به گزارش فکرت، حجت‌الاسلام علی‌اصغر اسلامی تنها، عضو هیات علمی دانشگاه باقرالعلوم(ع)، در نشستی در رسانه فکرت با محوریت آیین تشییع و تولد نظم اجتماعی ایران نوین به تبیین ابعاد مفهومی اجتماعی و الهیاتی این پدیده پرداخت و با گرامیداشت مقام شهدا و در سطحی بالاتر مقام سیدالشهدا(ع) گفت: ایام محرم و صفر متعلق به سیدالشهدای امت اسلامی است و در امتداد این معنا قائد شهید را نیز می‌توان به حق سیدالشهدای انقلاب اسلامی دانست و از این رو با توجه به رخدادهای کنونی توضیح و تفسیر آیین تشییع یک مسئله مهم است و برای فهم این پدیده باید هم نگاه تاریخی داشت و هم نگاه فرهنگی تا بتوان معنای درست این حرکت عظیم را تبیین کرد.


وی با اشاره به اینکه نخستین نکته در فهم این رخداد خود نام تشییع است گفت: ما برای این کنشی که در واقع انجام می دهیم اسم گذاشته ایم و این اسم اتفاقا برآمده از فرهنگ قرآنی است یعنی به این کاری که صورت می گیرد می گوییم تشییع و اگر بخواهم در همان آغاز نکته اصلی را بگویم به نظر من آیین امام آیین تشییع امت است و آیین تشییع امام آیین تشییع امت است و این واژه ذهن را گاهی به سمت معانی متعارف و عمومی می برد و از معانی اصیل الهیاتی آن غفلت می شود در حالی که در ریشه قرآنی این مفهوم معانی مهم و دقیقی نهفته است این واژه در قرآن آمده و در تعبیر شیعه ابراهیم یا در نسبت هایی از این دست به کار رفته است جایی که ابراهیم شیعه نوح معرفی می شود واژه تشییع باب تفعیل از ماده شایع است و معنای آن از نظر لغوی هم به انتشار مربوط می شود و هم به نرمی و امتداد یعنی نوعی پراکندگی همراه با اتصال به همین دلیل وقتی حرف سوم به این ماده افزوده می شود معنای اتصال هم در آن تقویت می شود و تشییع یعنی نوعی پراکنده شدن همراه با حفظ پیوند و اگر می گوییم ابراهیم شیعه نوح است یعنی ابراهیم از نوح جدا شده و در عین حال پیوندش با او حفظ شده است، درست مانند شعاع خورشید که از منبع خود جدا می شود اما اتصالش با منشا هنوز باقی است.


اسلامی تنها ادامه داد: وقتی از آیین تشییع سخن می گوییم در واقع با یک رخداد روبه رو هستیم که نامش از همین معنا گرفته شده است. باب تفعیل در اینجا تدریج و فرایند مندی را نیز اضافه می کند و تشییع را به یک حرکت تدریجی همراه با انتشار و اتصال تبدیل می سازد.بنابراین آیین تشییع امام یعنی یک فرایند که در آن انتشار و حرکت دادن امام با حفظ اتصال به او انجام می شود و اگر جمعیت حاضر در این مراسم را دقیق نگاه کنیم می بینیم که این جمعیت در حال تشییع امام است.

یعنی امام را در سطح شهر در خیابان و در عرصه عمومی منتشر می کند، اما در سطحی عمیق تر امام در درون قلب ها ذهن ها و روح های آنان نیز منتشر می شود و این آیین در عمیق ترین لایه خود بیعتی تمدنی با روح است و وقتی در این سطح برای یک شهید یا یک امام تشییع برگزار می شود، آنچه رخ می دهد صرفا همراهی با یک پیکر نیست ،بلکه رخدادی عظیم تر در حال وقوع است و در این معنا تابوت مطهر امام خود به مثابه یک رسانه عمل می کند،گویی امت با کمک این رسانه با جهان با تاریخ و با آینده سخن می گوید و این تابوت مانند میکروفون و بلندگو عمل می کند و پیام را به گذشته به آینده و به سراسر جهان منتقل می سازد و این جمعیت انبوه در واقع با یاری این رسانه حقیقت اصلی خود و پیام اصلی خود را بیان می کند و از این زاویه آیین تشییع یک آیین ارتباطی نیز هست.


 این استاد دانشگاه با بیان اینکه همه کسانی که در این مراسم جمع می شوند یک فرایند تفسیری را انجام می دهند گفت:مردم در اینجا شهید را به مثابه یک متن می خوانند و هم زمان این متن به بازخوانی وجودی همان مردمی کمک می کند که در این آیین حضور یافته اند و از یک زاویه دیگر می توان گفت یک دور هرمنوتیکی در اینجا رخ می دهد مردم تابوت را تشییع می کنند و تابوت نیز به بازخوانی وجودی آنان یاری می رساند و همان گونه که در گام نخست تشییع امام توسط امت صورت می گیرد.در گام دوم خود امام نیز این امت را می پذیرد و دوباره به آن معنا می بخشد یعنی پذیرش و اعطای دوباره معنا از سوی امام انجام می شود و همان گونه که در بیان قرآنی ابراهیم شیعه نوح است و در بیانی دیگر ابراهیم امت معرفی می شود اینجا نیز تشییع نوعی پذیرش و تبدیل جمعیت به امت است و وقتی می گوییم آیین تشییع امام آیین تشییع امت است یعنی امام با پذیرش این جمع آنان را از جمعیت به امت تبدیل می کند و اینجا فاعل فعل در مرحله دوم خود امام است،یعنی امام با این اعطای معنا این جمع را به امت تبدیل می کند و از دل یک تجمع یک هویت تاریخی و دینی می سازد.


وی با تاکید بر اینکه آیین تشییع امام فقط یک وداع اجتماعی با جسم نیست بلکه یک بیعت تمدنی است افزود:اگر بخواهیم این موضوع را با دیگر تشییع های تاریخی مقایسه کنیم،باید بگوییم این تشییع از جهات متعدد منحصر به فرد است و حتی با تشییع تاریخی حضرت امام نیز قابل مقایسه نیست و شاید مهم ترین تفاوت این باشد که قائد شهید به شهادت رسیده و میزان اتصال این رهبر با سرچشمه امامت و با نقطه کانونی اهل بیت یعنی سیدالشهدا این رخداد را کم نظیر و بلکه بی نظیر می کند و ما در تاریخ شیعه شهید اول و شهید ثانی را داریم اما گستره تجربه حضور و تمدن سازی این شهید در تاریخ تجربه ای است که شاید در تاریخ شیعه نظیر نداشته باشد و از سوی دیگر امروز خوشبختانه تصمیم گرفته شده که این تشییع فقط در ایران رخ ندهد و عراق نیز در این فرایند نقش داشته باشد و انتخاب عراق به عنوان نقطه ای مهم در کنار عتبات دوباره همان عبارت آیین تشییع امام آیین تشییع امت است را بازنمایی می کند و نشان می دهد که باید به گستره بین المللی این ماجرا نیز نگاه کرد و این رخداد فقط یک مراسم داخلی نیست بلکه در سطحی فراتر در جهان اسلام و در عرصه بین المللی معنا پیدا می کند.


اسلامی تنها با اشاره به اینکه آیین ها زمان و مکان را نشانه گذاری می کنند گفت: مهم ترین خاصیت آیین این است که زمان و مکان را از حالت عریان و بی معنا بیرون می آورد و وقتی می گوییم امروز روز جمعه است امروز روز عاشوراست یا امروز روز عید غدیر است در واقع زمان را معنادار کرده ایم و آیین تشییع نیز زمان و مکان را معنا می بخشد و از این رو باید آن را در شمار ایام الله فهم کرد و روزهایی که در آن ها جلوه جلالی و جمالی الهی بیش از روزهای دیگر آشکار می شود از مصادیق ایام الله هستند و این آیین نیز از همین سنخ است و نباید این تشییع را فقط در قالب گفتمان مرگ تعریف کنیم زیرا تشییع آیین دوباره زیستن است نه آدابی برای مردن و اگر چه می توان آن را از منظر مرگ هم تفسیر کرد اما واقعیت این است که این آیین فرصت تمدنی فرهنگ ساز و جامعه ساز بزرگی را در خود دارد و انسان حاضر در این آیین با تمام وجود اعلام می کند که فرصت دوباره ای برای زیستن یافته است.


وی با مقایسه این رخداد با شهادت سیدالشهدا(ع)افزود: همان گونه که شهادت امام حسین (ع)فصل تازه ای از اسلام حقیقی و اسلام سیاسی را در جهان اسلام رقم زد شهادت قائد شهید نیز می تواند فصل نوینی از اسلام سیاسی را رقم بزند و این سخن به معنای انتقال از اسلام سیاسی به چیزی به نام اسلام فرهنگی نیست.چنین تقابلی اساسا درست نیست و تاریخ نیز این را نشان می دهد و شهادت سیدالشهدای انقلاب اسلامی نیز فصل نوینی از اسلام سیاسی را رقم خواهد زد و آیین تشییع فرصت بی نظیری برای اعلام و آشکار شدن این معناست و وقتی حضور میلیونی مردم را می بینیم در واقع با پدیده ای مواجهیم که باید با مفهوم برساخت اجتماعی توضیح داده شود و در ادبیات جامعه شناسی برساخت اجتماعی یعنی اینکه ما واقعیت را به صورت خام و شفاف دریافت نمی کنیم بلکه مجموعه ای از مقولات اجتماعی در ساختار ذهنی و معرفتی ما نشسته اند و با کمک آن ها واقعیت را می خوانیم و تفسیر می کنیم و حضور میلیونی مردم در تشییع نشانه آن است که گفتمان انقلاب اسلامی با مفاهیم و معانی اش در متن و ذهن این امت نهادینه شده و مردم بر اساس همین نهادینه شدن دست به چنین کنشگری می زنند.


این استاد دانشگاه تصریح کرد:در آیین های تشییع قبلی جریان روشنفکری ما معمولا سخن چندانی نداشت یا حضور مردم را از زاویه ای محدود می دید و آن را به رفراندوم یا رای سیاسی تقلیل می داد و این نگاه دستگاه مفهومی لازم برای فهم چنین رخدادی را ندارد و نمی تواند این واقعه را آنگونه که هست توضیح دهد و آیین تشییع آیین حضور جان فدایان است نه فقط رای دهندگان و اینجا خطر هم هست ایثار هم هست و همین امر آن را از هر کنش سیاسی عادی متمایز می کند و ما در این آیین همراهی و اتصال تاریخی و امتداد وجودی امام را دوباره می بینیم امام با آیین تشییع در وجود همه آدم ها تکثیر می شود و امید آن است که وظیفه و تکلیفی که باید نسبت به امام و قائد شهیدمان داشته باشیم.در پرتو این حضور دوباره معنا پیدا کند و امت باید امت شاهد بشود، یعنی امتی که آگاهی دارد و گواهی می دهد و خود مراسم تشییع مراسم آگاهی و گواهی است زیرا کنشگران در این فضا کاملا خودآگاه اند و آنچه انجام می دهند صرفا عاطفی یا هیجانی نیست ،بلکه کنشی عقلانی آگاهانه و مسئولانه است.


اسلامی تنها تاکید کرد:در این مدت در ادبیات برخی تحلیلگران این نکته مطرح شده که امام و رهبر شهید نه فقط نگهدار و نگهبان ایران بلکه نگهدار و نگهبان جهان نیز بوده است و او فقط یک ابرمرد ایرانی نیست بلکه ابرمرد جهان است و ایران نیز آخرین سنگر بشریت در برابر استعمار استعمار نو و سلطه بر مظلومان و آزادگان جهان به شمار می رود و بنابراین اگر این واقعه را می بینیم باید بعد جهانی آن را نیز در نظر بگیریم و در ادبیات ارتباطات گفته می شود که روح چگونه استمرار پیدا می کند روح زمانی استمرار پیدا می کند که به مناسک تبدیل شود و عینیت روح در مناسک آن است اما باید مراقب بود که مناسک متصلب نشود زیرا اگر متصلب شود از روح خود منقطع می گردد و یکی از مشکلات ما بعد از انقلاب این بود که در فرایند دولت سازی مردم و امت حذف شدند و این حذف هم از سوی مردم و هم از سوی ساختار صورت گرفت و در اوایل انقلاب مردم همه کاره بودند و نهادهای مردمی یکی پس از دیگری شکل می گرفتند کمیته انقلاب جهاد سازندگی و دیگر نهادهای مردمی از دل حضور مردم پدید آمدند اما پس از پایان جنگ از آن دوره نهادسازی مردمی فاصله گرفتیم و به سمت بروکراسی مدرن رفتیم ساختار دولت بزرگ و بزرگ تر شد و با بزرگ تر شدن دولت مردم حذف شدند و مردم هم آرام آرام کنار کشیده شدند هم از حیث گواهی و آگاهی و هم از حیث نقش اجتماعی.


وی در پایان با اشاره به ضرورت بازسازی ساختار فرهنگی کشور اظهار کرد:یکی از ضرورت های اساسی بازسازی ساختار فرهنگی است و منظور از آن صرفا جابه جایی در سازمان ها نیست بلکه دگرگونی ذهنیت فرهنگی مردم و حاکمان است و هم ذهنیت مردم و هم ذهنیت حکمرانان سیاست گذاران و سیاستمداران باید دگرگون شود و یکی از مهم ترین این دگرگونی ها اعتماد دوباره به مردم است و باید مردم را نه از زاویه ادبیات روشنفکری بلکه از منظر الهیات اجتماعی و جامعه شناسی مبتنی بر دستگاه معرفتی خودمان بازتعریف کرد.
 

تاریخ انتشار: 1405/04/13

نظر بدهید
user
envelope.svg
pencil