به قلم حجت‌الاسلام عبداللهی و با مقدمه آیت‌الله عابدی؛

معرفی کتاب «سایبان خودساخته عرفان مدرن»

انسان در پسامدرنیته در پی سایبانی مقدس است كه از كویر بی‌اعتمادی به سنت‌های پیشین، به زیر سایه آن، پناه ببرد و دین، همان سایبان است. اما کدام دین؟

«فکرت، رسانه اندیشه و آگاهی»؛‌ نگاهی کوتاه به ذات و ماهیت انسان، ما را بدان رهنمون می‌سازد که انسان، سه حیطه شناختی، احساسی و رفتاری دارد. او با کمک گرفتن از حیطه اندیشه‌ای و شناختی خود می‌کوشد نسبت به امور هستی و ارتباط‌بخشی‌ها شناخت پیدا کند. بعد از شناخت، و تغییر نگرش ذهنی، نسبت به آن امور، احساس پیدا می‌کند و انگیزه او برانگیخته می‌شود و در مرحله بعد، این محبت که برخاسته از احساس اوست، انسان را به حرکت و تغییر در رفتار، وادار می‌کند. از این رو مهم‌ترین راه برای تسلط بر فرهنگ‌ها، اندیشه‌ها و جریان‌ها، نفوذ به حیطه شناختی انسان‌هاست. وقتی بتوانیم اندیشه را عوض کنیم، در حقیقت، توانسته‌ایم احساس و سپس رفتار آدمی را تغییر دهیم.

از دهه ۱۹۶۰ میلادی که جنبش تقابل فرهنگی جوانان، در آمریکا رخ داد، در واقع، این کار، اولین روزنۀ نفوذ به حیطه شناختی انسان‌های آن منطقه بود که طی آن، قلمرو دین و دین‌داری، آموزه‌ها، اعمال و عقاید دینی، به ویژه دین مسیحی حاکم بر آن جامعه، با چالش‌های جدی و انکارناپذیر روبرو شد. بر اساس این تغییر نگرش، محیطی در غرب پدید آمد که بعدها برخی از نویسندگان، از آن با عنوان «محیط زاد و ولد فرقه‌ای» یاد کرده‌اند.

مدرنیته و ره‌آورد‌های آن، از جمله عقلانیت، حقوق بشر و آزادی‌های لحاظ شده در آن، اقتصاد بازار، فرهنگ سکولار(مادی‌گرایی)، دموکراسی(آزادی خواهی) و کثرت‌گرایی بستر مناسبی برای ظهور، رشد و افول رویکردهای جدید دینی بوده است.

در عصر پسامدرنیته، انسان، در پی سایبانی مقدس است که از گرمای سوزان کویر بی‌اعتمادی به سنت‌های پیشین و دربه‌دری ناشی از نبودن اعتقاد قطعی، به زیر سایه آن، پناه ببرد و دین، همان سایبان است. اما کدام دین؟ دین، اعتقاد است اما اعتقادی که «تعلق» به همراه ندارد و گاه تعلقی‌ست که «اعتقاد»، در آن نیست.

در حیطه شناختی و اندیشه‌ای انسان، برای کسب معرفت، سه دیدگاه کلان وجود دارد:

  1. دیدگاه مبتنی بر عقل بشر، مشاهدات و استدلال‌های او که به دیدگاه فلسفی عقلی و تحقیق علمی معروف است؛
  2. دیدگاه مبتنی بر حجیت و اعتبار وحی آسمانی و الهی که صرفاً به تعالی خود بشر می‌انجامد و به دیدگاه ادیان نهادینه و الهیات نظری، شهرت دارد؛
  3. دیدگاه متکی بر تجربه‌های معنوی و روحانی شخصی و یا شهود درونی.

بر اساس این سه دیدگاه، انسان امروزی که به لحاظ عمل و اندیشه، از دین و سنت، جدا افتاده و جویای معنویت و عرفان است، سه راه، پیش‌روی خود می‌بیند:

  1. دسته‌ای به سوی نهاد‌های دینی محافظه‌کار می‌روند که با تمام غفلت‌های عقلانی و اجتماعی موجود در آ‌ن‌ها اما هیچ‌گاه اجازه نداده و نمی‌دهند که دیدگاه‌های مختلف، به درون جوامع دینی آن‌‌ها وارد شوند؛
  2. دوم ادیان آسیایی یا شرقی‌ست. امروزه بسیاری از جوامع غربی و اسلامی، بستری برای تبلیغ بودیسم، هندوئیسم و دیگر ادیان شرقی شده است؛
  3. سوم ادیان جایگزین یا جدید و یا جنبش‌های عصر جدید است.

بیشتر ادیان جدید یا جنبش‌های نوپدید دینی، دیدگاه سوم را برگزیده و آن‌ها به دنبال کشف حقیقت، از روشی «فرا عقلی» و «فرا دینی» هستند. گاهی از این جنبش‌ها به عرفان‌های کاذب، تعبیر می‌شود و شکی هم نیست که بسیاری از ادیان جدید بر نوعی «عرفان»، البته از نوع «روانشناختی» آن، تاکید دارند. عرفان روانشناختی، بر یافتن حقیقت، با تکیه بر«خود»، تاکید دارد و محور کار آن، «خدای درون» یا «یافتن و تأدیب کودک درون» است. امروزه، عرفان‌های کاذب به دو دسته کلی، تقسیم می‌شوند: عرفان‌های سکولار و عرفان‌های دینی. عرفان سکولار، سه عنصر اساسی دارد:

  1. در آن هیچ‌گونه اعتقاد به خدا نیست؛
  2. از شریعت وحیانی و آسمانی پیروی نمی‌کند؛
  3. به قیامت و جهان دیگر معتقد نیست.

لذا هرگونه مکتب عرفانی که این سه ویژگی در آن باشد، عرفان سکولار است. و هر مکتب عرفانی که این ویژگی‌ها را نداشته باشد، از عرفان‌های دینی شمرده می‌شود.

فرقه‌های شبه عرفانی(جنبش‌های نوپدید دینی) در جهان، به هفت دسته کلی تقسیم می شوند:

  1. عرفان‌های هندی؛
  2. عرفان‌های امریکایی؛
  3. عرفان مسیحیت؛
  4. عرفان یهود؛
  5. عرفان چینی؛
  6. پدیده ای به نام فراعلم یا فراروانشناسی؛
  7. سینمای ماورا.

از آنجایی که عرفان‌های نوظهور نوعی از عرفان روانشناختی را به همراه دارند یافتن حقیقت را با تکیه بر«خود»، پیگیری می‌کنند، این کتاب، به مهم‌ترین عنصری می‌‌پردازد که همه آموزه‌های این معنویت‌ها، براساس آن پایه‌ریزی شده و آن، عنصر«انسان‌شناسی» در عرفان‌های کاذب است؛ البته با توجه به محدود بودن کتاب و اختلاف عقیده در میان معنویت‌های مختلف، در بحث انسان شناسی، فقط به انسان آرمانی و مطلوب(کامل) و در میان عرفان‌ها نیز به بررسی عرفان اوشو و پائولو کوئلیو می‌‌پردازد. دلیل انتخابِ  معنویت اوشو و کوئلیو، از سویی، گسترش این دو معنویت‌ در ایران و به ویژه در میان جوانان و استمرار فعالیت‌های گسترده تبلیغی آنان است و از دگر سو، جذابیت‌های کاذب و انحرافی آموزه‌های این دو معنویت، چون سکس و ابتذال و محبت و عشق که خطرناک‌ترین تعالیم را در میان عرفان‌ها دارند.

این کتاب در جشنواره علامه حلی نیز اثر شایسته تقدیر شناخته شده است و از سوی انتشارات پژوهشکده باقر العلوم(ع) و به قلم حجت‌الاسلام دکتر محمداسماعیل عبداللهی و مقدمۀ حضرت آیت‌‌الله احمد عابدی، استاد سطوح عالی حوزه و دانشگاه، در ۲۹۶ صفحه، در زمستان ۱۳۹۳ به زیور طبع آراسته گردیده است و هم‌‌اکنون چاپ هفتم آن منتشر و روانه بازار شده است.

لینک کوتاه مطلب : https://fekrat.net/?p=8996