اكنون 70 شب است كه در صدها شهر كشور و ده‌ها ميدان تهران آنچه «جنبش خياباني حفاظت از ايران» مي‌خوانم، تداوم داشته، تعدادي از اهداف دو قدرت اتمي متجاوز به ايران را ناممكن و در دفاع از ايران نقشي تعيين‌كننده ايفا كرده است. با اين حال، تحليل اين جنبش موثر هنوز به قدر كافي مورد توجه جامعه‌شناسان و بسياري از تحليلگران و ناظران و رسانه‌ها در داخل و خارج از كشور قرار نگرفته است. در ادامه به چند عامل كه در كنار هم شايد اين كم‌توجهي را توضيح دهد، اشاره مي‌كنم:

 

 ۱- انگاره خطا درباره ابعاد جنبش-  بسياري از ناظران ابعاد اين جنبش را دست‌كم مي‌گيرند. بر اساس چند نظرسنجي معتبر ملي بين ۴۸ تا ۶۰ درصد ايرانيان حداقل يك‌بار در اين تجمع‌هاي شبانه حفاظت از ايران شركت كرده‌اند. بين ۱۰ تا ۲۵ درصد ايرانيان هم گزارش مي‌كنند كه به‌طور مستمر در اين تجمع‌ها شركت داشته‌اند. مشاهدات ميداني هم از جمعيت قابل اعتناي اين تجمع‌هاي پرشمار حكايت مي‌كند. در تاريخ ايران و جهان سابقه نداشته است كه براي 70 شب متوالي در صدها شهر و ده‌ها ميدان پايتخت تجمع‌هاي حول پرچم و حفاظت از كشور شكل بگيرد.

 

۲- انگاره خطا درباره يكدستي جمعيت مشاركت‌كننده- بر اساس نظرسنجي‌هاي معتبر، جمعيت مشاركت‌كننده در اين اجتماعات شبانه يكپارچه نيست و به‌‌رغم اينكه واجد اكثريتي است كه به نسبت ميانگين ايرانيان مذهبي‌‌تر و بيشتر مدافع نظام است، از چند جهت تكثر دارد. بر اساس يك نظرسنجي معتبر ۳۰ درصد حاضران در انتخابات ۱۴۰۳ راي نداده بوده‌اند. حاضران به سه دسته بزرگِ حامي تصعيد نظامي، متمايل به مذاكره و توافق و حامي تركيب ديپلماسي و مقاومت نظامي هستند. در خيابان هم مشابه كل جامعه ناراضيان اقتصادي اكثريتند و گرايش‌هاي سياسي و مذهبي متنوعي دارند.

 

۳- انگاره خطاي رانتي دانستن مشاركت‌كنندگان - كساني كه در تجمع‌هاي ميادينِ متنوع تجربه مشاهده مشاركتي مكرر دارند، مي‌دانند كه اكثريت قاطع شركت‌كنندگان از اقشار محرومند. ديشب شخصا در ميدان انقلاب ديدم كه رديف فشرده موتورسيكلت‌هاي پارك‌ شده شركت‌كنندگان حدود دو كيلومتر شده بود. در ساير ميادين هم اغلب حاضران فاقد خودروي شخصي‌ و از اقشاري‌اند كه با توجه به اينكه نصف ايرانيان به زير خط فقر رفته‌اند، تقريبا همه قرباني فقرند. اگر احيانا بهره‌مندان از رانت هم شركت كنند، نه در ميانه جمعيت كه در بخش وي‌آي‌پي و پشت سن و غيرمنظم حاضر مي‌شوند. اينكه جمعيتي به اين بزرگي را كه به‌‌رغم تحمل فشارهاي شديد اقتصادي، به خاطر تعلقات ملي و مذهبي و با تعهدي ديدني در سرما و گرما و زير باران و هر شرايطي در جنبش حفاظت از ايران مشاركت كرده را رانتي بخوانيم دور از انصاف است و محصول عدم مشاهده و تجربه مشاركتي و از نزديك اين تجمعات.

 

۴- انگاره خطاي «سانديسي» محسوب كردن مشاركت‌كنندگان-  از دور بعضي ناظران اسير اين تصور خطا شده‌اند كه جمعيت مشاركت‌كننده صرفا دنبال‌كننده اوامر حاكميتي و فراخوان‌هاي صداوسيما و «سانديسي» است. مشاهده از نزديك از قضا درست عكسِ اين انگاره، نشان مي‌دهد كه در عموم شركت‌كنندگان نوعي حس قدرتمند «عامليت» و «سوژگي» و «نقش‌آفريني موثر براي حفاظت از ايران» ديده مي‌شود و در برابر ابزار و ابژه شدن مقاوت شديدي دارند. اساسا شروع تجمع‌ها هم كاملا از پايين و عمدتا با عامليت اعضاي محوري شبكه‌هاي مساجد و محله‌ها و هيئات و موكب‌ها شكل گرفت و رشد كرد. عمده ساماندهي و حتي پذيرايي‌ها هم هنوز توسط همين شبكه صورت مي‌گيرد.

 

۵- انگاره‌ خطاي تريبون‌داري شبكه پايداري-  از ۵۶ تجمع شبانه مستمر در ميادين تهران فقط در دو موردش تريبون در دست مداحان نزديك به پايداري است. در ساير ميادين يا مداحان نزديك به قاليباف يا تريبون‌داراني كه تلاش مي‌كنند به‌‌رغم دفاع از نظام و ايران وارد منازعات سياسي نشوند، تريبون‌ دارند. بخشي از تجمع‌ها هم اساسا مداح ندارد. در بسياري از ميادين تازه بعد از پايان برنامه تريبون، تونل‌هاي انساني پرچم‌گردانان متكثر شكل مي‌گيرد. واقعيت اين است كه نيروهاي ميانه و طيف وسيع‌تري از هنرمندان و گروه‌هاي مرجع هم اگر براي حضور و سازماندهي فعال‌تر شوند، مي‌توانند بيش از شبكه پايداري اثر بگذارند.

 

۶- انگاره خطاي يكدستي مناسكي- از دور برخي ناظران تنوع و تغييرات مناسكي‌ تجمع ميداني را نديده‌اند. در بسياري از ميادين به وضوح با ميانداري اكثريتِ زنان فرآيند «ملي‌سازي» فرم‌هاي مناسكي و كارناوالي‌ شدن مناسك ملي خياباني و شكل‌گيري نوعي حيات شبانه گرم و فرح‌بخش در حال تطور بوده است. هيچ‌گاه در تاريخ ايران معاصر چنين اقبالي به «پرچم ايران» نشده بوده و اين تعداد پرچم در دست اين تعداد ايراني گردانده نشده است. هيچ‌گاه در تاريخ ايران اين تعداد نوحه حماسي و سرود و ترانه‌ ملي در ميادين كشور همخواني نشده است. بسياري از تريبون‌داران و حاضران هم در حال تمرين پذيرش تكثر و ملي‌تر كردن زبان و فرم برنامه‌هايشان بوده‌اند. اينكه اين تعداد ايراني به همراه همسر و فرزند و به شكل مستمر در اين تجمع‌هاي شبانه شركت كرده‌اند هم حاكي از جاذبه تجربه همبستگي و فرم‌هاي جديد مناسكي براي حاضران است. تكثر مناسكي هم رو به افزايش بوده است. مثلا در ميادين بيشتري موسيقي زنده و نقالي اجرا مي‌شود، در جاهايي مثل پارك هنرمندان و باغ فردوس و پاره‌اي ميادين تهران و شيراز تجمع‌هاي با محوريت ادبيات و هنر رو به افزايش بوده است، مداحان بيشتري از سنج و دمام و ساز در نوحه‌هاي حماسي و سرودهاي ملي استفاده مي‌كنند و در مياديني مثل انقلاب تهران همخواني مستمر حاضران پرشمار با نوحه‌ها و ترانه‌ها بسيار شبيه كنسرت‌هاي بزرگ خياباني شده است و نوعي پوست‌اندازي فرمي و ارتقاي كيفي در انتخاب متن‌ها و ملودي‌ها ديده مي‌شود.

 

۷- استعمارزدگي ذهني-  بسياري از رسانه‌ها و ناظران جهاني و حتي بخشي از روشنفكران و اصحاب علوم اجتماعي كشورمان گويي با ذهني استعمارزده نگاهي تحقيرآميز به اكثريت حاضران در اين تجمع‌ها دارند، شايد به خاطر ۱- مذهبي‌ بودن، ۲- فقير بودن و ۳- مدافع نظام بودنشان. گويي به خاطر اين ويژگي‌ها عامليتشان كمتر اهميت دارد، كمتر ارزش تحليل جامعه‌شناختي و كمتر ارزش پوشش خبري دارد. اگر يك‌دهم اين جمعيت، نه در همه شهرهاي كشور و نه براي هفتاد شب متوالي كه فقط در چند شهر و چند شب، جمع مي‌شدند ولي مذهبي‌ نبودند يا از فرادستان اقتصادي بودند يا مدافع حمله نظامي به ايران بودند، تاكنون در رسانه‌هاي جهاني پوشش وسيعي مي‌يافت و سوژه نشست‌ها و تحليل‌هاي جامعه‌شناختي پرشماري شده بود. اكثريت زنان اين تجمع‌هاي ده‌ها شبه به‌‌رغم عامليت قابل اعتنا و ميانداريشان چندان ديده نمي‌شوند، چون چادر يا روسري به سر دارند و نسبتي با سوژه مورد علاقه‌ جريان اصلي رسانه‌هاي غربي - «زن قرباني پدرسالاري اسلامي» - ندارند. علوم اجتماعي ترجمه‌زده و منقطع از تحولات مهم ميدان‌هاي اجتماعي هم گويي اسير نوعي انگاره‌هاي استعمارزده مانده است.

 

 مادامي‌ كه آتش‌بس پايدار نشده و ايران در معرض تهديدهاي بزرگ تجاوز و كلنگي‌سازي است، همين جمعيت پاي كار نقشي تعيين‌كننده در دفاع از ايران و زيرساخت‌هايش مي‌توانند ايفا كنند و همه ايرانيان و ذي‌نفعان زندگي در ايران از نتيجه حضورشان در ميدان بهره بگيرند. اگر فرآيند تكثرپذيرتر شدن و فراگيرتر و ملي‌تر شدن تريبون اين تجمع‌ها ادامه يابد، مزاحمت صوتي تريبون‌ها و كاروان‌ها در ساعات خواب و استراحت شهروندان رفع شود، طيف وسيع‌تري از مدافعان ايران بتوانند در سازماندهي و اداره اين تجمع‌ها مشاركت كنند و تنوع مناسكي و محتوايي‌شان بيشتر شود، بازنمايي تجمع‌ها در صداوسيما در خدمت يك ذائقه خاص نباشد و از تريبون هيچ تجمعي در هيچ ميداني براي اهداف جرياني يا حمله به ديپلماسي استفاده نشود و اگر ناظران بيشتري تجربه‌ مشاركتي و مشاهده از نزديك اين تجمع‌ها را بيابند، پاره‌اي از اين انگاره‌هاي خطا مي‌تواند اصلاح شود و جامعه‌شناسان و ناظران بيشتري متمايل به تحليل اين پديده‌ اجتماعي مهم، بي‌سابقه و خادمِ ايران مي‌شوند.

تاریخ انتشار: 1405/02/24

نظر بدهید
user
envelope.svg
pencil