گفتگوی فکرت با دکتر قیوم‌زاده؛

شهید مطهری؛ ویژگی‌‌ها و شاخصه‌‌ها

شهید مطهری نوآوری در بیان مطالب اجتماعی داشتند، یعنی مسائل اجتماعی را به صورت خیلی ساده و بدون اینکه جذابیتی داشته باشد بیان نمی‌‌کردند.

استاد شهید مرتضی مطهری یکی از بنیان‌گذاران و صاحب‌نظران اندیشه انقلاب اسلامی است که در طول عمر بابرکت خودشان در جهت ارتقای آگاهی‌های فکری مردم و نخبگان و شبهه‌زدایی از تحریف‌ها گام برمی‌داشتند. بررسی ویژگی‌ها و شاخصه‌های آن استاد شهید، موضوع گفتگوی «فکرت، رسانه اندیشه و آگاهی» با حجت‌الاسلام دکتر محمود قیوم‌زاده، استاد تمام و عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی شد. آنچه در ادامه می‌خوانید، مشروح این گفتگوست:

* شهید مطهری یکی از نماد‌های درخشان انقلاب اسلامی ایران است. اندیشمندان مختلفی سلوک علمی و اجتماعی استاد را بررسی و معرفی کرده‌اند. به نظر شما شهید مطهری چه شاخصه‌ها و ویژگی‌هایی در خود داشتند؟

شهید مطهری شاخصه‌‌های متعددی داشتند که باعث برجستگی ایشان نسبت به سایر هم‌دوره‌‌ای‌های خودشان شد؛ در پاسخ به این سؤال به برخی از این شاخصه‌‌ها اشاره خواهم کرد:

  • دانش بالای شهید مطهری در تمام زمینه‌‌ها

شهید مطهری یکی از استوانه‌‌های فکری انقلاب اسلامی از لحاظ علمی بودند، با توجه به این ویژگی، عملاً وارد صحنه شدند و آن را نهادینه کردند و باعث گسترش و بسط اجتماعی آن شدند. پس ویژگی اول ایشان، دانش بالای ایشان بود یعنی مسلح به دانش و علم از همه جهات بودند و علاوه بر اینکه بر دانش‌‌های علوم حوزوی تسلط کامل داشتند، به دیدگاه‌‌های رقیب هم تسلط کامل داشتند و دانش دینی – اجتماعی را کاربردی می‌‌کردند؛ به این معنا که جنبه‌های مثبتی که قابلیت اجرا داشت و اهداف عالیه در خودش داشت، در خصوص اندیشه‌های دینی می‌‌کاویدند و تعلیم می‌‌دادند، به گونه‌ای که اندیشه تشکیل حکومت دینی و حکومتی بر پایه تعالیم اسلامی را برای تمام مردم و قشر تحصیل‌‌کرده اعم از حوزه و دانشگاه جا انداختند.

  • زمان‌شناس بودن

 شهید مطهری دنبال این نبودند که فقط یک مطلبی را بیان کنند، و جزو کسانی نبودند که فقط به دنبال سخنرانی باشند؛ بلکه ایشان، زمان‌شناس، زمانه‌شناس و مخاطب‌شناس بودند و مطالبی که نیاز روز و پرسش روز باشد را گزینش می‌‌نمودند.

  • اخلاص در عمل

به لحاظ دینی آن اعتقاد بلند ایشان به وظیفه و تکلیف کار برای خدا و اخلاص در عمل هم از ویژگی‌های شهید مطهری بود، یعنی کار را برای خدا انجام می‌‌دادند و آنچه که احساس می‌‌کردند وظیفه و تکلیف است را انجام می‌‌دادند و کار به حرف دیگران نداشتند و تنها اخلاص در عمل داشتند.

  • نگاه کاربردی به مطالب داشتند

شهید مطهری سعی می‌‌کردند به گونه‌ای وارد بحث شوند و مطلب را تبیین کنند که قابلیت اجرا  و کاربردی باشند.

  • شبهه‌شناسی

شهید مطهری بسیار خوب درک ‌‌می‌‌کردند که الآن اشکالات اساسی و مبنایی مطلب کجا هست، مثلاً در حوزه حقوق اجتماعی، حقوق بشر، حقوق زنان، توحید، گرایش به مادی‌گرایی، در خصوص عدل و صفات الهی شُبهات را به خوبی رصد می‌‌کردند و مطابق آن پاسخ می‌‌دادند.

* شهید مطهری درحالی‌که سطوح عالی علمی به‌ ویژه در حوزه فلسفه اسلامی را طی کرده بودند، اما در مسیر ارتباط با جامعه زمان خود بسیار موفق بودند. به نظر شما نگاه استاد برای ورود به عرصه اجتماعی و تأثیرگذاری دینی بر مردم چه بود؟

شهید مطهری جزمی‌‌گرایی در معلومات خودشان نداشتند؛ درست است که ایشان متفکری اندیشمند بودند و اطلاعات جامع و مطالعات قوی داشتند؛ لکن شهید مطهری به دانش‌‌ها و اندیشمندان پیرامونی هم توجه داشتند، این ارتباطی که با اندیشمندان غیرحوزوی در دانشگاه و بیرون دانشگاه در عرصه‌‌های اجتماعی برقرار کردند، کمتر کسی توانایی برقرار کردن این روابط را داشت. شهید مطهری از نظرات رُقبا و همراهانی که به گونه‌ای دیگر می‌‌اندیشیدند مثل جریان‌‌های دینی ـ اجتماعی معاصر خودشان و حتی برخی جریانات سیاسی زمان خودشان استفاده کردند. در مجموعه نگاه ایشان نگاه جامعی بود. شهید مطهری معتقد بودند که اسلام توانایی پاسخ‌دهی به تمامی نیازها را دارد و باید از همه تفکرات استفاده کنند. ایشان معتقد بودند،  ضروری است که اجازه دهیم افراد مختلف، مطالب و اننقادهایشان را مطرح کنند و به استدلال ما خدشه وارد کنند و شبهاتشان را مطرح کنند که این کار باعث تقویت ما می‌‌شود. هر کجا هم که دیدید استدلالشان قوی‌تر از استدلال شما است، تسلیم آن استدلال شوید. در مجموع می‌‌توانیم ادعا کنیم که شهید مطهری نگاه جامع و علمی نسبت به  دیدگاه‌‌های دیگران داشتند.

شهید مطهری نوآوری در بیان مطالب اجتماعی داشتند، یعنی همین حدیثی که در خصوص امام علی(ع) بیان می‌‌شد یا مطالبی که در مورد حکومت اسلامی، مسائل اجتماعی و عدل علوی که دیگران هم بیان می‌‌کردند، به صورت خیلی ساده و بدون اینکه جذابیتی داشته باشد بیان نمی‌‌کردند؛ برای مثال کتاب «داستان راستان» همان احادیثی بودند که دیگران هم روایت کردند ولی ایشان در قالب هنری جدیدی و با روش جذاب‌تری، مطرح کردند یا مسئله عدل الهی هم همان مسائلی بود که دیگران بیان کردند اما شهید مطهری به یک شیوه جدید مطرح کردند. جاذبه‌ها و دافعه‌های علی(ع) همان زندگانی و رفتار و سیره امام علی(ع) بود که بعضی‌‌های دیگر هم نگاشته بودند که هیچ توجّهی به آنها نمی‌‌شد؛ لکن شهید مطهری به شکل خاصی بیان کردند که باعث موفقیت آن شد. در مسئله حجاب، همان حکمی را بیان کردند که دیگر مراجع هم در رساله‌‌هایشان آن را شرح دادند ولی ایشان به یک شیوه بسیار اجتماعی و قشنگی مطرح کردند. زمان‌‌شناسی شهید مطهری بسیار مهم بود ایشان سعی می‌‌کردند که در قالب زمانه و با ابزار زمانۀ خودشان همان مطالب را بیان کنند که توفیق اجتماعی هم برای ایشان به همراه داشت. شهید مطهری هم جامعیت علمی در دیدن دیدگاه‌‌های رقیب داشت و هم جامعیت در ابزار و روش ارائه داشتند که جذب مخاطب را به دنبال داشت، مثل کتاب حماسه حسینی که در مورد سیدالشهدا(ع) و حرکت ایشان بود، این اثر  بسیار جذاب‌‌تر و تأثیرگذارتر از آثار دیگران، در این زمینه بود.

شهید مطهری جزمی‌‌گرایی در معلومات خودشان نداشتند؛ درست است که ایشان متفکری اندیشمند بودند و اطلاعات جامع و مطالعات قوی داشتند؛ لکن شهید مطهری به دانش‌‌ها و اندیشمندان پیرامونی هم توجه داشتند، این ارتباطی که با اندیشمندان غیرحوزوی در دانشگاه و بیرون دانشگاه در عرصه‌‌های اجتماعی برقرار کردند، کمتر کسی توانایی برقرار کردن این روابط را داشت.

* یکی از خدمات مهم شهید مطهری در عرصه اسلام شناسی مبارزه با تحریف‌هایی بود که از سوی برخی افراد در فضای اسلامی رخنه کرده بود. به نظر شما ایشان تحریف باور‌های دینی را تا چه اندازه در بدنۀ اسلام خطرناک می‌دانستند؟

مرحوم شهید مطهری معتقد بودند که غبار زیادی بر احکام اسلام نشسته و این غبار هم در نحوه خاص گزینشی احکام اسلامی است؛ یعنی احکام اجتماعی را اصلاً بیان نمی‌‌کنند و احکامی هم که بیان می‌‌کنند آن جامعیت را ندارد و مطابق زمانه نیستند، به عبارتی دیگر تحریفات لفظی و محتوایی دارند. مرحوم شهید مطهری به اسلام ناب معتقد بودند و در شناخت اسلام و  شاخه‌‌های‌‌اسلامی فوق العاده بودند، امام خمینی(ره) هم با توجه به این ویژگی ایشان فرمودند: «ما باید تلاش کنیم یکی مثل شهید مطهری پرورش دهیم، کتاب‌‌های شهید مطهری بسیار آموزنده است.» شهید مطهری در بیان وظیفه تبیینی خودش قهرمان جهاد تبیین بودند، ما الآن هم نیاز به جهاد تبیین داریم. تبیین برای جلوگیری از تحریف است و مرحوم شهید مطهری قهرمان این عرصه بودند.

شهید مطهری معتقد بودند که اسلام آن درخت تنومندی است که گاهی یک تزئینات و شاخه و برگ‌‌هایی به آن اضافه شده است که مانع درخشش بدنۀ قوی آن شده است و باعث جلوه‌‌های خلافی از اسلام شده است؛ لکن ایشان در تمام احکام اسلامی، اجتماعی، سیاسی و حتی عبادی اسلام که احساس می‌‌کردند تحریفاتی رخ داده و یک چهره‌های غیرواقعی نمایش داده شده است، بر آن وارد می‌‌شدند و معتقد بودند اگر این تحریفات را از اسلام دور کنیم باعث گسترش اسلام و فراگیری آن می‌‌شود. شهید مطهری آن حدیث معروفی که اسلام در آخرالزمان از غرب طلوع می‌‌کند را بر انقلاب اسلامی و برگشت امام از غرب به ایران تطبیق دادند و فرمودند که من این حدیث را همیشه می‌‌خواندم و فکر می‌‌کردم که این خورشیدی که از غرب طلوع می‌‌کند، خورشید اسلام و حقیقت است. ایشان می‌‌فرمایند اگر اسلام را به خوبی معرفی کنیم شاید در غرب دنیا، عده‌ای با دیدن حقایق غیرمحرف و نورانی اسلام به آن جذب شوند، یعنی اگر حقیقت اسلامی بدون تحریف بیان شود غیرمسلمانان هم به خوبی جذب آن می‌‌شوند و کم‌کاری ما است که حقیقت اسلام را به خوبی نشان ندادیم.

* یکی از ویژگی‌‌های بارز استاد، زمان‌شناسی ایشان بود. در یکی از سخنرانی‌های آتشینشان گفتند:«شمر زمانه‌ات را بشناس، شمر ۱۴۰۰ سال پیش مُرد.» این جملات نشان‌دهنده زمان‌شناسی ویژه استاد بود. به نظر شما عنصر توجه به معیار‌های زمانه تا چه اندازه در سلوک علمی و اجتماعی استاد متبلور بود؟

مرحوم شهید مطهری در تمام جهات این زمان‌‌شناسی را داشتند و حقایق اسلام را گرفته و بر زمانۀ خودشان تطبیق می‌‌دادند. نگاه شهید مطهری به دین، نگاه ارتجاعی، رو به گذشته و تاریخی نبود که این نگاه، امکان بروز در زمانه فعلی را هم ندارد. ما هم باید این زمان‌‌شناسی را از شهید مطهری یاد بگیریم تا بتوانیم حقایق اسلام را در قالب زمانۀ فعلی پیاده کنیم، امام خمینی(ره) هم بر همین اعتقاد بودند و اساساً پیاده‌کردن الگوی حکومت در قالب جمهوری اسلامی، همان زمان‌شناسی بود که امکان وارد شدن احکام اسلامی در قالب فعلی وجود داشته باشد وگرنه خیلی‌‌ها تاب آن را نداشتند. اگر کسی زمان‌‌شناسی مناسبی نداشته باشد شاید خیلی از مسائل اسلامی، اجتماعی، تربیتی و خانوادگی اسلام نتواند برای زمان‌‌های مختلف و زمانۀ‌ فعلی کارایی‌‌اش را برای او نشان بدهد لکن شهید مطهری، این زمان‌‌شناسی را داشتند. برای مثال خود مرحوم شهید مطهری  وقتی احساس کردند که الآن لازم است یک جهاد تبیینی در مسائل اجتماعی صورت گیرد و همچنین تربیت نسل تازه دینی لازم است، به دانشگاه  ورود پیدا کردند که این خودش زمان‌‌شناسی ایشان را نشان می‌‌دهد.

مبارزه با ظلم، جنایت صهیونیسم و  استکبار جهانی که بر علیه اسلام و بشریت ظلم و جنایت انجام می‌‌دهند نیز زمان‌‌شناسی ایشان را نشان می‌‌دهد. شهید مطهری به خوبی مطلع بودند که سیدالشهدا(ع) علیه ظلم، بی‌عدالتی و تحریف دینی قیام کردند را باید بر زمانۀ خودمان تطبیق دهیم. ایشان معتقدند که از امام حسین(ع) باید گوهر واقعیت حرکت حسینی، قیام علیه ظلم و ایستادگی بر علیه مفاسد را بگیریم و بر زمانۀ خودمان تطبیق دهیم. شهید مطهری فرمودند: «راه حسینی رفتن و پیرو امام حسین(ع) بودن به این است که الآن ما اسرائیل غاصب، صهیونیسم جنایتکار را بشناسیم و بدانیم که این‌‌ها همان یزیدیان هستند که در زمان امام حسین(ع) بودند و باید علیه این ها قیام و مبارزه کنیم». شهید مطهری از اولین کسانی بودند که با صدای رسا این حقیقت را بیان کردند که پیرو سیدالشهدا(ع) بودن یعنی علیه ظلم اسرائیل و صهیونیسم غاصب ایستادن و لعن و نفرین شمر یعنی ظالمان  فعلی را مورد لعن و نفرین قرار دهیم.

* اگر شهید مطهری در دوران ما می‌زیست با چه پدیده‌ای به مبارزه می‌پرداخت؟

شهید مطهری در زمان اوائل پیروزی انقلاب اسلامی فرمودند: این انقلاب اگر بخواهد باقی بماند باید به چند نکته توجه کند، که عبارتند از:

  • تقویت بنیان‌های فکری نظام اسلامی

انقلاب اسلامی ایران مبنای دینی و فکری دارد. اگر این مبنای فکری و اندیشه‌ای کهنه و دچار رکورد شود و نتواند مبنای اندیشه‌ای خودش را بر اساس نیازهای فکری جدید جامعه بازسازی و بروز کند، آن اندیشه کارایی‌اش را از دست می‌‌دهد. اگر شهید مطهری در آن زمان علل گرایش مادی‌گری را بیان کردند، الآن هم علل گریز از دین را با توجه به شُبهات جدید و علل پشت کردن به اعتقادات با توجه شُبهات نظری و عملی بیان می‌‌کردند. لذا اگر مرحوم شهید مطهری در دوره کنونی می‌‌زیستند روزبه‌روز به مسائل اعتقادی جدید می‌‌پرداختند و به شُبهات جدید، مطالب جدید، استدلال‌‌‌‌های نو، تقویت اندیشه‌ها و تقویت بنیان‌های فکری نظام اسلامی و نظام اعتقادی می‌‌پرداختند.

  • توجه به بُعد عدالت اجتماعی

 اساس حکومت اسلامی برای بقای عدالت اجتماعی است. در قرآن کریم به این موضوع اشاره شده است که فرمودند: «ما پیامبران را فرستادیم و قرآن را برای برپایی حکومتی بر پایه عدل نازل کردیم.» اگر انقلاب اسلامی به بُعد عدالت اجتماعی در تمام ابعاد توجه نکند، اعتدال صورت نمی‌‌گیرد و انقلاب اسلامی، دوامی پیدا نمی‌‌کند و اگر دوامی هم داشته باشد، دیگر اسلامی نیست.

لینک کوتاه مطلب : https://fekrat.net/?p=8826