گفتگوی فکرت با هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی؛

واکاوی پدیدارشناسانۀ معارف حسینی

ما باید اسطوره حسینی را به شدت بشناسیم به عمق آن برسیم و آن را شناسایی کنیم.

معارف حسینی از غنی‌ترین معارف اسلامی است که پرداختن به آن دارای ارزش بسیار والایی است. از همین رو، «فکرت، رسانه اندیشه و آگاهی» با دکتر غلامرضا ذکیانی، دانشیار گروه فلسفه دانشگاه علامه طباطبایی تهران گفتگویی اختصاصی داشته است. آنچه در ادامه می‌آید، مشروح این گفتگوست.

 

* پیش از هر چیز بفرمایید که وقتی از معارف حسینی سخن می‌رود، به‌طور آشکار مقصود چیست؟

باسمه تعالی؛ معارف حسینی هم مثل معارف حسنی، صادقی، رضوی و دیگر معارف به امام مربوط و مذکور به موضوع مربوط می‌‌شود، خودِ معارف حسینی از این جهت تفاوتی چندانی با دیگر معارف ندارد. وقتی از معارف حسینی سخن به میان می‌‌آید مقصود، چند ویژگی هست که سایر ائمه آن ویژگی‌‌ها را ندارند؛ مثل نحوه تولد ایشان، جایگاه وی در نزد پیامبر(ص)، معصوم بودن همه اعضای خانواده، درک کردن حضور پیامبر(ص)، درک کردن تاریخ صدر اسلام، نپذیرفتن بیعت یزید و نوع حرکت ایشان در مسیر کربلا از ویژگی‌‌هایی هست که به معارف حسینی رنگ و بوی دیگری بخشیده است. ویژگی دیگر معارف حسینی در ماجرای کربلا قابل مشاهده است. همراه کردن خانواده برای احیای امر به معروف و نهی از منکر که در این میان عده‌‌ای از آن‌‌ها به شهادت می‌‌رسند و عده‌ا‌‌ی نیز به اسارت گرفته می‌‌شوند که این ویژگی در میان معارف دیگر کمرنگ و یا موجود نیست. ویژگی دیگر که مقصود از معارف حسینی را روشن‌تر می‌‌سازد، اتفاقات کم‌سابقه‌ای بود که بعد از شهادت ایشان رخ داد؛ اتفاقاتی مثل نهضت توابین و قیام مختار که همه‌‌ی این قیام‌‌ها بعد از عاشورا و از معارف حسینی نشأت گرفته‌اند. در طول تاریخ هیچ‌کدام از ائمه چه قبل و بعد از امام حسین(ع) روش ایشان را نرفتند و این شیوه مختص خودشان بود که می‌‌توان آن را از دیگر ویژگی‌‌های معارف حسینی برشمرد. ماجرای عاشورا برای دوستداران اهل بیت سبب شد که در این ایام، عموم جامعه دور هم جمع شوند و سوگواری کنند که تنها مختص عاشورا و معارف حسینی است و برای دیگر امامان معصوم این ویژگی کمتر هست. راهپیمایی اربعین نیز از ویژگی‌‌های معارف حسینی هست که اتفاقی استثنایی و کم‌نظیر است، در این راهپیمایی  همه ادیان چه از یهود، مسیح، زرتشتی و حتی لائیک گرد هم می‌‌آیند و برای امام حسین(ع) سوگواری می‌‌کنند که یکی از دلایل آن فرابشری بودن امام حسین(ع) است. مطالب ذکرشده از ویژگی‌‌های پدیدارشناسانه‌ی امام حسین(ع) و قیام عاشورا است و زمانی هم که سخن از معارف حسینی به میان می‌‌آید مقصود همین است، امروزه ما باید با این شناخت به معارف حسینی دست پیدا کنیم. 

* از آنجا که معارف حسینی کل میراث نوشتاری و گفتاری را درباره امام حسین(ع) و نهضت ایشان در طول تاریخ در برمی‌گیرد، آیا از طریق این معارف می‌توان به شناخت درست و دقیق نهضت حسینی پرداخت؟

با شناخت و مطالعه معارف حسینی در طول تاریخ یقیناً می‌‌توان به شناخت آگاهانه و دقیق نهضت حسینی پرداخت. امام حسین(ع) انسان‌شناس، تاریخ‌شناس، خداشناس، زمان‌شناس و جامعه‌شناس بودند و وظیفه خود را  به خوبی می‌‌دانستند ایشان رسالتی دینی داشتند و رسالت دینی‌‌شان نشأت گرفته از اعماق وجود بشر بود و به خوبی از این فرصت پیش آمده استفاده کردند. امام حسین(ع) در روز عاشورا به تعبیر شهید مطهری(ره) کاری کارستان می‌‌کند. ایشان روز عاشورا را ترسیم می‌‌کنند، و حوادث خون‌باری را رقم می‌‌زنند و چیزی هم که با خون نوشته شود تمام احساسات و عواطف انسانی را تحریک می‌‌کند و دلیل تأثیرگذاری عاشورا هم نگاه فرا بشری داشتن امام حسین(ع) است. امام حسین(ع) یک قدم جلوتر از بشریت هستند، ایشان یک صحنه کامل دینی را به نمایش گذاشتند که در آن صحنه توحید، عدالت، قسط، ایثار، گذشت، ظلم، ستم و هر چیزی منفی در اوج خودش در روز عاشورا است. ایشان این اوج‌ها را جمع کردند ولی چون با سطوح لایه‌های درونی بشر و تاریخ بشر حرف زدند و برای بشر پیغام گذاشته است، بشر و دشمنان ایشان نمی‌توانند آن را فراموش کنند و ما باید این نکات را به خوبی درک کنیم. از امام حسین(ع) با لفظ اسطوره می‌‌توانیم یاد کنیم لغت اسطوره به معنای خیال افسانه و معنای دیگر شخصیت مقدسی است که تمام خوبی‌‌ها در آن‌‌ها موجود است و انسان‌ها به آن‌ها تأسی می‌جستند، امام حسین(ع) این‌گونه شخصیتی است که همه را جذب خودش می‌‌کند. باید ایشان و این ایام و ماجرا کربلا و ابعاد اسطوره گونه امام حسین را شناسایی کنیم. امام حسین(ع) نشان داد که خیلی از ما جلوتر است وقتی امام حسین اربعین را برنامه‌ریزی کند، این نشان‌دهنده‌‌ی این است که علمای ما صرفاً به صورت علمی به آن نگاه نکنند، و مداحان نیز هم به صورت حسی به آن نگاه نکنند بلکه اسطوره‌ای نگاه کنند.

* معارف حسینی از سویه‌ها و جنبه‌های تاریخی دور شده‌اند و عناصری بر آنها غلبه کرده‌اند که ما را از آن حرکت اصیل عاشورایی دور ساخته‌اند. دلایل این امر به نظر شما چیست؟

اسطوره شدن امام حسین(ع) به معنی خارج شدن معارف حسینی از دست علما است، بسیاری از مردم تاکید ویژه‌‌ای بر ماجرای کربلا دارند و حتی عده‌‌ای در این ایام مقید به شیوه خودشان هستند و مطابق نظر و فتوای علما عمل نمی‌‌کنند که این پدیده به سادگی قابل کنترل نیست چون این پدیده دیگر از صنف اسطوره هست و از دست حکومت، علما و مردم خارج است. ما باید اسطوره حسینی را به شدت بشناسیم به عمق آن برسیم و آن را شناسایی کنیم. از دیگر ویژگی‌‌های اسطوره این است که اگر نتوانیم این طوفان احساسات را که وزن بیشتری هم نسبت بحث علمی آن دارد را کنترل کنیم چنان‌چه به دست مردم بیفتد دیگر قابل کنترل نیست. دانشمندان و عالمان ما باید این اسطوره را بشناسند و باید دقت کنند که در بررسی این اسطوره دچار افراط و تفریط نشوند، امام حسین(ع) در قیام عاشورا احساسات مردم را تحریک می‌‌کند، اما باید دقت کرد که هدف ایشان این نبود بلکه، این قیام برای احیای نماز، امر به معروف ونهی از منکر است که این‌‌ها در روز عاشورا و در معارف حسینی باید برجسته شود. در طول تاریخ اسلام و بعد از عاشورا، کسی این ابعاد را یک‌جا بدون افراط و تفریط بررسی و درک نکرده، امثال شهید مطهری از لحاظ علمی و تاریخی انحرافات این جریان را بحث می‌‌کنند و در مقابل آن‌‌ها افراطیونی هستند که از لحاظ احساسی آن را دنبال می‌‌کنند. افراط و تفریط به وجود آمده به خاطر نشناختن اسطوره است اگر ما این اسطوره را به خوبی بشناسیم یعنی عالم ما بداند که کارهایی که توده مردم در زمان محرم مثل سینه زنی و… انجام می‌‌دهند در آن‌‌ها مشارکت کند و به آن‌‌ها بپیوندد تا مردم نیز پای صحبت او بنشینند تا مردم تحلیل تاریخ معارف حسینی و قیام عاشورا را از زبان عالمان دین بشنوند که این کار بسیاری سختی هست چون اکثر جامعه به دنبال افراط هستند و این افراط می‌‌تواند از لحاظ علمی یا احساسی باشد که همین مجالس ما نیز گویای همین امر است که یا منتقد منتقد هستند و یا قابل کنترل نیستد ممکن است در مقطعی در منطقه‌ای قابل کنترل باشند که آن هم به صورت موقت است که البته در ادامه غیر قابل کنترل خواهد بود، بنابراین علمای ما باید در مورد قیام عاشورا مطالعه دقیق‌تری داشته باشند و عاشوراشناسی کنند و جواب این پرسش را متوجه شوند که چگونه امام حسین(ع) این ظرفیت را در دین ایجاد کرده است. عبارت معروفی است که بیان می‌‌کند که  امام حسین اسلام مجسم است و اسلام مجسم تنها معارف دینی نیست بلکه همه چیز است و کل بشر را مخاطب قرار داده است. همچنین به این دلیل است که اسطوره حسینی را باید به صورت عمیق بشناسیم. لازم به ذکر است که باید دوره‌‌هایی برگزار کنیم مثل دیگر دوره‌‌ها نظیر فقه، فلسفه و… که وظیفه عالمان دین هست آن‌‌ها باید دوره عاشوراشناسی را رواج دهند و اوج کار آن‌‌ها هم می‌تواند ایام ماه محرم و صفر باشد و در این ایام باید به معرفی این اسطوره حسینی بپردازند و باید تلاش کنند از احساسات مردم نهایت استفاده را کنند تا بتوانند معارف حسینی را منتقل کنند.

* تصویری که برخی از امام حسین(ع) و قیام وی عرضه می‌دارند خیلی با واقعیت تاریخی مطابقت ندارد. درست است؟

این گفته اشتباه است زیرا برخی ملاک را اشتباه برگزیدند و با مقیاس اشتباهی تصویرسازی کردند در حالی‌که در قیام امام حسین(ع) ملاک گفتمان‌‌های دینی است. در بیان مطالب پیشین بیشتر به اسطوره بودن امام حسین(ع) تاکید داریم و علت تاکید استفاده از این کلمه رهزن بودن این واژه است چون ممکن است کسانی این واژه را در مورد امام حسین(ع) نپذیرند و تا حدودی نیز حق دارند و علتش هم فرهنگ غلط ارسطویی هست که در بین ما حاکم است چون در گفتمان ارسطویی بحث‌‌های علمی باید نظری و عملی باشند در حالی‌که دین مقید به گفته‌‌های ارسطو نیست بلکه دین و شخصیت‌هایی نظیر امام علی(ع) و امام حسین(ع) و سایر ائمه شخصیت‌‌های دینی هستند و به بُعد نظری و عملی جداگانه‌ای تعلق ندارند. امام علی(ع) و پیامبر(ص) افرادی را تربیت می‌‌کنند که  توانستند تاریخ را رقم بزنند. در میان تمام فرقه‌‌های صوفیانه به جز یکی از آن‌‌ها چه شیعه و سنی خودشان را به  امام علی(ع) نسبت می‌‌دهند که دلیل این امر شخصیت و رفتار ایشان است و دلیل استفاده از کلمه اسطوره هم این است که آن گفتمان ارسطویی گفتمان دینی را تخریب کرده است و من ناگزیرم از کلمه‌ای استفاده کنم که در آن هم عمل، عاطفه، نظر، احساس، گذشت، شجاعت و ایثار هست و هیچ‌گاه نباید افراط و تفریط در این زمین داشته باشیم که همه‌ی این‌ها یکجا در نهضت و معارف حسینی وجود دارد لازم به ذکر است که معارف حسینی به تمام این ابعاد توجه دارد و جداگانه بررسی نمی‌‌کند.

لینک کوتاه مطلب : https://fekrat.net/?p=11370