ویژههای فکرت
مجموعه فکرت درصدد است، مسائل روزِ حوزه اندیشه را با نگاهی جدید و در قالبهای متنوع رسانهای به تصویر بکشد.
به گزارش فکرت، این نوشتار به قلم یاسر عسگری، پژوهشگر تاریخ معاصر به نقش حضرت آیتالله سید علی خامنهای، رهبر شهید انقلاب در ترویج و تقویت علوم انسانی اسلامی میپردازد و تلاش میکند در سه ساحت «فکری و اندیشهای»، «تشویقی و ترویجی»، «تأسیسی و نهادسازی» به این نقش ایشان توجه کند.
خوشبختانه در سالهای اخیر کتابها و مقالههایی در زمینه دیدگاههای رهبر شهید انقلاب درباره علوم انسانی و علوم انسانی اسلامی منتشر شده است که تازهترین و مفصلترین آنها کتاب «درآمدی بر علوم انسانی اسلامی در اندیشه حضرت آیتالله العظمی خامنهای» نوشته حجتالاسلام دکتر سید مهدی موسوی (انتشارات انقلاب اسلامی) است. موسوی در جمعبندی آخر این کتاب مینویسد: «اسلامی اندیشیدن در باب مسائل انسان و علوم انسانی» و «تولید علوم انسانی اسلامی» طرح پیشنهادشده از سوی آیتالله خامنهای است و با اصطلاحهای دیگر مانند «علم دینی» و «اسلامیسازی علوم» متفاوت و متمایز است. این طرح ضمن حفاظت از هویت حکایتگری، کاشفیت، عمومیت و شمولیت علم، از رویکرد تهذیبی، مونتاژی و حاشیهنویسی بر علوم انسانی موجود پرهیز دارد.» (درآمدی بر علوم انسانی اسلامی، ص۸۱۰)
موسوی طرح «تولید علوم انسانی اسلامی» از دیدگاه آیتالله خامنهای را اینگونه صورتبندی و تعریف میکند: «تولید علوم انسانی اسلامی فرآیندی ذوابعاد، جمعی، اجتهادی، بر پایه اندیشیدن اسلامی در باب انسان و زندگی انسان، مبتنی بر جهانبینی مستدل و مبرهن توحیدی با استفاده از منابع وحیانی، تجربه زیسته پیامبر(ص) و اهل بیت معصومین(ع)، علوم اسلامی و دستاوردهای علمی بشر در راستای توصیف، تبیین و پیشبینی واقعیات انسانی و ارائه الگوی صحیح و کارآمد پیشرفت و تعالی برای دستیابی به دولت، جامعه و تمدن اسلامی ـ انسانی است.» (درآمدی بر علوم انسانی اسلامی، ص۸۱۱)
وی مینویسد: «میتوان «توحیدینگری» و «تمدناندیشی» در افق محیط اجتماعی بینالملل و بینالعوالم و توجه به تمدنسازی در پرتو تجربه زیسته و فرآیند تکاملی نهضت انبیاء(ع) و حرکت عظیم تمدنی اسلام و ظرفیتهای تمدنی منابع و علوم اسلامی را ایده اصلی و عصاره و اساس نظریه «اسلامی اندیشیدن در باب انسان و علوم انسانی» دانست و همین نگاه، هسته مرکزی پایگاه فکری آیتالله خامنهای را شکل داده است و موجب توجه و عنایت ایشان به علوم انسانی و نقد تمدن و علوم انسانی غربی و ساخت علوم انسانی اسلامی شده است.» (درآمدی بر علوم انسانی اسلامی، ص ۸۲۲)
پیشتر هم کتابهای «فلسفه سیاسی آیتالله خامنهای» نوشته محسن مهاجرنیا، «منظومه فکری آیت الله العظمی خامنه ای» به قلم عبدالحسین خسروپناه و جمعی از پژوهشگران و «علوم انسانی اسلامی در رهیافت امام خمینی و حضرت آیت الله خامنه ای» نوشته مهدی جمشیدی و... در تحلیل افکار و اندیشه های رهبر شهید منتشر شده بود که به این موضوع نیز توجهاتی دارد.
۱- پیش از انقلاب اسلامی
آیتالله خامنهای در حوزه های علمیه قم و مشهد شاگرد اساتید برجسته ای چون آیات امام خمینی، علامه طباطبایی، شیخ مرتضی حائری یزدی و سید محمدهادی میلانی و پدرشان آیت الله سید جواد خامنه ای بوده است. در اواخر دهه ۱۳۳۰ شهید آیت الله بهشتی تلاش می کند که طلاب فاضل آن زمان حوزه علمیه قم را با زبان انگلیسی و علوم جدید به ویژه برخی رشته های علوم انسانی مانند جامعه شناسی و روانشناسی آشنا کند. این اتفاق در مکان مدرسه «دین و دانش» صورت می گیرد و آیت الله خامنه ای به همراه جمعی از فضلای آن زمان حوزه (مانند آیت الله مصباح یزدی، حجت الاسلام هاشمی رفسنجانی، حجت الاسلام محمدجواد باهنر و...) در آن دوره شرکت می کند.
ایشان در دوران جوانی با چهره های مختلف دینی، فرهنگی، فکری و هنری روزگار خود آشنا بود و حتی با برخی شخصیتهای آن زمانها در ارتباط بود: از شهید مطهری و شهید بهشتی و علامه جعفری گرفته تا استاد محمدتقی شریعتی و مهندس بازرگان و دکتر یدالله سحابی و دکتر علی شریعتی؛ از جلال آلاحمد و برادرش شمس آلاحمد تا استاد فخرالدین حجازی و استاد محمود حکیمی و دیگر نویسندگان متعهد یا مذهبی؛ از آیت الله مکارم شیرازی و آیت الله جعفر سبحانی و آیت الله صالحی نجف آبادی تا حجتالاسلام محسن قرائتی و حجت الاسلام علی صفایی حائری؛ از استاد محمدرضا حکیمی و محمد قهرمان و احمد کمال و علی باقرزاده و غلامرضا قدسی (شاعران بنام آن زمان خراسان) تا برخی شاعران بهنام کشوری روزگار مانند مهدی اخوان ثالث، امیری فیروزکوهی و محمدرضا شفیعی کدکنی؛ از استاد احمد آرام، استاد سید غلامرضا سعیدی، دکتر محمدابراهیم آیتی و دیگر مترجمان مذهبی آن روزگار مانند صدر بلاغی، علی اکبر غفاری، سید هادی خسروشاهی، علی حجتی کرمانی و زین العابدین قربانی. خلاصه اینکه ایشان در دوران پیش از انقلاب، با چهرههای متعهد و برجسته فرهنگ و ادب و اندیشه آشنا و حتی مرتبط بوده است. تحلیل های خواندنی ای که از آثار و دغدغه های جلال آل احمد و دکتر علی شریعتی، روشنفکران برجسته پیش از انقلاب، بیان کرده، نشان می دهد که با آنها و آثارشان مرتبط و مأنوس بوده است.
آیتالله خامنهای با برخی محافل فرهنگی و علمی آن روز هم ارتباط داشت و در حسینیه ارشاد تهران چندین سخنرانی داشت؛ حسینیه ارشادی که در آن زمان مهمترین پاتوق جریان روشنفکری دینی قلمداد می شد. این ارتباطات گسترده و مطالعات فراوان، آشنایی او با فضای فکری و فرهنگی روز ایران و جهان اسلام و جهان را افزایش داد. خصوصاً که در آن زمان به ترجمه آثار برخی از اندیشمندان جهان اسلام و نهضتهای اسلامی معاصر توجه داشت و آثاری از اندیشمندان مصری و شبه قاره ترجمه کرد. با ترجمه های صحیح و غیرمعاندانه و در راستای اهداف اسلامی و تعالی انسان مشکلی نداشت، نه اینکه هر چیزی را ترجمه کند. حتی به برخی طلبه ها آموزش ترجمه هم می دادند و بابت ترجمه هر صفحه، حق الزحمه پرداخت میکرد.
ترجمه کتاب «اشک و لبخند» از جبران خلیل جبران (منتشر نشده)، «آینده در قلمرو اسلام» و «ادعانامهای علیه تمدن غرب» از سید قطب، جلد اول تفسیر «فی ظلالالقرآن» سید قطب، «نقش مسلمانان در نهضت آزادی هندوستان» (ترجمه و تألیف) و «صلح امام حسن(ع) : قهرمانانهترین نرمش تاریخ» از جمله آثار ترجمهای ایشانند که برخی، چندین بار منتشر شدهاند. از سویی دیگر با زندگی و آثار برخی شخصیتهای برجسته فکری و فرهنگی تاریخ معاصر مانند سید جمال اسدآبادی، اقبال لاهوری، عبدالکلام آزاد، سید قطب، محمد قطب، اقبال لاهوری، مالک بن نبی و... آشنا بوده اند و اغلب آثار آنها را مطالعه کرده اند و همین مطالعات از ایشان به عنوان تحلیلگر برجسته مسائل تاریخ اسلام و جهان اسلام به ویژه نهضتهای اسلامی ساخته است. به خصوص که در زمینه تاریخ سیاسی معصومین(ع) و تاریخ سیاسی اسلام و تاریخ معاصر جهان از جمله شخصیتهای صاحب نظر است که برخی از مباحث او بعدها در کتاب «انسان ۲۵۰ ساله»، «دو امام مجاهد»، «همرزمان حسین(ع)» و... منتشر شده است. از سویی دیگر علاقه اش به تاریخ تفکر دینی و عرضه نظام مند معارف اسلامی منجر به نگارش کتابهای «طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن»، «پژوهشی در باب حوزه علمیه مشهد»، مقاله «چهره رجالی شیخ طوسی» (به پیشهاد کنگره هزاره شیخ طوسی به میزبانی دانشکده الهیات دانشگاه مشهد)، «چهار کتاب اصلی علم رجال» (به پیشنهاد استاد محمدرضا حکیمی یا دکتر سید جعفر شهیدی برای درج در یادنامه علامه امینی) و... شد. (ر. ک: کتاب کتاب، صص۵۵۱ ـ ۵۶۹)
۲- دوران ریاست جمهوری
متأسفانه در سالهای ابتدایی انقلاب، با توجه به سرعت تحولات جامعه و فقدان تاریخ نگاری دقیق و مستمر، خیلی از تلاش های شخصیت ها و رهبران فکری و فرهنگی انقلابی به درستی ثبت و ضبط نشده است. آیت الله خامنه ای هم از این قاعده، مستثنا نیست و اجمالی از فعالیت های ایشان در دوره نمایندگی مجلس شورای اسلامی، امامت جمعه تهران، عضویت در شورای عالی دفاع، مشارکت در تأسیس حزب جمهوری اسلامی و شرکت در دوره های مختلف آموزشی و تبیینی این حزب و... در دسترس است و اطلاع از اقدامات ایشان مرتبط با علوم انسانی در دوره قبل از ریاست جمهوری، نیاز به تحقیقات تاریخی بیشتری دارد.
۱ـ۲ تفسیر قرآن
آیتالله خامنهای خیلی به قرآن کریم توجه ویژه دارد و قرآن را منشأ علوم انسانی اسلامی میداند و بر تولید دانشها و علوم انسانی قرآنبنیان تأکید میکند. آشنایی عمیق او با قرآن کریم، از او مفسری برجسته ساخته است، گرچه آن چنان فرصت نداشته که مثل بقیه مفسران، به نوشتن تفسیر بپردازد ولی در هر سخنرانی و هر فرصتی پیش بیاید، به تفسیر و شرح آیات قرآن کریم میپردازد و از آیات قرآن، برای وضعیت جامعه امروز ما، راهنمایی و الگو میگیرد. ایشان به صورت جدی، در دوره ریاست جمهوری، به شرح و تفسیر برخی سوره های قرآن روی می آورند که خوشبختانه در سالهای اخیر، برخی از جلسات شرح و تفسیر سورههای قرآن کریم معظمله منتشر شده است، مانند تفسیر سورههای برائت، تغابُن، حمد، حشر، مجادله، ممتحنه، بقره، جمعه، صف و منافقون که تاکنون این تفسیرها به ۱۰ جلد رسیده است و با بررسی اجمالی این کتب تفسیری میتوان گفت که رویکردشان سیاسی ـ اجتماعی و درصدد کاربردی سازی آیات قرآن برای امروزه و جوامع امروزی است. از جهاتی سبک تفسیری ایشان را میتوان با دیگرهای تفسیرهای اجتماعی روز مانند «فی ظلالالقرآن» (سید قطب)، «من وحی القرآن» (علامه فضلالله)، «پرتوی از قرآن» (آیتالله طالقانی) و «الکاشف» (علامه محمدجواد مغنیه) و... مقایسه کرد.
۲ـ۲ دانشنامه جهان اسلام
یکی از رویکردهای مهم آیتالله خامنهای در علوم انسانی، بسترسازی برای تحقیق و پژوهش است. یعنی بهصورت ویژه تلاش داشتند که آن مواردی که محققان و پژوهشگران نیاز دارند، حتیالامکان، فراهم شود؛ اعم از فرصت مطالعاتی، راه اندازی یا تجهیز کتابخانه، مرکز تحقیقاتی، ساختمان و تجهیزات اولیه و حتی تشویق و دلگرمی. برای نمونه در اسفند ۱۳۶۲ که بنیاد دانشنامه جهان اسلام را راهاندازی کرد و بدین گونه بستری برای پژوهش جمعی از اساتید و نخبگان علمی و فرهنگی کشور فراهم شد. این مرکز در حوزه مطالعات جهان اسلام و ایران، با هدف اصلی تدوین و نشر دانشنامه جهان اسلام آغاز به کار کرد و به تدریج، یکی از مراکز اصلی و معتبر دانشنامهنگاری در جهان اسلام شد. این دانشنامه از جمله دغدغههای مهم آیتالله خامنهای در دهه شصت محسوب میشود. ابتدا دکتر غلامعلی حداد عادل به عنوان واسطه و مسئول هماهنگی این دانشنامه انتخاب میشود و او هم از دکتر مهدی محقق میخواهد سرپرست تیم تحقیقاتی دانشنامه بشود و او از اساتیدی مانند کامران فانی، عبدالکریم سروش، بهاءالدین خرمشاهی و... استفاده میکند. مهدی محقق نخستین مدیرعامل این دانشنامه در سالهای ۱۳۶۲-۱۳۶۴ بوده است. بعد از او، نصرالله پورجوادی، سالهای ۱۳۶۴ تا ۱۳۶۹ و بعد از او، سید مصطفی میرسلیم در سالهای ۱۳۶۹-۱۳۷۴ مدیرعامل بوده و با مسئولیتش در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی [دولت دوم هاشمی رفسنجانی]، این مهم به دکتر حداد عادل واگذار می شود. دکتر حداد عادل از سال ۱۳۷۴ تاکنون، مدیرعامل این مرکز علمی ـ فرهنگی است. حجتالاسلام حسن طارمی راد نیز از سال ۱۳۷۶ معاون پژوهشی این مرکز عهده دار است که مهر ۱۴۰۴، بزرگداشتی نیز برای او در کتابخانه ملی ایران برگزار شده است.
تاکنون ۲۹ جلد از این دانشنامه منتشر شده و ۱۲ جلد ترجمه آن به زبان عربی با عنوان دائرةالمعارف العالم الاسلامی و بیش از ۷۵ جلد کتاب به زبانهای فارسی و انگلیسی از طریق انتشارات «کتاب مرجع» منتشر کرده است. پژوهشکده بنیاد هم برای توسعه و گسترش پژوهش در زمینه علوم و فنون و معارف اسلامی و نیز فراهم آوردن زمینه مناسب برای ارتقای فعالیتهای پژوهشی مرتبط در سال ۱۳۸۰ تأسیس شده است. هماکنون ۱۲۰ عضو هیأت علمی با این مرکز همکاری میکنند و این دانشنامه حداقل ۴۰ مجلد خواهد بود.
در ادوار مختلف شخصیتهای علمی و فرهنگی دیگری هم با این بنیاد همکاری میکردهاند مانند آیت الله جعفر سبحانی، آیت الله محمدهادی معرفت، دکتر ابوالقاسم گرجی، دکتر سید جعفر شهیدی، دکتر عبدالکریم سروش، کامران فانی، بهاءالدین خرمشاهی و... هیأت امنای فعلی آن سیزده نفر از اساتید برجسته حوزه و دانشگاه هستند: آیت الله صادق لاریجانی، نصرالله پورجوادی، غلامعلی حداد عادل، مرحوم غلامعلی خوشرو، علی ذوعلم، جعفر سبحانی، مرحوم جمالالدین شیرازیان، حسن طارمی راد، موسی فقیه حقانی، مهدی محقق، رضا مختاری، سید مصطفی میرسلیم، علی اکبر ولایتی. (برای اطلاع از دیدگاههای رهبر شهید درباره دایره المعارف نویسی، ر. ک: کتاب کتاب، صص ۲۵۱ ـ ۲۶۲)
جالب اینجاست که تأسیس این بنیاد / دانشنامه تقریباً همزمان با «مرکز دایرةالمعارف بزرگ اسلامی» (اسفند ۱۳۶۲) با بنیانگذاری سید محمدکاظم موسوی بجنوری (از مبارزان انقلاب اسلامی و زندانیان سیاسی دوره پهلوی دوم و دبیرکل حزب ملل اسلامی) است و برای اینکه تداخلی با برنامههای این مرکز نداشته باشد و برخی از مدخلها و شاید برخی نویسندگان این دانشنامه با دانشنامه جهان اسلام یکی بودند، شروع انتشارش با حرف ب آغاز میکند در سال ۱۳۷۵. جلد الف آن در سال ۶۷ منتشر میشود. از سوی احسان یارشاطر، مدیر «دانشنامه اسلام و ایران» (دوره پهلوی) ادعا شده بود که این «دانشنامه جهان اسلام»، در ادامه «دانشنامه ایران و اسلام» و ترجمه «دانشنامه اسلام» در حال چاپ بوده است، که در مقدمه «دانشنامه جهان اسلام» ذکر می شود که تفاوت بنیادی با این دانشنامه ها دارند. البته ما دانشنامه دیگری هم در سالهای ابتدایی دهه شصت داریم که وسعت کارش به این دو مرکز نمیرسد. مانند «دایرةالمعارف تشیع» که در سال ۱۳۶۰ و حمایت مالی فهیمه مُحبّی انجدانی دنبال شد. جلد اول این دانشنامه پس از استعفای دکتر مهدی محقق و سرپرستی احمد صدر حاج سید جوادی، در سال ۱۳۶۶ منتشر شد و کامران فانی، بهاءالدین خرمشاهی، سید احمد سجادی و مهدی محقق اعضای هیأت علمی آن بودهاند.
۳ـ۲ ستاد انقلاب فرهنگی و کمیته های مختلف آن
در زمانی که انقلاب فرهنگی در دانشگاهها صورت گرفته بود و برخی اوقات گزارشهایی در زمینه سختگیری بر اساتید و دانشگاهیان یا اعمال نفوذها بر رسیدگی به پروندههای آنها مطرح میشد، آیتالله خامنهای تلاش داشت که همواره بر معیارها و ملاکهای دینی و شرعی و رعایت اخلاق و آداب اسلامی و انسانی و توجه به استفاده از ظرفیت علمی آنها، این پروندهها مورد بررسی قرار بگیرد. حجتالاسلام والمسلمین محمدباقر شریعتی سبزواری (از نویسندگان و پژوهشگران باسابقه علوم اسلامی) ـ که مدتی مسئول رسیدگی تجدیدنظر پرونده دانشجویان و اساتید اخراجی دانشگاه تهران بودند ـ در خاطراتشان میگوید: «مقام رهبری [آیتالله خامنهای] که در آن زمان، رئیسجمهور بودند، گفته بودند چون آقای شریعتی در دانشگاه تهران به پروندهها رسیدگی میکند، خیالم راحت است.» جالب است بدانیم بنا به گفته شریعتی، دکتر جواد مناقبی (داماد علامه طباطبایی که ارتباطاتی با دربار داشت و آخوند درباری شمرده می شد، بنا به ملاحظاتی چون درگذشت علامه طباطبایی و شهادت دامادش، حجت الاسلام علی قدوسی) و دکتر مهدی محقق (که بعدها رئیس انجمن آثار و مفاخر فرهنگی شد) را تبرئه کرد و این دو به دانشگاه برگشتند.
۴ـ۲ جلسات فرهنگی مشاور فرهنگی رئیس جمهور
آیتالله خامنهای در دوره ریاست جمهوری، حجتالاسلام محمدجواد حجتی کرمانی را به عنوان مشاور فرهنگی خود انتخاب میکند. حجتالاسلام حجتی کرمانی هم شورایی علمی ـ فرهنگی راهاندازی میکند که به صورت هفتگی با رئیس جمهور جلسه داشتند و به برخی مسائل فکری و فرهنگی روز میپرداختند. حجتالاسلام محمدجواد حجتی کرمانی، اساتیدی بنام مانند سید حسن مصطفوی، احمد احمدی، محمد مجتهد شبستری، غلامعلی حداد عادل، زینالعابدین قربانی، عباسعلی عمید زنجانی و محمدهادی عبدخدایی را اعضای کمیته معارف نام میبرد که با اشاره رئیس جمهور وقت (آیتالله خامنهای) و به دعوت و تحت اشراف مشاورت فرهنگی ریاست جمهوری برای تدوین «معارف دینی» دانشگاهها به مشاورت میپرداختند. آقایان مهراب رجبی [برادر بزرگ مهران رجبی، هنرمند و بازیگر سینما و تلویزیون] مُنشی جلسات و ناصر جاسبی عضو دفتر مشاورت فرهنگی بود. (ر. ک: هفته خونی، ص۲۰) یکی از مأموریتهای این کمیته، تدوین دروس معارف اسلامی دانشگاههاست. شاید بتوان کتاب «انقلاب اسلامی و ریشهها» نوشته آیتالله عباسعلی عمید زنجانی را مرتبط با خروجیهای این کمیته دانست. در خاطرات استاد سید هادی خسروشاهی هم به وجود فعالیت های این کمیته اشاره شده است.
۵ـ۲ مشارکت در تأسیس دانشگاه آزاد اسلامی
آیتالله خامنهای جزو موسسان دانشگاه آزاد اسلامی نیز محسوب میشود که امام خمینی هم از ایده حمایت کردند و در ابتدای امر، کمک مالی برای شروع فعالیت هایشان داشتند، اگرچه ایدهپرداز اصلی این دانشگاه، حجتالاسلام هاشمی رفسنجانی است و تا مدتهای طولانی امورات این دانشگاه با هدایت و نظرات و نظارت او پیش می رفت. سخنان و دیدگاههای آیتالله خامنهای درباره مسائل دانشگاه آزاد و دغدغههایشان درباره این دانشگاه خود تحقیق جداگانه ای می طلبد.
۶ـ۲ دیدارهای فرهنگی و فکری متعدد
آیت الله خامنه ای در دوره ریاست جمهوری هم چندین جلسه در این زمینه دارد که بیانگر نوع نگاه او در دهه شصت است. ازجمله اینکه در سال ۱۳۶۱ با رئیس و اساتید و دانشگاه امام صادق(ع) تهران و در ۲ دی ۱۳۶۱ با مسئولان موسسه در راه حق قم و اعضای جریان طرح بازسازی علوم انسانی دیدار میکند. فروردین ۱۳۶۲ به سمینار دفتر همکاری حوزه و دانشگاه ـ که مجری طرح بازسازی علوم انسانی است ـ پیام میدهد. ۱۸ مهر ۱۳۶۴ با مسئولان انتشارات سپاه پاسداران انقلاب اسلامی دیدار می کند. (ر. ک: کتاب کتاب، صص ۲۸۶ ـ ۲۸۷) ۶ فرورین ۱۳۶۶ با مسئولان و اعضای بنیاد پژوهش های اسلامی آستن قدس رضوی دیدار می کند. در دیدار با برخی پزشکان، پیشهاد ترجمه برخی میراث پزشکی مسلمانان از جمله کتاب «قانون» ابن سینا به زبان فارسی را می دهد. (ر. ک: کتاب کتاب، ص۲۶۳ ـ ۲۶۴) می توان در این دیدارها و پیام ها تا حد زیادی به دغدغه ها و دیدگاههای ایشان در آن زمانها، به ویژه در زمینه علوم انسانی، رسید.
تاریخ انتشار: 1405/04/13
مجموعه فکرت درصدد است، مسائل روزِ حوزه اندیشه را با نگاهی جدید و در قالبهای متنوع رسانهای به تصویر بکشد.