توسط هیات علمی جامعه الزهرا بررسی شد؛

تاثیر کتب درسی بر مسائل تربیتی دانش‌آموزان

وقتی پایه در دوران ابتدایی کج گذاشته می‌شود، چه انتظاری دارید که در دوران دانشجویی و دانشگاه بچه‌ها بتوانند درست زندگی کنند؟

یکی از شئون عدالت در عرصه آموزش و پرورش، علاوه بر دانش‌آموز و معلم به کتب درسی بر می‌گردد. برای بررسی این مساله «فکرت، رسانه اندیشه و آگاهی» با خانم دکتر زهرا تاجیک، عضو هیأت علمی جامعه الزهرا و عضو انجمن تعلیم و تربیت حوزه‌ی علمیه‌ی قم گفتگویی داشته است. آنچه در ادامه می‌آید، مشروح این گفتگوست.

 

* آیا کتب درسی کنونی مدارس در بُعد تربیتی و آموزشی کفایت می‌کند یا این‌که نیاز به نوسازی و اصلاح دارند؟

 تا جایی‌که بنده اطلاع دارم (چند سالی است که با مرکز تدوین کتب درسی ارتباطی نداریم) و از دوستان شاغل در آموزش و پرورش شنیدم نسبت به آنچه که اول انقلاب بود، تغییرات زیادی در کتب درسی اعمال شده است. از حیث مسائل اخلاقی، دینی و ارزشی خیلی متفاوت شده است. نوع نگرش به زندگی و آنچه که در دین ما مطرح بوده است، بعد از انقلاب به مرور به کتب درسی اضافه شد. این قطعاً نیاز به بازنگری دارد؛ زیرا نه تنها اموری که تغییر کرده‌اند و ما در آنها ضعف داریم، تحول ما مطرح است. ما باید سال به سال در کتب درسی‌مان شاهد تحول باشیم. وضعیت جدیدی که دنیا دارد از خود نشان می‌دهد و ما هم داریم در این دنیا زندگی می‌کنیم پس با یک سری مسائل مواجه هستیم. هم‌چنین از نظر مسائل ارزشی و صدور انقلاب هم باز همین‌طور است و ما باید در برنامه‌ی آموزش و پرورش این مهم را داشته باشیم. یکی از مشکلاتی که ما داریم دوره‌ی هشت ساله‌ی ریاست جمهوری آقای روحانی بود که برنامه هماهنگ شد با بحث سند 2030؛ یعنی هر چند در ظاهر گفتند که اعمال چنین سندی در مدارس عملی نشده است؛ اما درواقع، عملاً این اتفاق افتاد و اثراتی را هم در کتب درسی و هم در نحوه‌ی اداره‌ی مدارس برجای گذاشت. این‌ها اموری است که به‌وجود آمد و نمی‌توان آنها را مخفی کرد و آثار آن موجود است.

با توجه به همه‌ی این مشکلات ما به تغییر و تحول نیاز داریم. ما نیازمند بازنگری اساسی نسبت به این قضایا هستیم. مقام معظم رهبری، راجع به فرهنگ جنگ و دفاع مقدس تأکید دارند و فرمودند: جنگ، ارزش‌های آن، زندگی شهداء و فرهنگ شهادت نباید فراموش شود. مقاومت هم یکی از مباحث اساسی ما در جهان امروز است که محور کار است. اگر این مباحث در مدارس مورد توجه قرار نگیرند، چه زمانی می‌توان برای عملی کردن این مباحث اقدام کرد؟ الان متأسفانه دهه‌ی نودی‌ها خیلی متفاوت از بچه‌های قبل از خود هستند. این امور باید از طریق کتب درسی، نوع تعلیم و تربیت‌هایی که روی مربی‌های آنها انجام می‌شود (مثل مراکز تربیت معلم) اعمال شوند. باید این مسائل به مربی‌ها منتقل شود تا از طریق آنها به بچه‌های ما برسد. این‌طور که اطلاع دارم کسانی که در مراکز تربیت معلم گزینش می‌شوند خیلی بی توجه و بی خبر هستند. آنها از خیلی از مسائلی که باید یک ایرانی یا یک مسلمان یا انقلابی باید بدانند بی‌خبرند. این‌ها اموری است که هر کدام از آنها در تربیت بچه‌های ما در مدارس در حال اتفاق افتادن است. مثلاً این‌که الان بچه‌ها به فضای مجازی وصل شده‌اند باید بدانیم که فضای مجازی آلودگی زیاد دارد. همه‌ی این موارد نیاز به بازنگری و اصلاح دارد و اگر ما نخواهیم به همه‌ی این موارد رسیدگی کنیم، در حالی که می‌خواهیم در دنیای امروز هم زندگی کنیم، با مشکل مواجه می‌شویم؛ زیرا ما نمی‌توانیم فضای مجازی را کنترل یا حذف کنیم یا برنامه‌ریزی درسی‌مان در مدارس به نحوی باشد که هیچ ارتباطی با دنیا نداشته باشد. ما در عین حالی‌که می‌خواهیم از همه‌ی این امکانات استفاده کنیم باید وضعیت بهسازی را در همه‌ی این‌ها هم داشته باشیم. لذا نیازمند است کسانی که توانایی این کار دارند، بنشینند و فقط به همین مسأله بپردازند.

مسأله‌ی کتاب‌های آموزشی در مدارس که فرمودید هم یک مورد از این موارد است؛ یک بخش کار است که متناسب با معلم و فضای مدرسه و فضای مجازی‌ای است که بچه‌ها با آن در ارتباط هستند. همه‌ی این‌ها باید با هم در نظر گرفته شود تا ما ان‌شاءالله بتوانیم تربیت سالمی را در فرزندانمان داشته باشیم. اگرچه که مسأله‌ی خانواده اساسی‌ترین مسأله است در بحث تربیت بچه‌ها است. به‌نظرم محیط‌های آموزشی ما باید در خانواده‌ها هم اثر داشته باشد و می‌تواند این‌طور باشد. ما بسیاری از بچه‌ها داریم که در مدرسه متحول شدند خواه در دوران جنگ و چه در محیط‌های دیگر. این‌ها ابعاد مختلف کار است که همان گروه نخبگانی که فرمودید، هر کدامشان بر حسب تخصص خود بر روی این موضوع کار کنند. به‌نظرم فضای آموزشی باید بازنگری اساسی شود.

* با توجه به مباحثی که مقام معظم رهبری در دیدار با فرهنگیان، مسئولین و مدیران مدارس فرمودند، وظیفه‌ی کادر مدرسه، مدیر و معاون در این رابطه چیست؟ به هر حال این‌ها هستند که با بچه‌ها سروکار دارند و مجری آن سیاست‌ها در نظام آموزشی هستند. به‌خصوص نقش معلم را چطور ارزیابی می‌کنید؟

بله منظور بنده هم همین بود. وقتی وارد محیط تربیت معلم می‌شوید عده‌ای از آنها مثل کسانی که رشته‌ی معارف هستند چون معمولاً از حوزه‌ها جذب می‌شوند یا از خانواده‌های مذهبی هستند، به‌نظر آدم‌های سالم‌تری می‌آیند؛ اما در سایر دروس مخصوصاً آنهایی که آموزش ابتدایی هستند باید خیلی حساب شده‌تر از این، پذیرش شوند؛ ولی متأسفانه می‌بینیم که دانشجوهای دوره‌ی آموزش ابتدایی کسانی هستند که از نظر اخلاقی، مذهبی و اجتماعی دارای مشکل هستند. اصلاً نمی‌توانند وارد این مسائل شوند. این‌ها وقتی به‌عنوان معلم کلاس اول استخدام می‌شوند، خیلی از مسائل را پایه‌گذاری می‌کنند در حالی‌که خود فاقد این مسائل هستند. این مسأله خیلی خطرناک است و اگر ما نسبت به این مشکل فکر اساسی نکنیم بعد از این دیگر نمی‌توان کاری کرد.

وقتی پایه در دوران ابتدایی کج گذاشته می‌شود، چه انتظاری دارید که در دوران دانشجویی و دانشگاه بچه‌ها بتوانند درست زندگی کنند؟ مثلاً مدیری که خودش مقید به این قضایا نیست چطور می‌تواند مجری خوبی برای اعمال این سیاست‌ها در مدرسه باشد؟ در قم برخی از دوستان خود مجتمع راه‌اندازی کرده‌اند و با توجه به ارزش‌ها دارند کار می‌کنند. در این موارد آسیب کمتر است؛ اما در جاهایی که مدیران، خود مقید نیستند و به هر شکلی که دوست دارند مدیریت می‌کنند، قطعاً رفتار آنها تخریب‌کننده است. به‌خصوص شخص مدیر که متعهد است و تمام کادر زیر دست خود را تحت کنترل دارد و از نظر عملکرد خود آنها و مراقبت آنها از بچه‌ها، از آنها مراقبت می‌کند خیلی تأثیرگذار است. در این چند سال اخیر در این موارد خیلی خرابی ایجاد شده است و واقعاً نیازمند یک کار جدی و قانونمند در این زمینه هستیم. نه این‌که هر کسی مایل بود انجام دهد و هر کسی مایل نبود انجام ندهد. الآن متأسفانه مدارس غیرانتفاعی ما حالت دل‌بخواهی پیدا کرده‌اند و خیلی از برنامه‌های آنها قانونی نیست. باید مدیرانی تربیت شوند که احساس مسئولیت کنند و آدم‌های متعهدی باشند که ان‌شاءالله بتوانند زیردستان خود را هم کنترل کنند.

لینک کوتاه مطلب : https://fekrat.net/?p=12221