ویژههای فکرت
مجموعه فکرت درصدد است، مسائل روزِ حوزه اندیشه را با نگاهی جدید و در قالبهای متنوع رسانهای به تصویر بکشد.
آنچه در ادامه ملاحظه می کنید، یادداشتی از سهراب حامدی، نویسنده و پژوهشگر به مناسبت سالروز شهادت دکتر شهریاری است؛
هشتم آذرماه، سالروز شهادت دکتر مجید شهریاری، یادآور یک نقطه عطف در تاریخ علم ایران است؛ نقطهای که در آن «نخبگی»، «مسئولیت ملی» و «ایستادگی معرفتی» به یک الگوی واحد تبدیل میشود. «شهریاری بودن» یک استعاره ساده نیست، بلکه صورتبندی یک منش علمی است که میتواند مسیر توسعه علمی ایران را برای دهههای آینده بازتعریف کند.
عبور از عادتمندی علمی و بوروکراسی دانشی
یکی از بحرانهای ساختاری نظام علم در ایران، گرفتارشدن استعدادهای بزرگ در «بوروکراسی علمی» است؛ وضعیتی که در آن نبوغ فردی به فعالیتهای روتین تقلیل مییابد و پژوهش به چرخهای از پروژههای کمریسک و بیخطر بدل میشود. شهریاری با توانایی استثنایی خود در ایجاد پیوند میان ریاضیات بنیادی و فیزیک کاربردی، نشان داد که خلاقیت واقعی زمانی شکوفا میشود که پژوهشگر از مرزهای محافظهکارانه علم عبور کند و سراغ مسائلی برود که ظرفیت «تحول رشته» دارند. او الگوی یک دانشمند است که به جای انباشت رزومه، به تولید توانمندی واقعی فکر میکند. در مکتب شهریاری، نبوغ نه یک سرمایه نمادین، بلکه یک موتور تحول است.
علم به مثابه مسئولیت ملی؛ نه صرفاً حرفه دانشگاهی
در جهان امروز، مسیر طبیعی بسیاری از نخبگان، ادغام در شبکههای علمی بینالمللی و کسب پرستیژ جهانی است؛ امری که فینفسه ارزشمند است. اما شهریاری نشان داد که نوع دیگری از کنش علمی نیز ممکن است: انتخاب آگاهانه «دانش ملی برای قدرت ملی». او در قلب پروژههایی قرار داشت که ستونهای امنیت و استقلال کشور را تقویت میکردند و با این انتخاب، مفهوم «دانشمند مسئول» را در ایران بازتعریف کرد. برای شهریاری، علم نه یک فعالیت تخصصی خنثی، بلکه بخشی از معماری اقتدار ملی بود. او ثابت کرد که بالاترین شأن یک دانشمند، مشارکت در ساخت زیرساختهای راهبردی کشور است؛ زیرساختهایی که فقدانشان هزینههای تاریخی سنگینی برای ملتها ایجاد میکند.
مقاومت معرفتی و پاسداری از دستاوردهای بومی
ترور شهریاری فقط یک اقدام امنیتی نبود؛ بخشی از یک جنگ شناختی علیه توانمندی ملی ایران بود. اما پیامد آن، تقویت یک «گفتمان مقاومت علمی» شد. معنای «شهریاری بودن» در این ساحت، ایستادگی بر سر استقلال دانشی و امتناع از تقلیل علم به ابزار معاملههای سیاسی است. شهریاری به نمادی تبدیل شد که یادآور میکند عقبنشینی علمی، مستقیماً عقبنشینی در حیطه استقلال سیاسی و امنیت ملی است. در این چارچوب، دفاع از دستاوردهای بومی صرفاً یک رفتار احساسی نیست؛ بخشی از منطق توسعه پایدار و مقاومت در برابر وابستگیهای تکنولوژیک است. علم نباید به ابزار چانهزنی تقلیل یابد، بلکه باید ستون استقلال بماند.
شهریاری، الگوی دانشمندی است که همزمان سه مسیر را گشود: رهایی از بوروکراسی علمی، تلفیق نخبگی با مسئولیت ملی، و تثبیت مقاومت معرفتی. این ترکیب، یک «الگوی #توسعه» میسازد؛ الگویی که میتواند در حوزههای دیگر - از انرژی و صنعت تا محیطزیست - به کار گرفته شود. نسل آینده دانشمندان ایران، اگر الگوریتم «شهریاری بودن» را درونی کند، میتواند گرههای پیچیده تکنولوژیک کشور را بگشاید. آینده علمی ایران، به معنای دقیق کلمه، از مسیر شهریاری بودن میگذرد.
تاریخ انتشار: 1404/09/08
مجموعه فکرت درصدد است، مسائل روزِ حوزه اندیشه را با نگاهی جدید و در قالبهای متنوع رسانهای به تصویر بکشد.