ویژههای فکرت
مجموعه فکرت درصدد است، مسائل روزِ حوزه اندیشه را با نگاهی جدید و در قالبهای متنوع رسانهای به تصویر بکشد.
برنامهریزی بلندمدت در ایران – از سند چشمانداز ۲۰ ساله تا برنامههای پنجساله – بدون مشارکت واقعی مردم بیشتر شبیه تمرین روی کاغذ است تا موتور تغییر در جهان واقعی. ذهن انسان بهطور طبیعی پاداشها و خطرهای دور را کمارزشتر از منافع فوری میبیند؛ پدیدهای که در روانشناسی «تخفیف زمانی» نام دارد. یعنی برای بسیاری از شهروندان، یک منفعت کوچک امروز (مثلاً یک یارانه یا رانت کوتاهمدت) در عمل جذابتر از اصلاحات عمیقی است که ثمرهاش شاید ده یا بیست سال بعد دیده شود. همزمان، نظریه «فاصله روانشناختی» نشان میدهد هرچه مسئلهای از نظر زمان، مکان یا نسبت با «خودِ فرد» دورتر باشد، آن را انتزاعیتر، مبهمتر و کمفوریتتر درک میکند. نتیجه این دو سازوکار در بوم ایران این است که چشماندازهای ۱۴۰۴، ۱۴۲۰ و امثال آن، در ذهن مردم بسیار کمجانتر از قیمت امروز دلار، اجارهخانه، ترافیک محله یا استوری شبکههای اجتماعی حضور دارند.
این ویژگیها «ضعف اخلاقی ایرانیها» نیست؛ الگوهای عمومیِ تصمیمگیری انسانی است که در حوزههای مالی، سلامت، محیطزیست و سیاست در کشورهای مختلف بارها اندازهگیری شده است. مسئله آنجاست که سیاستگذاری بلندمدت در ایران غالباً این واقعیت را نادیده میگیرد و به خطابه، هشدار، شعار و اسناد طولانی بسنده میکند؛ در نتیجه دعوت به آیندهسازی معمولاً یا به بیتفاوتی و طنز تبدیل میشود، یا حداکثر به واکنشهای احساسی و کوتاهمدت. پرسش این یادداشت این است: چطور میتوان بهجای جنگیدن با این ذهنیت، معماری مشارکت عمومی در آینده را طوری طراحی کرد که با روانشناسی واقعی و شرایط خاص ایران همسو باشد و آینده را در «مقیاس امروز» برای مردم قابل لمس کند؟
نخست باید بپذیریم که فاصله روانشناختی، قلب مسئله است. پژوهشها در حوزه تغییر اقلیم نشان دادهاند وقتی پیامها به شکل «دور و کلی» قاببندی میشوند («در آیندهای نامعلوم»، «در کشورهای دیگر»، «برای نسلهای بعد»)، نگرانی و آمادگی برای اقدام پایین میماند؛ اما وقتی همان پیامها با قاببندی نزدیک – تأکید بر اثرات محلی، زمانی نزدیک و بر افرادی شبیه خود مخاطب – بیان شوند، مشارکت و نیت کنش بالا میرود. در ایران یعنی بهجای حرفزدن صرف درباره «ایران ۱۴۲۰»، باید نشان داد این ایرانِ ۱۴۲۰ یعنی چه برای یک خانواده کارگر در جنوب تهران، یک کشاورز در خوزستان، یک دانشجو در زاهدان یا یک کسبوکار خرد در همدان؛ آنهم در بازههای زمانی قابل تصور مثل سه تا پنج سال.
راهبرد اول در این مسیر، شکستن افقهای بلند به چرخههای کوتاهمدت با بازخورد ملموس است. بهجای آنکه سند ۲۰ ساله فقط در قالب جملات کلی در تهران و در سطح ملی باقی بماند، باید هر محور کلان آن (مثلاً عدالت آموزشی، حملونقل پاک، تابآوری در برابر خشکسالی) به مجموعهای از «پنجرههای ۳ تا ۶ ماهه» تبدیل شود که در سطح شهر و محله معنی داشته باشد. در هر پنجره، یک هدف مشخص و قابل مشاهده برای مردم تعریف شود؛ مثل کاهش زمان انتظار اتوبوس در یک خط خاص، بهسازی یک مدرسه محلی، یا کاهش محسوس بوی فاضلاب در یک محله. در پایان دوره، با یک «کارت گزارش ساده» روی سایت شهرداری، تابلو محله یا شبکههای اجتماعی محلی نشان داده شود که این دوره چه تغییری کرده و مردم دقیقاً چه نقشی داشتهاند. این نوع بازخورد سریع همان چیزی است که ادبیات رفتاری برای کاهش تخفیف زمانی و تقویت انگیزه بلندمدت توصیه میکند.
راهبرد دوم، کاهش فاصله روانشناختی با قاببندی محلی و شخصی است. بهجای جملات کلی مثل «اگر امروز کاری نکنیم، نسلهای بعدی در خطرند»، باید به زبان ساده گفت: «اگر همین روند مصرف آب در این دشت ادامه پیدا کند، پنج سال دیگر چاههای همین روستای شما خشک میشود» یا «اگر همین مدل توسعه خودرومحور در شهر ادامه پیدا کند، چند سال دیگر زمان رفتوآمد شما از غرب به شرق تهران دو برابر میشود». پیامهایی که روی محله، شغل، خانواده و زمان نزدیک تمرکز میکنند، در مطالعات مختلف، درک ریسک و نیت کنش را بیشتر کردهاند. در ایران میتوان از راویان «شبیه مخاطب» – معلم محلی، مربی مسجد، فعال محله، راننده تاکسی، مادر خانهدار – بهجای صرفاً مسئولان بلندپایه استفاده کرد تا اعتماد و همذاتپنداری تقویت شود.
سومین راهبرد، جایگزینکردن ترکیب «روایت، بازی و مشارکت علمی» بهجای تکیه صرف بر اسناد و نمودارهاست. انسانها جهان را از طریق داستان و تجربه میفهمند، نه از طریق جدول و منحنی. سناریوهای آینده ایران را میتوان از زبان قصههای کوتاه از زندگی افراد عادی روایت کرد: یک خانواده در دو مسیر متفاوت – ادامه وضع موجود و مسیر اصلاح – در محلهای در مشهد یا اهواز. هر روایت یک «نقطه انتخاب» واضح دارد که شنونده حس کند تصمیم خودش هم در این دو مسیر نقش دارد.
در کنار روایت، ابزارهای تعاملی مانند بازیهای جدی و پروژههای مشارکت علمی (citizen science) میتوانند به کار گرفته شوند: از بازیهای ساده موبایلی که در آن بازیکنان باید منابع شهر فرضی را میان امروز و آینده تقسیم کنند، تا شبکههای محلی که شهروندان در آن کیفیت هوا، مصرف آب یا وضعیت زباله محله را اندازهگیری و ثبت میکنند. این کار فاصله بین مدلهای علمی و تجربه روزمره را کاهش میدهد و حس «مالکیت نسبت به آینده» را بالا میبرد.
چهارمین راهبرد، بهکارگیری جدی اصول حرفهای ارتباط ریسک است. تجربه مدیریت بحرانهای سلامت و محیطزیست نشان میدهد ارتباط مؤثر با مردم باید درباره عدمقطعیتها شفاف باشد، از اغراق و ایجاد ترس افراطی پرهیز کند، دوطرفه و شنوا باشد و در طول زمان تداوم و هماهنگی داشته باشد. در موضوعات بلندمدت ایران نیز باید صریح گفته شود چه چیز را میدانیم، چه سناریوهایی قابل تصور است، کجا اختلاف نظر کارشناسی وجود دارد، و نقش واقعی مردم در این میان چیست. پیامهای متناقض از سوی نهادهای مختلف، یا وعدههایی که با واقعیتهای بعدی سازگار نشوند، خیلی سریع سرمایه اعتماد را میسوزانند و هرگونه دعوت به آیندهسازی را بیاثر میکنند.
برای تبدیل این اصول به عمل در زمینه ایران، میتوان چند گام اجرایی پیشنهاد کرد: طراحی «برنامههای ۹۰ روزه آیندهمحور» در چند شهر و استان، که هر کدام یک تکه کوچک از چشمانداز بلندمدت را به پروژههای محلی با شاخصهای قابل حس برای مردم تبدیل میکند؛ تدوین «راهنمای ملی ارتباط آینده و ریسک» با مشارکت دانشگاهها، رسانهها و نهادهای مدنی، تا زبان مشترکی در توضیح آینده و عدمقطعیت شکل بگیرد؛ و سرمایهگذاری هدفمند روی توسعه بازیهای جدی و پروژههای مشارکت علمی توسط دانشگاهها، استارتاپها و شهرداریها، بهعنوان زیرساخت مشارکت و آموزش آیندهمحور، نه پروژههای حاشیهای.
در نهایت، مردم ایران ذاتاً ضد آینده یا غیرمنطقی نیستند؛ ذهن انسان – هر جا که باشد – طوری ساخته شده که آینده دور را مبهم، کمفوریت و پیچیده میبیند و در برابر آن، سادگی و منافع فوری را ترجیح میدهد. سیاستگذاری آیندهمحور در ایران زمانی موفق میشود که این واقعیت را بپذیرد و آینده را در مقیاسی که مردم میتوانند ببینند، تجربه کنند و دربارهاش تصمیم بگیرند، به امروز بیاورد. ترکیب قاببندی نزدیک، چرخههای کوتاهمدت، روایت، بازی و مشارکت علمی، در چارچوب اصول شفاف و اخلاقی ارتباط ریسک، میتواند دعوت به آیندهسازی را از سطح شعار و پوستر، به یک تجربه جمعی، ملموس و پایدار در محلهها، شهرها و نهادها تبدیل کند.
تاریخ انتشار: 1405/03/04
مجموعه فکرت درصدد است، مسائل روزِ حوزه اندیشه را با نگاهی جدید و در قالبهای متنوع رسانهای به تصویر بکشد.