ویژههای فکرت
مجموعه فکرت درصدد است، مسائل روزِ حوزه اندیشه را با نگاهی جدید و در قالبهای متنوع رسانهای به تصویر بکشد.
در برخی یادداشتها که در تحلیل حضور مردم در خیابانها ارائه میشود، این ادعا مطرح شده که «جامعهشناسی مدرن» از تحلیل برخی اشکال کنش جمعی مردم ــ بهویژه کنشهایی که با ایمان دینی، همبستگی ملی یا آمادگی برای فداکاری پیوند خوردهاند ــ ناتوان است. در این روایت، گفته میشود چارچوبهای نظری علوم اجتماعی که عمدتاً در غرب شکل گرفتهاند، کنشگر انسانی را موجودی صرفاً عقلانی و منفعتطلب فرض میکنند، جامعه را از منظر بحران و تضاد میبینند، و به دلیل رویکرد سکولار خود از فهم امر قدسی و انگیزههای معنوی عاجزند. بر همین اساس، پدیدههایی مانند حضور داوطلبانه و پرهزینه مردم در شرایط بحران یا جنگ، اموری تلقی میشوند که گویا از افق تحلیلی جامعهشناسی بیرون ماندهاند.
در این ادعا البته یک نکته قابل توجه وجود دارد: بسیاری از نظریههای علوم اجتماعی در بستر تاریخی و فرهنگی خاصی شکل گرفتهاند و انتقال آنها به زمینههای اجتماعی دیگر همیشه بدون مسئله نیست. خود متفکرانی مانند کارل مانهایم، پییر بوردیو و آنتونی گیدنز نیز به «موقعیتمندی» دانش اجتماعی اشاره کردهاند. با این حال، نتیجهگیریای که از این مقدمه گرفته میشود ــ یعنی «عجز جامعهشناسی از تحلیل چنین پدیدههایی» ــ هم از نظر نظری و هم از نظر روششناختی محل تردید جدی است. مسئله اصلی نه ناتوانی جامعهشناسی، بلکه تصویری تقلیلیافته از این رشته در چنین داوریهایی است.
کنش انسانی فراتر از عقلانیت ابزاری
نخست باید توجه داشت که جامعهشناسی هرگز کنش انسانی را صرفاً در قالب محاسبه سود و زیان مادی تحلیل نکرده است. حتی اگر نظریه انتخاب عقلانی در برخی حوزهها ــ بهویژه در اقتصاد سیاسی و تحلیلهای نهادی ــ تأثیرگذار بوده باشد، این نظریه تنها یکی از رویکردهای موجود در علوم اجتماعی است. از همان آغاز شکلگیری جامعهشناسی، متفکرانی مانند ماکس وبر تأکید داشتند که کنش اجتماعی میتواند «عقلانی معطوف به ارزش» باشد؛ یعنی افراد ممکن است به خاطر وفاداری به یک ارزش اخلاقی یا دینی دست به کنشی بزنند که از منظر سود مادی قابل توضیح نیست. وبر در تحلیل کنشهای دینی و اخلاقی دقیقاً بر همین نکته تأکید میکند که معنا و ارزش برای کنشگران میتواند بر محاسبه ابزاری غلبه کند.
به همین ترتیب، امیل دورکیم در تحلیل آیینهای دینی نشان داد که مناسک جمعی چگونه «انرژی اخلاقی» و همبستگی اجتماعی تولید میکنند؛ پدیدهای که او آن را در چارچوب مفهوم «وجدان جمعی» توضیح میدهد. در سنتهای متأخرتر نیز نظریههایی مانند «آیینهای تعاملی» رندال کالینز یا مفهوم «انرژی هیجانی» در جامعهشناسی تعاملات، دقیقاً برای فهم همین تجربههای جمعی و عاطفی توسعه یافتهاند. بنابراین ادعای اینکه جامعهشناسی از تحلیل کنشهای مبتنی بر ایمان، معنا یا فداکاری عاجز است، با بدنه واقعی نظریههای این رشته همخوانی ندارد.
همبستگی اجتماعی؛ مسئلهای کلاسیک در جامعهشناسی
ادعای دیگری که گاه مطرح میشود این است که جامعهشناسی مدرن جامعه را عمدتاً از منظر بحران و تضاد میبیند و بنابراین برای فهم همبستگیهای اجتماعی ابزار مفهومی ندارد. این ادعا نیز با تاریخ این رشته سازگار نیست. در واقع، یکی از مسائل بنیادی جامعهشناسی کلاسیک دقیقاً مسئله «نظم اجتماعی» و «انسجام جمعی» بوده است.
دورکیم مفهوم همبستگی مکانیکی و ارگانیک را برای توضیح شیوههای متفاوت انسجام اجتماعی مطرح کرد؛ تالکوت پارسونز در نظریه کارکردگرایی به سازوکارهای حفظ نظم اجتماعی پرداخت؛ و در دهههای بعدی نظریههایی درباره شکلگیری هویتهای جمعی و همبستگی ملی توسعه یافتند. برای مثال بندیکت اندرسون مفهوم «جماعتهای خیالی» را برای توضیح اینکه چگونه احساس تعلق ملی در میان میلیونها انسان شکل میگیرد مطرح کرد، و چارلز تیلی و سیدنی تارو در نظریههای بسیج جمعی نشان دادند که چگونه شبکهها، هویتها و فرصتهای سیاسی میتوانند به شکلگیری مشارکت گسترده مردم در کنشهای جمعی منجر شوند. حتی در سنتهای انتقادی نیز تحلیل همبستگی درونی گروهها و فرآیندهای بسیج اجتماعی جایگاهی مرکزی دارد. از این منظر، همبستگی اجتماعی در شرایط بحرانی نه یک «معمای حلناشدنی»، بلکه یکی از موضوعات کلاسیک جامعهشناسی است.
دین و امر قدسی در علوم اجتماعی
در مورد مسئله دین و امر قدسی نیز تصویر ارائهشده در برخی نقدها دقیق نیست. اگرچه بسیاری از نظریههای مدرن از پیشفرضهای سکولار الهام گرفتهاند، اما جامعهشناسی دین یکی از شاخههای فعال و گسترده علوم اجتماعی است. پژوهشگرانی مانند پیتر برگر، خوزه کازانووا و رابرت بلا نشان دادهاند که دین نهتنها از عرصه عمومی حذف نشده، بلکه در بسیاری از جوامع نقش مهمی در شکلدهی به هویتهای جمعی و کنشهای سیاسی دارد.
دورکیم نیز پیشتر استدلال کرده بود که امر مقدس صرفاً یک باور فردی نیست، بلکه سازوکاری اجتماعی برای تولید همبستگی و معنا در زندگی جمعی است. بنابراین وقتی کنشهای جمعی در پیوند با نمادهای دینی، آیینهای شهادت یا فرهنگهای فداکاری شکل میگیرند، این پدیدهها در چارچوب مفاهیمی مانند آیینهای جمعی، سرمایه نمادین یا دین مدنی قابل تحلیلاند. به بیان دیگر، جامعهشناسی ابزار مفهومی لازم برای بررسی چنین پدیدههایی را در اختیار دارد، هرچند ممکن است کاربرد دقیق این ابزارها نیازمند پژوهش میدانی عمیق باشد.
مسئله روششناسی و اهمیت دادههای تجربی
در داوریهایی که از «ناتوانی جامعهشناسی» سخن میگویند، غالباً یک مشکل روششناختی نیز دیده میشود: تبدیل یک مشاهده محدود به حکم کلی درباره یک رشته علمی. علوم اجتماعی برای تحلیل پدیدههای جمعی نیازمند دادههای تجربی، توصیف دقیق میدان، و مقایسه تحلیلی میان موارد مختلف هستند. بدون ارائه دادههای معتبر درباره گستره، ترکیب اجتماعی، انگیزهها و الگوهای مشارکت در یک پدیده جمعی، دشوار است که درباره ماهیت آن و نسبتش با نظریههای موجود داوری قطعی کرد.
جامعهشناسی جنگ، جامعهشناسی ملیگرایی و مطالعات مربوط به بسیج داوطلبانه در شرایط بحران نشان دادهاند که در بسیاری از جوامع، شرایط تهدید بیرونی میتواند به تقویت همبستگی درونی و مشارکت داوطلبانه منجر شود؛ پدیدهای که در ادبیات علوم اجتماعی با مفاهیمی مانند «اثر گردآمدن حول پرچم» (rally around the flag) تحلیل شده است. از این رو، مشاهده چنین کنشهایی به خودی خود دلیلی بر ناکارآمدی چارچوبهای جامعهشناسی نیست.
نکته پایانی: مسئله الزاما ناتوانی نیست، بلکه نحوه استفاده است
در نهایت باید گفت مسئله اصلی نه «عجز جامعهشناسی»، بلکه نحوه مواجهه ما با این دانش است. علوم اجتماعی مجموعهای متکثر از نظریهها و روشهاست که در بسترهای مختلف تاریخی شکل گرفتهاند و طبعاً در مواجهه با زمینههای فرهنگی متفاوت نیازمند بازخوانی و تکمیلاند. این نکتهای است که بسیاری از متفکران معاصر نیز بر آن تأکید کردهاند.
اما چنین بازاندیشیای زمانی ثمربخش خواهد بود که بر پایه شناخت دقیق ادبیات نظری و پژوهش تجربی استوار باشد، نه بر اساس تصویری سادهشده از آن. اگر قرار است پدیدههای خاص اجتماعی در ایران یا هر جامعه دیگری بهتر فهم شوند، راه آن نه اعلام ناتوانی علوم اجتماعی، بلکه گسترش پژوهشهای میدانی، گفتوگو با سنتهای نظری موجود، و تولید مفاهیم تحلیلی دقیقتر است. تنها در چنین مسیری است که میتوان هم از دستاوردهای جامعهشناسی بهره برد و هم افقهای تازهای برای فهم واقعیتهای اجتماعی گشود.
تاریخ انتشار: 1405/02/05
مجموعه فکرت درصدد است، مسائل روزِ حوزه اندیشه را با نگاهی جدید و در قالبهای متنوع رسانهای به تصویر بکشد.