ورود به برنامه

captcha
user-profile

خروج از ناحیه کاربری

اشتراک گذاری

پیوند

https://fekrat.net/shl/xy38kkiw

پیوند کپی شد ✅

نمایش رویداد

پیدایش یهودیت

معرفی کتاب «پیدایش یهودیت»

  • با حضور
  • محمدمهدی سیاهکالی
پیدایش یهودیت
  • 67

  • 0

  • 0

مقدمه: ضرورت بازخوانی آکادمیک تاریخ ادیان

به گزارش رسانه تحلیلی-اندیشه‌ای فکرت، نشست تخصصی نقد و بررسی کتاب «پیدایش یهودیت» نوشته‌ی پروفسور کریستین هیز، با ترجمه‌ی محمدمهدی سیاهکالی مرادی که اخیراً به همت نشر نی روانه بازار نشر شده است، با حضور اندیشمندان، پژوهشگران حوزه الهیات و علاقه‌مندان به تاریخ ادیان برگزار شد. این نشست فرصتی مغتنم بود تا علاوه بر بررسی محتوای این اثر مهم، به چالش‌های بنیادین تاریخ‌نگاری یهود، تأثیرات متقابل فرهنگ ایرانی - اسلامی بر یهودیت، و همچنین مصائب و ظرایف ترجمه متون مقدس و کلاسیک به زبان فارسی پرداخته شود. در این جلسه، کارشناسان با نگاهی انتقادی و در عین حال تبیینی، لایه‌های مختلف متن را واکاوی کردند.

بخش اول: انگیزه ترجمه و ویژگی‌های متمایز اثر

در آغاز این نشست، پس از خوشامدگویی دبیر جلسه، محمدمهدی سیاهکالی مرادی، مترجم کتاب «پیدایش یهودیت»، به تفصیل درباره پیش‌زمینه انتخاب این اثر و ضرورت ترجمه آن برای مخاطب فارسی‌زبان سخن گفت. وی صحبت‌های خود را با اشاره به نحوه آشنایی‌اش با نویسنده کتاب آغاز کرد و گفت: «آشنایی من با خانم کریستین هیز (Christine Hayes)، استاد برجسته دانشگاه ییل (Yale)، به دوران همه‌گیری کرونا بازمی‌گردد. در آن زمان، دانشگاه ییل برخی از دوره‌های آموزشی خود را به صورت آنلاین و رایگان در دسترس عموم قرار داد. از جمله این دوره‌ها، معرفی عهد عتیق و معرفی عهد جدید بود که تدریس بخش عهد عتیق بر عهده خانم هیز قرار داشت. این کلاس‌ها برای من نقطه عطفی بود تا با رویکرد آکادمیک و جسورانه ایشان آشنا شوم».

سیاهکالی در ادامه به ساختار و جایگاه کتاب اشاره کرد و افزود: «پس از پیگیری کارهای ایشان، متوجه شدم که کتاب بهتری نیز دارند که نه تنها به معرفی کتاب مقدس می‌پردازد، بلکه فراتر از آن رفته و ادبیات خاخامی را نیز معرفی می‌کند. این موضوع در منابع فارسی بسیار کمیاب است؛ به طوری که منابع فارسی در این زمینه به تعداد انگشتان یک دست هم نمی‌رسد. این کتاب توسط انتشارات فورترس (Fortress Press) منتشر شده است که یک ناشر معتبر در حوزه الهیات محسوب می‌شود. ناشر در مجموعه‌ای تحت عنوان پیدایش ادیان، چهار کتاب با عناوین پیدایش یهودیت، پیدایش مسیحیت، پیدایش اسلام و پیدایش بودیسم منتشر کرده است. متأسفانه کتاب مربوط به پیدایش مسیحیت چندان قوی نبود، کتاب پیدایش اسلام دردسرساز به نظر می‌رسید و کتاب بودیسم نیز ارتباطی با تخصص من نداشت؛ لذا تصمیم گرفتم ترجمه پیدایش یهودیت را بر عهده بگیرم».

ضرورت به‌روزرسانی منابع مطالعاتی در ایران

مترجم اثر در خصوص دلیل اصلی نیاز بازار نشر ایران به چنین کتابی تصریح کرد: «هدف من هم تمرین و آشنایی با ادبیات این حوزه بود و هم ارائه یک کتاب مقدماتیِ جامع به زبان فارسی که بر اساس تحقیقات روز دنیا نوشته شده باشد. پیش از این، کتاب‌های دیگری در زمینه یهودیت ترجمه شده بود، نظیر کارهای استاد بهزاد سالکی (کتاب یهودیت بررسی تاریخی) که اگرچه ارزشمندند، اما متعلق به دهه‌های ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ میلادی هستند و لذا مطالب آن‌ها بعضاً دیگر مورد اجماع محققان تراز اول نیست. ویژگی مهم کتاب کریستین هیز این است که نویسنده در مقدمه به صراحت اعلام می‌کند که قصد ندارد نظر شخصی خود را در کتاب دخالت دهد، بلکه صرفاً جریان رسمی دانشگاهی در غرب را در خصوص منشأ و شکل‌گیری یهودیت بیان می‌کند. این ویژگی، به خواننده ایرانی این امتیاز را می‌دهد که دقیقاً متوجه شود جریان رسمی آکادمیک در غرب امروز بر چه پایه‌ای استوار است و محققان درجه یک غربی چه می‌گویند».

وی در پایان صحبت‌های خود ضمن قدردانی از زحمات پیشگامان این عرصه، به مقدمه‌های ارزشمند استاد پیروز سیار بر عهد عتیق اشاره کرد و آن‌ها را از معدود منابع ارزشمند و به‌روز در زمینه تحقیقات تاریخی دانست.

 

 

بخش دوم: نقد محتوایی؛ از خلأهای تاریخی تا تحول پارادایم‌ها

در بخش دوم نشست، دکتر علی شهبازی، استاد و پژوهشگر نام‌آشنای حوزه ادیان، به ارائه تحلیلی جامع و انتقادی از کتاب پرداخت. وی سخنان خود را در دو محور کلیدی ساختار داد: نخست، بررسی نقاط خالی و مغفول‌مانده در کتاب (به‌ویژه غفلت از نقش ایران و اسلام در تطور یهودیت) و دوم، بازخوانی تاریخ یهودیت از چشم‌انداز معاصر و درس‌هایی که می‌توان از تغییر پارادایم‌های این دین گرفت.

محور اول: غفلت از عصر ایرانی و عصر اسلامی

دکتر شهبازی با اشاره به نقاط قوت کتاب در پرداختن به ادوار مختلف، انتقاد مهمی را به آن وارد ساخت: «کتاب کریستین هیز دو عصر بسیار مهم در تاریخ یهودیت را به صورت گذرا و با اشاراتی بسیار اندک رد کرده است؛ نخست عصر ایرانی و دوم عصر اسلامی. یهودیت در عصر ایرانی گویا به گونه‌ای دیگر تبدیل شد. بسیاری از مورخان معتبر معتقدند که نظام باورهای یهودی با آشنایی با ایرانیان (و مشخصاً باورهای زرتشتی) فربه‌تر و غنی‌تر شد. اعتقاداتی بنیادین نظیر مسیحا‌باوری، اعتقاد به فرشتگان، و اعتقاد به حیات پس از مرگ، مفاهیمی هستند که در بستر تعامل با فرهنگ ایرانی در یهودیت تثبیت شدند. اگرچه تأیید یا انکار این تأثیرپذیری نیازمند صلاحیت‌های تخصصی است که در اینجا مجال آن نیست، اما نادیده گرفتن کامل این عصر در یک کتاب تاریخی، جای نقد دارد».

وی در ادامه به عصر اسلامی پرداخت و گفت: «به لحاظ اجتماعی، یهودیان در قرون اولیه اسلامی، با قرار گرفتن در قلمرو اسلامی و بهره‌مندی از تسامح موجود، فرصت بی‌نظیری برای امنیت و آسایش یافتند. مهم‌تر از آن، شاهد تحولات شگرف کلامی، فلسفی و الهیاتی در حوزه فرهنگ یهودی به تبعیت از جنبش ترجمه و نهضت علمی در جهان اسلام هستیم. کتاب‌هایی که یهودیان در عصر اسلامی نوشتند، غالباً به زبان رسمی عربی بود و قالب این کتاب‌ها دقیقاً از ساختار کتاب‌های اسلامی پیروی می‌کرد. اگر نام‌های عبری (نظیر سعدیا گائون یا ابن میمون) را از روی این متون برداریم، خواننده گمان می‌کند که این کتاب را یک فیلسوف یا متکلم اسلامی نوشته است. این تأثیرپذیری عمیق یهودیت از فقه و کلام اسلامی، بخش مهمی از پیدایش یهودیت مدرن و خاخامی است که متأسفانه در این کتاب مغفول مانده است».

محور دوم: تاریخ یهود از چشم‌انداز معاصر و تغییر پارادایم‌ها

دکتر شهبازی در بخش دوم سخنان خود، با وام‌گیری از عنوان فرعی کتاب («در چشم‌انداز معاصر»)، به تحلیل رویدادهای تاریخی یهودیت پرداخت و گفت: «وقتی به خروج یهودیان از مصر تا رسیدن به کنعان نگاه می‌کنیم، می‌بینیم که این مسیر در حالت عادی شاید سه هفته یا نهایتاً دو ماه طول بکشد، اما در تاریخ یهود، ۴۰ سال به طول انجامیده است. چرا ۴۰ سال؟ این موضوع برای بسیاری معماست. گاهی این ۴۰ سال طول می‌کشد تا یک گروه، تمرین استقلال کنند و بتوانند زمینی یا حکومتی را تشکیل دهند. مهم‌تر از آن، ۴۰ سال زمان نیاز بود تا نسلی بمیرد و ذهنیت عوض شود؛ ذهنیت بردگی با آن‌ها بود. آن‌ها قرن‌ها در مصر برده و کارگر بودند. این ذهنیت باید از بین می‌رفت تا نسل بعدی این ذهنیت را به ارث نبرد. این یک تغییر بنیادین اجتماعی بود».

وی به تغییر پارادایم دیگر در دوره تثبیت در کنعان اشاره کرد: «تغییر پارادایم‌ها یا تحولات بنیادین در تاریخ یهود بسیار چشمگیر است. از مصر تا کرانه‌های کنعان، رهبری قوم بر عهده پیامبر (موسی) است. قوم دست به سفر است و مرحله استقرار نیست. وقتی قوم مستقر می‌شود و موسی می‌میرد، جانشینان او (داوران) همچنان وصف پیامبری دارند. اما پس از مدتی، قوم از سموئیل پادشاه می‌خواهد. آن‌ها فرمانروا می‌خواهند تا برایشان بجنگد، نان تهیه کند و زمین را آباد کند. این دگرگونی بسیار مهمی است. رهبر آسمانی برای مرحله‌ای است که قوم نیازمند استقرار است، اما وقتی استقرار یافتند، تقاضای پادشاه (نظیر طالوت/شائول، داوود و سلیمان) می‌کنند. در اینجا نقش پیامبران تغییر می‌کند. پیامبران به چه کار می‌آیند؟ پیامبران در کنار پادشاهان، نقش هشداردهنده و مهارکننده قدرت را بر عهده می‌گیرند. این تنش بین فرمانروای سکولار (پادشاه) و انبیای زمان، تنش بین مردمی است که تبادل می‌کنند و پیامبرانی که هشدار می‌دهند».

از «معبد» تا «کتاب»؛ پارادایم نجات‌بخش یهودیت

شهبازی به نقطه عطف دیگری در تاریخ یهودیت اشاره کرد و آن ویرانی معبد در قرن اول میلادی (سال ۷۰ میلادی) توسط رومیان بود. وی تشریح کرد: «چند سال پیش از آنکه معبد اورشلیم کاملاً محاصره و ویران شود، هویت یهودی با معبد گره خورده بود. یهودی یعنی کسی که در معبد قربانی می‌کند و با معبد پیوسته است. در زمان محاصره، دو گروه با دو راهکار متفاوت وجود داشتند: نخست غیوران (Zealots) یا جوانان حزب‌اللهی آن زمان که معتقد بودند باید تا پای جان جنگید و راهکارشان یا مردن بود یا تسلیم. اما گروه دوم، فریسیانی مانند یوهانان بن زکای (Yohanan ben Zakkai) بودند که راه سومی را در پیش گرفتند. او معتقد بود یهودیت نه یعنی معبد و نه حتی یعنی خاک و سرزمین؛ یهودیت یعنی کتاب مقدس. در اینجا شیفت دایم و تغییر محور از معبد به کتاب رخ می‌دهد. یبنه (Yavneh)، شهری که مکتب خاخامی در آن شکل گرفت، آغازگر سنتی شد که یهودیت را تا به امروز زنده نگه داشته است. وقتی کتاب محور باشد، تفسیر کتاب مقدس می‌شود سنت روایی و تفسیری. حخام‌ها و عالمان یهودی هم‌وزن کتاب مقدس می‌شوند و واسطه بین خدا و انسان قرار می‌گیرند».

دکتر شهبازی در پایان سخنانش به تحول مفهوم مسیحا (Messiah) اشاره کرد و افزود: «تغییر دیگری که در باورهای یهود رخ داد، تحول در مفهوم مسیحا بود. مسیحا در ابتدا یک منجی سیاسی-نظامی بود (مانند شورش بارکوخبا در قرن دوم)، اما پس از شکست‌های پیاپی، این مفهوم به یک باور معنوی و لاهوتی تبدیل شد که قرار است در آخرالزمان و توسط شخصیتی الهی محقق شود. اما در قرون ۱۹ و ۲۰، صهیونیسم سیاسی دوباره این مفهوم را سکولار کرد و گفت منتظر مسیحای آسمانی نباشید، ما باید خودمان برای تشکیل دولت عمل کنیم. این‌ها همگی نشان‌دهنده پویایی و تغییرات پارادایمی در یک دین زنده است»

بخش سوم: مصائب ترجمه و غنای متون «فارسیهود»

بخش پایانی و بسیار جذاب این نشست به سخنرانی استاد پیروز سیار، مترجم نامدار و سرشناس متون مقدس در ایران، اختصاص یافت. ایشان بحث خود را از منظر یک مترجم و متون‌شناس ارائه کرد و زاویه دید متفاوتی را به روی مخاطبان گشود.

حضور پررنگ ایران در متون عهد عتیق

استاد سیار سخنان خود را با اشاره به اهمیت ایران در متون مقدس یهودی آغاز کرد: «می‌دانیم که ایران حضور پررنگی در متون عهدین دارد. در کتاب مقدس عبری، چند کتاب اصلاً زمینه داستانشان در ایران اتفاق می‌افتد؛ مانند کتاب‌های توبیت، استر، عزرا و نحمیا، و اشاراتی که به سلسله‌های پادشاهی ایران شده است که در این زمینه جناب آقای شهبازی تخصص دارند».

کشف گنجینه‌های فارسیهود توسط برادران وکیتی

سیار در ادامه به یک رویداد تاریخی بسیار مهم در عرصه ترجمه اشاره کرد: «من از زاویه دیگری می‌خواهم به تاریخ یهودیت نگاه کنم. در پایان قرن شانزدهم میلادی (سال ۱۵۹۸)، پاپ کلمنت هشتم، شخصی به نام جامباتیستا وکیتی (Giambattista Vecchietti) را به همراه برادرش جرولامو وکیتی به ایران فرستاد. هدف پاپ از این سفر، ایجاد وحدت میان کلیساهای شرق (قبطی، ارمنی، نسطوری و غیره) با کلیسای کاتولیک رم بود. اما در کنار این مأموریت سیاسی-مذهبی، برادران وکیتی که دانشمندانی زبان‌شناس بودند، در ایران (در شهرهایی چون لار، شیراز، همدان و اصفهان) گردش کردند و به دستاوردی عظیم نائل شدند».

وی توضیح داد: «آن‌ها در این شهرها، نسخه‌های خطی بسیار کهنی از ترجمه‌های متون یهودی به زبان فارسی پیدا کردند که به زبان فارسیهود (Judeo-Persian) نوشته شده بودند؛ یعنی زبانی که واژگان و نحو آن فارسی بود، اما با الفبای عبری کتابت می‌شد. برادران وکیتی که عبری می‌دانستند، این متون را برای اولین بار کشف کردند، خواندند و سپس با زحمت فراوان، آن‌ها را حرف به حرف از خط عبری به خط فارسی (عربی-فارسی) برگرداندند. این نسخ خطی ارزشمند سپس به اروپا منتقل شد و امروز در کتابخانه‌های مهم اروپا، از جمله کتابخانه ملی فرانسه (BnF)  در پاریس و کتابخانه واتیکان نگهداری می‌شود».

استاد سیار با استناد به تحقیقات فرانسیس ریشار (Francis Richard)، نسخه‌شناس برجسته فرانسوی، افزود: «ریشار تحقیقات بسیار دقیقی روی این نسخه‌های ترجمه‌شده فارسی-یهودی انجام داده است. تحقیقات نشان می‌دهد که یهودیان ایران، برخلاف تصور رایج، ترجمه‌های بسیار کهنی از کتاب مقدس به زبان محلی خود (فارسی) داشته‌اند که قدمت برخی از آن‌ها به قرون پنجم تا هفتم میلادی بازمی‌گردد. این متون نه تنها برای تاریخ یهود، بلکه برای تاریخ زبان فارسی و تطور آن بسیار ارزشمندند».

چالش‌های معادل‌یابی در ترجمه متون دینی

استاد پیروز سیار در بخش دوم سخنان خود، به چالش‌های بنیادین در ترجمه متون دینی پرداخت و انتقاداتی را به رویه‌های رایج وارد کرد: «وقتی ما متون مقدسی که ریشه در فرهنگی متفاوت دارند را ترجمه می‌کنیم، بزرگترین خطر، استفاده از واژگان و اصطلاحات نامأنوس یا تحمیل مفاهیم یک دین (مثلاً اسلام) بر دین دیگر (یهودیت) است. ما با گونه‌هایی از زبان فارسی روبرو هستیم؛ مثلاً فارسیهود، فارسی-اسماعیلی، فارسی-بهایی و غیره. هر گروه مذهبی در ایران، واژگان خاص خود را برای مفاهیم الهیاتی‌اش ابداع کرده است».

وی با ذکر مثال‌هایی دقیق ادامه داد: «برای مثال، در متن‌های کهن فارسیهود، وقتی می‌خواهند کلمه عبری را ترجمه کنند، از ساختارهای لغوی دقیقی استفاده کرده‌اند. در ترجمه‌های امروزی، مترجم باید با وسواس کلمات را انتخاب کند. آیا کلمه مسیحا (Mashiah) در یهودیت دقیقاً همان معنایی را می‌دهد که در مسیحیت یا اسلام دارد؟ در عهد عتیق، کلمه مسیحا (مسح‌شده) حتی برای پادشاهان غیرخداپرست نظیر کوروش پادشاه ایران نیز به کار رفته است؛ زیرا او از جانب خدا برای نجات قوم مأمور شده بود. این نشان می‌دهد که مسیحا در آن مقطع یک مفهوم سیاسی و راهگشا بوده است، نه لزوماً یک منجی آخرالزمانی لاهوتی. پس اگر مترجم این ظرایف را درک نکند، کلمه را اشتباه معادل‌سازی می‌کند».

استاد سیار با اشاره به ضرورت حفظ امانت و تخصص در ترجمه تأکید کرد: «کتاب‌هایی نظیر پیدایش یهودیت که یک رویکرد آکادمیک دارند، نیازمند مترجمی هستند که هم به زبان مبدأ مسلط باشد و هم الهیات دین مورد نظر را بشناسد. من از تلاش‌های آقای سیاهکالی قدردانی می‌کنم که با شجاعت وارد این عرصه شده‌اند، اما همیشه به مترجمان جوان توصیه می‌کنم که در برابر واژگان تخصصی کوتاه نیایند و به دنبال دقیق‌ترین معادل در ادبیات کهن فارسی بگردند تا متن دچار اعوجاج معنایی نشود».

بخش چهارم: ضرورت کثرت‌گرایی در منابع و عبور از خوانش تک‌صدایی

در ادامه نشست، آرش آبایی، پژوهشگر و محقق برجسته حوزه یهودیت، با ابراز خرسندی از حضور در این محفل آکادمیک، سخنان خود را در سه محور اصلی ارائه کرد.

تکثر منابع، پادزهری بر خوانش‌های تک‌بعدی

آبایی صحبت‌های خود را با اشاره به وضعیت نشر در حوزه یهودیت آغاز کرد: «خوشبختانه در دهه‌های اخیر، کتاب‌های متعددی در حوزه یهود منتشر شده است. من معتبرترین آن‌ها را شمرده‌ام که حدود ۱۲ کتاب (نظیر کارهای آقای سیاهکالی، پیروز سیار و دکتر شهبازی) می‌شود. با این حال، معتقدم این مقدار هنوز کم است و به منابع بسیار بیشتری نیاز داریم.»  وی با تشریح دلیل این نیاز افزود: «ما در جامعه خودمان، خواه مسلمان و خواه یهودی، یک نگاه درونی و مؤمنانه به دین داریم. در مدارس یهودی به ما یاد می‌دهند که تورات همین است که خدا داده و لاغیر؛ همه چیز را به صورت یک پکیج آماده و الهی به ما معرفی می‌کنند. اما نگاه آکادمیک
داستان دیگری است. این نگاه می‌آید و بررسی می‌کند که این متون چه زمانی نوشته شده، ریشه‌هایش کجاست، چه بخش‌هایی متأثر از فرهنگ‌های دیگر است و چه تحولاتی را از سر گذرانده است. وقتی این دو نگاه با هم برخورد می‌کنند، برای افراد معتقد چالش‌برانگیز می‌شود. برخی اصلاً نمی‌پذیرند، اما واقعیت این است که ما نیازمند هر دو نگاه هستیم تا دچار جزم‌اندیشی نشویم.»

ضرورت آشنایی با یهودیت خاخامی

محور دوم و بسیار مهم سخنان آرش آبایی، تأکید بر تغییر پارادایم اساسی در یهودیت بود. وی توضیح داد: «یهودیت تا قبل از سال ۷۰ میلادی (ویرانی معبد دوم)، یک دین مبتنی بر معبد، کاهنان (روحانیت موروثی) و قربانی بود. اما پس از ویرانی معبد، این نهادها از بین رفتند و دین باید خود را بازسازی می‌کرد. در اینجا یهودیت خاخامی شکل می‌گیرد که مبتنی بر کنیسه (به جای معبد)، نماز (به جای قربانی) و خاخام‌ها (به جای کاهنان) است.»  آبایی تأکید کرد: «بیشتر محققان و مترجمان در ایران، وقتی می‌خواهند یهودیت را بشناسند، مستقیماً سراغ عهد عتیق می‌روند. در حالی که یهودیان امروز، بر اساس یهودیت خاخامی و متون تفسیری نظیر تلمود زندگی می‌کنند، نه صرفاً ظاهر تورات. اگر ما این دوره گذار و متون خاخامی را نشناسیم، یهودیت مدرن را نفهمیده‌ایم.»

نقد ترجمه‌های شتاب‌زده و خطاهای روش‌شناختی

آبایی در بخش سوم سخنانش به معضلات ترجمه متون یهودی پرداخت. وی با اشاره به تجربه شخصی خود در ترجمه گفت: «بسیاری از مترجمانی که به سراغ متون عبری یا متون مربوط به یهودیت می‌روند، وقتی با کلمات تخصصی مواجه می‌شوند، به جای تحقیق دقیق، آن‌ها را با مفاهیم اسلامی معادل‌سازی می‌کنند. مثلاً مفاهیمی در یهودیت وجود دارد که معادل دقیقی در اسلام ندارند، یا برعکس. اگر مترجم فقط از دیکشنری استفاده کند و با الهیات یهود آشنا نباشد، فاجعه رخ می‌دهد.»  وی با انتقاد از برخی رویه‌های پژوهشی در ایران افزود: «متأسفانه در بسیاری از پژوهش‌های داخلی، برای شناخت یهودیت به جای ارجاع به منابع دست اول یا محققان معتبر، به سراغ کتاب‌هایی می‌روند که با هدف‌های خاص (مثلاً یهودستیزانه) در غرب نوشته شده‌اند. این نگاه گزینشی و تقلیل‌گرایانه، باعث تولید ادبیاتی می‌شود که هیچ نسبتی با واقعیت این دین ندارد. کتاب "پیدایش یهودیت" از این جهت ارزشمند است که توسط یک آکادمیسین بی‌طرف و مسلط نوشته شده و مترجم نیز با دقت و وسواس آن را به فارسی برگردانده است.» 

بخش پنجم: پرسش و پاسخ و دیدگاه‌های تکمیلی

پس از پایان سخنرانی‌های رسمی، جلسه با مشارکت حاضران و طرح پرسش و پاسخ ادامه یافت. یکی از نقدهای قابل توجه از سوی حضار (که به نظر می‌رسید از پژوهشگران یهودی یا علاقه‌مندان جدی این حوزه نظیر سرکار خانم یشایایی باشند) مطرح شد. وی انتقاد کرد که: «کتاب هیز و اصولاً رویکرد غربی‌ها به یهودیت، همواره یهودیت را در سایه ادیان دیگر یا در تقابل با آن‌ها تعریف می‌کند. ما کمتر می‌بینیم که یهودیت به عنوان یک موجودیت مستقل، فارغ از اینکه چه تأثیری بر مسیحیت گذاشته یا چه تأثیری از اسلام پذیرفته، بررسی شود. نگاه آکادمیک غربی عموماً یهودیت را پیش‌درآمدی برای مسیحیت می‌بیند و این یک نگاه سوگیرانه است».

دکتر شهبازی در پاسخ به این نقد ضمن تأیید نسبی آن، توضیح داد که ساختار آکادمی‌های غربی به گونه‌ای شکل گرفته که ادیان ابراهیمی را در یک زنجیره تاریخی مطالعه می‌کنند، اما رویکردهای نوین (نظیر آنچه هیز در بخش‌هایی از کتاب تلاش کرده پیاده کند) در حال حرکت به سمت استقلال‌بخشی به مطالعات یهودی به عنوان یک دیسیپلین کاملاً مجزا هستند.

نتیجه‌گیری و جمع‌بندی نشست

نشست نقد و بررسی کتاب «پیدایش یهودیت» با مدیریت محسن آزموده، در نهایت با این جمع‌بندی به کار خود پایان داد که جامعه فکری و آکادمیک ایران به شدت نیازمند نهضتی جدید در ترجمه و تألیف منابع دست اول در حوزه ادیان است.

آنچه در این کتاب و بحث‌های پیرامون آن گذشت، نشان می‌دهد که تاریخ ادیان مجموعه‌ای از جزمیاتِ ثابت نیست؛ بلکه پدیده‌ای است زنده، پویا و درگیر با شرایط سیاسی، اجتماعی و جغرافیایی که مدام در حال تغییر پارادایم و بازتولید مفاهیم خود است. انتشار کتاب‌هایی از این دست، به خواننده ایرانی کمک می‌کند تا با فاصله گرفتن از پیش‌فرض‌های کلامی سنتی، با متدولوژی‌های مدرن تاریخ‌پژوهی، زبان‌شناسی و باستان‌شناسی در حوزه دین‌شناسی آشنا شود.

رسانه اندیشه‌ای فکرت ضمن پوشش این رویداد، بر تداوم برگزاری چنین نشست‌های تخصصی به منظور نقد و پالایش آثار ترجمه‌شده و ارتقای سطح کیفی علوم انسانی در کشور تأکید می‌ورزد.

  • 0:00 0:00
    سرعت
  • رویدادهای ویژه

    • حال خوب ایرانی بودن

      تنوع قومی در ایران نه یک پدیده نوظهور بلکه میراثی چند‌هزارساله است. جامعه ایرانی متشکل از اقوام گوناگون از‌جمله فارس‌ها، آذری‌ها، کردها، لرها، عرب‌ها، بلوچ‌ها و ترکمن‌هاست که هر‌یک دارای زبان، فرهنگ

      • با حضور: سید مهدی موسوی / امیر کسایی / رسول لطفی

    آخرین رویدادها

    پربازدیدترین رویدادها

    دیدگاه ها

    برای ثبت دیدگاه ابتدا وارد سایت شوید.