ویژههای فکرت
مجموعه فکرت درصدد است، مسائل روزِ حوزه اندیشه را با نگاهی جدید و در قالبهای متنوع رسانهای به تصویر بکشد.
به گزارش فکرت، این نوشتار به قلم یاسر عسگری، پژوهشگر تاریخ معاصر به نقش حضرت آیتالله سید علی خامنهای، رهبر شهید انقلاب در ترویج و تقویت علوم انسانی اسلامی میپردازد و تلاش میکند در سه ساحت «فکری و اندیشهای»، «تشویقی و ترویجی»، «تأسیسی و نهادسازی» به این نقش ایشان توجه کند.هم اینک بخش دوم این مقاله تفصیلی را ملاحظه میکنید؛
تقدیر از کتب مفید و جلوگیری از نشر کتب ناقص و تفرقه افکن و رویکردهای صرفاً انتقادی
یکی از اقدامات مهم آیتالله خامنهای در دوره ریاست جمهوری، تقدیر از کتب مفید و جلوگیری از نشر برخی کتب ناقص و تفرقهآفرین بوده است. آیتالله خامنهای در یکی از خطبه های نمازجمعه در سال ۱۳۶۰، از کتاب و دایره المعارف حدیثی «الحیات» (به کوشش و همّت برادران محمدرضا، محمد و علی حکیمی) تقدیر می کند. همچنین از کتاب «الکاشف» و پژوهش های حدیثی حجتالاسلام دکتر سید جواد مصطفوی تقدیر میکند. البته مخالفت با نشر برخی کتب ناقص یا تفرقه افکن نیاز به استنادات بیشتری دارد و باید اسناد و مدارک بیشتری از آن ماجراها منتشر شود تا به صورت قطعی، نسبت آن به رهبر شهید تأیید یا رد شود. چرا که این موارد بیشتر بر اساس خاطرات شفاهی برخی افراد است و نیازمند صحّت سنجی و تحقیقات بیشتری است. گفته می شود آیت الله خامنه ای از منتقدان کتاب «کاوشی درباره روحانیت» عمادالدین باقی بوده است که در آن به برخی علمای حوزوی انتقاد شده و نویسنده آنها را جزو علمای درباری یا غیرانقلابی معرفی کرده است. ایشان از منتقدان انتشار ویژه نامه ده سالگی انقلاب اسلامی نیز است که محمدجواد مظفر (مدیر فعلی انتشارات کویر) از سوی ستاد بزرگداشت دهه فجر تهیه کرده بود. این رویه در دوره رهبری هم ادامه می یابد.
برای نمونه دکتر احمد مهدوی دامغانی (استاد برجسته ادبیات فارسی و مترجم برجسته) در ادامه خاطراتش از چاپ اولیه و پُرغلط کتاب قدیمی «نسمه السّحر» به خاطر نمونه خوانی ضعیف و غیرکارشناسی قبل از چاپ کتاب می گوید: «وقتی آقای صادق خرّازی این [کتاب] را خدمت حضرت اقای خامنه ای می برد، آقای خامنه ای می گویند: این کار مهدوی نیست. این چیست؟ یعنی چه؟ بعد وقتی این را فرمودند (چون من هم گِله گزاری کرده بودم) آقای خرازی به عرضشان رسانده اند که: بله، خود آقای مهدوی هم ناراضی است. این بود که امر فرمودند تا همه را خمیر کنند. فرمودند که چاپ جدید شود. من هم در مقدمه جلد دوم نوشتم که ایشان این منّت را به من دارند و آبروی مرا حفظ کردند.» (آیینه در برابر خورشید، ص ۲۸۸)
در ماجرایی دیگر تاریخ نگار مشهور، حجتالاسلام سید حمید روحانی (زیارتی)، بهمن ۱۳۶۷ نامهای به امام خمینی مینویسد و در آن از محتوای کتاب درسی تاریخ مدارس انتقاد می کند و بر ضرورت بازنگری در نگارش تاریخ تأکید میکند. امام هم نامه را جهت بررسی به آیتالله خامنهای، رئیس جمهور وقت میفرستند. آیتالله خامنهای هم دکتر عطاءالله مهاجرانی را مأمور بررسی و پاسخ به ادعاهای این نامه میکند و در نهایت، آیت الله خامنه ای ضمن پذیرش برخی اشکال موردی، از سبک و رویکرد حجتالاسلام روحانی انتقاد میکند. امام خمینی در ۴ اسفند ۱۳۶۷، با تاکید مجدداً بر اهمیت این موضوع، دستور جلوگیری از تحریف کتب درسی تاریخی را صادر می کند. (ر. ک: صحیفه امام خمینی، ج ۲۱، ص ۲۹۴) آیت الله خامنه ای در مناسبت های دیگری، با توجه به شناختش از دکتر شریعتی، برخی انتقادات این مورخ به او را نمی پذیرد و بعداً در این مورد، حواشی ای نیز بر کتاب «جریانها و سازمان های مذهبی ـ سیاسی ایران» نوشته رسول جعفریان می نویسد.
در مصاحبه ای با صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران از برگزاری اولین دوره نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران (تاریخ ۱۷ آبان ۱۳۶۶) تقدیر می کند و می گوید: «قبل از آنکه به کیفیت نمایشگاه بپردازیم و به آن اهمیت بدهیم، باید به اصل همتی که این نمایشگاه را به وجود آورد و فکری که این تجربه را برای بار اول در ایران مطرح کرد، بپردازیم که حقیقتاً در خور تحسین و ستایش است. اگر حتی کیفیت نمایشگاه به اینطور که الآن هست، نمیبود و پایینتر از این بود، باز جای این داشت که ما از برادرانی که این کار را انجام دادند، تشکر کنیم. ما تجربه اولمان است و باید به این وادی قدم میگذاشتیم و در این راه وارد میشدیم که متأسفانه تاکنون نشده بودیم و حال خوشبختیم که انجام شد و کیفیت هم الحمدلله خوب بود.» (مصاحبه ها، ص۶۴)
۳- دوران رهبری و زعامت
۱ـ۳ توجه به نهادسازی
شاید بتوان گفت که سالهای اولیه دوره رهبری حضرت آیتالله خامنهای، توجه ویژهای به نهادسازی متناسب با یکسری رسالتها و مأموریتها و اولویتها اشاره کرد. ابتدا «مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی (نور)» در سال ۱۳۶۸ به دستور رهبر شهید و با مدیریت حجتالاسلام حمید شهریاری راهاندازی شد. «اشاعه فرهنگ غنی اسلام، تسهیل دستیابی به منابع و متون اصیل دینی و نیز سرعت بخشیدن به امر کاوش و پژوهش در حوزه علوم اسلامی با بهره گیری از فناوری اطلاعات و به کارگیری امکانات رایانه ای برای ارائه معارف اهل بیت(ع) به جهانیان در شکل و قالب جدید، از اهداف این مرکز شمرده شده است.» این مرکز نقش مهمی در ساماندهی پژوهشهای اسلامی و انسانی دارد و دایره خدماتش از حوزویان فراتر رفته است و به ویژه به نخبگان رشتههای علوم انسانی هم خدمات ارزنده ارائه میکند. این مرکز بانک جامع اطلاعاتی مهمی را فراهم آورده است و دسترسی به منابع مختلف را برای همه پژوهشگران علوم اسلامی، علوم انسانی اسلامی و حتی علوم انسانی آسانتر کرده است.
سپس در ۱۰ دی ۱۳۶۹، «مجمع جهانی اهل بیت(ع)» را تأسیس میکند و آیتالله محمدعلی تسخیری را به دبیرکلی آن انتخاب میکند و اساتیدی چون آیات مصباح یزدی، جوادی آملی، ابراهیم امینی، سید محمدباقر حکیم، سید محمدحسین فضل الله، احمد جنتی، محمد مومن قمی، محسن مجتهد شبستری و... را به عنوان اعضای شورای عالی این مجمع منصوب میکند و بعدها آیاتی چون محمدمهدی آصفی و... هم به این شورا اضافه می شوند.
در همین سال (۱۳۶۹) پیشنهاد تأسیس «مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی» را می دهد و از ظرفیت اساتید برجسته حوزه و دانشگاه برای این مجمع استفاده میکند. وی، آیتالله محمد واعظزاده خراسانی (که از شاگردان برجسته آیتالله بروجردی و اندیشمندان حوزوی و دانشگاهی بود) را به دبیرکلی این مجمع برمیگزیند و اساتیدی چون آیات محمدابراهیم جنّاتی شاهرودی، سید محمدحسین فضلالله، سید محمدباقر حکیم، دکتر سید جعفر شهیدی، دکتر ابوالقاسم گرجی، مولوی اسحاق مدنی و ماموستا شیخ الاسلام را به عضویت در شورای عالی این مجمع انتخاب میکند. آیتالله واعظزاده خراسانی در خاطراتش میگوید: «بعد از رحلت امام، رهبری رسید به آسید علی خامنهای. ایشان دستور داد یک مجمعی به نام مجمع اهل بیت(ع) در تهران تأسیس شود که در جلسه اولیهای که علما جمع شده بودهاند، من هم آنجا سخنرانی کردم. در همان جلسه صحبت شد که پسندیده است یک جایی هم برای تقریب درست کنیم. همین قدر صحبت شد. روزی دیگر با آیتالله تسخیری که رئیس مجمع اهل بیت(ع) بود، خدمت رهبری رسیدیم. به ایشان گفتیم که در جلسهای که مجمع جهانی اهل بیت(ع) تشکیل شده بود، صحبت این شد که یک جایی هم برای تقریب درست کنیم. ایشان هم خیلی استقبال کرد و گفت این را تأسیس کنید. بعد به آقای تسخیری هم گفت که وظیفه این را به عهده چه کسی بگذاریم؟ مرحوم تسخیری گفت که آقای واعظزاده، از ایشان کی بهتر است!؟ رهبری یک نامهای به نام من نوشتند که در واقع فرمان ایشان است برای تأسیس موسسهای برای تقریب مذاهب.» (واعظ شهر، صص ۸۴ و ۸۵)
ایشان در ۲ بهمن همان سال (۱۳۶۹)، دستور تأسیس «موسسه دایرةالمعارف فقه اسلامی بر مذهب اهل بیت(ع)» را به آیتالله سید محمود هاشمی (شاهرودی) میدهند که از اساتید برجسته و خوشنام حوزه علمیه و از شاگردان برجسته آیتالله شهید صدر بوده است. هاشمی در فقه و اقتصاد اسلامی صاحب نظر بوده است و در دهه شصت با «دفتر همکاری حوزه و دانشگاه» [با نام امروزی پژوهشگاه حوزه و دانشگاه] و دانشگاه قم و دیگر مراکز حوزوی، همکاری علمی داشته است. از دیگر نهادسازی ها می توان به شکلگیری «شورای راهبردی روابط خارجی» به ریاست دکتر سید کمال خرازی در ۴ تیر ۱۳۸۵ و «مرکز الگوی اسلامی ـ ایرانی پیشرفت» به ریاست دکتر صادق واعظ زاده در خرداد ۱۳۹۰ اشاره کرد.
از اقدامات اخیر رهبر شهید انقلاب باید از راهاندازی «موسسه عالی فقه و علوم اسلامی» یاد کرد که به همت حجتالاسلام سید علیرضا صدر حسینی تأسیس شده است و تحت اشراف رهبر شهید انقلاب اداره میشد. درباره این موسسه آمده است: «مؤسسه عالی فقه و علوم اسلامی، با امر مقام معظم رهبری (مدظلهالعالی) و با هدف تربیت فقیهان متخصص برای پاسخگویی به نیازهای فقهی نظام اسلامی و جامعه امروز بشری و کمک به تولید علم و نظریههای نوین در عرصههای مختلف فقه اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی تأسیس شده است.» (ر. ک: سایت موسسه عالی فقه و علوم اسلامی به نشانی https://mfos.ir ) هماکنون این موسسه از ظرفیت اغلب نخبگان فاضل حوزوی و برخی اساتید دانشگاهی در تهران و قم بهره میبرد.
۲ـ۳ طراح، حامی و پشتیبان برخی مراکز و انجمن های پژوهشی و فرهنگی
آیتالله خامنهای گاهی اوقات علاوه بر نهادسازی، حامی و پشتیبان برخی مراکز و انجمن های پژوهشی و فرهنگی بوده است. از جمله اینکه از مُشوّقان بسط و گسترش فعالیتهای آموزشی «موسسه در راه حق» و «بنیاد باقرالعلوم(ع)» قم بودهاند که این فعالیت های علمی و آموزشی، بعداً در قالب «موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی» نیز ادامه پیدا می کند. در خاطرات آیتالله مصباح و برخی از نقشآفرینان موسسه، به نقش رهبر شهید انقلاب اشاره شده است. (ر. ک: گفتمان مصباح، صص ۱۸۹ ـ ۱۹۲)
تشویق و حمایت از تأسیس «دانشگاه مذاهب اسلامی» (۱۳۷۱) نیز از دیگر اقدامات معظم له است. آیت الله واعظ زاده خراسانی در خاطراتش می گوید: «یک روز رفته بودیم خدمت رهبری. گفتیم به فکر افتادیم یک دانشگاهی تأسیس کنیم با مذاهب اربعه سنی و مذهب شیعه، دانشجو بگیریم و افکار شیعه و سنی، همه را برایشان درس بدهیم. سه چهار سال دانشجوها اینجا در دانشگاه و کلاس درس با هم ارتباط دارند، شیعه و سنی با هم رفیق هستند. با هم در خوابگاه جا دارند. تقریب از این بهتر؟ ایشان گوش دادند و گفتند این دانشگاه از خود مجمع، مهمتر است. دانشگاه تربیت دانشجو است در حالی که مجمع، واعظ و منبری تربیت میکند. بدین صورت دانشگاه مذاهب اسلامی را تأسیس کردیم.» (واعظ شهر، ص ۸۷)
شهید آیتالله خامنهای از طراحان و مُشوقان تأسیس پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی (۲۷ اردیبهشت ۱۳۷۳) است که در خاطرات حجتالاسلام والمسلمین صادقی رشاد به این موضوع اشاره شده است. وی می گوید: «اوایل اردیبهشت ماه سال ۱۳۷۳ جلسهای خدمت ایشان ... [با حضور آیات مکارم شیرازی، مصباح یزدی، جوادی آملی، سید محمود هاشمی شاهرودی، سید محمدرضا مدرسی یزدی و محمود محمدی عراقی] تشکیل شد و در واقع آن جمع با رهنمود زعیم حکیم امت به تصمیم رسیدیم و بنا شد کاری شروع شود. خاطرم هست متنی را تهیه کرده بودم حاکی از اینکه باید نهادی علمی فکری تأسیس کنیم تا لاقل در سه حوزه فلسفه و کلام، نظامهای اسلامی و مسائل فرهنگی و اجتماعی فعالیت کند؛ چیزی شِبه اساسنامه شده بود و آن متن مبنای بحث در آن جلسات شده بود. قبل از ظهر بود و دو سه ساعتی جلسه طول کشید، نزدیک به اذان ظهر شده بود که حضرت آقا جمع بندی کرده و در نهایت فرمودند کار باید شروع شود و مدیریت آن نیز با آقای رشاد باشد، ایشان کار را پیش ببرند و آقایان هم باید کمک کنند.» (رک: پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی از تأسیس تا تکامل؛ گفتگو با صادقی رشاد، تاریخ ۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۰، سایت مرکز مدیریت حوزه علمیه استان تهران)
آیتالله خامنهای، در این دوران، ۴ آبان ۱۳۷۳، از علامه سید مرتضی عسکری میخواهند که آن موسسهای که در عراق (تأسیس ۱۳۴۳ش) داشتند، در ایران هم پیگیری و بازگشایی کنند و بدینگونه «دانشکده اصولالدین» در قم و دزفول و بعدها تهران و ساوه شکل میگیرد. در نامه آیت الله خامنه ای آمده است: «لازم می دانم حضرتعالی فعالیت های پُرثمر خویش را با بازگشایی دانشکده اصول الدین ادامه داده تا به خواست خداوند متعال، دانشمندان و متخصّصانی در زمینه تحقیقات علوم قرآن و حدیث و سیره پرورش یابند. از خداوند سبحان خواستارم با بازگشایی این دانشکده در شهر مقدس قم و شعبه های آن در دیگر مناطق، تلاش های علمی، خالصانه و بی وقفه جنابعالی در نشر حقایق اسلام ـ که با رویکردی علمی، بیطرفانه و به دور از تعصّب و سطحی نگری انجام گرفته ـ استمرار یابد.» ریاست این دانشکده بعد از درگذشت علامه عسکری، برعهده آیتالله تسخیری و بعداً آیتالله محسن اراکی قرار میگیرد و هم اکنون به عنوان «دانشگاه بینالمللی علامه عسکری» فعالیت میکند. هم اکنون در این دانشگاه، رشتههایی مانند علوم قرآنی، علوم حدیث، فلسفه و کلام اسلامی، علوم تربیتی، روانشناسی، حقوق، علوم سیاسی و... به جذب دانشجو میپردازد.
حمایت از تأسیس «مجمع عالی حکمت اسلامی» در حوزه علمیه قم هم از دیگر اقدامات رهبر شهید است. در بخش تاریخچه سایت این مجمع آمده است: «پیرو دیدار جمعی از فضلا و نخبگان علوم عقلی حوزه علمیه قم با مقام معظم رهبری حضرت آیت الله العظمی خامنهای در زمستان سال ۱۳۸۲ و تأکید معظم له بر ضرورت و اهمیت علوم عقلی و لزوم تشکیل انجمن یا مجمعی که مرکزیت علوم عقلی را در حوزه علمیه بر عهده داشته باشد، جمعی از اساتید علوم عقلی با تشکیل جلسات متعدد راهکارهای تحقق اهداف و منویات معظم له را بررسی کرده نموده که منجر به تأسیس مجمع عالی حکمت اسلامی گردید.» (ر. ک: سایت مجمع عالی حکمت اسلامی به نشانی hekmateislami.com) رهبر شهید انقلاب در دیدارهای متعدد با اساتید فلسفه و علوم عقلی در سالهای اخیر، تأکید بسیاری بر «امتداد فلسفه اسلامی در عرصه های اجتماعی و سیاسی» یا «امتداد اجتماعی و سیاسی فلسفه اسلامی» داشتند.
جدیدترین اقدام هم حمایت از فعالیت های ترویجی و فکری «موسسه انقلاب اسلامی» در زمینه شناساندن انقلاب اسلامی و اندیشه های رهبران انقلاب است که منجر به راه اندازی «پژوهشگاه علوم و معارف انقلاب اسلامی» نیز شده است. هم اکنون حجت الاسلام داوود مهدوی زادگان ریاست این مجموعه فکری را بر عهده دارد.
آیتالله خامنهای از حامیان مدارس علوم انسانی «فرهنگ» به ریاست و بنیانگذاری دکتر غلامعلی حداد عادل بوده است که تا مدتها رسانه ای نمی شد. این ماجرا در زمانی که بحثی درباره ادعای مالکیت بنیاد مستضعفان (در دوره ریاست پرویز فتاح) بر مکان یکی از شعبات مدارس فرهنگ مطرح شده بود، به صورت رسانهای آشکار شد و این پرونده خاتمه پیدا کرد. آیتالله خامنهای از حامیان «سازمان ملی پرورش استعدادهای درخشان (سمپاد)» نیز بوده است. حجتالاسلام دکتر جواد اژهای، سالهای طولانی ریاست هیأت امنای سمپاد (۱۳۶۶ - ۱۳۸۷) را برعهده داشت. از مشوقان و حامیان «دفتر مطالعات جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی (حسینیه هنر)» با محوریت وحید جلیلی هم بوده اند که با ابتکاراتی چون «جشنواره مردمی فیلم عمار»، نوشت افزارهای اسلامی ـ ایرانی، واحد تاریخ شفاهی و توجه ویژه به خاطرات شفاهی مردمی و بیان نقش مردم در حوادث مختلف تاریخ معاصر و تاریخ انقلاب مشغول فعالیت است. حمایت رهبری از تأسیس «پژوهشگاه تخصصی شهید صدر» با مدیریت آیت الله سید نورالدین حسینی اشکوری را هم نباید فراموش کرد و ساختمانی در اختیار این پژوهشگاه قرار داده شد.
یکی دیگر از اقدامات رهبری، تشویق حوزههای علمیه به داشتن «انجمنهای علمی» و تخصصی است که به مرور تعداد این انجمنهای علمی، به ۲۰ انجمن رسیده است و نباید نقش رهبر شهید انقلاب را در تشویق به چنین اموری نادیده گرفت. حالا چه به صورت معنوی و راهبردی و چه به صورت در اختیار قرار دادن ساختمان و امکانات لُجستیکی. از دهها موسسه علمی و فرهنگی در قم و تهران و مشهد و... حمایت شده است که برخی از آنها، به دلایلی رسانهای نشده است، ولی باید قدردان آینده نگری و دوراندیشی رهبر شهید بود.
حمایت از تأسیس برخی کتابخانهای تخصصی هم از دغدغههای رهبر شهید انقلاب است که خوشبختانه بخشی از آنها به همت دفتر آیت الله سیستانی در قم محقق شده است. همچنین تجهیز برخی کتابخانهها از سوی معظمله و دفتر ایشان، تاکنون دهها هزار جلد کتاب، برخی کتابخانهها اهدا شده است که مهمترین آنها کتابخانه آستان قدس رضوی مشهد است. باید به نقش ایشان در راهاندازی یا تشویق موسسات علمی و فرهنگی زیرنظر آستان قدس رضوی نیز توجه داشت. «بنیاد پژوهشهای اسلامی»، «دانشگاه علوم اسلامی رضوی»، «موسسه جوانان» و... در آستان قدس رضوی از جمله آنهاست که در برخی خاطرات شخصیتها و فضلای خراسانی، برخی از این حمایتها و تشویقها ذکر شده است. نقش و حمایت و تشویق رهبر شهید از تأسیس بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی و دانشگاه علوم اسلامی رضوی مشهد نیز باید بیان شود. یا حمایتی که از «مدرسه عالی شهید مطهری» (مدرسه سپهسالار قدیم) تهران با تولیت آیتالله محمد امامی کاشانی داشتهاند و همچنین رئیس، اساتید و دانشجویان این مدرسه عالی / دانشگاه دو مرتبه در تاریخ های ۱۶ اردیبهشت ۱۳۷۰ و ۱۳ تیر ۱۴۰۳، با معظم له دیدار داشتهاند.
۳ ـ ۳ تقدیر از شخصیت های علمی و دینی و دیپلماسی پیام تسلیت
یکی از اقدامات رهبر شهید انقلاب، دلجویی، تفقّد و قدرشناسی از اصحاب فرهنگ و اندیشه کشور است که برخی از این موارد، یا به صورت دیدار حضوری و جلسات علمی و مشترک بوده، برخی هم در قالب پیامهای تسلیت و مواردی هم در قالب توصیه به بزرگداشت شخصیتهای علمی یا ارسال پیام در مراسمات بزرگداشت شخصیتها بوده است.
آیتالله خامنهای نسبت به درگذشت شخصیتها و مفاخر علمی و فرهنگی پیام صادر میکند یا در مصاحبه هایی به تحلیل افکار و اندیشه هایشان می پردازد. از جمله درباره شهیدان مطهری، بهشتی، باهنر، مفتح و... بعدها این روال ادامه پیدا کرد و به درگذشت شخصیتهایی مانند استاد محمدتقی شریعتی و استاد سید غلامرضا سعیدی و... هم واکنش میدهد. در دوره بعدی هم این روال استمرار و گسترش پیدا میکند. درباره شخصیتهایی علمی و فرهنگی مانند آیتالله مرعشی نجفی (کتابشناس و نسخهپژوه)، علامه محمدتقی جعفری (اندیشمند اسلامی و نهجالبلاغهپژوه و مولویپژوه)، آیتالله محمدمهدی شمسالدین (متفکر لبنانی)، آیتالله سید مهدی روحانی (فقیه و عالم رجالی)، آیتالله سید محمدباقر حکیم (قرآنپژوه)، آیتالله علامه فضلالله (فقیه مجاهد)، آیتالله محمد واعظزاده خراسانی (قرآنپژوه تقریبگرا)، آیتالله محمدعلی تسخیری (فقیه تقریبگرا)، استاد سید هادی خسروشاهی (نویسنده و مترجم و تاریخنگار)، حجتالاسلام دوانی (مورخ نامدار)، آیتالله دکتر محمد صادقی تهرانی (مفسر و قرآنپژوه نوگرا)، آیت الله سید حسن مصطفوی (فیلسوف)، آیت الله سید رضی شیرازی (فیلسوف)، آیت الله حسن ممدوحی (فیلسوف)، آیت الله سید محمد موسوی بجنوردی (فقیه نوگرا)، آیتالله عبدالهادی الفضلی (اندیشمند برجسته عربستان)، آیت الله محمدآصف محسنی (عالم و حدیث پژوه افغانستانی)، حجتالاسلام سید عباس موسویان (اقتصاددان اسلامی) و... پیام تسلیت صادر می کنند. فقط محدود به حوزویان نیست و برای درگذشت دیگر اهالی فرهنگ و هنر مانند محمدحسین شهریار تبریزی (شاعر)، احمد آرام (مترجم برجسته)، دکتر سید جعفر شهیدی (ادیب و دانشمند برجسته)، دکتر سید حسن حسینی (نویسنده و منتقد ادبی برجسته)، دکتر قیصر امینپور (شاعر و پژوهشگر ادبی)، محمدرضا آقاسی (شاعر مردمی)، عباس مُشفق کاشانی، حمید سبزواری، محمود شاهرخی (جذبه)، دکتر حبیب الله صادقی (هنرمند متعهد) نیز پیام می دهند. در سالهای اخیر هم پیام تسلیت برای درگذشت دکتر پرویز داودی (اقتصاددان)، دکتر عماد افروغ (جامعه شناس متعهد)، دکتر کریم مجتهدی (فیلسوف غربشناس) و... صادر نمودند و از آنها تجلیل کردند. حتی برای درگذشت فرزند آیت الله استادی (استاد حوزه وکتابشناس)، سید مهدی شجاعی (نویسنده) و یوسفعلی میرشکاک (نویسنده و شاعر) یا درگذشت همسر آیت الله جعفر سبحانی (متکلم برجسته)، آیت الله محسن اراکی (اندیشمندان حوزوی) و دکتر محمدجواد ایروانی (اقتصاددان) و... و درگذشت برادر آیت الله جوادی آملی (فیلسوف و مفسر برجسته) و حجت الاسلام محمدجواد حجتی کرمانی (نویسنده قدیمی) و... هم پیام تسلیت میدهند. تحلیل این پیام های تسلیت و تعابیری که درباره برخی از این شخصیت ها و حوزه های علمی آنها به کار می برند، خود تحقیق مجزایی می طلبد.
اگر تاریخچه برخی بزرگداشتها و مفاخر علمی درگذشته و در قید حیات به دقت ثبت و ضبط بشود، نقش رهبر شهید در برپایی و تشویق و حمایت از این بزرگداشتها، مشخص میشود. در سه چهار دهه اخیر، تعداد این همایشها و بزرگداشتها فراوان است که در برخی از آنها، پیشنهاددهنده اصلی شخص ایشان بودهاند مانند بزرگداشت آیتالله محمدمهدی آصفی (متفکر و اندیشمند برجسته اسلامی و شیعی) و... در اغلب همایشها هم یا پیام دادهاند (مانند بزرگداشت علامه حسنزاده آملی و علامه محمدتقی جعفری در دانشگاه تهران) یا با مجریان و دستاندرکاران و اعضای هیأت علمی دیدار داشتند که آخرین آنها بزرگداشت های آیتالله محمدهادی میلانی و آیتالله میرزا حسین نائینی بوده است. خوشبختانه متن دیدارهای این همایشها در دسترس عموم و از این منظر قابل بررسی است. گفته شده که رهبر شهید از همایش های «حکمت مطهر» و «چهرههای ماندگار» ـ که سالانه و با همت سازمان صداوسیما در دوره ریاست دکتر علی لاریجانی و همکاری دیگر مراکز علمی و فرهنگی برقرار میشد ـ استقبال کرده بودند. یکی از دغدغههای ایشان این بود که از فعالان علمی و فرهنگی کشور در زمان حیات، تقدیر شود.
تاریخ انتشار: 1405/04/13
مجموعه فکرت درصدد است، مسائل روزِ حوزه اندیشه را با نگاهی جدید و در قالبهای متنوع رسانهای به تصویر بکشد.