پنجم آذر، سالروز صدور فرمان امام خمینی (ره) برای تشکیل بسیج مستضعفین، همیشه به یادآوری فداکاری‌ها و نقش تاریخی این نهاد در دفاع از انقلاب اسلامی و در میدان‌های سخت اختصاص دارد. اما در آستانه پنجمین دهه از حیات انقلاب، زمانی که ملت ایران بارها در برابر بحران‌ها و چالش‌های پیچیده‌ای قرار گرفته، نیاز به بازاندیشی در مأموریت بسیج، بیشتر از هر زمان دیگری احساس می‌شود. امروز، بسیج دیگر نباید به‌عنوان یک نیروی اضطراری در بحران‌ها و فجایع عمل کند، بلکه باید به «لشکر حکمرانی مطلوب» تبدیل شود؛ نیرویی که نه تنها در میدان نبرد، بلکه در عرصه‌های اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی نیز نقش‌آفرینی کند.

 

گرچه «ارتش بیست میلیونی» امام خمینی، مفهوم اولیه بسیج را به‌عنوان نیرویی برای دفاع در برابر تهدیدات نظامی معرفی کرد، دنیای امروز نیازمند بازتعریف این مأموریت است. در دوران تحولات بنیادین در ساختار جهانی و نیازهای داخلی کشور، بسیج باید به نیرویی تبدیل شود که در حل مشکلات اجتماعی و اقتصادی، بخصوص در عرصه حکمرانی، پیشگام باشد. این ایده به‌ویژه در پی دگرگونی مأموریت بسیج از یک سازمان اضطراری به یک «نظام مهندسی اجتماعی دائمی» می‌باشد؛ جایی که بسیج دیگر تنها در زمان بحران‌ها قد برافرازد، بلکه باید در بستر دائمی جامعه فعال باشد و به یک نیروی «بحران‌زدای دائم‌الفعال» در فرآیندهای اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی تبدیل شود.

 

ایده‌ای که در این یادداشت مطرح می‌شود، ارتقای آن به یک «سازمان ایده‌پردازان بسیجی حکمرانی» است. این سازمان، که به‌دور از ساختارهای سنتی و جغرافیایی بسیج کنونی است، به‌عنوان یک هسته فکری و عملیاتی عمل می‌کند که از نخبگان بسیجی در رشته‌های مختلف علمی و تخصصی از اقتصاددانان و جامعه‌شناسان گرفته تا مهندسان نرم‌افزار و فعالان رسانه‌ای تشکیل می‌شود. مأموریت این سازمان صرفاً اجرای طرح‌های سنتی نیست؛ بلکه به‌طور ویژه به طراحی و پیاده‌سازی پروژه‌های تحول‌آفرین برای حل مشکلات اساسی کشور پرداخته و راه‌حل‌های مبتنی بر نوآوری‌های اجتماعی، اقتصادی و فنی را به عرصه می‌آورد.

 

بسیج در این الگو، به یک «معمار اجتماعی و فکری» ارتقاء می‌یابد. تبدیل بسیج به یک نیروی تحول‌آفرین، به‌ویژه در زمینه‌هایی چون اصلاح ساختار یارانه‌ها، مبارزه با فساد، بومی‌سازی حکمرانی داده‌ها، و حتی طراحی مدل‌های نوین آموزش و پرورش، به بسیج این امکان را می‌دهد که نه تنها در عرصه‌های بحران‌زای جامعه، بلکه در روندهای توسعه‌ای بلندمدت نیز نقش مؤثری ایفا کند.

 

یکی از ویژگی‌های بارز این ایده، تبدیل بسیج به یک «آزمایشگاه اجتماعی» است. بسیج با داشتن بدنه‌ای گسترده و نفوذ در لایه‌های مختلف جامعه، به‌عنوان تنها نهادی است که می‌تواند ایده‌های اجتماعی و اقتصادی را از مرحله طراحی در اتاق فکر به مرحله آزمون میدانی در جامعه هدف منتقل کند. در این مدل، بسیج می‌تواند به‌جای تمرکز صرف بر ساخت پایگاه‌های مقاومتی فیزیکی، به ایجاد شبکه‌ای از «پایگاه‌های تحول دیجیتال» بپردازد که در آن نخبگان بسیجی، به آموزش مهارت‌های اقتصاد دیجیتال، عیب‌یابی سامانه‌های دولتی، و ارائه مشاوره تخصصی به کسب‌وکارهای خرد و خانگی پرداخته و به‌این‌ترتیب، به توسعه مهارت‌های مردم در عرصه‌های نوین کمک کنند.

 

در این مدل جدید، بسیج باید به «کاتالیزور اصلی اعتماد اجتماعی» تبدیل شود؛ جایی که جوانان نخبه بدانند که سازمان بسیج می‌تواند ایده‌های آن‌ها را از یک مقاله دانشگاهی به یک طرح ملی تبدیل کند. این مسیر نه تنها می‌تواند دالّ مرکزی بسیج یعنی خدمت به مستضعفین را تقویت کند، بلکه با تمرکز بر «مهندسی بهبود زندگی مردم»، جذابیت و نفوذ اجتماعی بسیج را در میان نسل جدید و اقشار غیرسنتی نیز به‌شدت افزایش دهد. در این حالت، بسیج به عنوان یک «آینده‌ساز 20 میلیونی»، نه تنها نیازمند تغییر مأموریت خود است، بلکه باید قادر باشد از امکانات و توانمندی‌های خود برای ایجاد تحول اجتماعی استفاده کند.

 

در نهایت، بسیج به‌عنوان نهادی با ظرفیت‌های عظیم انسانی و اجتماعی، باید از درک تنها به‌عنوان یک ابزار نظامی به عنوان یک نیروی فکری و تحول‌آفرین عبور کند. تنها در این صورت است که می‌توان آن را به نیرویی فعال و دائمی در راستای حل مسائل پیچیده و چندوجهی کشور تبدیل کرد.

تاریخ انتشار: 1404/09/08

نظر بدهید
user
envelope.svg
pencil