دکتر بهروزی لک در گفتگو با فکرت؛

مبانی نظری و الهیاتی جبهه مقاومت

امروزه استکبار جهانی به شکل گسترده بین‌المللی و جهانی در برابر اسلام و مقاومت جبهه‌گیری کرده‌است. اگر روزی در جنگ خندق تمام کفر در برابر تمام ایمان و اسلام قرار گرفت، امروز استکبار جهانی سعی می‌کند به شکل سلطه در سراسر جهان این را دنبال کند.

مقاومت در اندیشه الهی مقاومت کورکورانه و متعصبانه نیست. مبتنی بر مبانی محکم و پایدار است. دیگران یا دچار جهالت هستند یا دچار غرض‌ورزی. اقتضای حق‌محوری این است که حق گسترش یابد. پیامبر گرامی اسلام کار خود را با دعوت و گفتگو آغاز کردند. مقاومت ما هم براساس منطق گفتگو بنا شده‌است. این هرگز به‌معنای مقاومت دُگم و تغییرناپذیر نیست. مقاومت براساس اصول مشخصی است. اما همراه با ظرایفی است که آن را برای تعمیم و گسترش و روزآمدسازی خود و اصلاح فرآیندها آماده می‌کند. این‌ها گزیده‌ای از گفتگوی اختصاصی «فکرت، رسانه اندیشه و آگاهی» با حجت‌الاسلام دکتر غلامرضا بهروزی‌لک، عضو هیئت علمی دانشگاه باقرالعلوم است. آن‌چه در پی می‌آید، مشروح این گفتگوست.

 

فیلم این گفتگو را ببینید:

مصباح اندیشه | مبانی نظری و الهیاتی جبهه مقاومت

 

بسیار سپاسگزاریم بابت فرصت گفتگویی که با سایت فکرت با موضوع تبیین مبانی نظری و الهیاتی جبهه مقاومت قرار دادید. به‌عنوان سوال نخست برای اینکه محل نزاع مشخص شود، پیرامون موضوع گفتگو و مقاومت از منظر امامین انقلاب طرح بحث بفرمایید؟

آن‌چه که در مسئله مقاومت و مبانی نظری آن حائز اهمیت است، به مبانی هستی‌شناختی برمی‌گردد. این‌که در هستی، مسئله مقاومت را چگونه می‌توان توضیح داد؟

از نگاه الهیاتی توحیدی، هستی فقط خدای متعال است. این را ما به‌عنوان مبانی فلسفی کلامی و الهیاتی خودمان پذیرفته‌ایم. اما خدای متعال نوعی از خلقت دارد که در آن اختیار به‌معنای تخلف و طغیان هم قرار داده‌است. بر این اساس مفهومی به نام نزاع حق و باطل شکل‌ گرفته‌است.

حق آن‌چیزی است که خدای متعال اراده کرده‌است. باطل آن‌چیزی است که خدای متعال جهت آزمون مخلوقات، به آن فرصت داده‌است. هر دوتا از خداست و اگر اذن خدای متعال نباشد باطل امکان ظهور ندارد. این نوع خلقت خداست. (فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَتَقْوَاهَا). (إِنَّا هَدَیْنَاهُ السَّبِیلَ إِمَّا شَاکِرًا وَإِمَّا کَفُورًا). انسان‌ها در این بستر خلقت دو گرایشی یا دو فطرتی یا گرایش به خیرات پیدا می‌کنند یا به شرور.

البته مخلوقاتی هم هستند که در آن‌ها شرور و طغیان و باطل راهی ندارد. مثلاً خداوند در مورد ملائکه این تعبیر را دارد که: آن‌ها معصیت و طغیان و عصیان الهی انجام نمی‌دهند و آن‌چه را که خدا به آن‌ها امر فرموده‌است از آن سر نمی‌تابند.

 اما موجوداتی هم آفریده است (جن و انس) که گرایش به خیرات و شرور دارند. این گرایش باعث می‌شود یک نزاع دائمی بین حق و باطل شکل بگیرد. اما نهایتی دارد. لایتناهی نیست. این نزاع سرانجامی دارد. سرانجام آن «جَاء الْحَقُّ وَزَهَقَ الْبَاطِلُ إِنَّ الْبَاطِلَ کَانَ زَهُوقًا» است. باطل حتماً زوال‌یافتنی است. باطل مهلتی دارد. ابلیس هم در جبهه باطل مهلتی از خدا خواسته که خداوند تا روز معلوم این فرصت را به او داده‌است.

اگر بخواهیم مسئله مقاومت را توضیح دهیم، مقاومت عبارت است از این‌که: باطل‌هایی شکل بگیرد که شایسته است جبهه حق در تقابل با آن تلاش و ایستادگی کند، استقامت ورزد؛ آن هم از باب شناخت حق، مبتنی بر حق و براساس بصیرت و مبتنی بر شناخت باطل.

در جمع‌بندی مبانی نظری و الهیاتی مقاومت این را باید عرض کنیم که: این ناشی از نوعی از خلقت الهی است که زمینه آزمون و ابتلا را برای انسان‌ها قرار داده‌است. مهلتی به باطل داده‌شده و نزاع حق و باطل فراهم شده اما حق ثابت و پایدار خواهد بود و باطل به‌خاطر زوال‌پذیر بودن زائل خواهد شد.

براساس این مبانی نظری، آیین اسلام هم از همان صدر اسلام با باطل مواجه بوده‌است. گمراهی که توسط جبهه استکباری ایجاد شد پیامبران الهی را بر آن داشت تا با این استکبار مقابله و مبارزه کنند. پیامبر گرامی اسلام هم در دوران فعالیت‌های تبلیغی و پیامبری خودشان به این مسئله پرداخته‌اند. وظیفه در ابتدا تبیین حقیقت بود، تا این غل و زنجیرهای فکری باطل زدوده شود؛ و زمینه برای سعادت و تعالی انسان‌ها فراهم شود. تلاش‌هایی که در مکه انجام دادند زمینه را برای تبیین و روشنایی‌بخشی و تنویر افکار عمومی فراهم کرد.

یکی از مصادیق باطل در زمان ایشان بت‌پرستی و حاکمیت اشراف و مشرکین بوده که بر مردم ظلم و ستم می‌کردند. درطول سیزده سال حضور در مکه سعی فرمودند که این مأموریت اتمام حجت، تنویر افکار عمومی، آگاهی‌بخشی به توده‌ها و زمینه‌سازی تشکیل امت و جامعه اسلامی را فراهم کنند. به فرموده شهید صدر، پیامبر راهبردی را برای گذار از جامعه جاهلی به سوی جامعه الهی در پیش گرفتند. بعد از تشکیل دولت مدینه پیامبر تلاش کردند تا این کار را انجام دهند. ده سالی که با نبردها، مقاومت‌ها، غزوات و سرایا همراه شد.

جنگ‌ها گاه به شکل مقاومت فکری و فرهنگی در مقابل هجمه‌های دشمنان بود، گاه در قالب هجمه‌های اقتصادی و تحریم‌ها. همه این‌ها عرصه‌هایی است که پیامبر مقاومت را در امت اسلامی شکل دادند. بر تارک این نوع رویکرد توصیه قرآنی به استقامت است: (فَاسْتَقِمْ کَمَا أُمِرْتَ وَمَن تَابَ مَعَکَ). نتیجه این توصیه این است که اگر انسان‌ها به‌حق بپیوندند و تواصی به حق داشته باشند از خسران نجات پیدا می‌کنند و کسانی که حق‌محور نیستند دچار خسران می‌شوند. (وَالْعَصْرِ- إِنَّ الْإِنسَانَ لَفِی خُسْرٍ- إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ). راهبرد تواصی به‌حق و صبر آن چیزی است که اساس امت اسلامی را تشکیل داده‌است.

در طول تاریخ این حرکت به شیوه‌های مختلفی ادامه پیدا کرده که امروز ما به‌ شکل بیداری اسلامی و تشکیل جبهه مقاومت در برابر استکبار جهانی شاهد آن هستیم.

اگر بخواهیم یک تبارشناسی از مسئله استقامت و مقاومت در برابر باطل‌ها داشته‌باشیم، باید به این نزاع حق و باطل به‌لحاظ الهیاتی و هستی‌شناسی توجه کنیم. تبار آن را، حتی در امت‌های پیشین، حرکتی که انبیاء الهی انجام داده‌اند، دنبال کنیم تا نهایتاً به اسلام برسد و امروز هم این ادامه دارد.

اما تداوم این فرایند به آیندۀ مطلوب منجر خواهد شد و این وعده خداوند است. خداوند به مؤمنان دارای عمل صالح وعده داده‌است: (وَعَدَ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنکُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَیَسْتَخْلِفَنَّهُم فِی الْأَرْضِ کَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِینَ مِن قَبْلِهِمْ وَلَیُمَکِّنَنَّ لَهُمْ دِینَهُمُ الَّذِی ارْتَضَى). سرانجام مقاومت به پیروزی خواهد انجامید. امیدواریم این امر هرچه زودتر با ظهور حضرت ولی‌عصر محقق شود.

آن‌چه که در این خلال لازم داریم، تبیین جبهه مقاومت و مبانی آن در فرآیند بیداری اسلامی و انقلاب اسلامی است. امروزه استکبار جهانی به شکل هیمنه گسترده بین‌المللی و جهانی در برابر اسلام و حق جبهه‌گیری کرده‌است. اگر روزی در جنگ خندق تمام کفر در برابر تمام ایمان و اسلام قرار گرفت، امروز استکبار جهانی سعی می‌کند به شکل سلطه در سراسر جهان این را دنبال کند. این امر با شعار مدرنیته و نوسازی و زرق‌وبرق تمدن غربی صورت‌گرفته؛ که امروز سرکردگی دنیای غرب را آمریکا برعهده دارد. و می‌بینیم که چگونه علیه امت اسلامی، جامعه اسلامی و محور مقاومت، دسیسه‌چینی و توطئه می‌کند.

خوب است امروز به ماهیت مقاومت توجه کنیم؛ و توصیه‌هایی که امامین انقلاب داشته‌اند را مورد توجه قرار بدهیم. ماهیت انقلاب اسلامی (نه گفتن) به بلوک شرق آن زمان و بلوک غرب بوده‌است. انقلاب اسلامی تاکنون توانسته‌است مقاومت را در داخل و در منطقه اسلامی، حتی در جهان (آمریکای لاتین و آفریقا و آسیا) به نمایش بگذارد. این بسیار ارزشمند است؛ و باید مورد توجه قرار گیرد.

مقاومت دستاوردهای مثبتی داشته است و خواهد داشت. مقاومت نوعی سلطه‌زدایی از استکباری است که مصادیق زیادی در طول تاریخ داشته البته مقاومت حتماً باید مبتنی بر حق و محوریت حق و اسلام ناب باشد؛ وگرنه خودش انحراف جدیدی را ایجاد خواهد کرد. دیده‌ایم که دشمنان محور حق، چگونه با دسیسه‌ها سعی کرده‌اند این جریانات انحرافی را در مقابل اسلام ناب قرار دهند.

 

آیا مقاومت، آرمان‌گرایی کورکورانه است یا ناظر به واقعیت است؟ لطفاً تبیین بفرمایید.

 در ماهیت‌شناسی مقاومت باید بگوییم که هم مبتنی بر واقعیت‌های موجود است و هم آرمان‌های آینده. هم واقع‌گرایی وجود دارد هم آرمان‌گرایی. واقع‌گرایی از آن جهت است که بخشی از هستی‌شناسی ما را شکل می‌دهد. واقعیت از این جهت است که خدای متعال انسان‌ها را در معرض آزمون قرار داده که ما آن شایسته را انتخاب کنیم و این یک واقعیت زندگی ماست. در چگونه زندگی‌کردن دوباره مسئله حق و باطل مطرح می‌شود. تضادهایی وجود دارد که راه درست و راه حقیقی و صراط مستقیم را باید دنبال کنیم. این بعد واقع‌گرایانه است. اگر بخواهیم این را به‌درستی تحلیل کنیم (وَالْعَاقِبَهُ لِلْمُتَّقِینَ). این اوج واقع‌گرایی است. ببینیم آیا فرعون و نمرود و ظالمین مانده‌اند و بهره گرفته‌اند یا مؤمنان مانده‌اند؟

تنزّل‌دادن واقع‌گرایی به دنیاطلبی و منفعت مقطعی، واقع‌گرایی ناقص و نادرستی است. این‌که انسان بتواند به حیات جاودان برسد، بخشی از حقیقت‌ و واقعیت‌ ماست. و این نیست که باطل‌ها بیایند و برای ما تصویرهایی از زندگی باطل و منفی بکشند و انسان‌ها را به آن دعوت کنند. وسوسه و مکر از مصادیق باطل‌گرایی است. ما باید تلاش کنیم که این نوع واقع‌گرایی را بشناسیم. دشمنان اگر بخواهند با این شیوه پیروز شوند، جز ذلیل‌کردن و خوارکردن و تحقیر جبهه حق راهی نخواهد داشت. آن‌ها دنبال همین هستند. اگر مقابل داعش در مکان و جایگاه خودش ایستادگی نمی‌کردیم، آن‌ها با پشتیبانی استکبار جهانی کار خودشان را ادامه می‌دادند و مقاومت را می‌شکستند.

این همان واقع‌گرایی است. واقع‌گرایی این است که منافع واقعی را ببینیم نه منافع موهوم را. این واقع‌گرایی ما معطوف به یک آرمانی است که خودش بخشی از واقعیت‌هاست. آرمان‌گرایی در این‌جا به‌معنای آرمان‌گرایی تهی و بدون پایه نیست؛ بلکه آرمان‌گرایی براساس شناختی است که از واقعیت‌ها صورت می‌گیرد و باید تلاش کرد که این واقعیت‌های آینده را آرمان خودمان قرار دهیم.

وقتی‌که خدای متعال از تعبیر (وَالْعَاقِبَهُ لِلْمُتَّقِینَ) استفاده می‌کند، کسانی سود خواهند کرد که این قانونمندی‌های واقعیت را رعایت کنند. متقین اشاره به قانونمندی‌های هستی است. متقین تقوا دارند، یعنی قانونمندی‌ها را می‌بینند. اما کسانی که عصیانگر هستند واقعیت‌های اصلی را نمی‌بینند. به تعبیر قرآن کریم (یَعْلَمُونَ ظَاهِرًا مِّنَ الْحَیَاهِ الدُّنْیَا) خیال می‌کنند با لهو و لعب و آلودگی به دنیای گناه و لذت‌گرایی می‌توانند به سعادت اصلی برسند؛ درحالی‌که سعادت اصلی همان تبعیت از واقعیت هستی است که از خداست و برای خداست.

نتیجه سخن این است: منطق مقاومت این‌گونه است که از یک واقع‌گرایی بسیار عمیقی بهره‌مند است. که نهایتاً واقعیت‌های متعالی‌تر آرمان را تشکیل می‌دهند. هم واقعیت‌های موجود امروز، هم واقعیت‌هایی که در آینده هستند. آن‌هایی که واقعیت‌ها را بد تفسیر می‌کنند، شناخت درستی ندارند. شناخت حقیقی از واقعیت‌ها این است که همه‌جانبه و فراگیر و مبتنی بر توحید باشد. آرمان آینده هم می‌تواند واقعیت‌های فربه‌ای باشد که به دستور الهی برای آینده انسان‌ها قرار داده شده‌است. این‌هم می‌شود همان آرمان‌گرایی. به‌همین‌جهت بین واقع‌گرایی و آرمان‌گرایی یک نوع تبادل و تعامل جدی، هم در مفهوم هم در تحقق وجود دارد.

در دهه اخیر می‌بینیم که شهید بزرگوار به‌تدریج نماد مقاومت در جهان اسلام شدند. و با شهادت خودشان مهر تأییدی بر این ایستادگی و خستگی ناپذیری زده‌اند. حاج‌قاسم سلیمانی فرد نبود. مکتب بود. شاخه‌ای از مکتب مقاومتی که مردی از قم ایجاد کرده بود. روایت امام کاظم علیه‌السلام خیلی به شکل گویا تصویرگر وضع امروز ماست. این روایت را باید جدی گرفت. حضرت امام(ره) از دهه چهل مکتب مقاومت را تأسیس کردند. مخالفان تبعیدش کردند. اما صبر و مقاومت کرد و نتیجه‌اش پرورش یارانی بوده است که همچون حاج‌قاسم سلیمانی رشد کرده و به شکوفایی رسیده‌اند.

 در دهه‌های اخیر شهید حاج‌قاسم سلیمانی نماد مقاومت بودند. می‌توان گفت بنیان‌گذار خیلی از نهادهای مقاومت ایشان بودند. آیا فقط بحث اخلاص ایشان باعث این دستاوردها شده یا این عملکردها برمی‌گردد به مبانی و مکتبی که انقلاب اسلامی داشته؟ لطفاً تبیین بفرمایید.

در دهه اخیر می‌بینیم که شهید بزرگوار به‌تدریج نماد مقاومت در جهان اسلام شدند. و با شهادت خودشان مهر تأییدی بر این ایستادگی و خستگی‌ناپذیری زده‌اند. حاج‌قاسم سلیمانی فرد نبود. مکتب بود. شاخه‌ای از مکتب مقاومتی که مردی از قم ایجاد کرده بود. روایت امام کاظم علیه‌السلام خیلی به شکل گویا تصویرگر وضع امروز ماست. این روایت را باید جدی گرفت. (رجل من اهل قم یدعو الناس الی الحق).

البته مناقشاتی در حدیث‌شناسی درباره این روایت دارند که اصل کتاب به دست ما نرسیده‌است. در سند و دلالت چالش‌هایی وجود دارد. اما مسلم است که همه آن محورهایی که در این روایت آمده، مورد تأیید و تأکید معارف اسلامی ماست. ما در این‌که به حق باید دعوت کرد هیچ شک و شبهه‌ای نداریم. حق‌محوری و دعوت به حق اساس توحید ماست. اساس معارف قرآنی و حدیثی ماست اما این‌که مصداقش چه کسی باشد، آیا امام‌خمینی باشد یا کس دیگر، آن را می‌شود کلی‌تر گرفت.

ما می‌دانیم این ویژگی‌هایی که در روایت گفته‌شده بر یاران امام‌خمینی و خود ایشان قابلیت صدق را دارد. حضرت امام جز دعوت به حق کاری نکرد. در برابر التقاط و کفر و الحاد فقط تاکید بر حق داشتند. روایت فرموده مردی از قم مردم را به حق دعوت می‌کند. دیده‌ایم که در سال چهل حضرت امام چگونه قیام خود را شروع کردند و بعد از جنگ جهانی دوم از ۱۳۲۰ به این سمت، هنگامی‌که توطئه‌ها علیه آموزه‌های اسلامی و شیعی ما شکل گرفت، امام‌خمینی با نوشتن کتاب کشف‌الاسرار مقاومت خود را نشان دادند. حکمی زاده به تشبیهی همانند شقی قوم ثمود، آمد و به دین و روحانیت جسارت کرد.

حضرت امام(ره) مقاومت کردند. از دهه چهل مکتب مقاومت را تأسیس کردند. مخالفان تبعیدش کردند. اما صبر و مقاومت کرد و نتیجه‌اش پرورش یارانی بوده‌است که همچون حاج‌قاسم سلیمانی رشد کرده و به شکوفایی رسیده‌اند.

ویژگی‌های مکتب امام و یارانش این است که (لاتزلهم الریاح العواصف ولایملون من الحرب). طوفان‌های سهمگین آن‌ها را از جای نمی‌کند و از جنگیدن خسته نمی‌شوند و نمی‌ترسند. در انتها می‌فرماید عاقبت برای متقین است.

به‌نظر می‌رسد که حاج‌قاسم سلیمانی به‌خوبی توانست در دنیای سلطه‌زده ایستادگی را نشان دهد. در آخر کار هم عاقبت برای متقین شد. که به مقام عظمای شهادت هم رسید. پس حاج‌قاسم سلیمانی به‌خوبی این مسیر را تشخیص داده بود و به خوبی با آرمان‌های انقلاب اسلامی پیوند خورده بود. درحالی‌که در همان زمان و شاید در شرایط کنونی هم عده‌ای هستند که موضع شفاف و روشنی ندارند؛ یا پای‌بندی جدی به آرمان‌های اصیل انقلاب اسلامی ندارند؛ یا گاه دچار التقاط شده‌اند؛ گاه دچار ریزش‌هایی شده‌اند؛ اما ثبات و استقامتی که از حاج‌قاسم سرزد اوج مقاومت را به نمایش گذاشته‌است. او برای متقین اسوه شده‌است. (وَاجْعَلْنَا لِلْمُتَّقِینَ إِمَامًا) آرزویی که مؤمنان دارند در حاج‌قاسم سلیمانی محقق شد. او می‌تواند الگو و اسوه برای جهانیان و مسلمانان و جامعه ایرانی اسلامی ما باشد.

 

لطفاً جایگاه دیپلماسی در بحث مقاومت اسلامی را ترسیم بفرمایید.

مقاومت در اندیشه الهی مقاومت کورکورانه و متعصبانه نیست. مبتنی بر مبانی محکم و پایدار است. دیگران یا دچار جهالت هستند یا دچار غرض‌ورزی. اقتضای حق‌محوری این است که حق گسترش یابد. پیامبر گرامی اسلام کار خود را با دعوت و گفتگو آغاز کردند. مقاومت ما هم براساس منطق گفتگو بنا شده‌است. این هرگز به‌معنای مقاومت دگم و تغییرناپذیر نیست. مقاومت براساس اصول مشخصی است. اما همراه با ظرایفی است که آن را برای تعمیم و گسترش و روزآمد سازی خود و اصلاح فرآیندها آماده می‌کند.

 در بیانیه گام دوم دیدیم که مقام معظم رهبری چگونه انقلاب اسلامی را توصیف می‌کنند. انقلاب اسلامی بالنده است. دگم و سلفی‌ و گذشته‌گرا نیست. بلکه امری بسیار روزآمد مبتنی بر واقعیت‌های حقیقی است؛ که می‌تواند در مواجهه با باطل‌ها، کفرها، ظلم‌ها و ستم‌ها ابتدا اتمام حجت کند. و طبعاً لازمه این اتمام حجت عبارت است از گفتگو با دیگران، با جهان، به‌جهت بیدارسازی آن‌ها و اگر این گفت‌وگو انجام شود، بخشی از همین فرآیندهای بالندگی و شکوفایی جریان مقاومت می‌شود.

امیدواریم که جریان مقاومت با این دیپلماسی پویا و فعالی که دارد، مسیرهای ترقی هرچه بیشتر را طی کند. اما گفتگو و مذاکره باید براساس منطق و عزت و حکمت و مصلحت باشد؛ تا بتواند این بالندگی را به‌خوبی نشان دهد.

 

بیشتر بخوانید:

لینک کوتاه مطلب : http://fekrat.net/?p=7174