ویژههای فکرت
مجموعه فکرت درصدد است، مسائل روزِ حوزه اندیشه را با نگاهی جدید و در قالبهای متنوع رسانهای به تصویر بکشد.
«مناقشۀ اتمی ایران، بیست سال است با ایجاد بیثباتی مستمر، آب را بر روی بذر توسعۀ ایران بسته است.» این نخستین جملۀ یادداشت سراسر مغالطهآمیز دکتر محسن رنانی با عنوان «چگونه غنیسازی ما را در علم هستهای و اقتصاد فقیر کرد؟» است که گویا در سال ۱۴۰۱ منتشر شده است؛ اما امروز در فضای مجازی دستبهدست میشود. بسیاری دکتر رنانی را با ایدهاش دربارۀ ضخیمتر بودن کورتکس اروپاییهای نسبت به ایرانیها و نقش آن در توسعهیافتگی اروپاییها میشناسند و این یادداشت ایشان نیز در همان سطح است!
با خواندن این یادداشت، احساس میکنید نویسنده، ناگهان در میانۀ میدان نبردی که چند دهه پیش، آغاز شده است، فرود آمده و بیخبر از گذشتۀ این نبرد و بیتوجه به اینکه آغازکنندۀ این نبرد کدام طرف بوده و کدام طرف در پی دخالت در همۀ کشورهاست، پشت به دشمن و رو به نیروهای خودی ایستاده است و با متهمکردن نیروهای خودی، نبرد را چنین تحلیل میکند:
علت اصلی وضع امروز ما این است که شما نمیخواهید مستعمرۀ غرب باشید و میخواهید از حقوق قانونیتان استفاده کنید. اگر مستعمره میشدید، دشمن مجبور نبود به شما حمله کند. شما او را تحریک کردید که حمله کند. اگر قول میدادید که ادعای استقلال نداشته باشید، او کاری با ما نداشت و ما میتوانستیم توسعه (!) پیدا کنیم. مانع اصلی توسعه، مستعمرهنشدن است. هنوز هم دیر نشده و میتوانید با تعهددادن به آمریکا و اروپا و اسرائیل، توسعه پیدا کنید و راهی جز این هم برای توسعه وجود ندارد. تکنولوژی انرژی هستهای ایرانی هم هیچ ارزش علمی ندارد و ازنظر تکنولوژیک در سطح پراید است.
جان کلام دکتر رنانی را من با حذف مغالطههای موجود در یادداشت ایشان عرض کردم. وقتی متن را میخوانید، احساس میکنید نویسنده، لحظهای تاریخ نخوانده و ذرهای استعمار را نمیشناسد و سر سوزنی با غرب مدرن و رابطۀ استعماریاش با جهان آشنایی ندارد. نتیجه این میشود که مقصر تحریمها، ایران است و مانع اصلی توسعهنیافتگی ایران، بهزعم نویسنده، همین تحریمها.
مسئلۀ ایران با غرب، مسئلۀ دو تمدن با دو پارادایم متعارض است و فروکاستن آن، به موضوع هستهای و سپس متهمکردن ایران و پیشنهاد تعلیق چنددهساله برای حل مشکل و انحصار توسعۀ ایران به ارتباط ملتمسانه با غرب، بهقدری مغالطهآمیز و سادهلوحانه است که شرح آن کاری است سهل و ممتنع.
اگر تنها مشکل غرب با ایران، انرژی هستهای قانونی است، پس علت تحریمهای پیش از پروژۀ هستهای ایران چه بود؟ علت برطرفنشدن تحریمها پس از برجام چه بود؟ جالبتر اینکه خطای راهبردی پیشنهاد دکتر رنانی را تاریخ بهخوبی نشان داد، آنجا که پس از برجام، نهتنها تحریمها برداشته نشد، بلکه غرب در پی برجامهای بعدی در موشکی و... بود. اگر سیل ویرانگر برجامها ادامه پیدا کرده بود، امروز در مقابل تهاجم وحشیانه به ایران باید با کوهی از توافقهای پارهشده از خود دفاع میکردیم؛ چون همۀ توانمندیهایمان، از جمله صنعت موشکی را با همین منطق دکتر رنانی برای خوشآمد غرب تا چند دهه تعلیق کرده بودیم!
باید از نویسنده بپرسیم اگر این صنعت هستهای تا به این اندازه کهنه و بیخاصیت است که در مغالطهای مضحک، با پراید مقایسه شده است، چرا دشمنان ایران دست سر آن برنمیدارند؟ در جنگ خرداد مدعی شدند صنعت هستهای ایران تمام شد و بعد دوباره نشستند سر میز مذاکره برای صنعت هستهایِ تمامشده و برای بار دوم در جنگ رمضان به آن حمله کردند و نیمهشب برای سرقت انبار پرایدها (اورانیومهای غنیشده) به ایران یورش بردند. من اگر جای دکتر رنانی بودم، دستکم پس از این جنگ، همۀ نسخههای آن کتاب را میسوزاندم و اصلاحیهای بر این یادداشت مینوشتم.
بُعد دیگری از سادهلوحی این تحلیل، بیتوجهی به موقعیت ژئوپلیتیک ایران است. گویا نویسنده از وجود غدهای سرطانی به نام اسرائیل بیخبر است که هر لحظه در پی متاستاز به کل خاورمیانه است. زمانی غربپرستان در ایران، این گزارهها دربارۀ اهداف اسرائیل را توهم توطئه میخواندند و حتی ایران را مقصر تجاوزهای اسرائیل در منطقه میدانستند؛ اما امروز که اسرائیلیها از طرحهایشان برای تسخیر خاورمیانه پیش از وجود جمهوری اسلامی پرده برداشتهاند، صدایی از غربپرستان ایرانی بلند نمیشود!
نظریهپردازان و سیاستمداران ترس و تسلیم در ایران، فقط یک تعریف از توسعه میدانند، آن هم توسعۀ گاو شیرده است که الگوی موفق آن در شنزارهای خلیج فارس اجرا شده و غربپرستاران ایرانی هم رویای آن را در سر میپرورانند و تنها راه دستیافتن به آن هم «دیپلماسی دریوزگی» است.
تاریخ انتشار: 1405/02/06
مجموعه فکرت درصدد است، مسائل روزِ حوزه اندیشه را با نگاهی جدید و در قالبهای متنوع رسانهای به تصویر بکشد.