آیا انقلاب اسلامی مردساخته و خالی از زنان بوده است؟

امام خمینی و ظنّ نگاه متناقض به زنان

آیا امام خمینی(ره) انسان قدرتطلبی بود و برای رسیدن به قدرت از زنان سوء استفاده کرد؟ پاسخ خیر.

«فکرت، رسانه اندیشه و آگاهی»؛ این انگاره در برخی اذهان به وجود آمده است که سیاست‌‌های امام خمینی(ره) نسبت به زنان در قبل و بعد از انقلاب اسلامی دوگانه و متناقض است. جای خالی عواطف زنانه در انقلاب، معوج و مرد ساخته است. در این یادداشت به دنبال پاسخ به این پرسشی که مبتنی بر این انگاره ایجاد شده، هستیم.

سوال: آیا امام خمینی(ره) انسان قدرت‌‌طلبی بود و برای رسیدن به قدرت از زنان سوء استفاده کرد؟

جواب اجمالی: بنا به «لا إکراه فی الدّین»(بقره۲/آیه الکرسی۲۵۶) هیچ‌کس به مسلمان شدن و بالتبع به عمل به دین، نیز به قیام و انقلاب یا حمایت و تلاش برای ابقاء و انتشار انقلاب اسلامی، اجبار نشده و نمی‌‌شود. نیز هیچ وعده و تطمیع دنیوی دروغین به بانوان در کار نبوده، تا حمل بر سوءاستفاده معمار انقلاب از تهییج عواطف و احساسات بانوان برای پیروزی یا حفظ انقلاب شود. این خودِ زن مسلمان ایرانی بوده و هست که داوطلبانه و با حسن انتخاب خود پای در میدان مبارزه نهاد و همه خطرات ناشی از مبارزه، در جریان انقلاب و تجهیز رزمندگان در دفاع مقدس و نیز تلاش برای سازندگی پس از جنگ را فی سبیل الله به جان خرید و با خدا معامله کرد، نه با امام(ره) و رهبر(دام ظله) و امثالهم. تغییر لحن بنا به اقتضائات، خود عین حکمت است، نه تناقض‌گویی و شیادی! کار ایشان صرفاً روشنگری و راهنمایی و رهبری بوده، نه سوء استفاده!

جواب تفصیلی:

نقش بانوان در روند پیروزی انقلاب اسلامی، از منظر امام خمینی(ره)

از منظر امام خمینی(ره) نقش حضور زنان در صف مقدم مبارزه علیه طاغوت زمان از جهاتی چند حائز اهمیت و قابل توجه، بلکه تشکر است: أ: رعب و ناامیدی دشمن از شکست امتی که حتی زنان بچه‌‌بغل و کودکان در مبارزات آن حضور دارند و از مرگ یا زندان و شکنجه هراسی به دل ندارند؛ ب: به میدان آوردن کل خانواده با خود به صحنۀ مبارزه و افزودن بر شکوه راهپیمایی‌‌ها؛ ج: حضور فعال در روشنگری سایر بانوان و بیداری اسلامی؛ د: جابجا نمودن اطلاعیه‌‌ها و پیام‌‌های انقلاب و رسانیدن آن به یاران انقلاب؛ ر: پروراندن یاران انقلاب در دامان پرمهر و پربرکت خویش؛ ز: شهید شدن و شهید دادن و برخورد شجاعانه با مسألۀ شهادت؛ و: تحریک و تشجیع مردان برای به میدان آمدن به جهت غیرت مردانه و چندبرابر شدن حضور مردان در پی حضور شیر زنان.

تحقق هر انقلاب و تحولی مرهون رهبری مقتدر از یک‌‌سو و حضور مردم و حمایت‌‌ها و همکاری‌‌های آنان از سوی دیگر است. از مهم‌‌ترین تحولاتی که اسلام و رهبر نهضت اسلامی از سال ۴۲ تاکنون در قشر بانوان ایجاد نمودند، از جملۀ معجزات اسلام و دوران معاصر محسوب می‌‌شود. تحول زنان از اینکه بازی‌‌خوردۀ فمنیسم یا ملعبۀ مردان هوسران و بازیچۀ تحولات غربی لیبرال در دوران معاصر مدرنیته باشند، به یک زن محجوب مبارز و شهیدپرور و شهادت‌‌طلب، چیزی نیست که بتوان آن را نادیده یا کم‌‌اهمیت انگاشت.

امام خمینی(ره) مکرر در دیدار با بانوان از ایشان برای این همه تحولات و مجاهدت‌‌ها تشکر وافر نموده‌‌اند: «من در جامعه زن‌‌ها یک‌‌جور تحول عجیبى مى‏بینم که بیش‌‌تر از تحولى است که در مردها پیدا شده و آن‌قدرى که این جامعه محترم به اسلام خدمت کردند در این زمان، بیش‌‌تر از آن‏ مقدارى است که مردها خدمت کردند. خدمت مردها هم بسیارش مرهون خدمت زن‌‌ها است. در مردها یک حسى است که اگر ببینند زن‌‌ها بیرون آمدند از خانه‏ها براى یک مقصدى، اگر قوه‏شان یکى باشد، ده تا مى‏شود و در مملکت ما این‏طور شد که بانوان هم‌دوش، بلکه جلوتر از مردها از خانه‏ها بیرون آمدند و در این راه اسلامى زحمت کشیدند و رنج دیدند. جوان دادند، شوهر دادند، برادر دادند، مع ذلک رنج کشیدند و عمل کردند، پشتیبانى از اسلام کردند.»[۱]

توکل و امید به امدادهای الهی و اعتماد به وعده‌‌های نصرت یاوران دین حق، چیزی است که جز در مکتب تشیع و رهبر الهی آن یافت نمی‌‌شود. «بانوان عزیز … با وحدت کلمه بدون اینکه ساز و برگى داشته باشید، بر قدرت‌‌هاى بزرگ پیروز شدید. … براى اینکه براى خدا بود. این قیام، … قیام حق بر باطل بود، قیام الوهیت بر طاغوت بود، قیام انسانیت بر توحش بود، قیام تمدن بر بربریت بود.»[۲] نقش محوریت زن در مبانی و اصول و احساسات حاکم بر خانواده از یک‌‌سو و نقش کلیدی مادر در دوران باروری و شیردهی و تربیت کودک از سوی دیگر در تربیت مردان حاضر در صحنۀ اجتماع، نیز تربیت نسل آینده غیرقابل انکار یا اغماض می‌‌باشد.

در تحولات انقلابی نیز نطفۀ این تحولات در دامان مادر و شیر و تربیت وی شکل گرفته، سمت و سو و اهداف نهایی یک جامعه را می‌‌تواند رقم بزند. «شما بانوانِ شجاع دوشادوش مردان پیروزى را براى اسلام بیمه کردید. … من در خودم غرور احساس مى‏کنم براى این شجاعت‌‌ها. … اسلام مى‏خواهد شما را یک انسان کامل تربیت کند که در دامن شما انسان‌‌هاى کامل تربیت بشود. … مردها در دامن شما بزرگ شدند. شما تربیت‌‌کننده مردها هستید.»[۳]

«بانوان همه ایران به جمهورى اسلامى حق دارند. آن‌‌ها در این نهضت سهیم هستند. باید بگویم که آن‌‌ها در صف اول واقع هستند براى اینکه مردها هم از آن‌‌ها شجاع شدند. … مثل زمان سابق نیست که فقط کلمه «آزادمردان و آزادزنان» بود و همه در اختناق به سر مى‏بردند.»[۴] پس محور و مبنای همۀ این فعالیت‌‌های بانوان در عرصه‌‌های مختلف، صرفاً جلب رضایت الهی و گردآمدن بر یک محور واحد با وحدت کلمه بود. این‌‌گونه زنان ایران برای جهانیان آزادگی انسانی- اسلامی را در مقابل آزادی لیبرال و فمنیسم به نمایش نهادند.

حضور انقلابی و خالصانه بانوان در دوران دفاع مقدس

اندکی از پیروزی انقلاب اسلامی نگذشته بود که ایران درگیر جنگی ناخواسته گردید. زنان نیز به عنوان نیمی از پیکرۀ جامعۀ اسلامی، به اشکال مختلف درگیر این معضل فراگیر شدند. اگرچه جنگ ابتدایی در دوران غیبت، طبق فتوای اغلب مراجع مشروع نباشد، لکن دفاع از حریم و کیان مسلمین بالاجماع بر همگان، حتی زنان و کودکان در حد توان‌‌شان واجب است. زنان گاه حضور مستقیم در جنگ داشتند، مخصوصاً در مناطق مرزی عراق و ایران و گاه در پشت جبهه‌‌ها مشغول فراهم‌‌آوری و بسته‌‌بندی تدارکات برای جبهه‌‌ها بودند. نیز دلاورمردان خویش را بر رفتن به جبهه ترغیب نموده، از شهادت آنان استقبال کرده، به خانوادۀ شهید بودن افتخار می‌‌کردند. این روحیۀ بانوان سبب تقویت روحیۀ دلاورمردان شده، بر استقامت و رشادت آنان در میدان نبرد می‌‌افزود.

همگامی مردان و زنان سبب افتخارآفرینی و بالاخره پیروزی نهایی گردید. امام(ره) این حضور گرم و مخلصانه زنان در ابعاد مختلف را بارها گوشزد کرده، آن را تحسین و تمجید فراوان نموده‌‌اند. در این میان پرستاران، مادران، همسران و خواهران و فرزندان شهداء مورد توجه خاص ایشان قرار گرفته و مورد تقدیر و تفقد مکرر قرار گرفته، سفارش بر رسیدگی به اوضاع و احوال خاندان معظم شهداء به مسئولین و سایر مردم، همیشه مورد اهتمام ایشان بود. شاید ارتش و سپاه به عنوان مأموریت در جبهه‌‌ها حضور داشتند، لکن تودۀ مردم یعنی بسیجیان و بانوان پشتیبان رزمندگان در پشت جبهه‌‌ها دارای انگیزه‌‌ای جز دفاع از کیان اسلام و مسلمین و حفظ تمامیت ارضی ایران نداشتند.

«امروز تمام ملت ما، نه فقط جوان‌‌ها و آن‌‌هایى که در جبهه‏ها هستند، بلکه پیرمردها و پیرزن‌‌ها و دختر و بچه‏هاى نابالغ در صحنه گرفتاری‌‌ها و در صحنه جنگ حاضرند و همه خود را در جبهه مى‏بینند. من وقتى در تلویزیون مى‏بینم این بانوان محترم را که اشتغال دارند به همراهى کردن و پشتیبانى کردن از لشکر و از قواى مسلح، ارزشى براى آن‌‌ها در دلم احساس مى‏کنم که براى‏ کس دیگرى نمى‏توانم این‏طور ارزش قائل بشوم. کارهایى که آن‌‌ها مى‏کنند یک کارهایى است که دنبالش توقع اینکه یک مقامى داشته باشند، یا یک پستى را اشغال کنند، یا یک چیزى از مردم خواهش کنند، هیچ این مسائل نیست.

بلکه سربازان گمنامى هستند که در جبهه‏ها باید گفت مشغول به جهاد هستند. … این یک معجزه‏اى است که جاى دیگر من گمان ندارم تحقق پیدا کرده باشد و این یک هدیه الهی است که بدون اینکه دست‌‌هاى بشر در آن دخالت داشته باشند خداى تبارک و تعالى به ما اعطا فرموده است و ما باید قدر این نعمت را بدانیم و اقتدا کنیم به این زن‌‌ها و بانوان و بچه‏هاى پشت جبهه. … ماها باید از این‌‌ها اخلاق اسلامى و ایمان و توجه به خدا را یاد بگیریم.»[۵]

شهادت‌‌طلبی زنان، رمز پیروزی!

«این یک معجزه است، یک معجزه بزرگ است که شما خواهران و برادران با هم، هم‌‌صدا و با مشت‌‌هاى گره کرده در مقابل قدرت‌‌هاى شیطانى ایستاده‌‌اید. معجزه اسلام است، این قدرت اسلام است که در شما تجلى کرده است. این قوّت ایمان است که شما را بر این مبارزه پیروز کرد. … این معجزه است که خانم‌‌ها را در مقابل تانک و توپ … برقرار کرد و از هیچ چیز نهراسیدید. این نور قرآن و اسلام است که در دل‌‌هاى شما و در قلوب همه ملت ایران جلوه کرده است. این نور ایمان است که شما خانم‌‌ها هم از شهادت نمى‏هراسید.»[۶]

«ملتى که بانوانش در صف مقدم براى پیش‌‌برد مقاصد اسلامى هست، آسیب نخواهد دید. ملتى که [بانوانش‏] در میدان‌‌هاى جنگ با ابرقدرت‌‌ها و با مواجه شدن با قواى شیطانى، قبل از مردها در این میدان‌‌ها حاضر شده‏اند، پیروز خواهد شد. ملتى که شهید در راه اسلام، هم از بانوان دارد و هم از مردها و شهادت را هم بانوان طلب مى‏کنند و هم مردها، آسیب نخواهد دید. ما امیدواریم به این سیل خروشان ملت. …

باک از هیچ قدرتى نداریم، براى اینکه یک ملتى که زن و مردش براى جان‌‌فشانى حاضرند و طلب شهادت مى‏کنند، هیچ قدرتى با آن نمى‏تواند مقابله کند. قدرت شما قدرت الهی است. شما بانوان محترم براى خدا قیام کردید و براى خدا در این قیام پایدار هستید و آسیب نخواهید دید. … گوش به حرف‌‌هاى مفسدینى که مى‏خواهند بین شماها تفرقه بیندازند یا شما را از انقلاب دلسرد کنند، ندهید که این‌‌ها بلندگوهاى شیطان هستند.»[۷]

تربیت رزمندگان شهادت‌‌طلب و تجهیز آنان

عمدۀ تربیت فرزندان در کانون خانواده بر عهدۀ مادر است تا پدر. حتی شجاعت و رشادت مردانگی را نیز مادر به فرزند منتقل می‌‌نماید. امکان ندارد خانمی ترسو و بی‌‌جرأت فرزندی دلاور بپروراند. «بانوان … در پشت جبهه‏ها مشغول فعالیت هستند، سهم آن‌‌ها بیش‌‌تر از دیگران است. … عواطفى که در بانوان هست مخصوص خودشان است. در مردها این عواطف نیست و لهذا، آن چیزى که در پشت جبهه از روى عواطف از بانوان صادر مى‏شود، بیش‌‌تر و بالاتر و ارزنده‏تر است، از آن چیزى که از مردها صادر مى‏شود. به موجب عواطفى که بانوان دارند، آنها براى جبهه‏ها کارهاى بسیار مفید انجام داده‏اند و انجام مى‏دهند و از همه مهم‌‌تر اینکه بانوان بعد از انقلاب با تمام کوشش و حفظ عفت و حفظ جهات اسلامى هم‌‌قدم، بلکه پیش‌‌قدم در امور کشور بوده‏اند. …

همان‌‌طورى که جوانان را تربیت کردند و به جبهه فرستادند و در عین حالى‌‌که مادران جوانان‌‌شان در جبهه شهید شده‏اند، با کمال خوشرویى و افتخار، افتخار مى‏کنند بر اینکه جوان آنها در راه اسلام شهید شده است و باز هم پیشنهاد مى‏کنند که جوانان دیگر هم داریم و به اسلام تقدیم مى‏کنیم. این مطلبى است که براى خاطر اسلامى بودن این انقلاب این تحول حاصل شده است. … به واسطه تعهد بانوان امیدواریم که در آتیه، پشتوانه این ملت و اسلام محکم‌‌تر بشود.

و با کوشش شما بانوان محترم، جوانان کشور و کسانى که هم در جبهه [هستند]، بتوانند از عهده جنگ تا پیروزى [بیرون آیند] و هم در داخل و در پشت جبهه‏ها بتوانند به کارهاى عمرانى و کارهاى دیگرى که مفید به حال کشور است قیام کنند. … بانوان محترم ایران … ثابت کردند که در دژ محکم عفت و عصمت هستند و جوانان صحیح و نیرومند و دختران عفیف و متعهد به این کشور تسلیم خواهند کرد و هیچ‌‌گاه در آن راه‌‌هایى که قدرت‌‌هاى بزرگ براى تباه کردن این کشور پیش پاى آنها گذاشته بود، نخواهند رفت.»[۸]

خودسازی، پیش‌‌نیاز انسان‌‌سازی و ایران‌‌سازی

«زنان شیردل و متعهد، همدوش مردان عزیز به ساختن ایران عزیز پرداخته؛ چنان‌‌که به ساختن خود در علم و فرهنگ پرداخته‏اند و شما شهر و روستایى را نمى‏یابید جز آن‌‌که در آنها جمعیت‌‌هایى فرهنگى و علمى از زن‌‌هاى متعهد و بانوان اسلامى ارجمند به وجود آمده است و نهضت اسلامى به برکت اسلام چنان تحولى در نفوس زن و مرد جامعه به وجود آورده که ره صد ساله را یک شبه طى نموده است. … ما و همه مرهون قیام و اقدام آنان هستیم، … مى‏توانیم بحق، روزى را روز زن قرار دهیم و به جهان و جوامع بشرى با افتخار و سرفرازى از زن و پیشرفت آن در جمهورى اسلامى گفت‌‌وگو کنیم. امروز زنان در جمهورى اسلامى، همدوش مردان در تلاش سازندگى خود و کشور هستند و این است معناى «آزاد زنان و آزاد مردان»، نه آن‌‌چه در زمان شاه مخلوع گفته مى‏شد، که آزادى آنان در حبس و اختناق و آزار و شکنجه بود.»[۹]

اقتدا به حضرت زهراء(سلام الله علیها): ایفای بهینۀ نقش مادری و همسری

«از دامن مادرها تربیت شروع مى‏شود. … آن وقتى که این مى‏تواند یک چیزى بفهمد، یک کلمه‏اى بفهمد، این اسلام …، دیانت …، اخلاق خوب را به او تزریق کند، … بچه در دامن مادر و از مادر بیش‌‌تر از هرکس، بیش‌‌تر از معلم، بیش‌‌تر از رفقایى که بعدها پیدا مى‏کند، بیش‌‌تر از اجتماع، در دامن مادر بیشتر قابل این است که قبول کند چیزها را. علاقه‏اى که اولاد و بچّه به مادر دارد به هیچ کس ندارد و حرف مادر را قبول مى‏کند و نقش مى‏شود در مغزش حرف‌‌هاى مادر. … بچه وقتى که دید پدر و مادر کارهاى اسلامى مى‏کنند، اخلاق خوب دارند، سازش آنها با هم خوب است، اخلاق‌‌شان با هم خوب است، اینها خوب بار مى‌‌آیند. … بنابراین، از دامن شما شروع مى‏شود سعادت بچه‏ها.»[۱۰]

«ما باید سرمشق از این خاندان[نبوت] بگیریم: بانوان ما از بانوان‌‌شان و مردان ما از مردان‌‌شان، بلکه همه از همه آن‌‌ها. … ما هم باید به تبع اسلام تربیت کنیم جوانان خودمان را، تربیت کنیم بانوان خودمان را. بانوان ما تربیت کنند اطفال خودشان را در دامن خودشان؛ وقتى که بزرگ شدند، تربیت کنند آنها را تا برسند به آن وقتى که برومند شوند و براى اسلام و براى انسانیّت خدمتگزار باشند.»[۱۱] «شما خانم‌‌ها شرف مادرى دارید، … اگر این بچه‏اى که شما تربیت کردید، یک تربیت صحیح باشد و آن وقت آن بچه در رأس جامعه واقع بشود، یک ملت را سعادتمند مى‌‌کند و آن شرفش مال شما است؛ یعنى شما این سعادت را براى یک ملت بیمه کردید و اگر خداى نخواسته به عکس باشد: یک بچه‏اى در [دامن‏] مادر تربیتش تربیت اسلامى نباشد، تربیت انسانى نباشد، انحراف داشته باشد، این ممکن است که بعدها یک جامعه را به فساد بکشد.»[۱۲]

مقاومت در مقابل تهاجم فرهنگی

«‏نقشه این بود که این بانوان را از آن مقام اصیل بزرگى که دارند کنار بزنند و به خیال خودشان نیمى از این جمعیت ایران را آزاد کنند! دیدید که چه‌‌جور «آزاد» کردند. … البته شغل صحیح براى زن، هیچ مانعى ندارد؛ لکن نه آن‌‌طورى که آنها مى‏خواستند. آنها … نظرشان به این بود که … نگذارند یک رشد طبیعى از براى قشر زن پیدا بشود یا یک رشد طبیعى از براى قشر مرد. … دامن بانوان که مرکز تربیت اطفال است بسیارى‏اش از این [موهبت‏] محروم شد. … نگذاشتند دانشمندان صحیح تربیت بشود. … اساس بر این بود که انحراف درست کنند. اساس بر اصلاحات نبود. اساس این بود که نگذارند یک مملکتى رشد بکند.»[۱۳]

«این از خیانت‌‌هایى بود که با اسم این‌‌که ما مى‏خواهیم زن‌‌ها را «آزاد» کنیم، … این‌‌ها را از فضایل منحط کردند. … فضیلت بانوان در درجه اول از اهمیت است. … آن مقدارى که فضیلت از بانوان سرایت به اطفال و بچه‏ها مى‏کند، آن مقدار در مدارس حاصل نمى‏شود. … اگر مادرها مادرهاى بافضیلت باشند، اولادهاى بافضیلت تحویل مى‏دهند. اولاد بافضیلت کشور را درست مى‏کند. درست شدن کشورها مرهون شماها است. … اگر در دامن شما نگذاشتند بچه‌‌هاتان بمانند؛ شما را کشاندند به ادارات! …

بچه‏اى که تحت تربیت مادر نباشد، محبت مادر را نچشد، عقده پیدا خواهد کرد. … تمام مفاسدى که براى یک مملکت پیدا مى‏شود، یا اکثر مفاسد، از این عقده‏ها پیدا مى‏شود. کوشش کردند به این‌‌که … بچه‏هاى لطیف و ظریف را از دامن محبت مادر جدا کنند و در یک جایى تربیت کنند. تربیت‌‌هایى که خودشان مى‏خواهند. این‌‌که خانم‌‌ها را بازى مى‏دهند، … نمى‏خواستند که یک نصف جامعه را وارد کنند در فعالیت. اینها آن نصف فعّال [را] هم فلج کردند.»!![۱۴]

 

 

ارتجاع نوین!

باید بر ارتجاع حاضر تأسف خورد، زیرا سازندگی ایران در برخی ابعاد، به قیمت زیرپا نهادن اصول مسلم اسلام در مورد جایگاه زنان یا تعامل با بیگانگان منتهی شده است. «به‌طورى که از قرائن ظاهر مى‏شود دستگاه جبار درصدد تصرف در احکام ضروریه اسلام است؛ بلکه شاید- خداى نخواسته- بخواهند قدم‌‌هاى بلندترى بردارند. کراراً در نطق‌‌هاى مبتذل‌‌شان تصریح به تساوى حقوق زن و مرد در تمام جهات سیاسى و اجتماعى کرده‏اند که لازمه‏اش تغییر احکامى از قرآن مجید است و چون با عکس‌العملى از طرف مسلمین مواجه شدند، مزوّرانه انکار نمودند و عذر بدتر از گناه خواسته‏اند. غافل از آن‌‌که ما آنها را خوب مى‏شناسیم و به گفتار آنها اعتماد نداریم. … دستگاه جبار گمان کرده … به اسم آزادى بانوان مى‏تواند ملت مسلمان را اغفال کند تا مقاصد شوم اسرائیل را اجراء کند.»[۱۵]

«در رژیم سابق شأن و مرتبت؛ عبارت از آرایش مهوِّع‏ و لباس‌‌هاى کذا و منزلگاه‌‌هاى کذا بود و امروز ارزش، ارزش انسانى است، ارزش اخلاقى است. … به واسطه همین تحول در قشر بانوان، دیگر آنهایى که با آرایش‌‌هاى فاسد و لباس‌‌هاى فاخر مى‏خواستند فخرفروشى کنند، در بین جامعه نسوان ما محکوم‏اند و خجالت زده‏اند. … این تحول یک تحولى است که بالاترین تحول است در جامعه. جامعه ما از بانوان- یعنى بعضى بانوان- زمان محمدرضا و رضاخان برگشتند به یک بانوانى که زینب‌‌گونه شدند و تابع فاطمه.

آن روز تابع آرایش اروپایى بودند و این‌‌که باید از اروپا طرح لباس بیاید. امروز تابع مکتب هستند و آن‌‌چه اسلام بپسندد مقبول است. … توجه کنید به این‌‌که دست‌‌هاى فاسد و قلم‌‌هاى فاسد و گفتارهاى فاسد شما را به اغفال نکشاند و شما را برنگرداند به حال سابق. … هیچ توجه به صحبت‌‌ها و قلم‌‌ها و سخنرانی‌‌هایى که مى‏شود نکنید، خودتان مستقل فکر کنید، تابع افکار دیگران نباشید. … شما مادران خوبى براى اطفال باشید و ناصحان خوبى براى جامعه و زحمتکشان خوبى براى مستمندان.»[۱۶]

«الآن ایران تقریباً یک مدرسه شده است و در هر جاى ایران که انسان نگاه مى‏کند، بانوان آن‌‌جا مشغول فعالیت اسلامى، دینى و حتى فعالیت سیاسى هستند، با حفظ عفاف‌‌شان، با حفظ شرف‌‌شان. … شما … توقع این را نداشته باشید که همه بانوانى که هستند و همه زن‌‌هایى که هستند با شما موافق باشند. … پیشرفتگى را آنها به این مى‏دانند که یا تابع غرب باشند و غرب‌‌زده و یا تابع شرق باشند و شرق‌‌زده. البته کارشکنی‌‌ها هست. … در بین بانوان ایران، هم بینش دینى هست و هم بینش سیاسى. … ان‌شاء‌اللَّه ایران یک ایران زنده، یک ایران پاینده، یک ایران مقاوم در مقابل شرق و غرب و در مقابل آنهایى که در مقابل ما ایستاده‏اند، باشد.»[۱۷]

نتیجه‌‌گیری

زنان به عنوان نیمی از پیکرۀ جامعۀ دینی در عرصه‌‌های مختلف خودسازی و تربیت فرزندان جامعه‌‌ساز یا به‌طور مستقیم در عرصه‌‌های مختلف انقلاب و دفاع و سازندگی کشور، بلکه تمدّن‌‌سازی شیعی دخیل و شریک بوده و هستند. یک زن با نقش‌‌های مختلفی که در خانواده به خود می‌‌گیرد، مثل: فرزندی، خواهری، همسری و بالاخره مادری بر طیفی از مردانی که مستقیماً با وی در ارتباط هستند تأثیری شایان توجه دارد. حال اگر این خانم مضاف بر نقش‌‌های طبیعی خویش در خانواده و خودسازی، وارد عرصۀ اجتماع شده و نقش‌‌هایی را عهده‌‌دار گردد، این تأثیر وسعتی به اندازۀ سعۀ عمل وی و سایر مردانی که به نحوی با وی مرتبط می‌‌شوند، پیدا می‌‌کند.

بدین تربیت صلاح و فساد، تعالی و انحطاط، صعود یا سقوط یک تمدن وابستگی تامی به کمّ و کیف بینش‌‌ها و گرایشات بانوان دارد. بانوان ایران در دوران انقلاب و دوران جنگ تحول إعجازآمیزی یافت و طایفۀ بانوان دوشادوش مردان با وحدت کلمه و با اخلاص تمام، داوطلبانه و فی سبیل الله، وارد تمامی عرصه‌‌های ممکن با حفظ حیاء و حجاب و عفاف خویش گردیدند. لکن در پی اجرا شدن روند اصلاحات و سازندگی و ترویج تلویزیون و اینترنت و ماهواره و سایر امور دخیل در این روند، این تحول در برخی زنان سیر معکوس پیدا کرد. در این میان جوانانی که خود دوران مبارزات و جنگ را تجربه نکرده بودند، در گرداب بدحجابی و بالاخره بی‌‌بند و باری سقوط کردند.

عوارض این روند تزلزل خانواده، کاهش موالید، افزایش طلاق، بالارفتن سن ازدواج و مانند اینها است. بنابراین با توجه به توصیه‌‌های امام(ره) ضروری است تا روند حضور زنان در اصلاحات و سازندگی به‌گونه‌‌ای اصلاح و بازنگری شود که این عوارض منفی را حذف، بلکه گذشته را جبران بنماید. این امر مستلزم همکاری و به میدان آمدن خود بانوان متعهّد و دلسوز عفیف از یک‌‌سو و تعامل همه جانبۀ همۀ کارگزاران و مسئولین فرهنگی و دینی از سوی دیگر است. بانوان گرفتار در منجلاب فرهنگ غرب نیز باید فطرت الهی خویش را بازیافته و با تلاشی مستمر به دنبال اصلاح و جبران این روند باشند تا بیش از این به فرهنگ ملی و اصیل اسلامی خسارت وارد نشود.

* آفرین قائمی، نویسنده و استاد حوزه علمیه خواهران

_____________________________

پی‌نوشت:

[۱] صحیفه نور، ج‏۱۱، ص۵۱۰، قم، سخنرانى در جمع بانوان،۱۰دى ۱۳۵۸/ ۱۱صفر۱۴۰۰.

[۲]صحیفه نور، ج‏۷، ص۶، سخنرانى در جمع دانشجویان دختر، قم، ۲۴ فروردین ۱۳۵۸/۱۵ جمادى الاول ۱۳۹۹؛ نیز: صحیفه نور، ج‏۸ ، صص۴۴-۴۵، سخنرانى در جمع بانوان اهواز، قم و بروجرد، قم، ۱۱ خرداد ۱۳۵۸/ رجب ۱۳۹۹.

[۳]صحیفه نور، ج‏۶، ص۳۵۸، سخنرانى در جمع بانوان قم، ۱۷ اسفند ۱۳۵۷/۹ ربیع‌‌الثانى ۱۳۹۹؛ نیز: صحیفه نور، ج‏۶، ص۳۰۲، سخنرانى در جمع بانوان قم، ۱۳ اسفند ۱۳۵۷ /۵ ربیع الثانى ۱۳۹۹، قم، مدرسه فیضیه‏.

[۴] صحیفه نور، ج‏۶، ص۵۰۱، سخنرانى در جمع بانوان کرمانشاه و دزفول، قم، ۱۷ فروردین ۱۳۵۸ /۸ جمادى الاول ۱۳۹۹.

[۵] صحیفه نور، ج‏۱۴، صص۲۰۳-۲۰۴سخنرانى در جمع نمایندگان مجلس شوراى اسلامى، تهران، جماران، ۲۸ اسفند ۱۳۵۹ /۱۲ جمادى الاول ۱۴۰۱.

[۶]  صحیفه نور، ج‏۷، ص۱۹۲، سخنرانى در جمع بانوان جنوب تهران، قم، ‏۱۶ اردیبهشت ۱۳۵۸ /۹ جمادى‌‌الثانى۱۳۹۹.

[۷] صحیفه نور، ج‏۱۳، صص۱۲۹- ۱۲۸، سخنرانى در جمع بانوان اردبیل، تهران، حسینیه جماران‏، ۲۶ مرداد ۱۳۵۹ /۶ شوال۱۴۰۰.

[۸] صحیفه نور، ج‏۱۴، صص۳۵۵-۳۵۶، سخنرانى درجمع بانوان جهاددانشگاهى اصفهان، تهران، جماران، ‏۲خرداد ۱۳۶۰ /۱۸ رجب ۱۴۰۱.

[۹] صحیفه نور، ج‏۱۲، ص۲۷۵، مقام حضرت فاطمه(س) و جایگاه زن، تهران، شمیران، دربند، ۱۵ اردیبهشت ۱۳۵۹ /۱۹ جمادى الثانى ۱۴۰۰.

[۱۰] صحیفه نور، ج‏۸، صص۳۶۲- ۳۶۴، سخنرانى در جمع بانوان اهواز(ظلم پهلوى به بانوان)، قم، ۱۰ تیر ۱۳۵۸ /۶ شعبان ۱۳۹۹.

[۱۱] صحیفه نور، ج‏۶، صص۵۳۱-۵۳۰، سخنرانى در جمع پرسنل نیروى هوایى، قم، ۲۲ فروردین ۱۳۵۸ /۱۳ جمادى الاول ۱۳۹۹؛ نیز: همان، ص۵۲۱، سخنرانى در جمع بانوان کاشان، قم، ۲۱ فروردین ۱۳۵۸ /۱۲ جمادى الاول ۱۳۹۹؛ و همان، ج‏۷، ص۳۳۶، سخنرانى در جمع خواهران اهل سنت، قم، ‏۲۶ اردیبهشت ۱۳۵۸ /۱۹ جمادى الثانى ۱۳۹۹.

[۱۲] صحیفه نور، ج‏۷، صص۲۸۴-۲۸۳، سخنرانى در جمع گروهى از بانوان تهران، قم، ‏۲۴ اردیبهشت ۱۳۵۸ /۱۷ جمادى الثانى ۱۳۹۹؛ نیز: صحیفه نور، ج‏۷، ص۱۶۲، سخنرانى در جمع اقشار مختلف مردم، قم، ‏۷ اردیبهشت ۱۳۵۸ /۲۹ جمادى الاول ۱۳۹۹.

[۱۳] صحیفه نور، ج‏۷، صص۳۳۲-۳۳۳، سخنرانى در جمع بانوان مشهد، قم، ۲۶ اردیبهشت ۱۳۵۸ /۱۹ جمادى الثانى ۱۳۹۹.

[۱۴] صحیفه نور، ج‏۷، صص-۴۴۵، سخنرانى در جمع پرسنل مخابرات، قم، ۲ خرداد ۱۳۵۸ /۲۶ جمادى الثانى ۱۳۹۹؛ نیز: صحیفه نور، ج‏۸ ، ص۳۵۵، سخنرانى در جمع بانوان اهواز، قم و بروجرد، قم، ۱۱ خرداد ۶/۱۳۵۸ رجب ۱۳۹۹.

[۱۵] صحیفه نور، ج‏۱، صص۱۹۹-۲۰۰، پیام به بازرگانان و اصناف همدان، قم، ۱۲ اردیبهشت ۱۳۴۲ /۸ ذى الحجه ۱۳۸۲؛ نیز: صحیفه نور، ج‏۱، صص ۲۰۹-  ۲۱۱، سخنرانى در جمع روحانیون قم، ۱۲ اردیبهشت ۱۳۴۲ /۸ ذى الحجه ۱۳۸۲، قم، مسجد اعظم.

[۱۶] صحیفه نور، ج‏۱۴، صص۱۹۷-۱۹۹، سخنرانى در جمع بانوان مؤسسه ۱۲فروردین قم، تهران، جماران، ‏۲۵ اسفند ۱۳۵۹ /۹ جمادى الاول ۱۴۰۱

[۱۷] صحیفه نور، ج‏۱۷، صص۳۶۰-۳۶۱، سخنرانى درجمع بانوان مؤسسه ۱۲ فروردین قم و تهران، تهران، جماران، ‏۲۲ اسفند ۱۳۶۱ /۲۷ جمادى الاول ۱۴۰۳.

لینک کوتاه مطلب : https://fekrat.net/?p=9500