تمام رو به بهبودی رفتم و این نبود جز در اثر دعای حضرت آقا. پایان همان شب بود که حضرت آقا مطلع از وضع و حضور من در بیمارستان شدند و بعد از نیمه آن شب با دعای ایشان شفا یافتم.» یکی از دوستان ما خدمت ایشان عرض کرد: «البته این کار جا دارد. حضرت آقا چه یاری مثل شما دارند؟ اگر برای شما دعا نکنند برای چه کسی دعا کنند؟»

ما بارها دیده بودیم که اگر کسی بخواهد این‌گونه برای ایشان منزلتی حتی در مقام مهم‌ترین یاران حضرت آقا قائل بشود، ایشان ناراحت می‌شوند و همین‌طور نیز شد. من احساس کردم کمی صورت ایشان مکدر شد و فرمودند: «من و امثال من خاک پای حضرت آقا هم نمی‌شویم.» ابعاد شخصیتی ایشان به‌گونه‌ای بود که وقتی جمله‌ای را می‌فرمودند، درکلامشان تعارفی نداشتند و به تمام معنا حقیقت را می‌فرمودند. به همین خاطر بود که ایشان بعد از لحظاتی مکث ادامه دادند: «بدون تعارف می‌گویم من نه تنها خاک پای حضرت آقا نمی‌شوم بلکه خاک زیر کفش حضرت آقا را طوطیای چشمم می‌کنم.»

آیت‌الله مصباح همیشه مورد اهتمام بزرگانی همچون حضرت آیت‌الله بهاالدینی(ره) بودند. هنگام ورود علامه به محفل ایشان، حضرت آیت‌الله بهاالدینی از جا بلند می‌شدند و علامه را در کنار خودشان جای می‌دادند. نقل شده است که گاهی ایشان می‌فرمودند: «در وجود ایشان، قرآن را می‌بینم.» علامه، شاگرد ویژه حضرت آیت‌الله بهجت(ره) و مورد محبت و عنایت ویژه حضرت امام(ره) نیز بودند.

از این نمونه نگرش‌های علامه نسبت به رهبری، خاطرات دیگری نیز وجود دارد. به‌طور مثال، زمانی در محضر ایشان بودیم و اگر اشتباه نکنم، برادر عزیزم آقای روانبخش از ایشان پرسیدند: «برخی از اساتید یا بزرگان تصریح کردند که مقام معظم رهبری(حفظه‌الله) همان سید حسنی یا خراسانی است که در روایات وجود دارد. آیا سید حسنی و قیام او که در هنگام ظهور، بشارت داده شده است، همان مقام معظم رهبری(حفظه‌الله) هستند؟»

مرحوم علامه مصباح فرمودند: «بعید نیست اما ما هم اکنون نیز مقام و منزلت ایشان را بالاتر از سید حسنی می‌دانیم؛ چرا که سید حسنی یاور و یار امام زمان(اروحنا فداه) است و مقام معظم رهبری(حفظه‌الله) نیز نائب امام زمان(اروحنا فداه) است.» اعتقاد به این نیابت، چنان اعتقاد راسخی را در حضرت علامه نسبت به نگاه و عشق به حضرت آقا به وجود آورده بود که هنگام تشریف‌آوردن رهبری به منزل آیت‌الله مصباح، علامه خم می‌شوند تا دست حضرت آقا را ببوسند ولی حضرت آقا دست خودشان را می‌کشند و امتناع می‌کنند. همان‌جا علامه خم می‌شوند که پای رهبری را ببوسند. این صحنه بسیار عجیب است و در جلسات مکرری که علامه با حضرت آقا داشتند، همواره این صحنه اتفاق می‌افتاد.

آیت‌الله مصباح(ره) همیشه مورد اهتمام بزرگانی همچون حضرت آیت‌الله بهاالدینی(ره) بودند. هنگام ورود علامه به محفل ایشان، حضرت آیت‌الله بهاالدینی(ره) از جا بلند می‌شدند و علامه را در کنار خودشان جای می‌دادند. نقل شده است که گاهی ایشان می‌فرمودند: «در وجود ایشان، قرآن را می‌بینم.»

علامه شاگرد ویژه حضرت آیت‌الله بهجت(ره) نیز بودند. یک بار که اطرافیان آیت‌الله بهجت از ایشان خواسته بودند که درس اخلاق بگذارند، ایشان نپذیرفته بودند و در پاسخ به اصرار آن‌ها برای معرفی یک جانشین، ایشان آیت‌الله مصباح(ره) را معرفی کرده بودند. ایشان همچنین مورد محبت و عنایت ویژه حضرت امام(ره) نیز بودند.

به‌لحاظ سنی، آیت‌الله مصباح از مقام معظم رهبری(حفظه‌الله) مسن‌تر هستند. ایشان یک شخصیت جدی، قاطع و متفکر بوده و احساساتشان مبتنی بر اندیشه است. با این تفاسیر، این‌که چنین شخصیتی درون کوچه خم بشود و حضرت آقا را ببوسد، عجیب است.

در فیلم هم مشاهده کردید که حضرت آقا زیر کتف ایشان را گرفتند، بلند کردند و اجازه ندادند علامه پای ایشان را ببوسد. هنگامی که رهبری وارد منزل علامه شدند، همسر ایشان خیلی مؤدبانه به حضرت آقا عرض کردند: «منزل ما را نورانی کردید.» مقام معظم رهبری فرمودند: «منزل شما به وجود آیت‌الله مصباح(ره) نورانی هست.»

خاطره دیگری از علامه نقل می‌کنم. روزی در نزد آیت‌الله مصباح بودیم و کسی نقل کرد: «در محضر حضرت آقا که بودیم، یک‌سری شخصیت‌ها نوع ملاقات و ارتباطشان با حضرت آقا به جای ولایت‌پذیری محکم، حالت دیپلماتیک داشت.» در ذهن علامه خاطره دیدارشان با رهبری تداعی شد. علامه با اشاره به آن خاطره، همراه با تلخ کامی فرمودند: «شما نمی‌دانید چه کسانی، چقدر مرا مذمت کردند که چنین رفتاری از شما سزاوار نبوده است. آن‌ها نمی‌فهمند که وقتی عشق آمد، عشق این‌ها را نمی‌شناسد.»

من واقعاً می‌گویم در همه عمرم حتی یک سرباز کوچک را ندیدم که این‌گونه نسبت به امام و فرمانده خودش با همۀ وجود ادب داشته باشد. گاهی اسم حضرت آقا که به میان می‌آمد، من به دوستان می‌گفتم: «نگاه کنید علامه را.» حالات ایشان به یک حالاتی که نهایت تواضع در آن بود، تغییر می‌کرد و این تواضع حتی در حالت نشستن ایشان هم تأثیر داشت.

حجت‌الاسلام حقانی از اساتید مؤسسه، یک وقت در نزد علامه مصباح(ره) بودند و به ایشان عرض کردند: «در محضر حضرت آقا بودیم و ایشان سلام شما را رساندند.» من احساس کردم علامه به‌گونه‌ای دیگر نشستند و مؤدبانه فرمودند: «من که باشم که بر آن خاطر عاطر گذرم.» من واقعاً ندیدم کسی این‌گونه متعبد، مؤدب، عاشق و ولایت‌پذیر باشد. اگر احساس می‌کردند حضرت آقا تمایل دارند کاری انجام بشود، با همه وجود وارد آن کار می‌شدند.

در اندیشه آیت‌الله مصباح‌یزدی به لحاظ عقلی و علمی اثبات می‌شد که مقام ولایت فقیه همان استمرار منزلت ائمه در امر حکومت است؛ این شناخت، موجب پدیدارشدن یک نوع احساس و عشقی نسبت به ولی فقیه یا همان نائب امام زمان(عج) می‌شد که بر همه بنیان‌های عقلی، روایی و دینی پایه‌گذاری شده بود.

در سال ۹۲_۹۳ مؤسسه امام خمینی(ره) یک همایش در مورد ابعاد تغییرات جمعیتی ایران برگزار کرده بود. همراه با کمیته علمی همایش، محضر حضرت آقا شرفیاب شدیم و در آن جلسه که اندیشمندان رشته‌های مختلف حضور داشتند، حضرت آقا در مورد مباحث جمعیتی فرمودند: «ذهن مردم و نخبگان پر از شبهات و گره‌های ذهنی در مورد جمعیت است و شما باید این‌ها را حل کنید.» بعد خودشان فرمودند: «حالا چه کسی می‌تواند این گره‌های ذهنی را حل کند؟» و خودشان جواب دادند: «به‌نظر من مؤسسه امام خمینی(ره) می‌تواند این کار را انجام دهد.»

چند سال گذشت و دوستان کارهایی را انجام دادند. آیت‌الله خامنه‌ای(حفظه‌الله) یک‌بار پیگیری فرمودند: «موسسه غیر از همایش چه کارهایی را انجام داده است؟» و ما برای گزارش به مقام معظم رهبری به سراغ علامه رفتیم. گزارشات را به ایشان دادیم ولی آیت‌الله مصباح فرمودند: «این‌ها درخور حضرت آقا نیست.» ایشان سپس فرمودند: «ما باید خجالت بکشیم از این‌که حضرت آقا از ما مطالبه‌ای داشتند و ما کار درخوری انجام نداده‌ایم.» و بعد، با آن همه مشغله‌ای که داشتند، فرمودند: «در ابعاد انتزاعی یعنی در ابعاد کلامی، فلسفی، قرآنی، تفسیری و… اگر شما دوستان بیایید، من هر هفته می‌آیم».  اما متأسفانه منتهی به کرونا و مریضی ایشان شد.

حال شما چه سربازی را می‌بینید که اگر احساس کند فرمانده برحسب نیاز دستوری داده است، به این اندازه پیگیری و عمل کند؟ نگاه ایشان این بود که مقام معظم رهبری به حضرت مهدی (ارواحناه فداه) متصل هستند. این نگاه، تفسیر شخص علامه از ولایت فقیه و تفسیر ناب دینی بود.

به‌علاوه شما می‌دانید که علامه مصباح(ره) معمولاً در اندیشه سیاسی و تشریح‌شان از بحث‌های سیاست و کشورداری، تفسیری کاملاً عقل‌گرایانه داشتند. ایشان ابتدا با یک مبانی جهان‌شمول یعنی همه‌پسند و نه با مبانی نقلی، بنیان و فوندانسیون این تفکر دینی را محکم بنا می‌گذاشتند و به گزا‌ره‌های مبنایی عقلی و شِبه‌بدیهی می‌رساندند و از آن‌جا این گزاره‌ها را دوباره پایه‌گذاری و ساختارهای حکومت دینی را تبیین می‌کردند.

در اندیشه ایشان، مقام ولایت فقیه همان استمرار منزلت ائمه در امر حکومت است. این اندیشه عقلی و علمی آیت‌الله مصباح، موجب پدیدارشدن یک نوع احساس و عشق می‌شد که بر همۀ بنیان‌های عقلی و روایی و دینی پایه‌گذاری شده بود و ایشان آن جایگاه را می‌دیدند.

مسئول دفتر اسبق ایشان، حجت‌الاسلام اَجَمِین، برای من نقل می‌کردند: «در محضر حضرت آقا بودیم که علامه برای بوسیدن دست رهبری به سمت ایشان رفتند و همان داستان قبل پیش آمد اما این‌بار حضرت آقا مکدر شدند و نگذاشتند که علامه دست ایشان را ببوسد ولی به هرحال ایشان دست حضرت آقا رو می‌بوسیدند. بعد از اتمام جلسه برای دفع توهمی که ممکن بود برای مسئول دفترشان پیش بیاید، فرموده بودند: «می‌دانید من دست‌بوس کسی نیستم ولی آیا می‌دانید که ایشان چه کسی هستند؟ ایشان نائب امام زمان(ارواحنا فداه) هستند.» ایشان با تمام وجود نیابت و اتصال مقام معظم رهبری(حفظه الله) را به مقام ولایت می‌دیدند و گاهی برای دوستانی که جایگاه رهبری را متوجه نمی‌شدند، خاطراتی را نقل می‌کردند. به یاد دارم در یکی از دوشنبه‌هایی که در محضر رهبری بودیم و جلسه نسبتاً خصوصی بود، حضرت آقا بعد از این‌که فرمایششان تمام شد، خطاب به جمع فرمودند: «آقایان کسی نکته ای دارد؟!» جناب آقای سید حمید روحانی مؤلف کتاب نهضت امام خمینی، گفتند: «حضرت آقا بسیار نگرانم. عده‌ای به نام امام(ره) و به اسم خط ایشان می‌خواهند این ملت را از اندیشه و خط ایشان جدا کنند.» این مطلب در زمانی بود که یکی از اعضای بیت امام(ره)، تعریضی به ایشان زده و جوّی پیش آمده بود.

حضرت آقا بعد از دلجویی از آقای روحانی و دعا برای ایشان، در یک بیان بسیار محکم، فرمودند: «بدانید که هیچ‌کس، هیچ‌گاه، نخواهد توانست این ملت را از خط امام جدا کند.» هنگامی که این خاطره در محضر آیت‌الله مصباح نقل شد، ایشان سکوت و فکری کردند و با ضرس قاطع فرمودند: «گفتن این مطالب از خود حضرت آقا نیست، این‌ها از جای دیگریست.»

 

بیشتر بخوانید:

لینک کوتاه مطلب : http://fekrat.net/?p=7090